 برای  آن  برگزیده  شده  است‌...

گذشته  از  اینها  خدا  زندگی  خصوصی  و  عمـومی  این  پیغمبر  صلّی الله و اله و سلّم  ‌را  کتاب  باز  و  گشوده‌ای  برای  امّت  او  و  برای  همۀ  انسانها  می‌سازد  تا  بتوانند  تصو‌یرهای  این  عقیده  را  در  آن‌  کتاب  ببیند  و  مطالب  آن  تصویرها  را  در  آن  ‌کتاب  بخوانند،  و  در  وجو‌د  گرانمایه‌اش  تطبیقات  واقعی  و  تحققهای  عـملی  این  عقیده  را  مشاهده‌  کنند  و  آنها  را  پدیدار  و  نمودار  ببیند  و  بنگرند.  بدین  خاطر  یزدان  جهان  در  این  عقیده  هیچ  رازی  را  پوشیده  نمی‌دارد،  و  هیچ  پردهای  را  فروهشته  نمی‏گذارد.  بلکه  در  قرآن  نواحی  و  جوانب  زیاد  و  فراوانی  از  این  عقیده  را  نشان  می‌دهد،  و  پرده  از  چیزهائی  برمی‌دارد  که  اغلب  در  زندگی  انسان  معمولی  ‌از  دیدگان  ‌مردمان  پوشیده  و  پنهان  می‏‎گردد.  حتّی  جاهای  ضعف  بشری  را  نشان  می‌دهد،  جاهائی  که  هیچ  انسانی  هیچگونه  چاره‌سازی  و  چاره‌جو‌ئی  در  آنها  ندارد ... می‌توان‌  گفت  نزدیک  است  انسان  ببیند  که  بد  و  عمدی  در  پرده‌برداری  از  این  موارد  و  مواضع  زندگی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  برای  مردمان  است‌!

مگر  نه  این  است  ‌که  هیچ  چیز  ویژه‌ای  در  ذات  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   برای  خود  او  نیست‌،  بلکه  هر  چه  هست  یکسره  برای  این  عقیده  است‌؟  پـس  چرا  گوشه‌ای  از  گوشه‌های  زندگی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   پنهان  یا  نهان  بماند؟  زندگی  او  صحنۀ  دید‌نی  نزدیک  این  عقیده  است‌،  صحنه‌ای  ‌که  انسانها  باید  آن  را  ببینند  و  در  زندگی  خود  آن  را  پیاده‌  کنند.  این  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  آمده  است  تا  این  عـقیده  را  در  شخص  خود  و  در  زندگی  خود  به  مردمان  نشان‌  دهد،‌  و  آن  را  با  زبان  خو‌یش  ‌و  با  رهنمون  خویش  بگو‌ید  و  بنماید.  برای  همین  آفریده  شده  است‌،  و  برای  همین  آمده  است‌.

دقیق‌ترین  بخشهای  این  زندگی  را  یاران  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   حفظ  کرده‌اند  و  از  او  به  خاطر  سپرده‌اند  -  خداوند  خیرشان  دهاد!  -‌و  آن  را  برای  مردمان  بعد  از  خود  روایت  کرده‌اند.  هیچ  ‌کار  کوچکی  یا  کار  بزرگی  -‌حتّی  در  زندگی  روزانه  او  -‌  نبوده  است‌  که  نوشته  نشود  و  ثبت  و  ضبط  و  نقل  و  روایت  ‌نگردد ... این  هم  بخشی  از  قضا  و  قدر  خدا  در  نگارش  زندگی  این‌  ییغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  یا  در  نگارش  دقائق  و  نکارت  باریک  و  ریز  این  عقیده  است‌،  دقائق  و  نکافت  باریک  و  ریزی‌ که  در  زند‌گی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  پیاده  شده  است‌.  این  هم  در  کنار  چیزهائی  که  قرآن  مجید  از  این  زند‌گی  نگاشته  است‌،‌  کتاب  ماندگاری  تا  پایان  زندگی  بر  سطح  کرۀ  زمین  بوده  و  خواهد  بود.

*
این  سوره  در  سرآغاز  خود  صفحـه‌ای  از  زندگی  خانوادگی  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌را  می‏‎نگارد،  و  تصویری  از  واکنشها  و  پذیرشهای  بشری  موجود  در  میان  زنان  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  را    پیش  چشم  می‌دارد،  ‌واکشنها  و  پذیرشهائی  که  زنان  او  برابر  سرشت  انسانی  با  هـدیگر،  و  همچنین  آنان  با  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  داشتند!  این ‌واکنشها  و  پذیرشها  را  در  زندگی  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  و  نیز  در  زندگی  گروه  مسلمانان‌،  و  گذشته  از  آن‌،  در  رهنـمودها  و  رهنمونهای  همگانی  این  ملّت‌،  در  پرتو  آنچه  در  خانه‌های  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌روی  داده  است  و  میان  همسرانش  درگرفته  است‌،  منعکس  می‌سازد.

