  متّحد  و  متّفق  درمی ‌آید.  لذا  این  دیدگاه،  دید‌گاه  درست  و  استوار  و  ژرفی  است‌.

همچنین  از  معنی  و  مفهوم  آیۀ  بعدی،  و  شرح  و  بسط  صفات  زنانی  که  ممکن  است  خد‌اوند  ایشان  را  جایگزین  هـمسران  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم‌  گرداند،  اگر  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌ایشان  را  طلاق  دهد،  و  همچنین  از  رو  کردن  خطاب  به  همگان  در  معرض  تهدید  کردن  و  بیم  دادن‌،  بزرگی  و  ژرفی  و  اهمّیّت  این  موضوع  را  درک  و  فهم  می‌کنیم‌:

(عَسَى رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَيْرًا مِنْكُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَيِّبَاتٍ وَأَبْكَارًا) (٥)

اگر  پیغمبر  شما  را  طلاق  دهد،  چه  بسا  پروردگارش  به  جای  شما  همسرانی  را  نصیب  او  گرداند  که  بهتر  از  شما  باشند.  زنان  دوشیزه  یا  غیر دوشیزۀ  فرمانبردار،  باایمان‌،  فروتن‌،  توبه‌کار،  پرستشگر،  و  گردنده  (‌و  پرتحرّک  در  جهان  اندیشه  ودر  مسیر  طاعت  و  عبادت‌)‌.  

اینها  صفاتی  است  که  یزدان  جـهان  همسران  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  را  با  ایماء  و  اشاره  به  داشتن  آنها  دعوت  می‌فرماید.

اسلام  واقعی  آن  است‌  که  اطاعت  ‌کردن  و  انجام  اوامر  دین  بیانگر  آن  باشد.  ایمان  واقعی  آن  است  ‌که  دل  را  آبادان  سازد.  وقتی‌  که  ایمان  صحیح  و  کامل  باشد  اسلام  از  آن  برمی‌جوشد.  قنوت‌،  یعنی  فروتنی‌،  و  آن  اطاعت  قلبی  و  درونی  است‌.  توبه  پشیمان  شدن  بر  بزه  و  گناهی  است‌  که  انجام‌ گرفته  است‌،  و  روی  به  طاعت  و  عبادت  آوردن  است‌.  عبادت  ابزار  تماس  با  خدا  و  وسیلۀ  تعبیر  از  بندگی  انسان  برای  یزدان  است‌.  سیاحت  تأمّل  و  تدبّر  و  تفکّر  در بارۀ  نوآوری  و  نوآفرینی  خدا،  و  گشت  و  گذار  با  دل  در  ملکوت  او  است‌.  آن  چنان  زنانی  با  داشتن  همچون  صفاتی‌،  دوشیزه  و  غیر  دوشیزه‌اند.  همان گونه  که  زنان  حاضر  و  موجود  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌دوشیزه  و  غیردوشیزه  بوده‌اند.

این  تهدید  کردن  و  بیم  دادن  زنان  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  است‌.  قطعاً  چیزی  از  تأثّیر  نیرنگهایشان  در  دل  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم‌  مقتضی  چنین  تهدید  و  بیمی  ‌کردیده  است  و  عامل  ایجاد  چنین  اوضاعی  شده  است‌.  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌در  برابر  چیز  اندکی  خشمگین  نمی‌گردیده  است‌.

پس  از  نزول  این  آیات‌،  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  خشنو‌د  گردید،  و  خطات  خدا  با  او  و  با  اهل  بیت  او  موجب  خرسندی  شد.  و  این  خانۀ  بزرگوار  به  دنبال  همچون  زلزله‌ای  روی  آرامش  به  خود  گرفت‌،  و  آرامش  پیشین  بدان  برگشت  با  رهنمود  و  رهنمونی‌  که  یزدان  سبحان  بدین  خانۀ  اینان  روا  دید.  این  هم  بزرگداشت  ایـن  خانه‌،  و  رعایت  و  عنایتی  است‌  که  با  نقش  این  خانه  در  ایجاد  کردن  و  پدید  آوردن  برنامۀ  یزدان  در  زمین‌،  و  پایدار  و  استوار  داشتن  ارکان  و  اصول  آن  در  زمین‌،  تناسب  دارد.

بگذریم،  این  تصویری  از  زندگی  خانوادگی  آن  مردی  است‌  که  برای  ایجاد کردن  و  پدید  آوردن  ملّتی  برمی‏خیزد  و  بر  پای  می‌ایستد.  می‌خواهد  دولتی  را  تشکیل  دهد  که  ناشناخته  است‌،  و  نـمونه  و  همـسانی  نداشته  است‌،  با  شیوه  و  روشی‌  که  مسبوق  به  سابقه  نبوده  است‌.  می‌خواهد  امّتی  را  بسازد  که  امانت  عقیدۀ  الهی  را  در  واپسین  شکل  خو‌د  بردارد،  و  در  زمین  یک  جامعۀ  ربّانی  را  ایجاد  کند  و  پد‌ید  آورد،  به  صورت  واقعی ‌ای‌  که  مردمان  از  آن  پیروی  نمایند  و  آن  را  الگو‌ی  خود  سازند.

