رد،  و  نشان  داده  می‌شود  صحنه‌ای  که  ایمان  فرزندان  جهان  آخرت  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  پایان  سوره‌ای  درمی‌رسدکه  سخنان  کافران  را  در  باره  پیغمبر صلی الله علیه و سلم    و  در  باره  قرآن  مجید  عرضه  می‌دارد،  واپسین  آهنگ  به  گوش  می‌رسد.  آهنگی‌ که  پیغمبر صلی الله علیه و سلم   را  رهنمود  مـی‌نماید که  در  برابرکافران  شکیبائی  نماید  و  هیچ گونه  عجله‌ای  در  فرارسیدن  عذاب  و  عقاب  بدیشان  نداشته  باشد،  چه  او  دیـده  است‌که  چه  چیز  بر  سر  ایشان  می‌آید  و  گریبانگیرشان  می‌گردد.  دیده  است  که  عذاب  و  عقاب بدیشان  بسی  نزدیک  است‌:

(فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ (35). 
 (‌در  برابر  اذیت  و  آزار  کافران‌)  شکیبائی  کن‌،  آن‌گونه  که  پیغمبران  اولوالعزم  (‌در  سختیها)  شکیبائی  کرده‌اند،  و  برای  (‌عذاب‌)  آنان  شتاب  مکن‌.  روزی  که  ایشان  چیزی  را  مشاهده  می‌کنند  که  بدیشان  وعده  داده  می‌شد،  انگار  که  آنان  مدتی  از  یک  روز  در  دنیا  مانده‌اند  (‌و  زندگی  کرده‌اند.  این  قرآن‌)  ابلاغ  است  و  بسنده  است‌.  مگر  جز  مردمان  گناهکار  و  سرکش  از  اطاعت  خدا،  هلاک  می‌کردند؟!.

هر  واژه‌ای  از  آیه  پشتوانه‌ي  بزرگی  دارد.  هر  عبارتی  جهانی  از  تصویرها  و  سایه‌روشنها،  معانی  و  مفاهیم‌،  الهامها  و  پیامها،  قضـیه‌ها  و  مساله‌ها،  و  ارزشها  و  ارجها،  در  فراسوی  خود  دارد.

(فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ  ). 
 (‌در  برابر  اذیت  و  آزار  کافران‌)  شکیبائی  کن‌،  آن‌گونه  که  پیغمبران  اولوالعزم  (‌در  سختیها)  شکیبائی  کرده‌اند،  و  برای  (‌عذاب‌)  آنان  شتاب  مکن‌.

رهنمودی  است‌که  به محمّد  صلی الله علیه و سلم  ‌گفته  می‌شود.  اوکه  تحمّل‌کرده  است  آنچه  باید  تحمّل‌کند،  و  از  دست  قوم  خود  چشیده  است‌،  آنچه  باید  بچشد.  او  همان‌کسی  است  که  در  حالت  یتیمی  بزرگ  شده  است‌،  و  دوست  و  سرپرست  و  نگاهبان  و  نگاهدار  را  یکی  یکی  از  دست  داده  است‌،  و  اسباب  و  وسائل  زمین  یکی  پس  از  دیگری  از  دست  او به  در  رفته  است‌.  پدر،  مادر،  پدربزرگ،  عمو،  همسر  باوفای  دلسوز،  یکایک  به‌درودش  گفته‌اند  و  روی  در  نقاب  خاک  کشیده‌اند.  خالصانه  از  آن  خدا  و  از  آن  دعوت  خدا  شده  است‌،  و  از  هر  چیزی  و  از  هر  کاری  دست‌کشیده  است‌.  همچنین  او  از  هر  پشتیبانی  و  تکیه‌گاهی  محروم  گردیده  است‌.  او  از  خویشاوندان  مشرک  خود  چیزی  را  دیده  است  و  چشیده  است‌که  بدتر  و  سخت‌تر  از  چیزی  بوده  است‌که  از  بیگانگان دیده  است  و  چشیده  است‌.  او  بارها  و  بارها  بیرون  رفته  است  و  ازقبائل  و  افرادکمک  و  یاری  خواسته  است‌،  ولی  هر  بار  بدون‌کمک  و  یاری  برگشته  است‌.  در  یکی  از  این  بیرون‌رفتنها  وکمک  و  یاری  خواستنها  با  تمسخر  و  استهزاء  بی‏‏‏خردان  و  ابلهان  روبروی  می‌گردد  و  او  را  سنگباران  می‌کنند  تا  بدانجاکه  پاهای  پاکش  خون‌آلود  می‌شود.  چیزی  جز  این  نمی‌کند  و  جز  این  نمی‌خـواهدکه  رو  به  آستانه‌ي  خدا  می‌نماید  و  آن  دعای  فروتنانه‌ي  ارزشمند  را  سر  می‌دهد.

