بَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ)‌.

مسلمّاً‌کسانی  که  با  خدا  وپیغمبرش  دشمنی  می‌کنند،  از  زمره  پست‌ترین  و  خوارترین  (‌مردمان‌)  خواهند  بود.  خداوند  چنین  مقدر کرده  است  که‌من ‌وپیغمبرانم  قطعاً  پیروز  می‌گردیم‌.  بی‏گمان  خداوند  نیرومند  چیره  است‌.  این  وعده  راستین  خدا  است‌،  وعده  راستینی‌که  انجام  پـذیرفته  است  و  قطعاً  انجام  می‏‎پذیرد  و  شده  است  و  حتمـاً  می‌شود،  هرچندکه‌گاه‌گاهی  این  وعده  راستین  در  ظاهر  انجام  نمی‌پذیرد  و  خلاف  قضیه  صورت  می‏‎گیرد.  آنچه  عملا  روی  داده  است  این  است‌که  ایمان  و  توحید  برکفر  و  شرک  پیروزگردیده  است‌،  و  باور  به  خدا  در  این  زمین  استقرار  پذیرفته  است‌.  و  بشریت  بدان گردن  نـهاده  است  بعد  از  آن  همه‌گردنه‌های  شرک  و  بت‌پرستی‌ای‌که  بر  سر  راهش  ایستاده  است‌،  و  بعد  از  آن  بـه  درگیریهای  طولانی  و  درازی‌که  باکفر  و  شرک  و  بی‌دیـنی  داشته  است‌.  اگر  دوره‌هائی  بوده  است‌که  بي‌دینی  یا  شرک  در  برخی  از  سرزمینهای‌کره  زمین  جلوه‌گرگردیده  است  - ‌همان‌گونه‌که  هم  اکنون  در  دولتهای  مادی‏گرا  و  بت‌پرست  روی  می‌دهد  - ‌امّا  عقیده  به  خدا  به  طور  عمــوم  چیره  و  پیروز  است‌.گذشته  از  آن‌،  دوره‌های  بی‌دینی  و  بت‌پرستی  رو  به  زوال  و  نیستی  حتـمـی  است‌.  زیرا  آن  چنان  دوره‌هائی  شایان  ماندن  نیست‌،  و  بشریت  در  هر  روزی  بـه  دلائل  تازه‌ای  دسترسی  پیدا  مي‌کندکه  او  را  به  اعتقاد  به  خدا  رهنـمـود  می‌سازد،  و  عقیده  ایمان  و  یگانه‌پرستی  را  استوار  می‌دارد  و  استحکام  مي بخشد.

مومن  به  وعده  یزدان  به  عنوان  حقیقتی  می‌نگردکه  روی  می‌دهد.  هرگاه  واقعيت‌کوچکی  در  نسل  محدودی  یا  د‌ر  سرزمین  محدودی  با  آن  حقیقت  مخالف‌گرد‌ید،  آن  چنان  واقـعيتی  چیز  باطل  و  زوال‌پذیری  است‌که  در  زمین  به  سبب  حکمت  خاصی  یافته  می‌شود.  چه  بسا  این  حکمت  خاص  به  جوش  و  خروش  درانداختن  ایمان  برای  محقق  ساختن  و  پیاده‌کردن  وعده خدا  در  وقت  معین  خود  باشد.

وقتی‌که  امروزه  انسان  به  جنگ  هولناکی  نگاه  می‌کندکه  دشمنان  ایمان  بر  ضد  مومنان  به  شکلهای‌ گوناگونش  به  راه  انداخته‌اند،  از  قبیل‌:  تاخت  و  تاز  و  فشار  آوردن  و  نیرنگ  زدن  به  انواع  مختلف  در روزگاران‌ دور  ودراز،  و  در  برخی  ازآنها  تاخت  و  تاز  بر  مومنان  به  جائی  رسیده  است‌که  مومنان  راکشته‌اند  و  پراکنده  و  تبعیدشان  نموده‌اند  و  شکنجه  شده‌اند  و  عذاب  دیده‌اند  و  ارزاقشان  قطع گردیده  است‌،  و  همه  انواع  اذیت  و  آزار  را  بدیشان  رسانده‌اند،  ولی  با  این  وجود،  ایمان  در  دلهای  مومنان  مانده  است  و  ایشـان  را  از  فروپاشی  و  سقو‌ط  بازداشته  است‌،  و  نگذاشته  است  همه  دسته‌ها  و  گروههای  ایشان  شخصیت  خود  را  از  دست  بدهند  و  هدر  روند  و  د‌ر  ملتهای  مهاجم  ذوب  شوند  و  در  برابر  سرکشان  ستمگر  و  یاغیان  یورشگرکرنش  بکنند  و  فرمان  ببرند.  بلکه  چندان  نگذشته  است‌که  بر  سرکشان  ستمد  و  یاغیان  یورشگر  فرود  آمده‌اند  و  آنان  را  درهم  شکسته‌اند  ...   وقتی‌که  انسان  به  این  واقعیت  دور  و  دراز  تاریخ  نگاهی  می‌اندازد،  مصداق  فرموده  یزدان  بزرگوار  را  می‏‎بیند  و  می‏‎یابد.  مصداق  فرموده  یزدان  بزرگوار  را  در  خود  این  واقعیت  بدون  نیاز  به  انتظار  طولانی  می‏‎بیند  و  می‌یابد!

