ی  و  دلائـل  جــهانی‌)  را  تــوضیح  مــی‌دهیم‌،  تــا  راه  (‌نــادرست‌)  گناهکاران  (‌از  راه  درست  مؤمنان‌)  پیدا  و  نمودار  شود.  

پایان  این  بخش،  بخشی‌ که  سرشت  رسالت  و  سرشت  پيغمبر  را  بدین  روشنی  آشکار  بیان  داشته  است‌،  همان  گونه‌ که  این  عقیده  را  پاک  از  هر  آرایش  و  پیرایشی  بیان  کرده  ا‌ست‌،  و  ارزشها  و  میزانهائی  را  شرح  و  بسط  داده  ا‌ست  و  از  یکدیگر  جدا  ساخته  است‌ که  در  صدد  حذف  آنها  از  زندگی  انسانها  است‌،  و  یا  سرگرم  استوار  داشتن  و  بر  جای‌ گذاشتن  آنها  است‌:

(وَكذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ) 

ایـن  چنین  (‌روشن  و آشکار)  آیـات  (‌قرآنی  و  دلائل  جهانی‌)  را  توضیح  می‌دهیم‌.

بسان  این  برنامه،  و  بسان  این  راه‌،  و  بسان  این  بیان  و  تفصيل،  آیـاتی  را  شرح  و  بسط  و  تبيين  و  توضیح  می‌دهيم‌ که  د‌ربارۀ  این  حقّ  شکّ  و  تردیدی  بر  جای  نمی‌گذارد،  و  مشکلی  را  دربارۀ  این  امر  ناگشوده  رها  نمی‌کند.  با  چنین  بیان  و تفصیلی  نیازی  به  معجزات  و  خوارق  عادات  نمی‌ماند.  چه  حقّ  روشن  و  هویدا،  و كار  واضح  و  پیدا  است‌.  بدان‌گونه  هویدا  و  پـیدا  است ‌که  برنامۀ  اسلامی  هویدا  و  پیدا  بود  و روند  قرآنی  نمونه‌ای  از  آن  را  بیان  و  عرضه  داشت‌.

به  هر  حال  هر  تـفصیلی ‌که  دربارۀ  دلائـل  هدایت  و  الهامهای  ایمان  قبلًا  در  سـوره  آمده  است‌،  و  هرگونه  بیانی ‌که  دربارۀ  حقائق  و  سـخن  از  وقائع‌،  داخل  در  مدلول  و  مفهوم  فرمودۀ  یزدان  بزرگوار  است‌:

(وَكذلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ). 

ایـن  چنین  (‌روشن  و آشکار)  آیـات  (‌قرآنی  ودلائـل  جهانی‌)  را  توضیح  می‌دهیم‌.

پایان  این  آیةۀ ‌کوتاه  چنين  است‌:

(وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ). 

تا  راه  (‌نادرست‌)  گناهکاران  (‌از  راه  درست  مؤمنان‌)  پیدا  و  نمودار  شود.

کار  شگفتی  است‌!  از  پروژۀ  برنامۀ  قرآنی  در  بارۀ  عقیده‌،  و  حرکت  با  این  عقیده  پرده  برداشته  می‌شود.  این  برنامه  به  بیان  حق  و  اظهار  آن  نمی‌پردازد  تا  راه  مؤمنان  شایسته  و  بایسته  روشن‌ گردد  و  پیدا  و  نمودار  شـود  و  بس.  بلکه  باطل  را  نـیز  روشـن  می‌کند  و  پرده  از  آن  برمی‏دارد،  تـا  راه  سـرگشتگان  بزهکار  نـیز  نمایان  و  پدیدار  شود...  نمایان  شدن  راه  بزهکاران‌،  برای  هـویدا  گردیدن  راه  مؤمنان  ضروری  است‌.  این  امـر  به  خـطّ  فاصلی  می‌ماند که  در  دو  راهه‌ها  یا  چند  راهه‌ها کشیده  می‌شود.

این  برنامه،  برنامه‌ای  است‌ که  یزدان  سبحان  آن  را  مقرّر  و  معیّن  فرموده  است  تا  با  نفسهای  انسانها  در  سازش  و  کنش  باشد.  این  بدان  خاطر  است‌که  یـزدان  سبحان  می‌داند که  پدید  آوردن  باور  عقیدتی  نسبت  به  حقّ  و  حقیقت  و  خیر  و  خوبی،  مقتضی  مشاهدۀ  جانب  مقابل،  یعنی  باطل  و  شرّ  ا‌ست‌.  همچنین  تأکید گردد که  ایـن  باطل  صرف  و  شرّ  خالص  است،  و  آن  حقّ  صِرف  و  خیر  خالص  است  ...  از  دیگر  سو  نیروی ‌کشش  به  جانب  حقّ  تنها  از  احساس  صاحب  حق  بدین  امر  نیست‌که  بداند  او  رهرو  راه  حق  و  بر  راستای  حقّ  روان  است،  بلکه  باید  بفهمد که  آنکه  با  حقّ  می‌رزمد  و  مقابل  حق  می‌ایسـتد  باطل  و  باطلگرا  است،  و  راه  بزهکاران  را  مي‌پوید.  این  چنین ‌کسانی‌،  از  زمرۀ   مردمانی  هستند که  یزدان  در  آ‌یۀ  دیگری  از  قـرآن  ايشـان  را  دشمنان  هر  پـیغمـبری  از  پیغمبران  قلمداد  می‌فرماید:

(وَكَذلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ).

  این  گونه  بـرای  هـر  پـیغمبری  گروهی  از  بـزهکاران  را  دشمن  ساخته‌ایم‌.  (‌فوقان/ا٣)  یزدان  سبحان  چنین  بزهکارانی  را  ذکر  می‌فرماید  تا  در  درون  پیغمبر  صلّي الله عليه و آله و سلّم و  در  درونهای  مؤمنان  جـایگیر  و جایگزین  شود:  کسانی‌ که  با  ایشان  دشمنی  مـی‌ورزند،  قطعاً  و  حتمآ  بزهکارند.

فرو  افتادن  رو  بندِ کفر  و  شرّ  و  بزهکاری،  برای  روشنگری  وجلوه‌گری  ایمان  و  خیر و  صلاح‌،  ضروری  و  لازم  است‌.  روشـن  شـدن  راه  بزهکاران‌،  هدفی  از  اهداف  تفصیل  آیات‌،  توسط  یزدان  سبحان  است‌.  ایـن  بدان  خاطر  است ‌که  هر گو‌نه  تاریکی  و  هر  نوع  شبهه‌ای  دربارۀ  موضع  بزهکاران  و  دربارۀ  راهشان‌،  مـایۀ  تاریکی  و  شبهه  در  موضع  مـؤمنان  و  در  راه  آنان  مـی‌گردد.  مــؤمنان  و  بـزهکاران  دو  صفحۀ  مقابل  یکدیگرند،  و  دو  راه  مخالف  و  عین  همدیگرند...  پس  بناچار  باید  دقیق  و  روشـن‌،  رنگـها  و  خـطها  و  سایه  روشنها  پیدا  و  هویدا گردند.

از اینجا  پیدا  است‌ که  باید  هر جنبش  اسلامی  با  مشخص  کردن  راه  مؤمنان  و  راه  مجرمان  آغاز گردد.  لازم  است  هر  جنبش  اسلامی  با  شناساندن  راه  مؤمنان  و  معرفی  راه  مجرمان‌،  و  با  تعیین  عنوان  معیّن  مؤمنان  و  عنوان  معیّن  مجرمان‌،  آن  هم  نه  در  عالم  نظریه‌ها،  بلکه  در  عالـم  واقع‌،  آغازگردد.  تا  پیروان  دعوت  اسلامی  و  حرکت  اسلامی  بدانند  کسانی ‌که  پیرامون  آنان  هستند  کدامها  مؤمن  و  کدامها  مجرم  بشمارند.  پس  از تعیین  راه  مؤمنان  و  برنامه  و  نشانۀ  ایشان‌،  و  تعیین  راه  مجرمان  و  برنامه  و  نشانۀ  ایشان‌،  راه‌ها  آمیزۀ  یکديگر  نگردد،  و  عـنوان  همگون  نشود،  و  سیماها  و  علامتهای  مؤمنان  و  مجرمان  به  همدیگر  نیامیزد  و  اشتباهی‌ گرفته  نشود.

این  تشخیص  و تعیین  بر  جا  بود،  و  این  وضوح  و  روشنی  کامل  بود،  در  آن  روز  و  روزگاری‌ که  اسلام  در  جزیرة  العرب  با  مشرکان  رویاروی  گردید.  چه  راه  مسـلمانان  خوب  و  پرهیزگار،  راه  پيغمبر صلّي الله عليه و آله و سلّم‌ وکسانی  بود که  در  خدمت  او  بودند.  و  راه  مشرکان  بد و  بزهکار،  راه‌کسانی  بود که  همچون  ایشان  این  آئـین  را  نـپذیرفته  بودند  و  بدان  وارد  نشده  بودند...  همراه  با  این  تشخیص  و  تعیین  و  وضوح  و  روشنی‌،  قرآن  نـازل  می‌گردید  و  یـزدان  سبحان  آیات  را  شرح  و  بسط  می‌فرمود،  بدان  منوال  و شیوه‌ای ‌که  نـمونه‌هائی  از  آن  در  سوره‌ گذ‌شت  -  از  جمله  واپسین  نمونه  -  تا  راه  بزهکاران  هـویدا  و  پیدا  باشد.

هر  جا  اسلام  با  شرک  و  بت‌پرستی  و  بی‌دینی  و آئینهای  منحرف  بر  جای  مانده  از  آئینهائی ‌که  در  اصل  آسمانی  بوده‌اند  و  تحریفهای  بشری  آنها  را  دگـرگون  و  تباه  ساخته‌اند،  رویاروی  شده  است‌،  و  هر کجا  اسلام  با  چنین  دسته‌ها  و  ملتهائی  رویاروی  گردیده  است‌،  راه  مؤمنان  خوب  و پرهیزگاری  روشن  و  آشکار  بوده  است‌،  و راه  مشرکان‌ کافر  بزهكار  نیز  روشن  و  آشکار  بوده  است  ...  دیگر  اشتباه  و  اختلاط  سودی  نبخشیده  است  و  آمیزش  مفید  فائده‌ای  نبوده  است‌.

امّا  بلای  بزرگی‌ که  امروز گریبانگیر  جنبشهای  راستین  اسلامی  می‌گردد،  و  با  حرکات  حقیقی  اسـلامی  مقابله  می‌کند،  چیزی  از  اینها  نیست  ...  این  بلا  مجسم  است  در  وجود 