فزودند،  از  این‌)  ایمن  شدند  که  عذاب  ما  شبانه  به  سراغ  آنان  رود،  در  حالی  كه  ایشان  غرق  در  خواب  بـاشند؟  (‌شگفتا  کـه  از  مکـافات  عمل  غــافل  شـدند)‌.  یـا  ایـن  که  مردمان  این  شهرها  و  آبـادیها  ایمن  شـدند  از  ایـن  که  عذاب  ما  چاشتگاهان  به  سراغشان  آید،  در  حالی  که  (‌به  انجام  کارهای  بی‌ارزش  مشـغولند  کـه  انگار)  سرگرم  بازی  هستند؟  آیا  آنان  از  چارۀ  نهانی  و  مجازات  ناگهانی  خدا  ایمن  و  غافل  شده‌اند؟  در  حالی  که  از  چارۀ  نهانی  و  مــجازات  ناگهانی  خـدا  جـز  زیـانکاران  (‌و  از  دست  دهندگان  عقل  و  انسانیّت‌)  ایمن  و  غافل  نـمی‌گردند.  آیـا  برای  کسانی  که  زمین  را  از  صاحبان  قبلی  آن  بـه  ارث  می‌برند  (‌و  جانشین  دیگران  مـی‌گردند)  روشـن  نشـده  است  که  اگر  بخواهیم  آنـان  را  (‌هـمچون  پـیشینیان‌)  بـه  سـبب  گناهانشان  نشانۀ  تـیر  بـلا  مـی‌گردانیم  و  بـر  دلهایشان  مهر  می‌نهیم  تا  دیگر  (‌صدای  حقّ  را)  نشـوند  (‌و  آهسته  آهسته  رهسپار  دورخ  شوند)‌.  اینها  آبادیهائی  است  کـه  بـرخـی  از  اخـبار  آنـها  را  بـرای  تـو  روایت  می‌نمائیم  (‌و  شرح  می‌دهیم  که  چگونه  ساکنان  آنجاها  به  سبب  ایمان  نیاوردن  به  پیغمبران‌،  دچار  بلاها  و  مصائب  بیشمار  شدند)‌.  پیغمبرانشان  با  دلائل  روشن  بـه  سـراغ  آنان  آمدند  و  معجزات  متقن  بدیشان  نـمودند،  امّـا  آنان  (‌به  سبب  لجاجت  در  کفر  و  ممارست  بر  تکذیب  انبیاء‌،  روی  حرف  خود  ایستادند  و)  چیزی  را  که  قبلًا  تکـذیب  کرده  بودند  (‌حـاضر  نشدند  بپذیرند  و  بـاز  هـم  مثل  همیشه  آن  را  تکذیب  کردند  و)  بدان  ایمان  نیاوردند.  این  چنین  خداوند  بر  دلهای  کافران  مهر  مـی‌نهد  (‌و  بـر  اثـر  ادامۀ  گناه،  حس  تشخیص  حقّ  را  از  آنان  سلب  می‌کند)‌.  اکثر  این  اقوام  را  بر  سر  ایمان  (‌و  وفـای  بـه  عهد  خود)  نـدیدیم  و  بـلکه  بـیشتر  آنــان  را  نـافرمان  و  گناهکار  یافتیم‌.                                        
(اعراف/94-102)
بعد  از  آن‌،  روند  قرآن  داستان  موسی  را  با  فرعون  و  درباریان  و  اشراف  او،  و  داستان  موسی  را  با  قوم  خود  بنی‏اسرائیل  ذکر  می‌کند.  این  داستان  بزرگ‌ترین  گستره‌ای  را  دربرمی‌گیرد که  یک  سورۀ  قرآنـی  آن  را  عـرضه  می‌دارد.  حلقه‌ها  و  بخشهای‌ گوناگونی  از  آن  را  نشـان  می‌دهد.  روند  قرانی  در کنار  برخی  از  حلقه‌ها  و  بخشها  برا‌ی  پیرو  زدن  می‌ایستد.  در  اخر  سوره  هم  می‌ایستد  و  پیرو  درازی  را  می‌زند که  تا  پایان  سوره  ادامه  می‏‎یابد.  حلقه‌ها  و  بخشهائی  از  داستان  موسی عليه السلام پیش  از  این‌،  برابر  ترتیب  نزول‌،  در  سوره‌های‌:  مزّمّل‌،  فجر،  ق‌،  قمر،  و  ...  ذکر  شده  است‌.  همۀ  ایـن  حـلقه‌ها  و  بخشها  هـم  اشاره‌های  کوتاهی  بیش  نیستند.  ایـن  سوره  نخستین  سوره‌ای  است‌ که  پس  از  آن  سوره‌ها،  چنین  حلقه‌ها  و  بخشهای  طولانی  و  درازی  در  آن  ذکر  می‌گردد،  و  در  این ‌گسترۀ  فراخِ  عرضه‌،  به  میان  می‌آ‌ید.
