 قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ (29).

 (‌ای  پیغمبر!  خاطرنشان  ساز)  زمانی  را  که  گروهی  ازجنیان  را  به  سوی  تو  روانه  کردیم  تا  قرآن  را  بشنوند.  هنگامی  که  حاضر  آمدند،  به  یکدیگر  گفتند:  خاموش  باشید  و  گوش  فرادهید.  هنگامی  که  (‌تلاوت  قرآن‌)  به  پایان  آمد،  به  عنوان  مبلغان  و  دعوت‌کنندگان  (‌همجنسان  خود،  به  آئین‌آسمانی‌)  به  سوی  قـوم  خود  برگشتند.

در  این  صورت  این  خـواست  خدا  بوده  است ‌که  این ‌گروه  از  جنیان  را  برای گو‌ش  فرادادن  به  قرآن  روانه  فرماید،  نه  این‌که  یک  رخداد  اتفاقی  بوده  باشد.  قضا  و  قدر  خدا  بر  آن  رفته  است‌که  جنیان  خبر  واپسین  رسالت  را  بدانند  و  از  آن  اطلاع  پیداکنند،  همان‌گونه‌که  درگذشته  از  رسالت  مو‌سی علیه السلام  خبر  پیداکرده‌اند  و  با  آن  آشنا  شده‌اند.  و  این‌که گروهـی  از  جنیان  ایمان  بیاورند  و  از  آتش  دوزخ  برهند،  آتشی‌که  برای  اهریمنان  جن  و  همچنین  برای  اهریمنان  انس  آماده گرديده  است‌.

نص  قرآنی  صحنه‌ای  از  این‌گروه  -‌که  میان  سه  تا  ده  نفر  هستند  -‌به  تصویر  می‌زند،  در  آن  حال  و  احوالی‌که  دارند بدین  قرآن‌ گوش  فرا  می‌دهند.  نص  قرآنی  برایـمـان  به  تصویر  می‌کشدکه  قرآن  چه  تاثیری  درآنان  داشته  است  و  چگونه  ایشان  را  دگرگون‌کرده  است‌،  و  چه  زیبائی  و  شکوه  و تاثیر و ترس‌ و هراس  و  خشوع  و  خضوعی  به  درونشان  افکنده  است‌.

 (فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا).

هنگامی  که  در  خدمتش  حاضر  آمدند،  (‌به  یکدیگر)  گفتند:  خاموش  باشید  و  گوش  فرادهید.

این  سخن‌،  سایه‌روشن  جایگاه  و  موقعیت  را  در  طول  گوش  فرادادن  به  تصویر  می‌کشد.

(فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَى قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ (29) .  

هنگامی  که  (‌تلاوت  قرآن‌)  به  پایان  آمد،  به  عنوان  مبلغان  و  دعوت‌کنندگان  (‌همجنسان  خود،  به  آئین  آسمانی‌)  به  سوی  قوم  خود  برگشتند.

این  بخش  بسان  آن  بخش  از آیه،  تاثیری  را  به  تصویر  می‌زندکه  بر  دلهایشان  بر  اثرگوش  فرادادن  به  قرآن  نقش  بسته  است‌.  آنان  ساکت  و  آگاه  تا  پایان‌،  به  قرآن  

گو‌ش  فراداده‌اند  و گوش  دل  داده‌اند.  زمانی‌که  تلاوت  قرآن  پایان  می‏‎گیرد،  فوراً  به  سوی  قوم  خود  شتاب  می‏‎گیرند،  در  حالی‌که  قرآن  درونهایشان  را  لبریز  از  چیزی‌کرده  است  و  ذهن  و  شعو‌رشان  را  آکنده  از  چیزی  گردانده  است‌که  نمی‌توان  برآن  خاموشی‌گزید،  یا  در  رساندن  پیام  آن  درنگ  ورزید،  و  در  بیم  دادن  با  آن  سکو‌ت‌کرد.  این  حال  و  وضع‌کسی  است‌که  حس  و  شعو‌رش  از  چیز  تازه‌ای  لبریز  شود،  و  احساسات  او  از  موثر  چیره  و  جذابی  برگردد،  موثری‌که  انسان  را  همراه  خو‌د  به  حرکت  می‌اندازد  و  او  را  وامـی‌داردکه  بدان  توجه  بکند و همّت  بگمارد،‌و آن  را  با  جد و  جهد  به  دیگران  برساند:

(قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَاباً أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَى مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ (30).

گفتند:ای  قوم  ما!  ما  به  كتابی  گوش  فرادادیم  که  بعد  از  موسی  فرستاده  شده  است  و  کتاب‌های  پیش  از  خود  را  تصدیق  می‌کند  (‌و  هماهنگ  با  کتاب‌های  آسمانی  پیشین  است‌)‌،  و  به  سوی  حق  رهنمود  می‌کند  و  به  راه  راست  راه  می‌نماید.

