برنامۀ  او  در  زندگی  است. 

یزدان  سبحان  می‌فرماید:
(أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا).
خداوند  برای  ایشان  عذاب  شدیدی  را  فراهـم  ساخته  است‌.

خداوند  راستگوترین  ‌گویندگان  است  و  آنچه  فرماید  همان  شود  و  همان  است‌.

قطعاً  این  آئین‌،  برنامۀ  نظام  و  سیستم  اجتماعی  است  -  همان‌  گو‌نه  ‌که  در  سورۀ  صف  از  آن  سخن  ‌گفتیم  -‌این  آئین  آمده  است  تا  گروه  مسلمان  صاحب  نظام  و  سیستم  خاصّی  را  پدید  آورد.  آمده  است  تا  سراسر  زندگی  این  گروه  مسلمان  را  اداره  ‌کند  و  امور  آن  را  بچرخاند.  بدین  خاطر  همۀ  آنان  مسؤول  این  آئین  هستند.  مسؤول  احکام  آن  هستند.  این  گروه  مسلمان  هر وقت  از  این  احکام  سرباز  بزند  و  مخالف  آن  احکام‌  کند  و  رود،  بر  سر  آنان  همان  می‌آید  که  بر  سر  شهرها  و  آبادیهائی  آمده  است  ‌که  از  فرمان  پروردگارشان  و  از  رهنمودها  و  رهنمونهای  پیغمبرانش  سرباز  زده‌اند  و  به  کژ راهه  رفته‌اند.

در  رویاروی  گرداندن  با  این  برحذر  داشتن  و  بیدار باش  گفتن‌،  و  رویاروی  نمودن  با  صحنه‌های  فراخ  و  فراوان  آن‌،  خردمندانی  را  فریاد  می‌دارد که  ایمان  آورده‌اند،  آن  کسانی‌  که  خردهایشان  ایشان  را  به  ایمان  آوردن  رهنمود  و  رهنمون کرده  است‌.  آنان  را  فریاد  می‌دارد  از  خدائی  بترسند  که  قرآن  را  بر  ایشان  نازل  فرموده  است‌:
(قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا) (١٠)
خدا  که  برای  شما  قرآن  را  نازل  فرموده  است‌.

قرآن  را  که  در  اینجا  «‌ ذکراً‌ »  نامیده  شده  است‌،  مجسّم  نشان  می‌دهد،  و  آن  را  با  شـخص  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم    ‌ممزوج  و  آمیخته  می دارد،  و  شخص  بزرگوار  او  را  ذکر  می‌نامد،  یا  به  عبارت  دیگر«‌ رسـولاً »  را  بدل  «‌ ذکراً‌ »  می‌سازد،  در  این  عـبارت‌:‌[7]

(رَسُولا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ).

پیغمبری  را  به  میانتان  روانه  کرده  است  که  آیات  روشن  خدا  را  برایتان  می‌خواند.

در  اینجا  نگرش  زیبا  و  ژرف  و  راستینی  است  با  دلائل  گوناگونی  ‌که  با  خود دارد ...

این  ذکری  که  از  رسول  خدا  برای  ایشان  نازل  گردیده  است  از  خلال  شخصیّت  پیغمبر  راستین  عبور کرده  و  به  سویشان  آمده  است‌،  تا  بدانجا  که  ‌گوئی  ذکر،  آمیخته  با  ذات  او،  بدیشان‌  رسیده  است‌،  و  شخصیّت  پیغمبر  صلّی الله ‌علیه و اله و سلّم  اصلاً  پرده  و  مانـعی  برای  ذکر  نگردیده  است‌.

نظریّۀ  دوم  پیام  این  نصّ  چنین  است ‌که  شخصیّت  پیغمبر صلّی الله علیه و اله و سلّم  به  ذکر  تبدیل‌  گردیده  است‌،  و  شخصیّت  آن  حضرت  تصویر  مجسّمی  برای  این  ذکر  شده  است‌.  با  ذکر  آن  چنان  ساخته  است‌  که  عین  آن ‌گردیده  است‌.  و  لذا  او  ترجمۀ  زنده‌ای  از  حقیقت  قرآن  بشمار  است‌.  پیغمبر  خدا صلّی ا لله علیه و اله و سلّم ‌ همین  ‌گونه  بود.  بدین‌  گونه  عائشه  -  رضی‌الله‌عنها  -  ‌پیغمبر صلّی الله علیه و اله و سلّم  را  وصف ‌کرده  است‌.  وقتی‌ که  می‌گو‌ید:

(كان خلقه القرآن).

اخلاق  او  قرآن  بود.

قرآن  در  خاطر  مبارک  او  در  رویاروئی  با  زندگی  چنین  بود.  او  قرآن  بود که  با  زندگی  روبرو  می‌گردید!

