ود  در  شکیبائی  یزدان  در  برابر  تکذیب‌کنندگان  و  جلوه‌گر  می‌آید  در  عدم  پـاسخ  به  پـیشنهادهای  ایشـان  مبنی  بر  نـزول  معجزه‌های  مـادّی  برای  آنان‌.  چرا  که  اگر  یـزدان  پیشنهادهای  ایشـان  را  عملی  می‌کرد  و  آنـان  ایـمان  نمی‌آوردند،  به  عذاب  الهی‌ گرفتار  می‌آمدند،  همان  گونه ‌که  سنت  خداوند  بزرگوار  بر  این  رفته  است  و  به  هنگام  ظهور  معجزات  تکذیب‌کنندگان  را  دچار  عذاب  کـرده  است  و  بر کیفرشان  توانـا  بوده  است‌.  اگر  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم خدا  می‌توانست  معجـزه‌هائی  را  بدیشان  بنماید که  ایشان  با  شتاب  آنها  را  درخواست  می‌کردند،  قطعاً  معجزه‌های  پیشنهادی  ایشان  را  بدانان  می‌نمود  و  در  این  امر  تأخیر  روا  نمی‌فرمود.  هنگامی‌ که  معجزه‌های  درخواستی  را  ارائه  می‌داد  و  آنـان  بدانـها  گردن  نــمی‌نهادند،  و  آنـها  را  دروغ  مـی‌شمردند،  قـطعاً  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم بدیشان‌ کمترین  مهلت  ماندگاری  نمی‌داد،  چرا که  حون  انسـان  بود  دلتـنگ  و  دلگیر  می‌شد  و  تکذیب‌کنندگان  را  تحمّل  نمی‌فرمود.  پس  اعطاء  مهلت  ماندگاری  بدیشان،  نمادی  از  نمادهای  شکیبائی  یزدان  و  مرحمت  خـدای  سبحان  به‌ کافران  و مشـرکان  است‌.  همچنین  جلوه‌گاهی  بشمار  است‌ که  الوهیّت  یزدان  در  آن  جلوه‌گر  می‌آید:

(قُل لَوْ أَنَّ عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ). 

بگو:  اگر  آنچه  که  وقوع  آن  (‌که  عذاب  خدا  است  و  از  روی  استهزاء‌)  شتاب  می‌ورزید،  در  قدرت  من  بود  (‌در  وقوع  آن  شتاب  می‌کردم  و  از  شرّ  شما  خلاص  می‌شدم  و)  کار  من  با  شما  پایان  می‌پذیرفت‌،  ولیکن  (‌کار  در  دست  خدا  است  و)  خدا  آگاه‌تر  از  (‌هر  کسی  بدان  چیزی  است  که  در  دنیا  یا  آخرت  درخور)  ستمکاران  است‌.

حقیقت  الوهیّت  جلوه‌گر  می‌آید  در  این‌ که  خدا  د‌ر  همه  حال  مردمان  را  می‌پاید  و  از  ایشان  محافظت  می‌فرماید  و  توانا  بر  آنان  است  در  همۀ  احوال  و  اوضاعی ‌که  پیدا  می‌کنند:  در  خواب  و  بیداری،  در  حیات  و  ممات‌،  و  در  این  جهان  و  آن  جهان‌:

(وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لاَيَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ). 

گنجینه‌های  غیب  و  کلید  آنها  در  دست  خدا  است  و  کسی  جز  او  از  آنها  آگاه  نیست‌.  و  خداوند  از  آنچه  در  خشکی  و  دریا  است  آگاه  است‌.  و  هیچ  برگی  (‌از  گیاهی  و  درختی‌)  فرو  نمی‌افتد  مگـر  ایـن  که  از  آن  خبردار  است‌.  و  هـیچ  دانه‌ای  در  تاریکیهای  (‌درون‌)  زمین‌،  و  هیچ  چیز  تر  و  یا  خشکی  نیست  که  فرو  افتد،  مگر  این  که  (‌خدا  از  آن  آگاه‌،  و  در  علم  خدا  پیدا  است  و)  در  لوح  محفوظ  ضبط  و  ثبت  است‌.

حقیقت  الوهیّت  جلوه‌گر  می‌آید  در  این ‌که  یزدان  مردمان  را  مــی‌پاید  و  بر  آنـان  چـیره  است  در  هـر  حالی  از  احوالشان‌:  در  خواب  و  بیداری‌،  و  در  مرگ  و  زندگی‌،  و  در  دنیا  و  آخرت‌:

(وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُم بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَى‏ أَجَلٌ مُسَمَّىً ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى‏ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَيُفَرِّطُونَ. ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ). 

