  هرگاه  اخراج  شوند  با  آنان  بیرون  نمی‌روند،  و  اگر  با  ایشان  جنگ  و  پیکار  شود،  به  کمکشان  نمی‌شتابند  و  یاریشان  نمی‌دهند،  و  اگر  هم  (‌فرضاً‌)  به  کمک  و  یاریشان  روند،  پشت  می‏‎کنند  و  می‌گریزند، و دیگر  کمک  و  یاری  نخواهند  شد  (‌و  خدا  ایشان  را  هلاک  می‌گرداند)‌.  هراس  شما  در  سینه‌های  ایشان‌،  بیش  از  هراس  آنان  از  خدا  است‌! این  بدان  خاطر  است  که  ایشان  مردمان  نفهم  و  نادانی  هستند  (‌و  عظمت  خدای  را  درک  نمی‌کنند)‌.      (‌حـشر/11-13)  

یهودیان  در  دژها  سنگر گرفتند.  پیغمبر  خدا  (ص)  دستور  داد  درختان  خرمای  ایشان  را  قطع‌ کنند  و  بسوزانند.  فریاد  برآوردند:  ای  محمّد  تو که  از  فساد  و  تباهی  نهی  می‌کردی‌،  و  آن  را  مایه  ننگ‌کسی  می‌د‌انستی‌که  فساد  و  تباهی  می‌کرد،  پس  چرا  درختان  خرما  را  قطع  می‌کنی  وآنها  را  با  آتش  می‌سوزانی‌؟  در  پاسخ  بدین‌گفته  ایشان  این  فرموده  خدای  بزرگوار  نازل گـردید: 

(مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ)  .

هر  درخت  خرمائی  را  که  بریدید،  یا  بر  پایه‌ها  و  ریشه‌های  خود  برجای  گذاشتید،  به  فرمان  خدا  و  اجازه  او  بوده  است  (‌و  گناهی  متوجه  شما  مسلمانان  نمی‌باشد.  خدا  این  را  کرده  است‌)  تا  بیرون‌روندگان  (‌از دستورات الهی و منحرفان از شرائع آسـمانی‌) را خوار و رسوا گرداند.  (‌حشر/٥) 

 هنگامی‌که  محاصره  بیست‌وشش  شبانه‌روز  طول‌کشید،  یهودیان  از  وعده  منافقان  بدیشان  مایوس ‌گردیدند،  و  خدا  ترس  و  هراس  را به دلهایشان انداخت‌. از پیغمبر خدا (ص) درخواست  ‌کردند  به  تبعيد  ایشان  اکتفاء‌ کند  و  آنان  را  نکشد،  بدان  سان‌ که  بنی  قینقاع  تبعید  شده  بودند.  (‌در  تفسیر  سوره  احـزاب  در  جزء  بیست‌ویک  سبب  و  شرايط  و  ظروف  آن  را  بیان  داشته‌ایم‌)‌. [1]آنان  میبایستی  تنها  چیزهائی  از  اموال  خـود  را  با  خود  بردارندکه  بر  شترها  بار کنند  و  ببرند  جز  اسلحه‌.  پیغمبر  خدا  (ص) ‌این  امر  را  پذیرفت‌.  آنان  اموال  خود  را  بر  پشت  شتران  بار كردند،  و  چیزهائی  را  با  خـود  بردندکه  شتران  می‌توانستند  ببرند.  کسانی  بودند  خانه‌هایشان  را  ویران  می‌کردند  و  حتی  چوب‌های  چهارچوب  درهایشان  را  نیز  بر  پـشت  شترهایشان  می‌نهادند  و  می‏بردند،  یا  این  که  خانه‌هایشان  را  ویران  می‌کردند  تا  به  دست  مسلمانان  نیفتند.  مسلمانان  قبلاً  برخی  از  دیوارهائی  را  تخریب  نموده  بودندکه  یهودیان  در  زمان  محاصره  به  عنوان  سنگر  از  آنها  استفاده  می‌کردند.

