 معینی  در  محقق  ساختن  و  پیاده‌کردن  قضا  و  قدر  یزدان  در  زمین  تعیین  می‌کند.  این  است‌که  ایشان  د‌ر  برابر  هو‌ا  و  هو‌س  و آرزو و  خواست  خودشان  حركت  نمی‌کنند  و  به  تلاش  نمی‌پردازند،  و  برای  خودشان  و  به  حساب  خودشان  چیزی  نمی‌گیرند  یا  ادعائی  نمی‌کنند،  و  نمی‌جنگند  و  نمی‌رزمند  یا  نمی‌نشینند  و  واپس  نمی‌کشند،  و  دشمنی  نمی‌ورزند  یا  صلح  و  ساز  نمی‌کنند،  مگر  برای  محقق  ساختن  و  پیاده‌کردن  گوشه‌ای  از  قضا  و  قدر  الهی  در  زمین‌،  قضا  و  قدری‌ که  مربوط  بدیشان  و  واگذار  به‌ کارهایشان  و  مرتبط  با  عملکردها  و  سعـی  و  تلاشهای  ایشان  است‌.  در  پشت  سر  و  در  فراسوی  همه  اینها  خدا  است‌که  انجام‌دهنده ‌کارها  است‌،  و  او  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.

(مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأغْنِيَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ )  .

چیزهائی  را  که  خداوند  از  اهالی  این  آبادیها  به  پیغمبرش  ارمغان  داشته  است‌،  متعلق  به  خدا  و  پیغـمبر  و  خویشاوندان  (‌پیغمبر)  و  یتیمان  و  مستمندان  و  مسافران  در  راه  مانده  می‌باشد.  این  بدان  خاطر  است  که  اموال  تنها  در  میان  اشخاص  ثروتمند  شما  دست به دست نگردد (‌و  نیازمندان  از  آن  محروم  نشوند)‌.  چیزهائی‌را  که  پیغمبر  برای ‌شما  (‌ازاحکام  الهی‌)‌آورده  است  اجراء  کنید،  و  از  چیزهائی  که  شما  را  از  آن  بازداشته  است‌،  دست  بکشید.  از  خدا  بترسید  که  خدا  عقوبت  سختی  دارد.

این‌آیه  حکمی  را  روشن  می‌سازدکه  به  طور مفصل  از  آن  سخن‌ گفتیم‌.  آنگاه  این  آیه  علت  همچون  تقسیـمی  را  بیان  می‌دارد،  و  با  بیان  آن‌،  قانون  بزرگی  از قوانین  نظام  اقتصادی  و  سیستم  اجتماعی  در  جامعه  اسلامی  را  وضع  می‌کند:

(كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأغْنِيَاءِ مِنْكُمْ).

این  بدان  خاطر  است  که  اموال  تنها  در  میان  اشخاص  ثروتمند  دست  به  دست  نگردد  (‌و  نیازمندان  از  آن  محروم  نشوند).

همچنین  این  آیه‌،  قانون  بزرگی  را  در  قانونگذاری  جامعه  اسلامی  بنیاد  می‌نهد:

(وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا )٠

چیزهائی  را  که  پیغمبر  برای  شما  (‌از  احکام  الهی‌)  آورده  است  اجراء  کنید،  و  از  چیزهائی  که  شما  را  از  آن  بازداشته  است‌،  دست  بکشید.

هر چندکه  این  دو  قانون  به  مناسبت  فی‌ء  و  تقسیم  آن  ذکر  گردیده‌اند،  ولی  این  دو  قانون  از  حد  و  مرز  این  حادثه  فراتر  می‌روند  و  به  ابعاد  فراخ  و  فراوانی  در  اصول  و  بنیاد  نظام  و  سیستم  اجتماعی  اسلام  سر  می‌کشند  و  در می‌رسند.قانون  نخستین‌،  قانون  سیستم  اقتصادی  است‌.  این  قانون  بیانگر  بخش  بزرگی  از  اصول  و  ارکان  دیدگاه  اقتصادی  در  اسلام  است‌.  در  این  دیدگاه‌،  مالکیت  فردی  به  رسمیت  شناخته  شده  است  و  بدان  اعتراف‌ گردیده  است‌،  ولی  محدود  به  این  قاعده  شده  است‌.  این  قاعده  که  دارائی  و  اموال  میان ‌ثروتمندان  دست  به  دست  نشود  و  بس‌  و فقراء  و مستمندان  ازآن  بی‌بهره  و بـی‌نصیب  نگردند،  و  بلکه  بدان  دسترسی  پیدا کنند.  هر  حال  و  وضعي ‌که  بدین  نتیجه  بینجامدکه  دارائی  و  اموال  تنها  در میان ‌ثروتمندان  ‌دست  به‌ دست  شود و به  چرخ  و  گردش  درآید،  حال  و وضعي  است‌که  با  دیدگاه  اقتصادی  اسلامی  مخالفت  دارد،  همان‌گو‌نه‌ که  با  هدفی  از  اهداف  نظم  و  نظام‌ کـلی  اجتماعی  مخالفت  دارد.  جملگی  تماسها  و ارتباطات  و  معاملات  در  جامعه  اسلامی  بایدکه  به‌گونه‌ای  تهیه  و تنظیم  شود که  همچون  حال ‌و  وضعي  را  پدید نیاورد‌،  و  بر همچون  حال  و  وضعی  اگر  درمیان  باشد  ماندگار نگردد  و  باقی  نماند.  اسلام  عملاً  نظام  و  سیستم  خو‌د  را  بر اساس  این  قانون‌،  پابرجا  و  استوار  داشته  است‌.  اسلام  زکات  را  واجب  نمـوده  است‌.  از  اصل  سرمایه‌ها  و  دارائیهای  نقدی  دو  و  نیم  درصد  (‌% 5/2)‌،  و  در  سائر  محصـولات  و  غلات  و  درآمدها  ده  درصد  (‌١٠ %‌)  یا  پنج  درصد  (‌%  ٥)  باید  زکات  داد.  معادل  اینها  هم  در  چهارپایان  زکات  پرداخت  می‌شود.  در  منابع  و  معادن‌که ‌گنجها  و گنجینه‌های  زمین  هستند  همسان  سرمایه  و  دارائی  نقدی  زکات  تعلق  می‏‎گیرد،  یعنی  % 5/2 اینها  هم  سهمها  و  نسبت‏های  زیاد  و  فراوانی  است‌.