این  تصویری  از  زندگی  انسان  بزرگو‌ار  و  والا  و  بزرگ  و  سترگی  است‌.  آن  انسانی‌  که  انسانیّت  خود  را  به  ‌کار  می‏‎برد  در  همان  زمان‌  که  نبوّت  خود  را  به  دست  می‏‎گیرد.  این  را  از  آن  جدا  نمی‌سازد،  زیرا  قضا  و  قدر  چنین  خواسته  است‌  که  او  بشر  پیغمبری  باشد،  در  آن  زمان  قضا  و  قدر  بر  این  رفته  بود  که  رسالت  واپسین  را  برای  انسانها  بر  دوش  او  بگذارد،  یا  به  عبارت  دیگر  برنامه  واپسین  را  برای  زندگی  توسّط  او  به  مردمان  ارمغان  بدارد.

این  رسالت‌  کاملی  است  ‌که  ییغمبر  کاملی  آن  را  بر  دوش  می‌کشد،  و  انسان  در  پرتو  کمال  این  رسالت  انسان  می‌شود.  این  رسالت  نیروئی  از  نیروهای  سازندۀ  انسان  را  سرکوب  نمی‌کند،  و  استعدادی  از  استعدادهای  سودمندش  را  بیهوده  رها  نمی‌سازد  و  هدر  نمی‌دهد.  همزمان  با  آن  انسان  را  پاکیزه  می‌دارد  و  تربیتش  می‌کند  و  پرورده‌اش  مـی‌سازد،  و  او  را  تا  بالاترین  درجات بشری  اوج  می‌دهد  و  والایش  می‏‎گرداند.

اسلام  این  چنین‌  کرد  با  کسانی‌  که  آن  را  فهـیدند  و  خویشتن  را  با  آن  دگرگون‌  کردند،  تا  بدانجا  که  نسخه‌های  زنده‌ای  از  آن  شدند.  شیوۀ  زندگی  پیغمبرشان  و  زندگانی  عملی  او،  با  تمام  چیزهائی‌  که  در  آن  از  عملکردها  و  آزموده‌ها  و  تلاشهای  انسان‌،  و  ضعف  انسان‌،  و  قوّت  انسان  بو‌د،  آمیزۀ  حقیقت  دعوت  آسمانی  گردید،  و  در  پرتو  آن‌  کام  به‌  کام  اوج‌  کرفت  و  بالا  رفت  -‌ همان‌ گونه  ‌که  در  زند‌گانی  اهل  و  عیال  او  و  نزدیک‌ترین  مردمان  بدو پیدا  و  هو‌یدا  است  -‌ و  نمونۀ  عملی  تلاشهای  پیروزمندانه  شد.  آن  را  می دید  و  از  آن  متأثّر  می‌کردید  هر  کس‌  که  الگوی  سادۀ  عملی  و  واقعی  را  می‌خواست‌،  الگوئی‌  که  در  هاله‌ها  و  در  خیالها  زندگی  نمی‌کرد!

حکمت  قضا  و  قدر  در  نازل‌  کردن  رسالت  واپسین  برای  انسانها  به  صورت ‌کامل  و  شامل  و  کمال‌پذیر  و  کمال‌بخش‌،  و  در  گزینش  پیغمبری‌  که  توان  دریافت  آن  رسالت  را  و  تاب  ترجمۀ  آن  را  به  شکل  زنده‌ای  داشت‌،  و  زندگی  این  پیغمبر  را  کتاب  باز  و  گشوده‌ای‌  کردن  به  گو‌نه‌ای‌  که  همگان  بتوانند  آن  را  بخو‌انند،  و  نسلها  در  پی  نسلها  بتوانند  بدان  مراجعه‌   کنند  و  وارسی  و  بررسیش  نمایند،  پیاده  ‌گردید  و  تحقّق  پیدا  کرد ... 

*
در  سایۀ  این  حـادثه‌ای  ‌که  تأثیر  عمیقی  در  دلها  و  درونهای  مسلمانان  داشت‌،  قرآن  مؤمنان  را  فریاد  می‌دارد  که  وظیفه  و  تکلیف  خو‌د  را  در  خانه‌هایشان‌،  از  قبیل‌:  تربیت ‌کردن  و  رهنمود  نمودن  و  تذکّر  دادن‌،  اداء  کنند  و  انجام  دهند،  و  خو‌د  را  و  اهل  و  عیال  خویش  را  از  آتش  دوزخ  محفوظ  و  مصون  دارند.  قرآن  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  آتش  دوزخ  را  برای  مؤمنان  به  تصـویر  می‌کشد،  و  حال  و  اوضاع  ‌کافران  را  در  دوزخ  پیش  چشم  آنان  می‌دارد.  در  سایۀ  توبه‌ای‌که  در  روند  این  رخدادها  از  آن  سخن  رفته  است‌،  مؤمنان  را  به  توبه ‌کردن  فرامی‌خواند،  و  بهشتی  را  برایشان  به  تصویر  می‌زند که  در  انتظار  تـوبه ‌کاران  است‌.  س