 اقوامی  از  مردمان ‌که  از  نژاد  مسـلمانانند  و  در  سرزمینهائی  زندگی  می‌کنند که  روزی  و  روزگـاری  سرزمین  اسلام  و  برازندۀ  اصطلاح  دارالاسلام  بوده  است‌.  آئین  یزدان  بر آن  سرزمینها  سلطه  و  قدرت  داشته  است،  و  شریعت  و  آئین  خـدا  بر  آنجاها  حکومت  و  فرمانروائی  نموده  است  ...  بعدها  این  سرزمینها  و  ایـن  اقوام  در  واقع  به  ترک  اسلام  می‌گو‌یند،  امّا  در  نام  اسلام  را  اظهار  و  اعلان  می‌کنند،  و  سرانجام  ارکان  و  اصول  اسلام  را  در  عقیده  و  واقعیت  رها  می‌سازند  و  با  آن  بیگانه  می‌شوند،  هر  چند گمان  می‌برند که  معتقد  به  اسلام  و پيرو آئین  اسلام  هستند.

اسلام  گواهی‌:  لا  اله  الا  الله  است!  گواهی‌:  لا  اله  الا الله‌،  مجسم  و  متجلی  در اعتقاد  به این  است‌ که  یزدان  یگانه‌،  آفریدگار  این  هستی‌،  و  متصرّف  در  آن  است  و  بس.  و  یزدان  یگانه، ‌کسی  است‌ که  بندگان  مراسـم  پـرستش  و  همۀ  تلاش  زندگی  را  فقط  برای  او  انـجام  می‌دهند.  خداوند  یگانه  تنها کسی  است‌ که  بندگان  قوانیق  را  از  او  دریافت  می‌دارند  و  در  برابر  فرمانش  دربارۀ ‌کار  و  بار  سراسر  زندگیشان‌ کرنش  می‌برند...  هرکس‌که  به  لااله الا الله  -  بدین  مدلول  و  مفهوم  - ‌گواهی  ند‌هد،  هـنوز  داخل  اسلام  نشده  است‌،  نام  و لقب  و  نسب  او هر چه  می‌خواهد  باشد.  هر  سرزمینی‌ که  گواهی‌:  لااله  الاالله  -  بدین  مدلول  و  مفهوم  -  در  آن  پـیاده  نشده  باشد،  سرزمینی  بشمار  است‌ که  با  ائـین  یـزدان  عبادت  و  پرستـش  ننموده  است،  و  هنوز  به  دائرۀ  اسلام  در  نیامده  است  ...

در کرۀ  زمین  امروزه  اقوامـی  از  مـردمان  هسـتند که  نامهایشان  نامهای  مسلمانان  است،  و  خود  نیز  از  نژادها  و  خاندانهای  مسلمانانند،  و  در  کرۀ  زمین  کشورهائی  است ‌کـه  روزی  و  روزگـاری  دارالاسـلام‌،  یـعنی  سرزمینهای  اسلامی  بوده  است...  ولیکن  امروزه  نه  آن  اقوام ‌گواهی‌:  لا اله  الا الله  را  -  بدین  مدلول  و  مفهوم  -  می‌دهند،  و  نه  آن ‌کشورها  خداپرستی  را  به  مقتضی  این  مدلول  و  مفهوم  در  پیش  می‏‎گیرند  و  یزدان  را  به  نـحو  بایسته  پرستش  می‌نمایند.

این  بلا،  بدترین  چـیزی  است‌ که  جنبشهای  راستین  اسلامی‌،  در  این  چنین ‌کشـورهائی  با  آ‌ن  رویـاروی  می‌گردند،  و  سخت‌ترین  درد  و  رنجی  است‌ که  از  دست  این  چنین  اقوامی  می‌چشند.

سخت‌ترین  چیزی‌ که  این  چنین  جنبشهائی  با  آن  روبرو  می‌شوند،  روشن  نبودن  راه  مسلمانان  پـرهیزگار،  و  راه  مشرکان  بزهکار،  و  آمیزه  شدن  نشانه‌ها  و  عنوانـها،  و  آمیخته  بودن  نامها  و  صفتها،  و  بیابان  برهوتی  است‌ که  در  آن  نشانه‌های  راه  نامشخص  است  و  دو  راهۀ  حقّ  و  باطل  از  یکدیگر  جدا  نیست‌!

دشمنان  جنبش‏های  اسلامي  با  ایـن  شکاف  و  سوراخ  آشنایند.  بر  دم  در  این  شکاف  و  سـوراخ  شبانه‌روز  مـی‌مانند  و  برای  فراخ ‌کردن  آن‌،  و  دلسـرد  نـمـودن  مؤمنان‌،  و  دوز  و کلک  زدن  و  آمـیختن  و  سـر در گم  کردن  این  و  آن  به  تلاش  و  تکاپو  مـی‌پردازنـد  و  به  نیرنگ  می‌نشینند،  تا  زمانی‌ که  آشکارا  زبان  به  حقّ  گشودن  و  سخن  حقّ ‌گفتن  تهمتی  می‌گردد که  با  چنگ  و  دند‌ان  بدان  می‏‎جستند!  تهمت  تکـفیر  «‌مسـلمانان‌» است!!!!  داوری  در  بارۀ  اسلام  و کفر  مسأله‌ای  می‌شود  که  به  مردمان  و  اصطلاحات  ایشان  وا‌گذار  می‌گردد،  نه  به  فرمودۀ  یـزدان  و  فرمودۀ  پیغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم خد‌اوند  سبحان‌!

