وَالَّذِينَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلإخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالإيمَانِ وَلا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ )‌.

چیزهائی  را  که  خداوند  از  دارائی  ایشان  (‌یعنی  بنی‌نضیر)  به  پیغمبر  خود  ارمغان  داشته  است  شما  اسبانی  و  شترانی  را  به  تاخت  در نیاورده‌اید  (‌و  با  جنگ  تصرف  ننموده‌اید)  و  بلکه  خداوند  پیغمبران  خود  را  بر  هرکس  که  بخواهد  چیره  می‏‎گرداند،  و  خدا  بر  هر  کاری  توانا  است‌.  چیزهائی  را  که  خداوند  از  اهالی  این  آبادیها  به  پیغمبرش  ارمغان  داشته  است‌،  متعلق  به  خدا  و  پیغمبر  و  خویشاوندان  (‌پیغمبر)  و  یتیمان  و  مستمندان  و  مسافران  در  راه  مانده  می‌باشد.  این  بدان  خاطر  است  که  اموال  تنها  در  میان  اشخاص  ثروتمند  شما  دست  به  دست  نگردد  (‌و  نیازمندان  از  آن  محروم  نشوند)‌.  چیزهائی  را  که  پیغمبر  برای  شما  (‌از  احکام  الهی‌)  آورده  است  اجراء  کنید،  و  از  چیزهائی  كه  شما  را  از  آن  بازداشته  است‌،  دست  بکشید.  از  خدا  بترسید  که  خـدا  عقوبت  سختی  دارد.  همچنین  غنائم  از  آن  فقرای  مهاجرینی  است  که  از  خانه  و  کاشانه  و  اموال  خود  بیرون  رانده  شده‌اند.  آن  کسانی  که  فضل  خدا  و  خشنودی  او  را  می‌خواهند،  و  خدا  و  پیغمبرش  را  یاری  می‌دهند.  اینان  راستانند.  آنانی  که  پیش  از  آمدن  مهاجران  خانه  و  كاشانه (‌آئین  اسلام‌)  را  آماده  کردند  و  ایمان  را  (‌در  دل  خود  استوار  داشتند)  کسانی را  دوست  می‌دارند  که  به  پیش  ایشان  مهاجرت  کرده‌اند،  و  در  درون  احساس  و  رغبت  نیازی  نمی‏‎کنند  به  چیزهائی  که  به  مهاجران  داده  شده  است‌،  و  ایشان  را  بر  خود  ترجیح  می‌دهند،  هرچند  که  خود  سخت  نیازمند  باشند.  کسانی  که  از  بخل  نفس  خود،  نگاهداری  و  مصون  و  محفوظ  گردند،  ایشان  قطعاً  رستگارند.  کسانی  که  پس  از  مهاجرین  و  انصار  به  دنیا  می‌آیند،  می‌گویند:  پروردگارا! ما  را  و  برادران  ما  را  که  در  ایمان  آوردن  بر  ما  پیشی  گرفته‌اند  بیامرز.  و  کینه‌ای  نسبت  به  مومنان  در  دلهایمان  جای  مده‌،  پروردگارا! تو  دارای  رافت  و  رحمت  فراوانی  هستی‌.

این  آیاتی‌که  حکم  خدا  را  در  باره  این  چنین  غنیمتی  و  امثال  آن  بیان  و  روشی  می‏‎گرداند،  در  عین  حال  توصیفی  از  احوال  و  اوضاع‌گروه  مسلمانانی  را  به  تصویر  می‌کشند که  در  روزگار  نزول  این  آیات  می‌زیسته‌اند  و  مخاطبان  آنها  بوده‌اند.  از  دیگر  سو  سرشت  ملت  مسلمان  را  در  طول  زمانها  و  دورانهای  متوالی  بیان  می‌دارند،  و  ویژگیهای  برجسته‏ای  را  ذکـر  می‌نمایندکه  ملت  مسلمان  در  پرتو  آن  ویژگیها  با  یکدیگر  پیوند  می‏یابند  و  در  طول  روزگاران  با  همدیگر  متحد  و  متفق  می‌شوند،‌.و  نسلی  از  نسلی  نمی‌گسلد،  و  قومی  از  قومی  جدا  نمی‌شود  و  فردی  از  فردی  دور  نمی‌افتد،  در  طول  ازمنه  و  عصوری‌که  نسلها  در  آنها  در  همه  سرزمینها  و  مکانها  پیاپی  مـی‌آیند  و  مـی‌روند  و  جایگزین  یکدیگر  می‌کردند.  این  حقیقت  بزرگی  است  که  باید  در برابر  آن  بسی  با  تدبر  و  تفکر  ژرف  ایستاد... 

 (وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (.

