وا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا) (١١)

چه  بسیار  مردمان  شهرها  و  آبادیهائی  که  از  فرمان  پروردگارشان  و  دستور  پیغمبران  او،  سرپیچی  و  سرکشی  کرده‌اند،  و  در  نتیجه  ما  سخت  به  حسابشان  رسیده‌ایم  و  به  مجازات  ناگوار  و  کیفر  ناخوشایندشان  رسانده‌ایم‌.  و  عقوبت  اعمالشان  را  چشیده‌اند،  و  عاقبت  کار  و  بارشان  زیان  و  خسران  بوده  است‌.  خداوند  برای  ایشان  عذاب  شدیدی  را  فراهم  ساخته  است‌.  ای  خردمندانی  که  مؤمن  هستید،  شما  پرهیزگاری  کنید  و  خویشتن  را  از  (‌عذاب  و  خشم‌)  خدا  به  دور  دارید.  خدا  که  برای  شما  قرآن  را  نازل  فرموده  است‌.  پیغمبری  را  به  میانتان  روانه  کرده  است  که  آیات  روشن  خدا  را  برایتان  می‌خواند  تا  کسانی  را  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  کرده‌اند  از  تاریکی  (‌بطالت  و  ضلالت‌)  بیرون  آورد  و  به  روشنائی  (‌حقیقت  و  هدایت‌)  درآورد.  کسانی  که  به  خدا  ایمان  بیاورند  و  کارهای  پسندیده  بکنند،  خدا  آنان  را  به  باغهای  بهشتی  داخل  می‏‎گرداند  که  از  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  رودبارها  روان  است‌.  برای  همیشه  در  آنجا  ماندگار  می‌مانند،  و  خدا  روزیشان  را  خوب  و  نیکو  می‏‎گرداند.

این  بیم  دادن  دور  و  درازی  است‌،  و  برحذر  داشتنی  با  صحنه‌های  مفصّـل  است‌.  هــمچنین  یادآوری  ژرف  و  عمیقی  به  نعمت  ایمان  و  نور  خدا  است‌،  و  بیان  وعده‌ای  که  یزدان  به  اجر  و  پاداش  قیامت  می‌دهد،  اجر  و  پاداشی  که  زیباترین  و  بزرگو‌ارترین  رزق  و  روزی  است‌.

خدا  گرفتار  عقاب  و  عذاب  خود  می‌سازد  کسانی  را  که  از  فرمانش  سرپیـچی  و  سـرکشی  می‌کنند،  و  تسـلیم  رهنمودها  و  رهنمونهای  پیغمبرانش  نمی‌شوند.  این  هم  یک  سنّت  و  قانون  مکرّر  خدا  است‌:
(وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا) (٨)
چه  بسیار  مردمان  شهرها  و  آبادیهائی  که  از  فرمان  پروردگارشان  و  دستور  پیغمبران  او،  سرپیـچی  و  سرکشی  کرده‌اند،  و  در  نتیجه  ما  سخت  به  حسابشان  رسیده‌ایم  و  به  مجازات  ناگوار  و  کیفر  ناخوشایندشان  رسانده‌ایم‌.

تفصـیل  ‌گرفتار  ساختن  مردمان  شهرها  و  آبادیها،  و  بیان  حسابرسی  سخت  و  عذاب  و  عقاب  ناگوارشان  نخست  ذکر  می‏‎گردد،  و  بعد  از  آن  عاقبت  بد  و  سـرنوشت  ناجورشان  به  تصویر  کشیده  می‌شود:  
(فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا) (٩)
و  عقوبت  اعمالشان  را  چشیده‌اند  و  عاقبت  کار  و  بارشان  زیان  و  خسران  بوده  است‌.

آنگاه  تصویر  این  عاقبت  زیانبار  در  آیۀ  بعدی  ذکـر  می‌شود:
(أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا).
خداوند  برای  ایشان  عذاب  شدیدی  را  فراهم  ساخته  است‌.

همۀ  اینها  برای  گسترش  دادن  این  صحنه‌،  و  برای  تفصیل  گامها  و  مرحله‌ها  است‌.  این  هم  راهی  از  راه‌های  شیوۀ  قرآنی  در  ژرفا  بخشیدن  تأثیر  در  حسّ  و  شعور،  و  به  درازا  کشاندن  ماندگاری  تأثیر  در  داخل  اعصاب  و  در  میان  جان  و  روان  است‌.[6]