زنجیرۀ  این  داستان  مشتمل  است  بر  حلقۀ  رویـاروئی  فرعون  با  حقیقت  دعوت‌.  حلقۀ  مبارزه  طلبی  و  جادوگران  -  این  دو  حلقه  در  سوره‌های  دیگر  نیز  زیاد  ذکر  شده‌اند  -  حلقۀ ‌گـرفتار  آمـدن  فـرعونیان  به  قحطیها  و  خشک‌سالیها،  بلاها  و  مصیبت‌ها،  بیماریها  و  آفتها،  روان  شدن  سیل‌،  هجوم  ملخها  و  شپشکها  و  قورباغه‌ها،  جاری  شدن  خون  -‌که  تنها  در  این  سوره  از  آن  ذکری  به  میان  آمده  است  -‌ و  بالاخره  حلقۀ  غرق‌ گرداندن  فرعون  و  درباریان  و  اشراف  قوم  او  ...  پس  از  اینها  روند  قرانی  باگفتگو‌ی  از  بنی‏اسرائیل  اسـتمرار  پـیدا  می‌کند،  و  از  درخواست  ایشان  از  موسی  سـخن  می‌رود.  آنـان  از  موسی  می‌خواهند  معبودی  -  یعنی  بتی  -  را  برای  آنان  تهیّه  ببیند،  تا  بسان  مردمانی ‌که  پس  از  نجات  از  دست  فـرعون  و  عبور  از  دریـا  از کـنار  ایشـان ‌گـذشتند  و  بت‌پرستی  می‌کردند،  بتی  داشته  باشند  و  آن  را  پرستش  نــمایند!  سـپس  حـلقۀ  مـیقات  و  میعاد  موسی  با  خداوندگارش  ذکر  می‌گردد.  موسی  در  آن  از  یـزدان  درخواست  دیدن  می‌نماید.  کوه  در  هم  کوبیده  مي‌شود  و  موسی  بیهوش  می‌گردد.  صاعقۀ  آسمانی  ایشان  را  فرا  
می‌گیرد،  هنگامی ‌که  می‌گویند:
(لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّي نَرَي اللهَ جَهْرَةً).
(‌ای  موسی‌)  هرگز  به  تو  ایمان  نخواهـیم  آورد،  مگر  آن  که  خدا  را  آشکارا  ببینیم‌. 
(بقره/55)
 حلقۀ  سرکشی  از  فرمان  در  دخول  به  شهر،  و  در  شکار  کردن  ماهی  در  روز  شنبه،  و  بالآخره  حلقۀ  کوه  را  بالای  سرشان  همچون  سایبانی  یا  تکّه‌ای  از  ابر  نگاه  داشتن  ...  همۀ  این  حلقه‌ها  به  تفصیل  نموده  شده  است‌،  بدانگونه  مشروح  و  مفصّل ‌که  این  داستان  حزب  و  بخش‌ کاملی  از  سوره  را  فرا  می‌گیرد.
*
در  موقعيّت  مناسبی  از  موقعیّتهای  داستان‌،  روند  قرآنی  واپسین  رسالت  آسمانی  را  به  میان  می‌آورد  و  سرشت  و  حقیقت  آن  را  ذکر  می‌کند.  بدان  هنگام‌ که  موسی عليه السلام پروردگار  خود  را  به  فریاد  می‌خواند  و  در  بارۀ ‌کسانی  از  قوم  خود  عاجزانه  دست  دعا  به  آستانۀ ‌کریمانه‌اش  بلند  می‌گرداند  که  بیهوش  فرو  افتاده‌انـد  و  نـقش  زمـین  شده‌اند،  و  موسی  مـهر  و  عطو‌فت  یـزدان  سبحان  را  خواستار  می‌شود،  بدان‌گونه ‌که  داستان  آن  را  برای  بیان  پیکاری  روایت  می‌دارد که  قرآن  عملًا  بدان  پـرداخته  است  و  وارد  آن ‌گشته  است‌:
(وَاخْتَارَ مُوسَى‏ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقَاتِنَا فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِن قَبْلُ وَإِيَّايَ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ أَنْتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ. وَاكْتُبْ لَنَا فِي هذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ إِنَّا هُدْنَا إِلَيْكَ قَالَ عَذَابِي أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشَاءُ وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْ‏ءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ. الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّورَاةِ وَالْإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُوْلئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ). 
(