 خدا  است  که  در  شب  شما  را  می‌میراند  و  در  روز  شما  را  برمی‌انگیزاند  و  او  می‌داند  که  در  روز  (‌که  عمدۀ  جنب  و  جوش  و  تلاش  و  کوشش  است‌)  چه  می‌کنید  و  چـه  فـرا  چنگ  می‌آورید  (‌و  این  مرگ  و  زندگی  خواب  و  بیداری  نام‌،  پیوسته  ادامه  دارد)  تا  مهلت  معیّن  (‌زندگی  هر  کس  بـا  فـرا  رسیدن  مرگ  او)  بسر آیـد.  سپس  (‌در  روز  رستاخیز  همگان‌)  به  سـوی  خدا  بـرمی‌گردید  و  آنگاه  شما  را  بدانچه  (‌از  خوب  و  بد  در  دنیا)  می‌کردید  بـاخبر  می‏‎گرداند  (‌و  پاداش  و  پادافره  اعمال  را  به  صاحبان  آنها  می‌رساند)‌.  خداوند  بر  بندگان  خود  كاملًا  چیره  است‌.  او  مراقبانی  (‌از  فرشتگان  را  بـرای  حسـابرسی  و  نگارش  اعمال  شما)  بر  شما  می‌فرستد  و  می‌گمارد  (‌و  آنان  بکار  خود  بـا  دقت  تمام  تـا  دم  مرگ  یکـایک  شما،  مشـغول  مــی‌گردند)  و  چـون  مرگ  یکـی  از  شـما  فرا  رسـید،  فرستادگان  مـا  (‌از  مـیان  فرشتگان  دیگر  بـه  سـراغ  او  می‌آیند  و)  جان  او  را  می‏‎گیرند،  و  (‌فرشتکان  گروه  اول  و  فرشتگان  گروه  دیگر  به  سراغ  او  می‌آیند  و)  جان  او  را  می‏‎گیرند،  و  (‌فرشتکان  گروه  اول  و  فرشتگان  گروه  دوم  هیچکدام  در  مأموریت  خود)  کوتاهی  نـمی‌کنند.  سـپس  (‌همۀ  مردگان  در  روز  قیامت  زنده  می‌گردند  و)  به  سوی  خدا،  یعنی  سَرور  حقیقی  ایشان  برگردانده  مــی‌شوند.  هان‌!  (‌بدانید  كه  در  چنین  روزی‌)  فرمان  و  داوری  از  آن  خدا  است  و  بس‌،  و  او  سریع‌ترینِ  حسـابگران  است  (‌و  در  کوتاه‌ترین  مدت  به  حسـاب  یکـایک  خلائق  مـی‌رسد  و  پاداش  و  پادافره  آنان  را  می‌دهد(.

حقیقت  الوهیّت  جلوه‌گر  می‌آید  در  سرشت  خود  تکذیب  کنندگان‌،  آن‌ گاه ‌که  با  هول  و  هراس  رویاروی  می‌گردند.

چرا که  بدین  هنگام‌)  دفع  بلا  و  رفع  هول  و  هراس  از  خود  را  جز  از  خدا  از کسی  و  از  چیزی  نمی‌طلبند...  امّـا  با  وجود  این  شرک  می‌ورزند  و  فراموش  می‌کنند  خدائی  را که  برای  دفع  بلا  و  رفع  هول  و  هراس  از  خود  به‌ کمـک  می‏‎طلبند  او  می‌تواند  انوا‌ع  عذابها  را  بدیشان  بچشاند  و  اقسام  بلاها  را  بهرۀ  ايشان‌ گرداند،  عذابها  و  بلاهائی‌ که  کسی  نمی‌تواند  آنها  را  از  ایشان  دفع  و  برطرف  نماید:  

(قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً لَئِنْ أَنْجَانَا مِن هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ. قُلِ اللّهُ يُنَجِّيكُم مِنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِكُونَ. قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى‏ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَاباً مِن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ). 

بگو:  چه  کسی  شما  را  از  اهوال  و  شدائد  خشکی  و  دریـا  رهـائی  مـی‌بخشد،  در  آن  حـال  کـه  (‌دشـواریـها  و  گرفتاریهای  بزرگ