چیزهائی  را  که  خداوند  از  دارائی  ایشان  (‌یعنی  بنی‌نضیر)  به  پیغمبر  خود  ارمغان  داشته  است  شما  اسبانی  و  شترانی  را  به  تاخت  درنیاورده‌اید  (‌و  با  جنگ  تصرف  ننموده‌اید)  و  بلکه  خداوند  پیغمبران  خود  را  بر  هرکس  که  بخواهد  چیره  می‏‎گرداند،  و  خدا  بر  هر  کاری  توانا  است‌.

«‌ایجاف‌»‌:  مصدر  فعل  «‌آو جفتم»  به  معنی  تاختن  و  به  جولان  درآوردن  است‌.  «‌رکاب‌»‌:  شتران‌.  این  آیه  به  مسلمانان  تذکر  می‌دهدکه  این  غنیمتی  راکه  بنی‌نضیر  از  خود  برجای ‌گذاشته‌اند  آنان  اسبانی  را  برای  به  دست  آوردنش  به  تاخت  درنیاورده‌اند،  و  شترانی  را  به  سویش  به  سرعت  و  شتاب  نینداخته‌اند.  پس  حکـم  آن  حکـم  غنیمت  معمولی  نیست‌،  غنیمتی‌که  خدا چهارپنجم  آن  را  به  مسلمانان  داده  است‌،  و  فقط  یک‌پنجم  آن  را  برای  خدا  و  پیغمبر  و  خویشاوندان  او  و  یتیمان  و  مستمندان  و  مسافران  وامانده  در  راه‌،  در  نظرگرفته  است  و  برجای  گذاشته  است‌،  همان  گونه‌که  در  غنائم  بدر کبری‌،  خدا  حکم  صادر  فرموده  است‌.  خداوند  همه  این  غنیمت  یعنی  فی‌ء  را  به  خدا  و  پیغمبر  و  خویشاوندانش  و  یتیمان  و  مستمندان  و  مسافران  وامانده  در  راه  داده  است‌.  پیغمبر  (ص) است‌که  در  همه  این  اموال  و  تعیین  سهمها  دخالت  و  تصرف  می‌کند  و  آن‌گونه‌که  بخواهد  به  مصرف  می‌رساند.  خو‌یشاوندان  مذکور  در  این  دو  آیه‌،  خویشاوندان  پیغمبر  خدا  (ص) هستند.  زیرا  زکات  برای  آنان  حلال  نیست‌،  و  بدین  خاطر  در  زکات  سهمی  بدیشان  تعلق  نمی‌گیرد،  و  پیغمبر  (ص)  هم  از  خود  ارثی  برجای  نمی‌گذارد.  این  است‌که  خویشاوندانش  از  اموال  او  چیزی  به  ارث  نمی‌برند  و  نصیبی  ندارند.  از  جمله  کسانی‌که  از  غنیمت  بهره‌مند  مـی‌شوند  فقراء ‌ [2]  هستند،  آن  کسانی‌که  تهیدست  بوده  و  منبع  درآمدی  ندارند.  بدین  جهت  یزدان  مهربان  از  یک‌پنجم  غنائم  سهمی  را  بدیشان  اختصاص  داده  است‌،  همان‌گو‌نه‌ که  از  این  فی‌ء  و  امثال  آن  برایشان  سهمی  قرار  داده  است‌.  و  امّا بقیه ‌گروه‌ها  و  دسته‌ها  و  سائر  موارد،  برنامه  آنـها  معروف  و  معلوم  است‌،  و  پیغمبر  (ص) ‌آن‌گونه‌که  بخواهد  در  آنها  دخل  و  تصرف  می‌نماید.

این  حکم  فی‌ء  است‌که  این  آیات  آن  را  تعیین  و  تبیین  می‌نماید.  ولیکن  این  آیات  به  ذکر  حکم  و  علت  نزدیک  آن  بسنده  نمی‌کند.  بلکه‌دلها  را  متوجه  حقیقت بزرگ دیگری می‌نماید:

(وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ).

و  بلکه  خداوند  پپغمبران  خود  را  بر  هرکس  که  بخواهد  چیره  می‏‎گرداند.

این  حکم‌،  قضا  و  قدر  یزدان  است‌.  پیغمبران  هم  بخـشی  از  این  قضـا  و  قدرند،  قضا  و  قدری‌که  یزدان  آن  را  بر  هرکس ‌که  بخواهد  مسلط  و  چیره  می‌گرداند.

( وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)

خدا  بر  هر  کاری  توانا  است‌.

ا‌ین  وسیله‌،‌کار  و  بار  پیغمبران  با  قضا  و  قدر  مستقیم  و  بدون  واسطه  یزدان  سبحان  پیوند  پیدا  می‌کند،  و  جای  و  مکان  آنان  در  دولاب  وگردونه  چرخنده  قضـا  و  قدر،  مشخص  و  معین  می‏‎گردد.  روشن  می‌شودکه  آنان  -  هرچندکه  انسان  هستند  -  با  اراده  و  مشیت  خدا  تماس  محکم  ویژه  و  پیوند  استوار  خاصی  دارند،  و  این  تماس  و پیوند  محکم  و  استوار برایشان  نقش  مشخص  و