  گسترۀ  فراخ  جهان  هستی‌  کجا؟!  مسأله‌ای  بدین‌  کوچکی  آن  اندازه  در  این  آئین  مهمّ  است  ‌که  با  مسأله  آسمانها  و  زمین  مطرح  می‏‎گردد  و  قضیّۀ  جهانی  می‌شود!!!

از  میان  این  آسمانهای  هفتگانه  و  زمین  یا  زمینهای  هفتگانه  فرمان  یزدان  صادر  و  نازل  می‌گردد.  از  آن  جمله  فرمانی  که  آنان  در  این  روند  قرآنی  در  صدد  آن  هستند.  در  این  صورت ‌کار  بسی  بزرگ  است‌،  حتّی  برابر  مقیاسها  و  معیارهائی  ‌که  انسانها  دارند،  و  برابر  جهان‌ بینی‌هائی‌  که  در بارۀ  مکان  و  زمان  به  اندازۀ  تاب  و  توان  خودشان  دارند  و  بدان  اندازه  که  می‌توانند  بیندیشند  و  برآورد  کنند.  مخالفت  با  فرمان  یزدان  و  کجروی  از  آن‌،  مخالفت  با  فرمانی  است  ‌که  اقطار  و  اکناف  آسمانها  و  زمینها  بدان  همآوا  پاسخ  می‌گوید،  و  فرشتگان  صدرنشین  عالم  بالا  و  سائر  پدیده‌ها  و  آفریده‌های  دیگر  در  اقطار  و  اکناف  آسمانها  و  زمینها  آن  را  می‌شنوند  و  بر  دیدۀ  منّت  می‌نهند.  بنابر  این  چنین  مخالفتی  و  چنین  انحرافی  زشت  و  رسواگرانه  است‌.  هرگز  هیچ  عاقل  مؤمنی  بدان  برنمی‌خیزد  و  آن  را  در  پیش  نمی‌گیرد.  عاقل‌  مؤمنی‌  که  پیغمبری  به  سوی  او  بیاید  و  بر  او  آیه‌های  روشن  و  روشنگر  خدا  را  بخواند،  و  این  ‌کار  را  برای  او  روشن ‌گرداند،  و  این  فرمان  را  بدو  برساند،  تا  او  را  از  تاریکیها  بیرون  بیاورد  و  به  سوی  نور  رهنمود  و  رهنمون‌  گرداند   ...

این  فرمان  از  میان  آسمانها  و  زمین  صادر  و  نازل  می‌شود،  تا  در  دل  انسان  مؤمن  این  عقیده  را  پدید  آورد  که  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.  هر  چیزی  را  که  بخواهد  به  انجام  ‌می‌رساند،  و  چیزی  او  را  درمانده  و  ناتوان  نمی‌سازد.  علم  و  آگاهی  او  محیط  بر  همه  چیز  است‌.  چیزی  از  علم  و آگاهی  او  نه  در  نمی‌رود  و  ناپیدا  نمی‌شود  در  میان  همۀ  چیزهائی‌  که  در  ملک  و  مملکت  فراخ  وگستردۀ  او  است‌،  و  رازی  از  رازهائی‌  که  مردمان  در  زوایای  دلها  پنهان  می‌دارند  بر  او  پوشیده  نمی‌ماند. 

این  پسوده  در  اینجا  از  دو  جهت  ارزش  ویژه  حود  را  دارد: 

یکم  این  ‌که  خداوندی‌  که  علم  و  آگاهی  او  هر  چیزی  را  در  برگرفته  است  و  محیط  بر  هر  چیزی  است‌،  او  است‌  که  بدین  احکام  دستور  می‌دهد.  او که  محیظ  بر  همۀ  شرائط  و  ظروف  و  مصالح  و  استعدادها  و  توانائیهای  ایشان  است  این  احکام  را  نازل‌  کرده  است  و  فرو  فرستاده  است‌.  پس  باید  از  این  احکام  پیروی  ‌گردد،  و  نباید  به  هیچ  وجه  از  آنها  روی  بگردانند  و کم‌ترین  بی‏توجّهی  بد‌انها  بکنند.  این  احکام  را  خدائی  وضع  و  مقرّر  کرده  است ‌که  علم  و  آگاهی  او  همه  چیز  را  در  برگرفته  است  و  محیط  بر  همه  چیز  است‌.

دوم  این‌  که  این  احکام  خود  به  خود  به  دلها  و  درونها  موکول  و  واگذارند.  زیرا  احساس  این‌ که  علم  و  آگاهی  خدا  همه  چیز  را  در  برگرفته  است  و  محیط  برهمه  چیز  است‌،  خود  این  امر  تضمین  می‌کند که  دلها  و  درونها  حسّاس  باشند،  در  کاری  ‌که  هیچ  چیزی  سودمند  نمی‌افتد  و  به  درد  نمی‌خورد  مگر  تقو‌ا  و  ترس  از  خدائی‌  که  آگاه  از  رازهای  سینه‌ها  است‌.