شتابان  به  سوی  قو‌م  خـود  برگشتند  و  بدیشان‌گفتند:

ما  به‌کتاب  تازه‌ای گوش  فرادادیم‌ که  بس  از  موسی  نازل گرديده  است‌.کتاب  موسی  را  در  اصل  و  اصولی  که  دارد  تصدیق  می‌کند.  در  این  صورت  آن  جنیان ‌کتاب  موسی  را  شناخته‌اند،  و  همین‌که  آیاتی  از  این  قرآن  را  شنیده‌اند  پيوند  میان  دوکتاب  را  درک  و  فهم  نـموده‌اند.  چه‌بسا  در  آیاتی‌که  شنیده‌اند  ذکری  از  موسی  نبوده  است  و  ازکتاب  او  سخن  نرفته  است‌،  ولیکن  آن  آیات  اشاره  داشته  است  و  پیام  رسانده  است‌که  قرآن  از  همان  سرچشمه‌ای  برجوشیده  است‌ که‌ کتاب  موسی  از  آن  سرچشمـه‌گرفته  است‌.گواهی  این‌گروه  از  جنیان ‌که  تا  اندازه‌ای  دور  از  انگیزه‌های  زندگی  بشری  بوده‌اند،  و  همین‌که  مزه‌ي  آیاتی  از  قرآن  را  چشیده‌اند،  بر  حقانیت  آن  شهادت  داده‌اند،  معنی  و  مفهوم  خاصی‌،  و  الهام  و  پیام ویژه‌ای  دربر  دارد.

آنگاه  جنیان  به  بیان  چیزی  می‌پردازند که  قرآن  بر  دلها  و  درونهایشان  افکنده  است‌،  و  دلها  و  درونهایشان  از  آن  متاثرگردیده  است‌.  این  است‌که  راجع  به  قرآن ‌گفته‌اند: 

( يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُّسْتَقِيمٍ). 

به  سوی  حق  رهنمود  می‌کند  و  به  راه  راست  راه  می‌نماید.

تاثیر  حق  و  هدایتی‌که  در  ایـن  قـرآن  است  سترگ  و  بزرگ  و  شگفت  و  شگرف  است‌.  دلی‌که‌کور  نباشد  در  برابرش  تاب  نمی‌آورد.  روحی‌که  سرکش  و  خودبزرگ‌بین  نباشد  و  با  هوا  و  هوس  سرکش  و  پست  آلوده  و  آمیخته  نشده  باشد  در  برابرش  نمی‌ایستد  و  ایستادگی  نمی‌کند.  بدین  جهت  این  قرآن  همین‌که  برای  نخستین  بار  این  دلها  را  مـی‌پساید،  آنـها  را  منقلب  می‌نماید،  و  ناگهان  آنها  را  به  شور  و  غوغا  می‌اندازد  و  همچو‌ن گو‌اهی  و  شهادتی  را  بیان  می‌دارند‌،  و  از  این  پسوده‌ای‌که  بر  آنها  رفته  است  چنین  تعبیری  می‌کنند.  آنگاه  این‌گروه  از  جنیان  با  حماسه  و  شور  به  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  قوم  خود  می‌پردازند،  حماسه  و  شور  کسی‌که  در  برابر  دلیل  و  برهان  به  زانو  درآمده  است  و  برانگیخته  شده  است  و  احساس  می‌کند  بر  او  واجب  است  به  بیم  دادن  و  برحذر  داشتن  بپردازد  و  این  وظیفه  را  اداء  کند:

(يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ وَيُجِرْكُم مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (31) .  

ای  قوم  ما!  سخنان  فراخواننده‌ي  الهی  را  بپذیرید،  و  به  او  ایمان  بیاورید،  تا  خدا  گناهانتان  را  بیامرزد  و  شما  را  در  پناه  خویش  (‌محفوظ  و  مصون  از  عذاب  سخت  آخرت‌)  د‌ارد.

آنان  نزول  این  قرآن  را  به  زمین‌،  دعوتی  از  جانب  خدا  بشمار  آورده‌اند  برای  هرکس  از  انسان  و  جنی‌که  بدو  می‌رسد.  محمـد صلی الله علیه و سلم   را  دعوت‌کننده‌ي  مردمان  و  جنیان  به  سوی  یزدان  شمرده‌اند  همین‌که  این  قرآن  را  تلاوت  فرموده  است  و  انسانها  و  پریها  بدان‌گوش  فراداده‌اند.  

این  است‌که  قوم  خود  را  فریاد  می‌دارند:

 (يَا قَوْمَنَا أَجِيبُوا دَاعِيَ اللَّهِ وَآمِنُوا بِهِ).

ای  قوم  ما!  سخنان  فراخواننده‌ي  الهی  را  بپذیرید،  و  به  او  ایمان  بیاورید.

همچنین  به آخرت  ایمان  آورده‌اند،  و  دانسته‌اندکه  ایمان  آوردن  و  اجابت  فرمان  خداکردن  باعث  بخشش  و  آمرزش‌گناهان  و  پناه‌گرفتن  از  عذاب  یزدان  می‌گردد.  آنان  مژده  دادند  و  بیم  