پس  از  همه‌ي  اینها  به  رهنمود  و  رهنـمـون  پروردگارش  نیازمند  می‌گردد:
( فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ  ). 
  (‌در  برابر  اذیت  و  آزار  کافران‌)  شکیبائی  کن‌،  آن‌گونه  که  پیغمبران  اولوالعزم  (‌در  سختیها)  شکیبائی  کرده‌اند،  و  برای  (‌عذاب‌)  آنان  شتاب  مکن‌.

هان‌! راه  این  دعوت  راه  سخت  و  دشواری  است‌.  راه  نابهنجار و ناگواری  است‌.  حتی  شخصی  همچون  شخص  محـمد  صلی الله علیه و سلم  ‌که  از  همه  چیز  بریده  است  و  تنها  از  آن  دعوت  شده  است‌،  و  ثابت  و  استوار و چابک  و  پایدار  گام  در  راه ‌کردگار  نهاده  است‌،  و  با  خود  همه‌ي  خصال  پاک  و  صفات  نورانی  خود،  به  رهنمود  و  رهنمون  الهی  نیاز  پیدا  می‌کند که  او  را  به صبر  و شکیبائی  بخواند،  و  وی  را  ازشتاب  درخواست  عذاب  برای  دشمنان  آزار رسان  و  عیبجوی  دعوت  بازدارد.

بلی،  سختی  و  دشواری  این  راه  به  دلجوئی  و  دلداری  نیاز  دارد،  و  نابهنجاریها  و  ناگواریهای  آن‌،  صبر  و  شکیبائی  را  می‏طلبد.  تلخیهای  آن  به  جرعه‌ي  شیرینی  از  

شراب  سر  به  مهر  فضل‌به لطف  الهی  نیازدارد.

 (فَاصْبِرْ كَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ  ). 

   (‌در  برابر  اذیت  و  آزار  کافران‌)  شکیبائی  کن‌،  آن‌گونه  که  پیغمبران  اولوالعزم  (‌در  سختیها)  شکیبائی  کرده‌اند،  و برای  (‌عذاب‌)  آنان  شتاب  مکن‌.

دل‌ و جرات  بخشیدن،  به ‌صبر و شکیبائی  خواندن‌،  دلداری  و  دلجوئی  نمودن‌،  و گذشته  از  همه‌ي  اینها  اطمینان  دادن  در  میان  است‌:

 (كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ).

انگار  که  آنان  مدتی  از  یک  روز  در  دنیا  مانده‌اند  (‌و  زندگی  کرده‌اند)‌.

واقعاً  مدت‌کوتاهی  است‌.  ساعتی  از  یک  روز،  بسی  اندک  است‌.  زندگی ‌گذرائی  است‌.  این  مدت  حیاتی‌که  پیش  از  فرارسیدن  قیامت  دارند  بسی  اندک  وکوتاه  است  و  به  سرعت  سپری  می‌شود.  آن  اندازه  اند‌ک  و  ناچیز  است‌که  دردلها  ودرونها  اهمیت  و  ارزشی  جز  بدان  اندازه  ندارد که  ساعتی  از یک  روز دارد  .  .  .  پس  از گذشت  این  یک  ساعت  به  سرنوشت  قطعی  و  حتمی  خود گرفتار  می‌آیند،  و  به  جایگاه  همیشگی  خویش  درمی‌آیند،  و  عمر  ابد  پیدا  می‌نـمـایند،  ابدی‌که  پیوسته  بر  دوام  می‌ماند،  یعنی  زمان  جاویدان  است  و  زندگی  بی‌پایان!  آن  یک  ساعت  تنها  مدتی  بوده  است‌که  در  آن  ابلاغ گرديده  است‌:  بپائید  هلاک  و  نابودی  و  عذاب  دردناک  درمی‌رسد!

  (بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَكُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ).

 (‌این  قرآن‌)  ابلاغ  است  و  بسنده  است‌.  مگر  جز  مردمان  گناهکار  و  سرکش  از  اطاعت  خدا،  هلاک  می‌کردند؟‌!.  

نه‌،  جز  مردمان  بزهکار  و  سرکش  از  اطاعت  خدا  هلاک  نمی‌گردند.  خدا  نمی‌خـواهد  به  بندگان ‌کم‌ترین  ظلم  و  ستمی  بشود.  نه‌،  جـز گناهکاران  و  نافرمانبرداران  به  مهلکه  نـمی‌افتند.  باید که ‌دعوت‌کننده‌ي  به  سوی  خدا  در  برابر  آنچه  بدو  می‌رسد  استقامت  و شکیبائی ‌کند.  چه  دنیا  جز  یک  ساعت  از  یک  روز  نیست‌.  آن‌گاه  خواهد  شد آنچه  خواهد  شد.  .  .
*
--------------------------------------------------
[1] -‌برای ‌ترجمه‌ي  این  دعای  پرشور مراجعه  شود به  جلداول‌،  صفحه‌٥٨ (‌مترجم)‌ <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<