لها  و  درونها  از  تقوا   و  ترس  از  خدا  منحرف  می‌گردد  و  به‌  کژراهه  می‌افتد.  این  هم  نخستین  ضمانت  احکام  خدا  است‌،  احکامی‌  که  مربو‌ط  به  معاشرت  و  مفارقت  است‌.  همچنین  نهی  شده  است‌  که  شوهر  به  همسر  زیان  برساند  زمانی‌  که  از  او  جدا  می‌شود،  زیان  رساندن  با  دشنام  دادن  و  بدگوئی‌  کردن  و  درشتی  نمودن  در  گفتار،  و  خشمگین  ‌گردیدن‌.  زیرا  این  پیوند  که  پیوند  زناشوئی  است  با  خوبی  و  نیکی  می‌آغازد  و  پابرجا  می‌شود،  و  با  خوبی  و  نیکی  به  پایان  می‌رسد،  تا  بدین  ‌وسیله  مـتتها  ومودتهای  دلـا  برقرار  و  استوار  بماند.  زیرا  چه  بسا  آن  محبّتها  و  مودّتها  باعث  همزیستی  و  معاشرت  مجدّد  گردد،  و  به  سبب  یادمان  زشت  و  پلشتی‌  که  از  سخن  بدی،  یـا  از  اشارۀ  نابهنجاری،  و  یا  از  شکّ  و  گمانی‌،  نشأت‌  گرفته  است  و  در  خاطره‌ها  مانده  است‌،  صفا  و  صمیمیّت  را  به  هم  بزند  و  جویبار  زلال  زندگی  را  کدر  سازد،  وقتی‌  که  زناشوئی  مجدّد  پیش  می‌آید  و  همدمی  دوباره  می‌آغازد.  گذشته  از  اینها  ادب  محض  اسلامی  می‌طلبد  که  انسان  در  همه  حال  خوب  و  نیک  رفتار  بکند،  و  برابر  فرمان  اسلام  زبان‌ها  و  دلها  شایسته  بگو‌یند  و  بایسته  بیندیشند.

در  هر  دو  حالت  مفارقت  یا  مراجعت‌،  هم  بر  این  و  هم  بر  آن‌  گواهی  دو  نفر  از  افراد  دادگر  خواسته  می‌شود،  تا  بدین  وسیله  شکّ  و  تردید  در  میان  نماند.  چه  بسا  مردمان  از  طلاق  دادن  اطّلاع  پیدا  کنند،  ولی  از  مراجعت  بی‏خبر  بمانند  و  چیزی  از  آن  ندانند.  لذا  شکّها  و  گمانها  برجوشد  و  بخروشد،  و  تهمتها  و  بهتانها  و  دروغها  سرهم  شود.  اسلام  در  همچو‌ن  پیوندها  و  ارتباط‌هائی‌،  و  در  دلها  و  درونها،  و  در  زبان‌ها،  روشنی  و  پاکی  می‌خواهد.  مراجعت  به  زندگی  زناشوئی‌،‌  و  هــچنین  جدا  شدن  و  به  ترک  همدیگر  گفتن  شوهر  و  همسر،  به  عقیدۀ  برخی  از  فقهاء  بدون‌  گواهی‌ گرفتن  هم  درست  است  و  صورت  می‌پذیرد،  و  به  عقیدۀ  بعضی  دیگر  مراجعت  یا  مفارقت  بدون‌  گواهی‌  گرفتن  صحیح  نمی‏باشد  و  صورت  نمی‌پذیرد. و لیکن  اجماع  بر  این  است‌  که  ‌گواهی  لازم  است  بعد  از  مفارقت  یا  مراجعت،  و  یا  همراه  با  مفارقت  یا  مراجعت‌.بعد  از  بیان  حکم‌،  پسوده‌هائی  و  رهنمونهائی  پیاپی  می آید:

(وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّهِ).

گواهی  دادن  را  برای  خدا  اداء  کنید  (‌و  انگیزۀ  شهادت  محض  رضای  خدا  باشد،  و  از  هیچ  کدام  جانبداری  ننمائید).

چه  این  قضیّه‌،  یک  قضیّۀ  الهی  است‌.  گواهی  در  آن  هم  باید  برای  خدا  باشد.  خدا  است‌  که  به‌  گواهی  دادن  دستور  می‌دهد.  هم  او  ادای  راست  و  درست‌  گواهی  را  می‏طلبد  و  مراقب  آن  است  و  بر  آن  نظارت  می فرماید.  او  است  که  در  برابر  آن  سزا  و  جزا  می‌دهد.  شرکت  در  گواهی  دادن  و  د‌ر  آن  به  خو‌د  زحمت  دادن‌،‌ کاری  است‌  که  با  خدا  و  برای  خدا  می‌شود،  نه  با  شوهر  و  نه  با  همسر  و  نه  با  مردمان‌  و برای‌  آنان‌!

(ذَلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ).

این  (‌احکام‌)  چیزی  است  که  کسی  بدان  پند  و  اندرز  می‏‎گردد  که  به  خدا  و روز  آخرت  ایمان  داشته  باشد.  

مخـاطبان  این  احکام  مؤمنانی  هستند  که  به  روز  آخرت  معتقد  هستند.  خدا  بدیشان  می‌فرماید:  خدا  ایشان  را  پند  و  اندرز  می‌دهد  به  چیزی  که‌  کار  آنان  و  وظیفۀ  ایشان  است‌.  اگر  آنان  در  ایمان  به  خدا  و  به  روز  آخرت  راست  و  درست  هستند،  ایشان  در  این  صورت  وعظ  و  اندرز  را  در  گو‌ش  می‏‎گیرند  و  درس  عبرت  می‌آموزند.  این  محک  ایمانشان  است‌.  این  مقیاس  و  معیار  ادّعای  ایمان  آنان  است‌!

(وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا (٢) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ).

هر  کس  از  خدا  بترسد  و  پرهیزکاری  کند،  خدا  راه  نجات  (‌از  هر  تنگنائی‌)  را  برای  او  فراهم  می‌سازد،  و  بـه  او  از  جائی  که  تصوّرش  نمی‌کند  روزی  می‌رساند.

راه  نجات  از  هر  تنگنائی  را  برای  او  در  دنیا  و  آخرت  فراهم  می‌سازد.  بدو  از  جائی  روزی  مـی‌رساند  که  تصوّرش  نمی‌کند  و  انتظارش  را  نمی‌کشد.  این  یک  بیان  همگانی‌،  و  یک  حقیقت  همیشگی  است‌. و لیکن  مربوط  کردن  آن  به  احکام  طلاق  در  اینجا،  این  مطلب  را  الهام  می‌کند  و  پیام  می‌دهد  که  احکام  طلاق  باید  با  دقّت  هر  چه  بیشتر  اجراء  و  پیاده‌  گردد.  به  ویژه ‌کسانی‌  که  از  خدا  می‌ترسند  و  متّقی  هستند  باید  دقّت‌  کامل  در  اجراء  و  پیاده  ‌کردن  این  احکام  را  داشته  باشند.  چرا  که  در  این  کار  هیچ  پاسبانی  از  پاسبان  عقل  و  شعو‌ر  و  دل  و  درون  حساس‌تر  و  دقیق‌تر  نیست‌.  به  بازی‌ گرفتن  و  بازیچه  قرار  دادن  این‌  کار،  ‌گسترۀ  فراخی  و  جولانگاه  وسیعی  و  مجال  فراوانی  دارد‌.  چیزی  جلو  آن  را  نمی‌تواند  بگیرد  و  راه  آن  را  سدّ  کند،  مگر  ترس  و  هراس  از  خدا  و  حساس  شدن  دل  و  درون‌.

(وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ).

هر  کس  بر  خداوند  توکّل  کند  (‌و  کار  و  بار  خود  را  بدو  واگذارد)  خدا  او  را  بسنده  است‌.  خداوند  فرمان  خویش  را  به  انجام‌  می‌رساند  و هر  چه  را  بخواهـد  بـدان  دسترسی  پپدا  می‌کند.

مجال  مکر  و  کید،  و  فرصت  حیله  و  نیرنگ،  در  این  پیوند  و  ارتباط،  فراخ  و  فراوان  است‌،  و  راه‌های  دسیسه  و  حقّه‌بازی  در  آن  زیاد  است‌.  چه  بسا  تلاش‌  کردن  برای  پرهیز  از  مکر  و  کید  و  حیله  و  نیرنگ‌،  به  مکر  و  کید  و  حیله  و  نیرنگ  می‌انجامد!  در  اینجا  الهام  و  پیامی  است  برای  ترک‌  کردن  و  خودداری  نمودن  از  همچو‌ن  تلاشی‌.  بلکه  باید  بر  خدا  توکّل‌  کرد،  و  او  برای کسی‌  که  بدو  توکّل‌  کند  بس  است‌.  زیرا  خدا  فرمان  خویش  را  به  انجام  می‌رساند،  و  هر  چه  را  بـخـواهد  بدان  دسترسی  پیدا  می‌کند.  هر  چه  را  مقدّ‌ر  و  مقرّر  فرماید  می‌شود،  و  هر  چه  بخو‌اهد  خو‌اهد  شد.  توکّل‌  کردن  بر  خدا،  تکیه  ‌کردن  بر  قدرت  خدای  توانائی‌،  و  بر  نیروی  یزدان  چیره‌ای  است  که  هر  چه  را  بخواهد  زود  آن  را  به  انجام  می‌رساند،  و  هر  چه  را  بخواهد  بدان  می‌رسد.

این  نصّ‌،  همگانی  است‌.  مقصود  از  آن  پد‌ید  آوردن  جهان‌بینی  ایمانی  صحیح  در  دل  است‌،  جهان‌ بینی  در بارۀ  اراده  و  خواست  خدا  و  قضا  و  قدر  او  ...  لیک‌  ذکر  آن  در  اینجا  به  مناسبت  احکام  طلاق‌،  دارای  الهام  و  پیام  و  تأثیر  ویژه‌ای  در  این  جولانگاه  است‌.

(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا) (٣)

خدا  برای  هر  چیزی  زمان  و  اندازه‌ای  را  قرار  داده  است‌.  هر  چیزی  از  لحاظ  مقدار،  زمان‌،  مکان‌،  شرائط  و  ظروف‌،  نتائج‌،  و  اسباب  و  علل  خود،  مقدّر  و  مقرّر  و 