این  درد  و  بلای  بزرگ  است  ...  این‌گردنۀ  نخستینی  هم  هست‌ که  باید  یاران  و  پیروان  این  دعوت  در  هر  نسلی  از  آن  بگذرند  و  از  آنجا  به  سوی  یزدان  روند!

باید که  دعوت  به  سوی  یزدان  آغاز گردد  با  روشنگری  راه  مؤمنان  و  راه  مجرمان‌....  لازم  است كه  یـاران  و  پیروان  دعوت  به  سوی  یزدان‌،  در گفتن  حقّ  و  اظهار  حقیقت‌،  و  در  قضاوت  و  داوری  و  جداسازی  حقّ  از  باطل،  سازگاری  و  سازشکاری  پیشه  نکنند،  و  در  ایـن  راستا  هول  و  هراسی  ایشان  را  فـرا  نگیرد،  و  سـرزنش  سرزنش‌کننده‌ای‌،  و  فریاد  فریاد  زنـنده‌ای  آنـان  را  بر  جای  ننشاند  و  درمانده  نگردا‌ند،  فریادی  که  برآورده  می‌شود:  بنگرید!  ایشان  مؤمنان  را کافر  قلمداد  می‌کنند!  اسلام  آن  اندازه  شُل  و  آبکی  نیست‌ که ‌گو‌ل خو‌ردگان  گمان  می‏‎برند!  اسلام  روشن  است  و کفر  نیز  پیدا  است  ...  اسلام  گواهی  لا  اله  الا الله  است  بدان  مـدلول  و  مفهومی ‌که  دارد.  پس  کسی‌ که  بدان  نحو  بر  لا  اله  الا الله  گواهي  ندهد،  و کسی‌ که  بدان  نحو  آن  را  در  زندگی  پا  بر  جا  ندا‌رد،  حکم  خدا  و  پیغمبرش  صلّي الله عليه و آله و سلّم دربارۀ  او  این  است‌ که  وی  ا‌ز  زمرۀ  کافران  ستمگر گناهکار  بزهکار  بشمار  است‌.

(وَكذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ، وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ). 

ایـن  چنین  (‌روشـن  و  آشکار)  آیات  (‌قرآنـی  و  دلائل  جــهانی‌)  را  تــوضیح  مــی‌دهیم‌،  تــا  راه  (‌نــادرست‌)  گناهکاران  (‌از  راه  درست  مؤمنان‌)  پیدا  و  نمودار  شود. 

 بلی  لازم  است  یاران  و  پیروان  ایـن  دعوت  از گردنه  بگذرند  و  به  سوی  خدا  بروند،  و  در  درونشان  ایـن  روشنگری  اتمام  پذیرد  و  به‌کمال  برسد.  تا  انرژیهایشان  به  تمام  و کمال  در  راه  یزدان  آزاد گردد  و  نیروهایشان  به تمام  و کمال  در  راه  یـزدان  صرف  شود  و  هیچ‌گونه  شبهه‌ای  انرژیها  و  نیروهایشان  را  باز  ندارد،  و  هیچ‌گو‌نه  تاریکيی  آنها  را  به  تعـویض  نیندازد،  و  هیچ‌گونه  اشتباه  و  آمیزه‌ای  آنها  را  سست  و  ناچیز  و  شُل  و  ول  نگر‌داند.  زیرا  نیروها  و  انرژیهای  مسلمانان  آزاد  نمی‌گردد  مگر  زمانی‌ که  از  روی  یقین  معتقد گردند که  آنان  «‌مسلمان‌»  هستند،  و کسانی‌ که  سر  راه  ایشان  را  بگیرند  و  آنان  را  و  مـردمان  را  از  راه  یــزدان  باز  دا‌رنـد  «‌مـجرم‌»  و  بزهکارند...  همچنین  مسلمانان  رنجها  و  دشواریـها  را  تحمّل  ننموده‌اند،  مگر  زمانی  یقین  حاصل‌ کنند که  مسالۀ  کفر  و  ایمان  مطرح  است‌،  و  مسلمانان  و  قوم ‌کافر  و  مشرک  ایشان  بر  دو  راهۀ  جدائی  قرار  دارند  و  راهشان  از  یکدیگر  جدا  است‌.  مسلمانان  پیرو  آئـینی  هسـتند  و  قوم  کافر  و  مشرک  ایشان  پیرو  آئین  دیگری  می‏‎باشند،  و  مکتب  و  مذهب  اینان  و  آنان  جدا  است‌:

(وَكذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ، وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ). 
ایـن  چنین  (‌روشـن  و  آشکار)  آیات  (‌قرآنـی  و  دلائل  جــهانی‌)  را  تــوضیح  مــی‌دهیم‌،  تــا  راه  (‌نــادرست‌)  گناهکاران  (‌از  راه  درست  مؤمنان‌)  پیدا  و  نمودار  شود. 
خداوند  بزرگوار  راست  فرموده  است  ...
--------------------------------------------------------------------------------
1- به  نقل  ازکتاب:  «‌حقائق  الاسلام  و  اباطیل  خصومه‌»‌.  تألیف  استاد  