  و  هسر  این  است‌  که  ‌کار  را  یکسره  به  خدا  واگذارند  و  با  او  عقد  و  پیمان  ببندند،  و  کار  را  یکباره  برای  او  بکنند  و  رو  بدو  بکنند.  خدا  را  حاضر  و  ناظر  بدانند،  و  از  او  بهراسند  و  از  خشم  و  عذاب  او  خود  را  به  دور  دارند،  و  همۀ   کارها  را  از  او  بدانند.  او  است  دهنده‌،  و  او  است  بازدارنده.  او  است‌  که  نعمت  را  برای  انسان  فراخ  یا  کم  می‏‎گرداند.  به  تنگنا  افتادن  و  به  آسـایش  رسـیدن‌،  تنگدستی  و  رفاه‌،  داشتن  و  نداشتن‌،  و  سختی  و  فراخی  نعمت‌،  همه  و  همه  در  دست  خدا  است  و  بس.

*

تا  اینجا  سائر  احکام  طلاق  و  پیامدهای  آن  را  بیان  ‌کرده  است‌،  و  هر  اثری  از  آثار  طلاق  را  دنبال  نموده  است  تا  بدانجا  که  ‌کار  به  حلّ  واضح  و  روشنی  منتهی  ‌گردیده  است‌.  از  خانۀ  ویران  شکسته‌ها  و  گرد  و  غبارهائی  را  رها  نکرده  است‌  که  درونها  را  پر  کنند  و  دلها  را  فرو  پوشند.  گذشته  از  این‌،  سدها  و  مانعهای  سر  راه‌.را  رها  ننموده  است  مگر  این  ‌که  آنها  را  زدوده  است  و  چاره‌ سازی  ‌کرده  است‌.  غمها  و  صداهائی  را  برطرف  نموده  است  و  بریده  است‌که  باعث  اضطراب  و  پریشانی  می‌شوند.

هــچنین  همۀ  وسوسه‌ها  و  دغدغه‌هائی  را  برطرف  نموده  است  ‌که  در  دلها  به جوش  و  خروش  می‌افتند،  و  دلها  را  از  بخشندگی  و  بزرگواری  و  آسانگیری  و  زیباکرداری  باز می‌دارند.  شبحای  فقر  و  تنگدستی  و  ضائع  شدن  اموال  را  از  درون  شوهر  به  دور  بگرداند، شبحهائی‌  که  او  را  احاطه  می کنند  وقتی‌  که  به  مطلّقه‌اش  منزل  و  مأوا  بدهد،  و  نفقه  و  هزینۀ  او  را  بپردازد،  و  بر  او  یا  شیر  دهدندۀ  فرزندش  ببخشاید  و  بذل  و  بخشش‌  کند  و  رفاه  ایشان  را  فراهم  نماید.  همچنین  شبحهائی  را  به  دور  می‌دارد  از  درون  هــمسری  ‌که  به  سبب  مخارج  و  هزینه‌های  تنگدستی،  یا  از  چشم  طمع  دوختن  به  افزایش  چیزی  ‌که  از  دارائی  شو‌هر  سابق  خود  انتظار  دارد  او  را  دنبال  و  احاطه  می‌کنند.  این  است‌  که  تأکید  می‌کند که  آسانی  و  آسایش  به  دنبال  سخـتی  و  گرفتاری  در  می‌رسد  برای  کـسـی‌ که  ‌متّقی  باشد  و  از  خدا  بهراسد،  و  آرامش  و  آسایش  پس  از  شدّت  و  ضیقت  سرمی‌رسد،  و  رزق  و  روزی  از  جائی  و  به‌  گونه‌ای  فراهم  می‌آید  که  حساب  و  کتابی  برای  آن  نمی‌شود  و  انتظارش‌  کشیده  نمی‌شود.  گذشته  از  رزق  و  روزی  دنیا  رزق  و  روزی  آخرت‌،  و  اجر  و  پاداش  بزرگ  در  آنجا  فراهم  است‌  گذشته  از  این  که ‌گناهان  بخشوده  و  نادیده‌  گرفته  می‌شود.

همچنین  به  چاره‌جوئی  چیزهائی  پرداخته  است‌  که  حالت  مخالفت  و  ناسازگاری  و  دشمنی  آنها  را  به  دنبال  آورده  است‌،  حالتی‌  که  به  طلاق  سرکشیده  است  و  منتهی  گردیده  است‌،  چیزهائی  از  قبیل‌:  خشم  و کین  و  سـختگیری  و  غبارهائی  ‌که  فضای  ذهن  و  شعو‌ر  و  دل  و  درون  را  آلوده  است  و  تیره  و  تار  کرده  است ... بر  همۀ  اینها  دست  مهربانی  و  زیبائی  کشیده  است‌،  و  بر  آنـها  نسیم  مرحمت  خدا  و  امید  بدو  وزانده  است‌،  و  چشمه‌های  مودّت  و  محبّت  و  خوبی  و  نیکی  را  در  دلها  برجوشانده  است  و  به  غلغل  و  قلقل  انداخته  است  با  پسوده‌های  تقوا  و  ترس  از  خدا،  و  امید  به  خدا داشتن  و  انتظار  رضای  او  کشیدن‌.