گذشته  از  نعمت  قرآن  و  هدایت  و  صلاح  و  فلاح‌،  به  نعمتهای  باغهای  بهشت  وعده  داده  است‌،  بهشتی  ‌که  همیشه  در  آنجا  بسر  می‏‎برند  و  ماندگار  می‌مانند.  تذکّر  هم  داده  می‌شود که  این  رزق  و  روزی  زیباترین  رزق  و  روزی  است‌.  اصلاً  رزق  و  روزی  زمین‌،  با  آن  قابل  سنجش  و  مقایسه  نیست‌:

(قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا) (١١)

خدا  روزیشان  را  خوب  و  نیکو  می‏‎گرداند.

خدا  روزی ‌رسان  در  دنیا  و  در  آخرت  است‌، و لیکن  روزی‌ای  از  روزی  دیگری  بهتر  و  خوبتر  است‌.  انتخاب  زیباترین  روزی  از  سوی  یزدان‌،  انتخاب  درست  و  گزینش  ارزشمندی  است‌.

بدین  منوال  بار  دیگر  نقطۀ  رزق  را  می‌پساید،  و  با  این  اشاره  رزق  زمین  را  در  مقابل  رزق  بهشت  ناچیز  و  کم‌بها  جلوه‌گر  می‌نماید.  در بارۀ  این  مسأله  صحبت  می‌فرماید  بعد  از  آن‌ که  در  بندهای  نخستین  به  فراخی  رزق  زمین  نیز  وعده  فرموده  است … 

*
در  پایان‌،  این  آهنگ  هراس ‌انگیز  جهانی  درمـی‌رسد  و  موضوع  این  سوره  و  قوانین  و  مقرّرات  و  رهنـمودها  و  رهنمونهای  آن  را  با  قضا  و  قدر  یزدان  و  با  قدرت  و  علم  او  در  جولانگاه  جهان  عریض  و  طویل  پیوند  می‌دهد:  

(اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الأمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا) (١٢)

خدا  همان  است‌ که  هفت ‌آسمان  را  و  همانند آن  زمین  را  آفریده  است‌.  فرمان  (‌خدا)  همواره  در  میان  آنها  جاری  است  (‌و  تدبیر  هدایت  و  رهبری  او،  لحظه‌ای  از  جهان  بزرگ  هستی  برداشته  نمی‌شود،  این  آفرینش  عظیم  بدان  خاطر  است‌)  تا  بدانید  خداوند  بر  هر چیزی  توانا  است‌،  و  آگاهی  او  همه  چیز  را  فراگرفته  است‌.

از  حقیقت  مدلول  و  مفهوم  و  ابعاد  و  فاصله‌های  ‏آسمانهای هفتگانه  آگاهی  نداریم‌.  همچنین  از  زمینهای  هفتگانه  بی‌خبریم‌.  چه  بسا  معنی  مثل  آسمانها[8]  این  باشد که  این  زمین  از  جنس  آسمانها  است‌،  و  زمین  در  ترکیبات  یا  ویژگیهای  خود  مثل  آســمانها  است ... به  هر  حال  هیچ  ضرورتی  ندارد  این  نـصوص  را  با  مقیاس  و  معیار  علم  و  دانشی  بسنجیم  ‌که  بدان  دسترسی  پیدا  کرده‌ایم‌.  زیرا  علم  و  دانش  ما  محیط  بر  جهان  هستی  نـمی‌باشد،  تا  به  صورت  قطعی  و  محقّق  بگوئیم‌:  مراد  قرآن  این  است  و  بس.  هرگز  درست  هم  نخواهد  بود  چنین  بگوئیم  مگر  روزی  و  روزگاری  ‌که  انسان  ترکیب‌ بند  این  جهان  را  کاملاً  بشناسد،  و  با  یقین  و  اطمینان‌،  بدان  علم  و  آگاهی  پیدا  کند ... این  هم  بعید  و  ناشدنی  است ...

ما  از  الهام  و  پیام  این  اشاره  استفاده  می‌کنیم  و  از  حقیقت  آن  در  جولانگاه  روانی‌،  و  در  ایجاد  جهان ‌بینی  صحیح  ایمانی  جهانی  سود  می‌جوئیم‌.

اشاره‌ای‌ که  بدین  جهان  هولناک  هستی  می‌شود:

(سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ).

هفت  آسمان  را  و  همانند  آن  زمین  را  آفریده  است‌.

این  اشاره  عقل  و  شعو‌ر  را  به  هراس  می‌اندازد،  و  دل  را  روبروی  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  قدرت  آفریدگار،  و  در  برابر  گسترۀ  ملک  و  مملکت  او،  نگاه  می‌دارد.  ملک  و  مملکتی‌  که  سراسر  این‌ کرۀ  زمین  در مقابل  آن‌  کو‌چک  و  ناچیز  بشمار  است‌،‌ گذشته  از  بعضی  از  چیزهائی  ‌که  در  آن  است‌،  و  گذشته  از  بعضی  از  رخدادهائی  ‌که  در  آن  روی  می‌دهد.  اصلاً  درهمهای  ناچیزی‌  که  شوهر  خرج  همسر می‌کند،  یا  همسر  آنها  را  می‌بخشد  و  از  آنها  صرف  نظر  می‌کند  کجا  و