لحظه‌ای  در  جلو  این  برحذر  داشتن  می‌ایستیم‌.  می‏‎بینیم  که  یزدان  شهرها  و  آبادیها  را  یکی  پس  از  دیگری‌  گرفتار  بلا  و  تیر  قضا  کرده  است‌،  هر  زمان  ‌که  مردمان  آنجاها  از  فرمان  پروردگارشان  و  از  دستور  پیغمبرانش  سرپیچی  و  سرکشی‌  کرده‌اند ... می‏‎بینیم  این  برحذر  داشتن  و  بیم  دادن  در  اینجا  به  مناسبت  طلاق  و  احکام  آن  ذکر  می‌شود،  و  طلاق  و  حکم  آن  بدین  سنّت  و  قانون  ‌کلّی  ارتباط  پیدا  می‌کند.  این  پیوند  خوردن  پیام  می‌دهد  و  الهام  می‌بخشد که  کار  طلاق  تنها  کار  چند  خـانواده  یا  چند  شوهر  و  همسر  نیست  و  بس.  بلکه  طلاق ‌کار  همۀ  ملّت  مسلمان  است  و  با  سرنوشت  آن‌ گره  می‌خورد.  چه  ملّت  مسلمان  مسؤول  این‌کار  است‌!  و  ملّت  مسلمان  در  کار  طلاق  از  سوی  شریعت  یزدان  مورد  بازخواست  قرار  می‌گیرد.  مخالفت  ملّت  مسلمان  از  فرمان  یزدان  در  آن  -  یا  مخالفت  با  فرمان  یزدان  در  غیر کار  طلاق  -‌  یا  مخالفت  با  فرمان  یزدان  در  هر  کاری  و  حکمی  از  کارها  و  احکام  این  سیستم  و  نظام‌،  یا  این  برنامۀ  ‌کامل  الهی  برای  زندگی  -‌سرپیچی  و  سرکشی  از  فرمان  خدا  است‌.  تنها  افرادی  ‌که  مرتکب  آن  می‌شوند  گرفتار  نمی‌آیند  و  مؤاخذه  نمی‌گردند  و  بس.  بلکه  شهری  و  آبادی‌ای  یا  ملّتی  بدان‌  گرفتار  می‌آید  و  مؤاخذه  می‌گردد  که  مخالفت  از  فرمان  یزدان  در  میانشان  انجام  می‏‎پذیرد،  و  آن  شهر  و  آبادی  یا  ملّت  از  برنامۀ  خدا  و  فرمان  او  در  سر  و  سامان  بخشیدن  به  زندگی  منحرف  می‌گردد.  زیرا  این  دین  آمده  است  تا  از  آن  پیروی  ‌گردد،  و  همۀ  احکام  آن  اجراء  شود،  و  بر  سراسر  زندگی  مراقبت  و  پاسداری  داشته  باشد.  کسانی ‌که  از  فرمان  یزدان ‌که  در  این  آئین  است  -  هر چند  که  این  نافرمانی  در  احوال  شخصی  و  اوضاع  خصوصی  افراد  باشد  -‌  سرپیچی  و  سرکشی‌  کنند،  خود  را  در  معرض  همان  چیزی  قرار  می‌دهند که  شهرها  و  آبادیها  با  آن  روبرو  شدند  و  گرفتار  آمدند،  و  سنّت  و  قانون  خدا  به  سراغشان  آمد  و  گریبانگیرشان ‌گردید،  سنّت  و  قانونی‌  که  هرگز  تخلّف  نمی‌ورزد  و  از  هدف  بازنمی‌ماند.

این  شهرها  و  آبادیها  فرجام  بد  و کیفر  کارهای  خود  را  دیده‌اند  و  به  زیان  و  خسران  آن  رسیده‌اند،  در  همین  زمین  پیش  از  حساب  و  کتاب  واپسین  آخرت ...

این  فرجام  بد  را  دیده‌اند  و  این ‌کیفر  ناگوار  را  چشیده‌اند  شهرها  و  آبادیها  و  ملّتها  و  گروه‌هائی‌  که  در  این  زمین  از  برنامۀ  خدا  منحرف  ‌گردیده‌اند  و کناره‌گیری  کرده‌اند.  ما  این  فرجام  بد  و  کیفر  ناگوار  را  مشاهده‌  کرده‌ایم  و  دیده‌ایم‌،  و  پدران  و  نیاکان  ما  هم  آن  را  مشاهده‌کرده‌اند  و  دیده‌اند.  مشاهده ‌کرده‌ایم  و  مشاهده  کرده‌اند  و  دیده‌ایم  و  دیده‌اند  که  چگونه  شهرها  و  آبادیها  و  ملّتها  و  گروه‌ها  همچون  فرجام  بد  و  کیفر  ناگوار  را  به  صورت  فساد  و  تباهی،  پراکندگی  و  فروپاشی‌،  فقر  و  قحطی‌،  ظلم  و  جور،  و  زندگی  خوفناک ‌و  بیمناک  بدون  امن  و  امان  و  امنیّت  و  صلح  و  صفا  و  آرامش‌،  دیده‌اند  و  مزۀ  آن  را  چشیده‌اند  و  به  فغان  درآمده‌اند  و  چه  بسا  بر باد  فنا  رفته‌اند  و  سرمایۀ  وجودشان  را  باخته‌اند!  مصداق  همچون  بیم  دادن  و  برحذر  داشتنی  را  هر  روز  می‌بینیم  و  می‌شنویم‌.

گذشته  از  این‌،  عذاب  شدیدی  در  انتظار  سرکشان  از  فرمان  یزدان  و منحرفان  از  