*
بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  این  سوره  با  این  آهنگ  و  نوا  به  پایان  می‌آید،  آهنگ  و  نوائی‌که  به  هول  و  هراس  می‌اندازد  و  به  ترس  و  خوف  می‌افکند.  بدان  اندازه  هم  دلها  را  به  جنب  و  جوش  می‌اندازد که  ‌کرنش  ببرند  و  فرمانبرداری  بکنند.  پاک  و  منزّه  ‌آفریدگاری  است ‌که  این  دلها  را  آفریده  است‌،  و  آگاه  و  باخبر  از  هر  آن  چیزی  است ‌که  در  پیچ  و  خمها  و  لابلاها  و  راه‌ها  و  خط  سیرهای  دلها  است‌.

*
----------------------------------------------------------
[1] ‌کتاب‌:«‌السلام العالمی و الاسلام‌»‌. فصل‌:صلح و صفای خانه‌. 
[2] مراجعه شود به «‌فی  ظلال  القرآن‌» جلد ٩صفحه 399   
[3] ‌مراجعه شود به ‌کتاب‌: «‌السلام العالمی‌ و الاسلام‌»‌. صفحات ٦٥و  ٦٦ 
[4]‌مراجعه شود به جلد یازدهم ‌فی‌ظلال القرآن‌، صفحۀ  ٢٥٩-‌269 
[5] نظریۀ فقهی راجح همین است‌. البته ‌قولی هم در میان است‌ که در این  دوره از زمان‌، طلاق‌ وقوع پیدا نمی‌کند. 
[6] ‌مراجعه شود به ‌کتاب‌: «‌التصویر الفنی فی القرآن‌» فصل «‌هماهنگ  هنری‌»   
[7] ‌«‌رسولا» مفعول ‌به برای فعل محذوفی است‌ که مقام دلالت بر آن دارد. تقدیر  چنین  است‌: ارسل  رسولاً... (‌مترجم‌). 
[8] «‌مثلـن‌» اشاره ‌به زمینهای متعدّدی است ‌که در عالم هستی ‌وجو‌د دار‌د.تا آنجا که  بعضی از دانشمندان ستاره‌شناس می‌گویند:‌کراتی‌ که مشابه کرۀ زمین ‌بر گرد  خورشیدها در پهنۀ هستی ‌گردش می‌کنند حد‌اقل سیصد میلیون کره است (‌نگا: المراغی‌)‌.(‌مترجم‌)
  تا  آخر  داستانی‌که  خبر  آنان  در  این  سوره  آمده  است‌.  ابن‌کثیر  در  تفسیر  خود  بر  روایت  ابن  اسحاق  چنین  پیرو  می‌زند:  ‌(‌این  درست  است‌،  ولیکن  سخن  ابن  اسحاق‌که  می‏‎گوید  جنیان  در  همچون  شبی‌گوش  به  قرآن  فرا  داشته‌اند،  محل  ایراد  است‌.  چرا  که  جنیان  در  ابتدای  نزول  وحی  باید گوش  فرا  داده  باشند،  همان گو‌نه ‌که سخن  فوق‌الذکر  ابن  عباس  -  رضی‌الله‌عنهما  -‌بیانگر  آن  است‌.  در  صورتی‌که  بیرون  رفتن  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم  ‌به  سوی  طائف  پس  از  فوت  عمویش  بوده  است‌که  یک  سال  یا  دو  سال  پیش  از  هجرت  رخ  داده  است‌،  همان‌گونه  که  ابن  اسحاق  و  دیگران ‌گفته‌اند.  خدا  هم  بهتر  می‌داند‌)‌.  روایتهای  زیاد  دیگری  هم  در  این  زمینه  آمده  است‌.  ما  در  میان  همه‌ي  روایتها  بر  روایت  نخستین  تکیه  داریم‌که  از  ابن  عباس  -  رضی‌الله‌عنهما  -  است‌.  زیرا  این  روایت  با  نصوص  قرآنی  هماهنگی  کامل  دارد:

 (قل : أوحي إليَّ أنه استمع نفر من الجن).

 (‌ای  محمّد!  به  امت  خود)  بگو:  به  من  وحی  شده  است  که  گروهی  از  پریان‌،  به  (‌تلاوت  قرآن‌)  من  گوش  فراداده‌اند...  .   (‌جن/‌1)

  این  آیه  قاطعانه  می‌گوید که  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    از  طریق  وحی  متوجه  این  رخداد گردیده  است‌،  و  او  جنیان  را  ندیده  است‌،  و  از  وجودشان  هم  اطلاع  پیدا  نکرده  است‌.  گذشته  از  این‌،  این  روایت  از  جنبه‌ي  اسناد  و  استخراج  نیز  از  قوت  بیشتری  برخوردار  است‌،  و  در  این  نـقطه  با  روایت  ابن  اسحاق  نیز  متفق  است‌.  همچنین  آنچه  از  قرآن  در  باره  صفت  جنیان  می‌دانیم‌،  همـچون  روایتی  را  تقویت  می‌کند:

(إنه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم).

شیطان  و  همدستانش  شما  را  می‌بینند،  در  صورتی  که  شما  آنها  را  نمی‌بینید. ( اعراف/27)

  این  فرموده  انسان  را  از  تحقیق  بیشتر  در  باره  این  حادثه  بی‏نیاز  می‌کند.

 (وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَراً مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا فَلَمَّا