ضوع  طلاق  سایه  می‌اندازد،  و  دل  را  سراپا  متوجّه  خدا  و  فضل  و  لطف  فراوان  یزدان  می‏‎گرداند.  پس  در  این  صورت  انسان  چرا  باید  سخت  بگیرد  و  پیچ  بدهد  و  کار  را  بر  خود  و  بر  دیگران  دشوار  و  ناگوار  بسازد؟  در  حالی‌  که  یزدان  بر  انسان  ساده  و  آسان  می‌گیرد  و  با  آمرزش  سترگ  و  پاداش  بزرگ  او  را  دربرمیگیرد  و  وی  را  غرق  عنایت  و  رعایت  خود  می‌سازد.

*
(أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى (٦) لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا) (٧)

زنان  مطلّقه  را  در  جائی  سکونت  دهید  که  خودتان  در  آنجا  زندگی  می‌کنید  و  در  توان  دارید،  و  بدیشان  زیان  نرسانید  تا  (‌با  زیان  رساندن  خود  بر  آنان  سخت‌گیری  کنید  و)  در  تنگنایشان  قرار  دهید  (‌و  ایشان  مجبور  به  ترک  منزل  شوند)‌.  اگر  آنان  باردار  باشند،  خرج  و  نفقۀ  ایشان  را  بپردازید  تا  زمانی  که  وضع  حمل  می‌کنند.  اگر  آنان  (‌حاضر  شدند  بعد  از  جدائی‌،  فرزندان‌)  شما  را  شیر  دهند،  مزدشان  را  به  تمام  و  کمال  بپردازید.  با  یکدیگر  در  بارۀ  سرنوشت  فرزندان‌،  زیبا  و  پسندیده  مشورت  کنید  (‌و  اجرتی  متناسب  با  مقدار  و  زمان  شیر  دادن‌،  برحسب  عرف  و  عادت  تعیین  کرده‌،  و  به  نوزادان  و  کودکان  از  هر  نظر  عنایت  شود)‌.  اگر  هم  بر  همدیگر  سخت  گرفتید  و  به  توافق  نرسیدید،  دایه‌ای  شیر  دادن  به  کودک  مرد  را  بر  عهده  می‏‎گیرد  (‌تا  نزاع  و  کشمکش  ادامه  نیابد)‌.  آنان  که  دارا  هستند،  از  دارائی  خود  (‌برای  زن  شیردهنده‌،  به  اندازۀ  توان  خود)  خرج  کنند،  و  آنان  که  تنگدست  هستند،  از  چیزی  که  خدا  بدیشان  داده  است  خرج  کنند.  خداوند  هیچ‌  کسی  را  جز  بدان  اندازه  ‌که  بدو  داده  است  ‌مکلّف  نمی‌سازد.  خدا  بعد  از  سختی  و  ناخوشی‌،  گشایش  و  خوشی  پیش می آورد. 

این  واپسین  سخن  در  شرح  و  بسط  مسألۀ  ماندن  در  خانه‌ها،  و  نفقه  دادن  و  هزینه‌   کردن  در  مدّت  عدّه  است‌،  عدّه‌ای  ‌که  در بارۀ  مدّت  آن  اختلاف  است‌.  دستور  این  است‌  که  زنان  را  در  منازلی  سکونت  دهند  که  در  اختیار  و  در  توان  دارند.  ایشان  را  در  جاهائی  سکونت  ندهند  که  کم‌تر  از  منازلی  باشد  که  خودشان  در  آنجاها  زند‌گی  می‌کنند،  و  استطاعت  مالی  بر  آنجاها  داشته  و  توان  دسترسی  بدانها  را  دارند‌.  نخواهند  به  زنان  زیـان  برسانند،  چه  با  دشوار  گرفتن  و  به  تنگنا  انداختن  آنان  از  لحاظ  مسکن  یا  بهره‏مندی  ایشان  از  سطح  زندگی  شوهران‌،  و  یا  در  رفتار  با  آنان ... از  نفقه  و  هزینۀ  زنان  حامله  مخصوصاً  سخن  رفته  است  -‌ با  وجود  این‌  که  نفقه  و  هزینه  متعلّق  به  هر زنی  است‌ که  در  مدّت  عدّه  بسر  می‏‎برد  -‌  تا  این  توهّم  را  از  میان  بردارد  که  طول  دوران  حاملگی  به  مدّتی  از  زمان  حاملگی  محدود  و  مربوط  می‏‎گردد  نه  به  تمام  دوران  حاملگی.  یا  این ‌که  اگر  دوران  حاملگی ‌کو‌تاه  باشد  بیش  از  آن  باید  پرداخت  شود.  این  است‌  که  نفقه  و  هزینه  را  تا  وضع  حمل  واجب‌  کرده  است‌.  زمان  وضع  حمل  پایان  موعد  عدّه  است‌.  این  نکته  برای  روشنگری  بیشتر  قانونگذاری  در  این  زمینه  است‌.

آنگاه  مسالۀ  شیر  دادن  را  شرح  و  بسط  داده  است‌.  شیر  دادن  را  بدون  مزد  بر مادر  واحب  ننمو‌ده  است‌.  تا  وقتی  که  او  کو‌دک  مشترک خو‌د  و  شوهرش  را  شیر  می‌دهد،  حقّ  دارد  در  برابر  شیر  دادنش   مزدی  دریافت‌ کند  که  با  آن  زندگی  خود  را  بچرخاند  و  به  ‌کمک  آن  شیرکودک  را  بیشتر گرداند.  این  نهایت  مراعات  مادر  در  این  شریعت  است‌.  در  همان  حال  به  پدر  و  مادر  دستور  می‌دهد  خو‌ب  و  نیک  در  بارۀ  این ‌کودک  به  رایـزنی  بنشینند  و  مصلحت  او  را  در  نظر  بگیرند. کودک  امانت  خدا  در  میان  این  دو  نفر  است  و  باید  از  او  پاسداری  کنند. نبا ید  ناسازگاری  و  عدم  موفّقیّت  آنان  در  زندگی  زناشوئی  موجب  بدبختی‌  کودک  بیگناهشان  شود.

این  ساده  و  آسان‌  گرفتنی  است‌ که  یزدان  ایشان  را  بدان  می‌خواند.  ولی  اگر  بر  یکدیگر  سخت‌ گرفتند  و  در بارۀ  شیر  دادن  و  مزد  آن  به  توافق  نرسیدند،  حقوق  این‌  کودک  باید  محفوظ  بماند..

(فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى).
دایه‌ای  شیر  دادن  به  کودک  مرد  را  بر  عهده  می‏‎گیرد.  

نه  مادر  باید  اعتراض‌  کند،  و  نه  حقوق  ‌کودک  در  کار  شیر  دادن  باید  ضائع  ‌گردد  و  هدر  رود،  به  سبب  سختگیری  آنان  بر  یکدیگر،  پس  از  عدم  موفّقیّت  ایشان  در  زندگی  با  همدیگر.

آنگاه  در بارۀ  مقدار  نفقه  و  هزینه  سخن  به  درازا  می‌کشاند.  مقدار  نفقه  و  هزینه  هم  در  پرتو  ساده  و  آسان  گرفتن،  و  همیاری  و  هکاری‌ کردن‌،  و  عدالت  و  دادگری  نمودن‌،  حلّ  و  فصل  می‏‎گردد.  نه  پدر  باید  ظلم  و  جور  بکند،  و  نه  مادر  باید  به  زحمت  بیندازد  و  به  لجبازی  بپردازد.  آن‌  کس‌  که  خدا  بدو  بیشتر  داده  است  و  بر  دارائیش  افزوده  است  باید  به  اندازۀ  وسع  و  توانائی  مالی  خود  نفقه  و هزینه  بپردازد،  چه  در کار  مسکن  و  چه  در  خرج  و  مخارج  زندگانی  و  یا  در  مزد  شیر  دادن‌. کسی  هم ‌که  از  لحاظ  رزق  و  روزی  در  فشار  و  در  تنگنا  است‌،‌  گناهی  بر  او  نیست‌،  و  او  به  اندازۀ  توان  خود  نفقه  و  هزینه  را  می‌پردازد.  زیرا  خدا  از کـسـی  بیش  از  آنچه  خودش  بدو  داده  است  نمی‌خو‌اهد  که  خرج  کند.  عطاء‌  کننده  خدا  است‌.  کسی  نمی‌تواند  جز آنچه  را  که  خدا  بدو  می‌دهد  فراچنگ  ‌آورد.  هیچ  ‌منبع  دیگری  و  هیچ  سرچشمۀ  دیگری  جز  منبع  و  سرچشمۀ  الهی  در  میان  نیست‌،  و گنجی  و  خزانه‌ای  جز  گنج  و  خزانۀ  الهی  وجو‌د  ندارد:

(لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا مَا آتَاهَا).

خداوند  هیچ  کسی  را  جز  بدان  اندازه  که  بدو  داده  است  مکلّف  نمی‌سازد.

آنگاه  پسودۀ  خشنود  و  راضی  ‌گرداندن‌،  و  امید  و  رجا  را  گسترش  دادن  و  فراخی  بخشیدن  است‌،  برای  هر  دو  نفر  شوهر  و  همسر  به  طور  یکسان‌:

(سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا) (٧)
خدا  بعد  از  سختی  و  ناخوشی‌،  گشایش  و  خوشی  پیش  می‌آورد.

کار   واگذار  به  خدا  است  در  خوشی  و  گشایشی  ‌که  به  دنبال  سختی  و  دشواری‌،  پیش  می‌آید،  و  در  آسایـش  و  آسودگی‌ای  که  به  دنبال  ناخوشی  و  گرفتاری  حاصل  می‏‎گردد.  پس  شایسته‌تر  و  بایسته‌تر  برای  شوه