اسلام  چهار پنجم  غنیمت  را  به  مجاهدان  می‌دهد،  چه  فقیر  باشند  و  چه  ثروتمند.  در  صورتی‌که  فی‌ء  را  به  طورکلی  به  فقراء  و  تهیدستان  می‌دهد.  اسلام  نظام  و  سیستم  گزیده  خود  را  در  اجاره  دادن  زمین  بر  مزارعه ‌ [3]  استوار  داشته  است‌که  شریک  شدن  صاحب  زمین  وکشاورز  در  محصولات  و  غلات  زمین  است‌.  اسلام  این  حق  را  به  پیشوای  مسلمانان  داده  است‌که  مازاد  اموال  ثروتمندان  را  دریافت  دارد  و  آن  را  به  فقراء  و  تهیدستان  برگرداند‌.  همچنین  اسلام  به  پیشوای  مسلـمانان  این  حق  را  می‌دهدکه  در  وقت‌ کسر بودجه  و  تهی  بودن  بیت‌المال‌،  در  اموال  ثروتمندان  تصرف‌کند  و  وظیفه  و  تکلیفی  را  تعیین  نماید.  اسلام  احتکار  و  ربا  را  حر‌ام‌ کرده  است‌.  احتکار  و  ربا  دو  وسیله  اصلی  دست  به  دست  شدن  اموال  در  میان  ثروتــمندان  بوده  و  دارائی  را  تنها  در  میان  ثروتمندان  به  چرخش  و گردش  درمی‌آورد.  اسلام  به  طورکلی  نظام  و  سیستم  اجتماعی  خـود  را  به  گونه‌ای  استوار  و  برقرار  داشته  است‌که  این  قـانون  بزرگ  را  تحقق  بخشد  و  پیاده‌کند،  قانون  بزرگی‌که  قید  واقـعی  و  بند  حقیقی  برای  حق  مالکیت  فردی‌،  درکنار  سائر  قیدها  و  بندهای  د‌یگر  است‌.     [4]  

بدین  خاطر  نظام  و  سیستم  اسلامـی  نظام  و  سیستمی  است‌که  مالکیت  فردی  را  آزاد  و  مباح  می‌شمارد،  ولیکن  نظام  و  سیـستم  سرمایه‌داری  نمی‏باشد،  و  نظام  و  سیستم  سرمایه‌داری  هم  از  نظام  و  سیستم  اسـلامی  برگرفته  نشده  است  و  از  آن‌انتقال  پیدا  نکرده  است‌.  چه  نظام  و سیستم  سرمایه‌داری  اصلاً  بدون  ربا  و  بدون  احتکار  نیست‌.  بلکه  نظام  و  سیستم  اسلام‌،  نظام  و  سیستم  مستقل‌و  خاصی  است‌که  از  جانب  خداوند  کاربجا  وآگاه  تهیه  و  ارمغان‌گردیده  است‌.  تنها  و  جدا  پدید  آمده  است‌،  و  تنها  و  جدا  حرکت‌کرده  است  و  به  پیش  رفته  است‌،  وتنها  و  جدا  تا  به  امروز  باقی  مـانده  است‌،  به  عنوان  نظام  و  سیستم  منحصر  به  فردی‌که  همه  گوشه  وکنار  آن  هماهنگ  و  همآوا  است  و  دارای  حقو‌ق  و  وظائف  متعادل  است‌.  هماهنگ  و  همآوا  است  بسان  هماهنگی  و  همآوائی  سراسر  جه