 صلّی الله علیه و اله و سلّم  بوده  است‌.  این  عناصر  موضع  اتّهامی  نیستند  که  یاران  به  دفع  آن  اتهام  از  پیغمبرشان  بپردازند،  وقتی  که  دشمنانش  دوست  بدارند  او  را  متّهم  ‌کنند!  او  برگزیده  شده  است  تا  انسان  باشد، و لیکن  انسان  والامقام‌.  و  چنین  هم  بود.  انگیزه‌های  او  در  زندگیش  و  نسبت  به  همسرانشان  این  چنین  بود،  البتّه  با  اختلاف  انگیزه‌ها  و  سببهائی‌  که  در  میان  بوده  است‌.

او  در  خانه‌اش  با  همسرانش  به  عنوان  یک  انسان  و  یک  پیغمبر  زندگی  می‌کرد،  همان‌ گونه‌  که  خدا  او  را  آفریده  بود،  و  همان‌ گونه  ‌که  خدا  بدو  دستور  داده  بود  که  بگو‌ید:  

(قل:سبحان ربي ! هل كنت إلا بشرا رسولا؟).
بگو:  پروردگار  من  منزّه  است  (‌از  آن  که  کسی  بدو  فرمان  دهد،  یا  این  که  در  قدرت  او  شریک  کردد)‌.  مگر  من  جز  انشان  فرستاده‌ای  (‌از  سوی  یزدان  برای  رهنمود  مردمان‌)  هستم‌؟‌. (‌اسراء/‌93)  

از  همسران  خود  کامیاب  می‌شد  و  آنان  را  کامیاب  می‌کرد،  همان  گونه  که  عائشه - رضی‌الله‌عنها -‌ در بارۀ  او  گفته  است‌: «‌ وقتی  با  زنانش  خلوت  می‌کرد  از  همۀ  مردمان  نرمخوتر  بود،  و  از  همۀ  مردمان  بزرگوارتر  بود.  بسی  خندان  و  خوشرو  بود[1] ... او  از  زنانش‌  کامیاب  می‌شد،  و  ایشان  را  از  خود کامیاب  می‌کرد،  و  از  فیض  و  برکت  ‌دل  خود  و  از  حسن  ‌ادب  خویش‌  و  از رفتار  بزرگوارانه‌اش  ایشان  را  بهره‌مند  می‌نمود.  ولی  زندگی  مادی  همسرانش  اغلب  به  اندازۀ  لازم  و  کفاف  معیشت  بود،  حتّی  بعد  از  آنکه  فتحها  دست  داد  و  مسلمانان  از  غنائم  زیادی  خوردار  شدند.  در  سورۀ  احزاب‌  گذشت  که  همسران  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  از  او  درخواست  فراخی  نفقه  و  فراوانی  هزینۀ  مـعشیت  ‌کردند.  این  درخواست  بحرانی  را  پیش  آورد  گه  منتهی‌  گردید  به  مختار  کردن  همسران  او  میان‌ انتخاب  خدا  و  پیامبرش  و  سرای  آخرت‌،  و  میان  بهره‌مند  شدن  از  متاع  ‌دنیا  و  بیرون  رفتن  از  حریم  عصمت  رسول  ‌اکرم  صلّی الله علیه و اله و سلّم.  آنان  خدا  و  پیامبرش  و  سرای  آخرت  را  برگزیدند.[2]

و لیکن  زندگی  در  فضای  نبوّت  و  در  خانه‌های  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌به‌گونه‌ای  نبود  که  احساسات  بشری  و  افکار  انسانی  را  از  میان  ببرد،  و  به  نداهای  درونی  بشری  و  به  فریادهای  دلهای  بشری  همسران  -‌رضی‌الله‌عنهن  -  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌خاتمه  دهد.  گاهی  در  میان  همسران  او  چیزی  پدیدار  می‌آمد  یا  در می‌گرفت  ‌که  قطعاً  در  دلهای  زنان  در  همچو‌ن  حالی  پدیدار  می‌آید  و  درسمی گیرد.  قبلاً  گذشت  ‌که  در  روایت  ابن  اسحاق‌  که  از  عائشه  - رضی‌الله‌عنها -‌  نقل‌   کرده  است‌  که  او  همین‌  که  جویریّه  را  دیده  است  از  جویریّه  بدش  آمده  است  و  نگرانی  بدو  دست  داده  است‌.  زیرا  احساس‌  کرده  است  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  وقتی‌  که  جویریّه  را  ببیند  او  را  زیبا  و  فریبا  مشاهده  فرماید.  آنچه  انتظار  داشت  عملاً  روی  داد!  همچنین  عائشه  خودش  روایت‌  کرده  است  حـادثه‌ای  را  که  با  صفیّه  داشته  است‌.  در  این  راستا  گفته  است‌:  «‌به  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   ‌گفتم‌:  فلان  چیز  و  فلان  چیز  صفیّه  برای  تو  بس  است‌.  راوی ‌گفته  است‌:  مراد  عائشه  این  بوده  است  که  صفیّه‌  کوتاه  قد  است ... پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  فرمود:

(لقد قلت كلمة لو مزجت بماء البحر لمزجته).[3]

« ‌سخنی  را  گفتی  ‌که  اگر  با  آب  دریا  آمیخته  شود،  با  آن  می‌آمیزد  (‌و  آن  را  آلوده  می‌کند)».