این  چاره‌جوئی  شامل  و  این  چاره‌سازی‌  کامل‌،  و  این پسوده‌های مؤ ‌ثّر  و  ژرف‌،  و  این  تأکید  استوار  و  مکرّر،  همۀ  اینها  تضمینهای  منحصری  در  راستای  این  مسأله  برای  اجرای  شریعت  مقرّره  هستند.  دیگر  پاسبان  و  نگاهبانی  جز  حسّاسیّت  درونها  و  تقو‌ای  دلها  در  میان  نیست‌.  هر  دوی  شوهر  و  همسر  می‌توانند  به  همدیگر  نیرنگ  بزنند  تا  تلـخی  ایشان  از  میان  رود  و  کامشان  حاصل  شود.  این  وقتی  خواهد  بود  که  موانع  تنها  موانع  قانونی  بوده  و  فقط  قانون  باز دارنده  باشد. بر خی  از  اوامر  آن  اندازه  از  نرمش  برخوردار  است‌  که  هـمۀ  اینها  را  فرامی‌گیرد.  چه  دستور  به  زیان  نرساندن‌:

(وَلا تُضَارُّوهُنَّ).  و  بدیشان  ‌زیان  ‌نرسانید.  

شامل  نهی  از  انواع  و  اقسام  درد  و  رنج  و  سختی  و  دشواری‌ای  است  ‌که  متن  قانونی  هر  اندازه  هم  فراگیر  باشد  شامل  آنها  نمی‏گردد.  بلکه‌  کار  و  بار  آن  بدین  انگیزه‌های  وجدانی،  و  بدین  جوش  و  خروش  حسّ  تقوا  و  ترس  از  خدای  آگاه  از  رازها،  و  محیط  بر  همۀ  چیزها، مو کول  و  واگذار  است‌.  نیاز  به  عوضی  دارد  که  یزدان  سبحان  آن  را  به  پرهیزگاران  در  دنیا  و  آخرت  وعده  می‌دهد.  به  ویژه  در  مسألۀ  رزق  و  روزی‌ای  ‌که  ذکر  آن  به  صورتهای  ‌گوناگون  مکرّر  گردیده  است‌،  زیرا  مسألۀ  رزق  و  روزی  عامل  مهمّی  در کاستن  از  شدّت  و  حدّت  موضعگیری‌،  و  آب  پاشیدن  بر  خشکی‌ای  است‌  که  حالت  طلاق  آن  را  پدید  می‌آورد.

شوهر  و  همسر  -‌ در  سایۀ  این  حکـمها  و  رهنمونها  - ‌از  یکدیگر  جدا  مـی‌شوند،  در  حالی‌  که  در  دلهایشان  دانه‌های  مهر  و  محبّت  نخشکیده  است  و  تباه  نگردیده  است‌،  و  طراوت  و  نم  ژاله‌  گونه‌ای هست  که  چه  بسا این  دانه‌ها  را  زنده  بدارد  و  این  دانه‌ها  برویند  و  رشد  و  نمو  پیدا  کنند ...  گذشته  از  اینها  اسلام  ادب  زیبا  و  والائی  را  می‏طلبد،  ادبی  ‌که  می‌خواهد  با  آن  زندگی  ‌گروه  مسلمانان  را  بیاراید،  و  بوی  خوش  و  عطرآگین  آن  را  پخش  و  پراکنده  نماید.
*وقتی  ‌که  روند  سخن  از  همۀ  اینها  می‌پردازد،  واپسین  درس  عبرت  را  می‌آغازد.  این  درس  عبرت  در بارۀ  سرانجام  و  سرنوشت‌  کـسانی  است‌  که  از  دستور  پروردگارشان  سرپیچی  ‌کرده‌اند،  و  از  پیغمبران  خدا  فرمان  نبرده‌اند،  و  گوش  شنوا  نداشته‌اند  و  حقائق  را  نپذیرفته‌اند،  و  برابر  احکام   آسمانی  رفتار  ننموده‌اند  و  زندگی  را  سپری  نکرده‌اند.  این  درس  عبرت  را  بالای  سرهای  مردمان  آویزان  ‌کرده  است  و  در  جلو  دیدگانشان  نگاه  داشته  است‌.  ایشان  را  بدین  سرانجام  و  سرنوشت  بدفرجام  تذکّر  می‌دهد،  سرانجام  و  سرنوشت  بدفرجامی  که  در  انتظار  کسانی  است ‌که  راه  تقوا  در  پیش نمی گیرد  و  از  فرمان  یزدان  اطاعت  نمی‌کنند.  همچنین  نعمت  خدا  را  بدیشان  تذکّر  می‌دهد،  نعمتی‌  که  خدا  به  مؤمنان  مخاطب  این  سوره  و  این  شریعت  روا  دیده  است‌:

(وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا (٨) فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا (٩) أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الألْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا (١٠) رَسُولا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِل