 مشخّص  و  معیّن  است‌.  چیزی  ناسنجیده  و  تصادفی‌،  و  چیزی‌  گزاف  و  بیهوده،  در  سراسر  این  جهان  هستی‌،  و  در  ذات  خود  انسانها  و  در  زندگی  آنان  نبوده  و  نیست ... این  امر،  حقیقت  بزرگی  است‌  که  بخش  سترگی  از  جهان ‌بینی  ایمانی  بر  آن  استوار  است ... در بارۀ  این  امر  به  تفصیل  سخن‌  گفتیم  بدان  هنگام  ‌که  این  فرمودۀ  خداوند  بزرگوار  را  در  سورۀ  فرقان  بررسی  می‌کردیم‌:  

(وخلق كل شيء فقدره تقديرا).
همه  ‌چیز  ‌‌را  آفریده  ‌است‌  و  آن‌  را  دقیقاً  اندازه‌گیری  ‌و  کاملاً  برآورد  کرده  است‌.  (فرقان/2)  

و  این  فرمودۀ  یزدان  سبحان  را  در  سورۀ قمر  وارسی  می‌نمودیم‌:

(إنا كل شيء خلقناه بقدر).
ما  هر  چیزی  را  به  اندازۀ  لازم  و  از  روی  حساب  و  نظام  آفریده‌ایم‌.  (قمر/49)

ولی  ذکر  این  حقیقت‌  کلّی  در  اینجـا  قضا  و  قدر  خدا  در بارۀ   طلاق  و  مدّت  آن‌، و  عدّه  و  زمان  آن‌،  و  گواهـی  دادن  و  ادای  شهادت  را  بدین  حقیقت  پیوند  می‌دهد.  این  احکام  را  با  قالب  سنّت  اجراء  ‌شونده  الهی‌،  و  با  قانون  کلّی  همگانی‌،  قالب  می‌زند.  به  عقل  و  شعور  چنین  می‌اندازد  که  این  ‌کار  بسان  جدّی  بودن  نظم  و  نظام  مقدّر  و  مقرّر  جهان  در  همۀ  آفریده‌های  یزدان‌،  جدّی  است‌.

*
(وَاللائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللائِي لَمْ يَحِضْنَ وَأُولاتُ الأحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا (٤) ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا) (٥)

زنان  شما  وقتی  که  ناامید  از  عادت  ماهانه‌اند،  و  همچنین  زنانی  که  هنوز  عادت  ماهانه  ندیده‌اند،  اگر  (‌در بارۀ حکم  عدّۀ  ایشان‌)  متردّدید،  بدانید  که  عدّۀ  آنان  سه  ماه  است‌،  و عدّۀ  زنان  باردار،  وضع  حمل  است‌.  هر  کس  که  از  خدا  بترسد  و  پرهیزکاری  کند،  خدا  کار  و  بارش  را  ساده  و  آسان  می‌سازد.  این  (‌قانونگذاری‌)  فرمان  خدا  است  که  آن  را  برای  شما  فرستاده  است‌.  هر کس  که  از  خدا  بترسد  و  پرهیزکاری  کند،  بدیها  و  گناهان  او  را  محو  کرده  و  می‌زداید،  و  پاداش  وی  را  بزرگ  می‌نماید.

این  مشخّص  ‌کردن  مدّت  عدّۀ  زنانی  است‌  که  عادت  ماهانه  ندارند  یا  حامله  نمی‌شوند.  این  مدّت‌،  زنانی  را  نیز  در  بر  می‌گیرد  که  حیض  آنان  قطع  ‌گردیده  است‌،  یا  به  خاطر  کوچک  و  کم  سن  و  سال  بودن  یا  به  علّت  دیگری‌.  مدّتی‌  که  قبلاً  در  سورۀ  بقره  تعیین  شده  است  شامل  زنانی  است ‌که  به  حیض  می‌افتند  و  عادت  ماهانه  دارند.  چنین  مدّتی  سه  حیض  یا  پاک  شدن  از  سه  حیض  است‌.  سه  حیض  یا  پاک  شدن  از  سه  حیض‌،  از  جملۀ  اختلافات  فقهی  در بارۀ  این  مسأله  است‌.  ولی  زنی‌  که  حیض  او  قطع‌ گردیده  است‌،  و  زنی  ‌که  به  حیض  نیفتاده  است  و  اصلاً  عادت  ماهانه  نداشته  و  ندیده  است‌،  حکم  آن  جای  تأمّل  دارد:  آیا  عدّۀ  چنین  زنی  چگونه  حساب  می‌شود؟  

این  آیه  نازل‌  گردیده  است  و  حکم  او  را  روشن  نموده  است  و  اشتباهی  و  شکّی  در  میان  نمانده  است‌.  این  آیه  برای  این‌  گروه  و  آن  ‌گروه  سه  ماه  تعیین  می‌کند.  زیرا  هر  دو  گروه  در  عدم  حیض  شرکت  دارند،  حیضی‌ که  عدّۀ  آنان  بدان  محاسبه  و  برآورد  می‌شود.  و  امّا  زنان  حامله  عدّۀ  ایشان  را  وضع  حمل  فرموده  است‌،  این  زمان  وضع  حمل  به  طول  بینجامد  یا  کوتاه  باشد.  هر  چند  که  مدّت  زمان  پاک  شدن  زن  زائو  از  نفاس  که  خونابه  و  زردابۀ  ولادت  است  چهل  شبانه  روز  باشد.  زیرا  پاک  شدن  رحم‌،  پس  از  وضع  حمل  قطعی  است‌،  و  دیگر  نیازی  به  انتظار کشیدن  نیست‌.  زن  مطلّقه  از  شوهر  طلاق ‌دهنده‌اش  با  وضع  حـمل  جدا  می‏‎گردد،  و  بعد  از  آن  انتظار کشیدن  هیچگونه  حکمـت  و  فلسفه‌ای  ندارد.  چنین  زنی  جز  با  عقد  جدیدی  به  هیچ  وجه  بدو  مراجعت  نمی‏گردد.  خداوند  برای  هر  چیزی  زمان  و  اندازه‌ای  را  قرار  داده  است‌.  هیچ  حکمی  وحود  ندارد  مگر  این ‌که  در  فراسوی  آن  حکمت  و  فلسفه‌ای  نهفته  است‌.

حکم  این  بود.  سپس  پسوده‌ها  و  پیروها  درمی‌رسند:
(وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا) (٤)
هر  کس  که  از  خدا  بترسد  و  پرهیزکاری  کند،  خدا  کار  و  بارش  را  ساده  و  آسان‌  می‌سازد.

ساد‌ه  و  آسان  بودن  بالاترین  هدفی  است ‌ که  انسان  آن  را  می‏طلبد.  این  بزرگ‌ترین  نعمـتی  است‌  که  یزدان ‌کارها  را  برای  بنده ای  از  بندگانش  ساده  و  آسان  ‌گرداند.  دیگر  هیچ‌ گونه  رنجی  و  مشقّتی  و  سختی  و  دشواری‌ای  برای  همچون  بنده ای  وجود  ندارد.  ساده  و  آسان  با  اندیشه  و  خرد  به ‌کارها  می‌پردازد،  و  ساده  و  آسان  بدون  دغدغۀ  خاطر  به  جنبش  و  کنش  دست  می‌یازد،  و  ساده  و  آسان  از نتیجه  و  فرجام  و  دستاورد  خود  راضی  و  خشود  می‌گردد.  از  این  ساده  و  آسان ‌گرفتن  و  بدون  دغدغه  بودن  و  راضی  به  قضای  خدا  شدن‌،  خوش  و خرّم  و  آسوده  خاطر  زندگی  می‌کند  تا  آن  زمان‌که  به  لقای  یزدان  مشرّف  می‌گردد ... هان‌!  ذکر این  امر  در  مسألۀ  طلاق  تشویق  به  ساده  و  آسان‌ گرفتن  بسان  ساده  و  آسان‌ گرفتن  در  همۀ  ‌کارهای  دیگر  زندگی  است‌.

(ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ).
این  (‌قانونگذاری‌)  فرمان  خدا  است  که  آن  را  برای  شما  فرستاده  است‌.

این  پسودۀ  دیگری  از  گو‌شۀ  دیگری  است‌.  پسودۀ  جدّی  بودن  و  متوجّه  سرچشــۀ  فرمان  بودن  است ... خدا  است‌  که  این  فرمان  را  داده  است  و  این  امر  را  فرو  فرستاده  است‌!  یزد‌ان  این  فرمان  و  دستور  را  برای  کسانی  صادر  و  نازل‌  کرده  است‌  که  بدو  ایمان  دارند.  اطاعت  از  او  هم  پیاده  ‌کردن  معنی  ایمان‌،  و  تحقّق  بخشیدن  به  رابطۀ  موجود  در  میان  خودشان  و  میان  ایزد  منّان  است‌.

آنگاه  به  تقوا  برگشت  می‌شود،  تقوائی‌  که  در  این  جو‌لانگاه  پیاپی  بدان  اشاره  می‌شود  و  زنگ  آن  به  صدا  درمی آ ید:

(وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا) (٥)

هر  کس  که  از  خدا  بترسد  و  پرهیزکاری  کند،  بدیها  و  گناهان  او  را  محو  کرده  و  می‌زداید،  و  پاداش  وی  را  بزرگ  می‌نماید.

بخش  نخستین  اشاره  به  ساده  و  آسان  ‌کردن  زند‌گی  دارد.  بخش  دومین  بیانگر  محو  کردن  و  زدودن‌ گناهان‌،  و  بعد  از  محو ‌کردن  و  زدودن  ‌گناهان‌،  از  بزرگ  ‌کردن  و  افزود‌ن  اجر  و  پاداش  سخن  می‌رود ... این  فیض  و  فضلی  است  که  تشویق ‌کننده  و  برانگیزنده  است‌.  بیان  کردن  و  عرضه  داشتنی  است‌  که  انسان  را  به  جنبش  و  کو‌شش  می‌اندازد.  حکم  عام  و  وعدۀ  شاملی  است‌. و لیکن  بر  م