زمانی‌  که  این  رخدادها  در  آن  روی  داده  است‌،  رخدادهائی‌  که  این  سوره  بدانها  اشاره  می کند،  مشخّص  و  معیّن  نیست‌. و لیکن  با  رجوع  به ‌روایتهائی ‌که  در  این  راستا  نقل  کردیده‌اند  می‌توان  تأکید  کرد  و  قاطعانه‌  گفت  که  ای  رخدادها  پس  از  ازدواج  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌با  زینب  دختر  جحش  روی  داده‌اند  و  درگرفته‌اند.

شاید  زیبا  باشد  که  ما  در  اینجا  چکیده‌ای  از  داستان  همسران‌  ییغـمبر  سوار  زندگی  ‌خانواده‌گیش  را  ذکر  کنیم‌،  تا  کمک  ‌کند  به  تـصوّر  رخدادها،  و  به  تصوّر  نـصوصی‌  که  در  این  سوره  راجع  بدین  رخدادها  نازل  گردیده‌اند.  در  این  چکیده  تکیۀ  ما  بر  چیزهائی  است  ‌که  امام  ابن  حزم  در  کتابش  به  نام‌:  « ‌جوامع  السیر »  نوشته  است ... و  ابن  هشام  دربارۀ  شرح  حال  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  با  برخی  از  پینوشتهای‌  گذرا  در  کتاب  سیرۀ  خود  ثبت  و  ضبط  کرده  است‌:

نخستین  همسر  پیغمبر  کـه  ‌صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌خدیجه  دختر  خو‌یلد  است‌.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌در  سنّ  بیست  و  پنج  سالگی  یا  بیست  و سه  سالگی  با  خدیجه  -‌رضی‌الله‌ ‌عنها -‌ که  چهل  سال  یا  بیشتر  سنّ  داشت  ازدواج  فرمود.  خدیجه -‌رضی‌الله‌عنها -‌ سه‌سال  پیش  ازهجرت  ‌وفات  یافت‌.  تا  او  وفات  نکرد  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم‌  با  زن  دیگری  ازدواج  فرمود.  گرچه  سن  او  صلّی الله علیه و اله و سلّم  از  پنجاه  بالاتر  بود.

وقتی‌  که  خدیجه  وفات  یافت  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  با  سوده  دختر  زمعه  -  رضی‌الله‌ ‌عنها -‌ ازدواج  فرمود،  سه  سال  پیش  از  این‌  که  مهاجرت  نماید.  روایت  نشده  است‌  که  سوده  دختر  زمعه‌،  زیبا  یا  جوان  بوده  است‌.  بلکه  او  بیوه  زن  سکران  پسر  عمر  و  پسر  عبدشمس  بود.  شوهرش  جزو  مسلمانانی  بود  که  بیش  از  دیگران  اسلام  را  پذیرفته  بودند.  او  از  جمله  مهاجران  به  حبشه  بود.  وقتی  شو‌هر  سوده  وفات  یافت‌،  پیغمبر  خدا   صلّی الله علبه و اله و سلّم  او  ازدواج  فرمود.

سپس  با  عائشه -‌رضی‌الله‌‌عنها -‌ دختر  ابوبکر  صدیق - رضی‌الله‌عنه  و  ازضاه‌-‌ازدواج  فرمود،  در  حالی‌  که  کوچک  بود.  با  او  همستر  نشد  تا  این‌  که  مـهاجرت  فرمود.  با  دوشیزه‌ای

جز  او  ازدواج  نفوموده  است‌،  و  او  محبوب‌ترین  همسرش  بوده  است‌.  گو‌یند  سنّ  عائشه  نه  سال  بو‌د،  و  نه  سال  و  پنج  ماه  با  پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم زندگی  را  سپری ‌کرد.  آنگاه  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  وفات  یافت‌.

د‌و  سال  و  چند  ماه  بعد  از  هجرت  با  حفصه  دختر  عمر- رضی‌الله عنه و عنها  -‌ که  بیوه‌ای  بود،  ازدواج  فرمود.  این  وقتی  انجام  پذیرفت‌   که  پدر  حفصه،  او  را  به  ابوبکر  و  به  عثمان  پیشنهاد  کرده  بود،  ولی  آنان  نپذیرفتند.  پیغمبر  به  پدرش  وعدۀ  ‌شخص  خو‌ب‌تر  از  آن  ‌دو  نفر  را  داد،  و  با  حفصه  ازدواج  ‌کرد! سپس  با  زینب  دختر  خزیمه  ازدواج  فرمود.  شوهر  پیشین  او  عبیده  پسر  حارث  پسر  عبدالمطّلب  بود  که  در  جنگ  بدر  کشته  شده  بود.  این  زینب  در  زمان  حیات  پیغم