در  باره  این  موضوع  یـزدان  سبحان  در  این  سوره  می‌فرماید:

( هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِنْ دِيَارِهِمْ لأوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الأبْصَارِ .وَلَوْلا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابُ النَّارِ .ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَمَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ.(

او کسی  است  که  کافران  اهل  کتاب  را  در  نخستین  گردهمائی  (‌و لشکرکشی  مسلمانان  و  برخورد  با  ایشان  در  پیرامون  مدینه‌)  از  سرزمینشان  بیرون  راند  (‌و  به  خیبر  کوچاند)‌.  شما  گمان  نمی‌بردید  که  آنـان  بیرون  روند،  و  ایشان  هم  گمان  می‌بردند  که  دژها  آنان  را  از  عذاب  خدا  به  دورمی‌دارد.اما  خدا  از حانبی  به  سراغشان  رفت  که  فکرش  نمی‌کردند  (‌از  آن  جانب  بر  آنان  بتازند)‌.  به  دلهایشان  هراس  انداخت‌،  به  گونه‌ای که عذاب‌ می‌دهد.  اگر  خداوند  ترک  دیار  را  برآنان  مقرر نمی‌کرد،  در  دنیا  ایشان  را  به  عذاب  (‌سخت‌تر از  اخراج‌)  گرفتار می‌نمود.  (‌بدا  به  حالشان‌! گذشته  از  این  خفت  اخراج  دنیوی‌)  آنان در  آخرت  عذاب ‌آتش  دوزخ  دارند.  این‌(‌کیفر  دنیوی  و  اخروی‌)  بدان  خاطر  است  که  آنان  با  خدا  و  پیغمبرش  دشمنی  ورزیده‌اند،  و هرکس  با  خدا  دشمنی  ورزد  (‌خدا  او را  به اشد مجازات می‌رساند) چـرا که خدا سخت عذاب ميدهد.    (حشر/2-4)

برخی  از  بنی  نضیر  رهسپار  خیبر  شدند.  برخی  از  ایشان  هم  به  سوی  شام  بارسفر  بربستند.  ازجمله  بزرگانی‌که  رهسپار  خیبرگرد‌یدند،  اینان  بودند:  سلام  پسر  ابوحقیق‌،  وکنانه  پسر  ربیع  پسر  ابوحقیق‌،  و  وحي  پسر  اخطب‌.  اینان  از  زمره‌ کسانیندکه  در  تحریک  و  ترغیب  مشرکان  برای  جنگ  احزاب  با  مسلمانان‌،  و  در  واقعه  بنی‌قریظه  که  در  سوره احزاب  از  آن  سخن  رفته  است‌،  نـامشان  آمده  است‌.  بعضی  از آنان  هم  در فتح  خیبر که  در  سوره  فتح  از  آن  سخن  رفته  است  نامشان‌ ذکر گردیده  است‌.  اموال  بنی  نضیر غنیمـت  ویژه  خدا  و  رسول  بود،  چون  مسـلمانان  اسبها  و  شترهایشان  را  در  آن  به  تاخت  در نیاورده  بودند  و يورش  نبرده  بودند.  این  بودکه  پیغمبر  خدا  (ص) غنیمت  بنی‌نضیر  را  تنها  به  مهاجران  عطاء  فرمود  و  به  انصار  نداد  بجز  به  دو  نفر  فقیر  انصار  به  نامهای  سهل  پسر  حنیف‌،  و  ابودجانه  سماک  پسر  خرشه‌.  این‌کار  بدان  خاطر  بودکه  مـهاجران  دارائی  نداشتند  و  تهیدست  بودند،  بعد  از  آن‌که  اموال  و  دارائی  خو‌د  را  در  مکه  رهاکرده  بودند  و  به  خاطر  عقیده  از  ملک  و  مال  خویش  دست‌کشیده  بودند.  انصار  ایشان  را  در  خانه‌های  خود  با  طیب  خاطر  والائی‌،  و  با  برادری  راستینی‌،  و  با  فداکاری  شگفتی‌،  جای  داده  بودند.  وقتی  که  همچون‌ فرصتی  دست‌داد،  پیغمبرخدا (ص)با  سرعت  به  پایدار کردن  وسرو  سامان  بخشیدن  اوضاع  طبيعی  جامعه  اسلامی  پـرداخت‌،  تا  تهیدستان  اموال  با  دستهای  خود  و  با  دستهای  مومنان  خانه‌های  خویش  راویران  می‌کردند! ای  خردمندان‌!درس  عبرت ‌بگیرید.  ویژه‌ای  داشته  باشند،  و  مال  و  ثـروت  فقط  در  میان  ثروتمندان  دور  نزند  و  دست  به  دست  نشود.  از  عنیمت  بنی  نضیر  چیزی  به  انصار  داده  نشد  جز  به  دو  نفر  فقیری  که به‌ سبب‌ تنگدستی ‌مستحق  بودند... 

در  باره  اموال  بنی  نضیر  برخیها گفتند  آنچه گفتند.  ارجح  اقوال  بیانگر  این  است‌که  گویندگان  آن  گونه  سخنان‌،  منافقان  بودند.  خداوند  بزرگو‌ار  راجع  بـدین  مساله  فرموده  است‌:

)  وَمَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَنْ يَشَاءُ وَاللَّه