به  هر  حال  شک  و  تردیدی  به  شخص  مومن  دست  نمی‌دهد  در  این‌که  وعده  خدا  حقیقت  موعد  است  و  باید  در  هستی  پدیدار  و  نمودار گردد  و  بروز  و  ظهور  پیداکند،  وکسانی‌که  با  خدا  و  پیغمبرش  می‌رزمند  و  دشمنی  می‌ورزند،  آنان  خو‌ار  و  رسوا  می‌گردند،  و  خدا  و  پیغمبرانش  چیره  و  پیروز  ميشوند.  این  چیزی  است  که  هست  و  قطعاً  و  حتما  خواهد  بود،  ظاهر  حال  هرچنـد  جز  این  بوده  و  جز  این  باشد.

*
در  پایان‌،  قاعده  ثابتی  می‌آید،  قاعده‌ای‌که  مومنان  بر  آن  می‌ایستند،  یا  ترازوی  دقیقی‌که  ایمان  درونها  را  با  آن  می‌سنجند:
(لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(.

مردمانی‌را  نخواهی  یافت  که  به  خدا  و  روز  قیامت  ایمان  داشته  باشند،  ولی  کسانی  را به  دوستی  بگیرند  که  با  خدا  و  پیغمبرش  دشمنی  ورزیده  باشند،  هرچند  که  آنان  پدران‌،  یا  پسران‌،  یا  برادران‌،  و  یا  قوم  و  قبیله  ایشـان  باشند.  چرا  که  مومنان‌،  خدا  بر  دلهایشان  رقم  ایمان  زده  است‌،  و  با  نفخه ربانی  خود  یاریشان  داده  است  و  تقویتشان  کرده  است‌،  و  ایشان  را  به  باغهای  بهشتی  داخل  می‏‎گرداند  که  از  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آنها  رودبارها  روان  است‌،  و  جاودانه  در  آنجا  می‌مانند.  خدا  از  آنان  خشنود،  و  ایشان  هم  از  خدا  خشنودند.  اینان  حزب  یزدانند.  هان‌! حزب  یزدان‌،  قطعاً  پیروز  و  رستگار  است‌.

این  جدائی ‌کامل  میان  حزب‌الله  و  حزب  شیطان‌،  و  کناره‌گیری  نهائی  صف  ممتاز  است‌.  پالودن  صف  ممتاز  از  هرگو‌نه  عائق‌ و  مانعي  و  از  هرگونه  جاذبه  وکششی‌،  و  چنگ  زدن  به  دستاویز  یگانه  ریسمان  یگانه  است‌.  

(لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ)  .

مردمانی  را  نخواهی  یافت  که  به  خدا  و  روز  قیامت  ایمان  داشته  باشند،  ولی  کسانی  را  به  دوستی  بگیرند  که  با  خدا  و  پیغمبرش  دشمنی  ورزیده  باشند.

چه  خدا  برای‌کسی  دو  تا  دل  در  درونش  نیافریده  است‌،  و  هیچ  انسانی  در  یک  دل  دو  مودت  و  محبت  را گرد  نمی‌آورد:  مودت  و  محبت  خدا  و پیغمبرش‌،  و  مودت  و  محبت  دشمنان  خدا  و  پیغمبرش! یا  ایمان  است  یا  غیر  ایمان‌.  امّا  هر  دو  تا  با  یکدیگر‌گرد  نمی‌آیند.

( وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ).

هرچند  که  آنان  پدران‌،  یا  پسران‌،  یا  برادران‌،  و  یا  قوم  و  قبیله  ایشان  باشند.

این  پیوندهای  خون  و  خویشاوندی‌،  در  مرز  ایمان  گسیخته  می‏‎گردد.  پیوندها  را  می‌توان  مراعات  داشت  اگر  دشمنانگی  و  جنگی  میان  دو  پرچم  نباشد:  پرچم  یزدان  و  پـرچم  شیطان‌.  نیکی  و  نیکو‌کاری  در  حق  پدر  و  مادر  دستور  الهی  است  و  باید  مراعات  بشود،  وقتی‌که  میان  حزب  یزدان  و 