همچنین  عائشه  دربارۀ  خود  می‌گوید:  وقتی‌  که  ‌آیۀ  مختار  کردن  در  سورۀ  احزاب  نازل  ‌گردید،  من  خدا  و  پیغمبرش  و  سرای  آخرت  را  انتخاب‌  کردم‌،  و  از  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  درخواست‌  کردم  همسرانش  را  از  گزینش  من  مطّلع  نـفرماید! ... پیدا  است  چرا  عائشه‌  چنین  درخواستی  را  داشته  است‌.  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌فرمود:

(إن الله تعالى لم يبعثني معنفا , ولكن بعثني معلما ميسرا . لا تسألني امرأة منهن عما اخترت إلا أخبرتها...).[4]

( خداوند  بزرگوار  مرا  سختگیر  برنینگیخته  است  و  مبعو‌ث  نفرموده  است‌.  بلکه  مرا  آموزگار  و  آسانگیر  برانگخته  است  ومبعو‌ث  فرموده  است  و هیچ  زنی  از  آنان  از  چیزی‌  که  برگزیده‌ای  از  من  نمی‌پرسد  مگر  این  که  او  را  از  آن‌  آگاه  می‌کنم ...).

این  رخدادهائی‌  که  عائشه -‌رضی‌الله‌ عنها -‌ خودش  آنها  را  در بارۀ  خودش  نقل‌ کرده  است‌،  به  خاطر  انگیزه‌هائی  از  صدق  و  صداقتی‌  که  ‌داشته  است‌،  و  به  جهت  تربیت  روشن  اسلامی  ‌که  از  آن  برخوردار  بوده  است‌،  مثالهائی  بیش  نیـشد  از  زنان  غیر  خود،  مثالهائی‌ که  این  فضای  بشری  را  به  تصویر می‌زنند،  فضـائی‌  که  در  مثل  چنین  زندگی‌ای  هیچ  چاره‌ای  از  آن  نیست‌.  همچنین  به  تصویر  می‌زنند  که  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  چگونه  رسالت  خود  را  در  خانه‌اش  با  آموزش  و  پرورش  و  بالا  بردن  و  رشد  دادن  اداء  می‌فرموده  است‌،  همان‌ گونه‌  که  در  میان  امّت  خود  آن  را  انجام  می داده  است‌.

*این  رخدادی‌   که  سرآغاز  این  سوره  در بارۀ  آن  نـازل  گردیده  است‌،  نــونه‌ای‌ از  آن  رخدادهائی  است‌  که  در  زندگی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  و  در  زند‌گی  همسرانش  روی  می‌داده  است‌.  در  باره  این  رخداد  روایتهای  فراوان  و  گوناگونی  نقل  ‌گـردیده  است‌.  ما  بدین  روایتها  می‌پردازیم  هنگامی‌ که  بررسی  نصوص  قرآنی  را  در  این  سوره  می‌آغازیم‌.

به  مناسبت  این  رخداد،  و  رهنمودها  و  رهنمونهائی‌  که  در باره  آن  آمده  است‌،  و  به  ویژه  به  مناسبت  فراخو‌اندن  دو  همسر  به  توبه‌  کردن‌،  دو  همسری‌  که  در بارۀ  این  رخداد  به  توطئه‌چینی  پرداخته‌اند  و  به  نیرنگ  نشسته‌اند‌،  در  این  سوره  پیروی  می‌آید  و  به  توبه‌ کردن  فرامی‌خواند،  و  از  صاحبان  خانه‌ها  تربیت کردن  و  پرورش  نمودن  می طلبد،  و  از  ایشان  می‌خواهد  خویشتن  را  و  اهل  و  عیال  خویشتن  را  از  آتـن  دوزخ  نپایند  و  مصون  نمایند.  همچنین  صحنۀ‌  کافران  در  این  آتش  نشان  داده  می شود.  این  سوره  با  سخن  ‌گفتن  از  زن  نوح  و  زن  لوط  به  عنوان  مثال  ‌کفر  در  خانۀ  مؤمن‌،  و  با  سخن‌  گفتن  از  زن  فرعون  به  عنوان  مثال  ایمان  در  خانۀ  ‌کافر،  و  همچنین  با  سخن  گفتن  از  مریم  دختر  عمران‌  که  پاکی  در  پیش‌  گرفت  و  نفخه‌ای  از  روح  متعلّق  به  خدا  را  دریافت  داشت‌،  و  سخنان  پروردگارش  و کتابهای  او  را  تصدیق  ‌کرد،  و  از  زمرۀ  مطیعان  و  کرنش‌بران  بود،  پایان  می‌پذیرد  و  خاتمه  می‌یابد:

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَ