و  اوضاع  را  خواسته  است  ...  بلکه  ‌تنها  و  تنها  شریعت  آسمان  برای  زمین  چنین  خواسته  است‌،  و  عدالت  آسـانی  مقتضی  این  برای  زمین  بوده  است‌،  و  آسمان  برای  زمین  اراده‌  کرده  است  ... آسمان  برای  زمین  خواسته  است  زندگی  انسانهـا  را  از  این گو‌دال  اوج  بدهد  و  بالا  ببرد،  و  روابط  و  علانق  زناشوئی  را  از  این  ننگ  بزداید  و  پاک  و  پاکیزه  نماید،  و  برای  شوهر  و  همسر  که  از  یک  نوع  و  جنس  هستند،  حقوق  انسان  و  کرامت  انسان  باشد ...

این  آئین  والا  است  ... از  این  آئین  والا  جز  آدم‌  کر دل  رویگردان  نمی‌شود.  از این‌  آئین  جز  آدم  عوضی  و  ناکس  عیبجوئی  نمی‌کند  و  رخنه  نمی‏‎گیرد.  با  این  آئین  جز  آدم  نگون  بدبخت  نمی‌جنگد.  قطعاً‌  کسـی  شریعت  یزدان  را  برای  شریعت  انسان  رها  نمی‌کند  مگر  آن  ‌کس  که  به  زمین  بچسبد  و  به  پستی  بگراید  و  از  هوا  و  هوسش  پیروی  نماید.

*
هم  اینک  احکام  را  در  روند  این  سوره  بررسی  می‌کنیم  -  بعد  از  پیجوئی  و  پیگری‌ای  ‌که  زیاد  هم  از  فضای  این  جزء‌،  و  از  سر  و  ساماندهی  موجود  در  آن‌،  و  از  تش  گروه  مسلمانان‌،  دور  نمی‌گردد  -  احکام  در  روند  این  سوره‌،  چیزی  جدای  از  آن  چکیده  است‌.  احکام‌،  چیز  زنده‌ای  است‌.  در  آن  روح  است‌.  در  آن  حرکت  است‌.  در  آن  زندگی  است‌.  در  آن  پیام  است  ... و  دارای  آهنگ  و  نوا  است‌.  این  است  فرق  اصلی‌  که  میان  بررسی  احکام  در  قرآن‌،  و  میان  بررسی  احکام  در  کتابهای  فقه  و  اصول  فقه  است‌.

*  (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلا يَخْرُجْنَ إِلا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا) (١)

ای  پیغمبر!  وقتی‌  که  خواستید  زنان  را  طلاق  دهید،‌  آنان  را  در  وقت  فرا رسیدن  عدّه  (‌یعنی  آغاز  پاک  شدن  زن  از  عادت  ماهانه‌ای  که  شوهرش  در  آن  با  او  نزدیکی  نکرده  باشد)  طلاق  دهید،  و  حساب  عدّه  را  نگاه  دارید  (‌و  دقیقاً  ملاحظه  کنید  که  زن  سه  بار  ایام  پاکی  خود  از  حیض  را  به  پایان  رساند،  تا  نژادها  آمیزۀ  یکدیگر  نشود)‌،  و  از  خدا  که  پروردگار  شما  است  بترسید  و  پرهیزکاری  کنید  (‌و  اوامر  و  نواهی  او  را  به  کار  بندید،  به  ویژه  در  طلاق  و  نگهداری  زمان  عدّه‌)‌.  زنان  را  (‌بـعد  از  طلاق‌،  در  مدّت  عدّه‌)  از  خانه‌هایشان  بیرون  نکنید،  و  زنان  هم  (‌تا  پایان  عدّه‌،  از  منازل  شوهرانشان‌)  بیرون  نروند،  مگر  این  که  زنان  ‌کار  زشت‌  و  پلشت‌  آشکاری  (‌همچون  زنا  و  فحاشی  و  ناسازگاری  طاقت‌فرسا  با  شوهران  یا  اهـل  خانواده‌)  انجام  دهند  (‌که  ادامۀ  حضور  ایشان  در  منازل‌،  باعث  مشکلات  بیشتر  گردد)‌.  اینها  قوانین  و  مقرّرات  الهی  است‌،  و  هر  کس  از  قوانین  و  مقرّرات  الهی  پا  فراتر  نهد  و  تجاوز  کند،  به  خویشتن  ستم  می‌کند.  (‌چرا  که  خود  را  در  معرض  خشم  خدا  قرار  می‌دهد  و  به  سعادت  خویش  لطمه  می‌زند)‌.  تو  نمی‌دانی‌،  چه  بسا  خداوند  بعد  از  این  حادثه‌،  وضع  تازه‌ای  پپش  آورد  (‌و  ماندن  زن  در  خانه  زمینه‌ساز  پشیمانی  شوهر  و  همسر  و  رجوع  آنان  به  یکدیگر  گردد،  ‌و  ابرهای  تیره  و  تار  کین  ه‌و  کدورت  از  آسمان  زندگی  ایشان  به  دور  رود،  و  مهر  و  محبّت  فضای  سینه‌ها  را  لبریز  کند‌،  و  فرزندان  از  دامن  عطوفت  مادری  بی‌بهره  نمانند)‌.

این  نخستین  مرحله  است‌،  و  این  نخستین  حکم  است‌،  حکمی‌  که  با  آن  به‌پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  خطاب  می‌شود:  

« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ!.. ».  ای‌  پیغمبر!...

سپس  روشن  می‌شود  حکم  به  مسلمانان  تعلّق  دارد  نه  به  شخص  ‌پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم:

« إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ...الخ »

وقتی  که  خواستید  زنان  را  طلاق  دهید  ... تا  آخر.  

این  شیوه  از  تعبیر  بیانگر  چیزی  است‌  که  در  فراسوی  آن  است‌،  و  آن  برانگیختن  توجّه  و  اهتمام‌،  و  به  تصویر  کشیدن  جدّی  بودن  مسأله  است‌.  این  هم‌  کار  مهمّ   ‌و  قابل  توجّهی  است‌.  خدا  شخص  پیغـمبر  خودش  را  ندا  درمی‌دهد  تا  فرمان  خود  را  در  این  باره  بدو  ابلاغ  فرماید،  و  پس  از  او  به  دیگران  ابلاغ  نماید.  اینها  پیامهای  روان  ‌کاوانۀ  آشکاری  است‌،  و  روشن  و  آشکار  بیانگر  توجّه  و  اهمّیّت  دادن  است‌.

(إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ).

وقتی  که  خواستید  زنان  را  طلاق  دهید،  آنان  را  در  وقت  فرا  رسیدن  عدّه  (‌یعنی  آغاز  پاک  شدن  زن  از  عادت  ماهانه‌ای  که  شوهرش  در  آن  با  او  نزدیکی  نکرده  باشد)  طلاق  دهید... .

در بارۀ  مشخّص‌  کردن  معنی  این  آیه‌،  بخاری  حدیث  صحیحی  را  با  این  واژگان  روایت‌ کرده  است‌:

« ‌یحیی  پسر  بکیر  از  لیث‌،  و  لیث  از  عقیل‌،  و  عقیل  از  ابن  شهاب،  و  او  از  سالم‌،  روایت  ‌کرده  است  و  گفته  است‌:  عبدالله  پسر  عمر  بدو  خبر  داده  است‌  که  زنش  را  در  حال  حیض  طـلاق  داد.  عمر  مسأله‌را  به  سمع  مبارک  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌رساند.  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم   خشمگین  شد.  سپس  فرمود:

(ليراجعها , ثم يمسكها حتى تطهر , ثم تحيض فتطهر , فإن بدا له أن يطلقها فليطلقها طاهرا قبل أن يمسها , فتلك العدة التي أمر بها الله عز وجل).

« ‌باید  بدو  برگردد.  سپس  او  را  نگاه  دارد  تا  پاک  می‏‎گردد.  سپس  به  عادت  ماهانۀ  حیض  دچار  مـی‌آید  و  پاک  می‌شود.  آن  وقت  اگر  خواست  ‌که  طلاقش  بدهد  طلاقش  می‌دهد  در  حالی  که  پاک  است  پیش  از  آن‌  که  با  او  نزدیکی  زناشوئی  ‌کرده  باشد.  این  عدّه ‌ای  است‌  که  خداوند  بزرگوار  بدان  دستور  داده  است‌ ».

مسلم  نیز  آن  را  روایت  ‌کرده  است‌،  با  این  واژگان‌:  

(فتلك العدة التي أمر الله أن يطلق لها النساء).

« ‌این  عدّه‌ای  است ‌که  خداوند  دستور  داده  است  زنان  بس  از  آن  طلاق  داده  شوند »‌.

بدین  وسیله  روشن  می‌گردد  که  برای  طلاق  دادن  وقت  مشخصّی  است‌.  شوهر  حقّ  ندارد  هر  زمان  ‌که  خواست  طلاق  بدهد،  مگر  وقتی  که  زن  از  حیض  پاک  شده  باشد،  و  در  این  پاک  شد‌ن  میان  شوهر  و  همسر  نزدیکی  زناشوئی  صورت  نگرفته  باشد.  روایتهای  دیگری  بیانگر  این  امر  هستند  که  حالت  دومی  نیز  وجود  دارد  که  در  آن  طلاق  انجام  می‌پذیرد.  و  آن  این  است  که  همسر  حامله  بوده  و  حمل  او  آشکار  باشد.  فلسفۀ  این  زمانبندی  این  است‌  که  اوّلاً  زمان  طلاق  دادن  به  تأخیر  بیفتد  بعد  از  لحظه‌ای  ‌که  نفس  انسان  در  آن  به  هیجان  درآمده  است  و  تصــیم  به  طلاق  ‌