ْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُكْرًا (٨) فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا (٩) أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُولِي الألْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا (١٠) رَسُولا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقًا (١١) اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الأمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْمًا) (١٢)

این  سورۀ  طلاق  است‌.  خداوند  در  آن  احکام  طلاق  را  بیان  و  روشن  می‌کند،  و  حالاتی  را  شرح  و  بسط  می‌دهد  که  در  سورۀ  دیگری  ‌که  سورۀ  بقره  است  شرح  و  بسط  نشده‌اند.  سورۀ  بقره  برخی  از  احکام  طلاق  را  دربر  داشت‌.  در  این  سوره  احکام  حالات  و  اوضاعی  را  بیان  می‌فرماید  که  پیامد  طلاق  در  خانواده  است‌.  این  سوره  زمانی  را  بیان  می‌کند  که  طلاق  در  آن  روی  می‌دهد،  طلاقی  ‌که  خدا  آن  را  می‌پذیرد  و  موافق  با  قانون  او  انجام  می‌گیرد:

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ).

ای  پیغمبر!  وقتی  که  خواستید  زنان  را  طلاق  دهید،  آنان  را  در  وقت  فرا رسیدن  عدّه  (‌یعنی  آغاز  پاک  شدن  زن  از  عادت  ماهانه  که  شوهرش  در  آن  با  او  نزدیکی  نکرده  باشد)  طلاق  دهید. (طلاق/1)

حقّ  زن  طلاق  داده  شده  و  وظیفۀ  او  در  مدّت  ماندن  در  خانۀ  خودش  که  خانۀ  شوهرش  می‏‎باشد،  بیان  می‌گردد.  در  زمان  عدّه  زن  طلاق  داده  شده  از  خانه  بیرون  نمی‌رود  و  نباید  او  را  از  خانه  بیرون  بکنند  مگر  این‌  که  آن  زن کار  زشت  و  پلشت  آشکـاری  (‌همچون  زنا  و  فحاشی  و  ناسازگاری  طاقت‌ فرسا  با  شوهر  یا  اهل  خانواده‌)  انجام  دهد:

(لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلا يَخْرُجْنَ إِلا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ).

زنان  را  (‌بعد  از  طلاق‌،  در  مدت  عده‌)  از  خانه‌هایشان  بیرون  نکنید،  و  زنان  هم  (‌تا  پـایان  عده‌،  از  منازل  شوهرانشان‌)  بیرون  نروند،  مکر  این  که  زنان  کار  زشت  و  پلشت  آشکاری  (‌همچون  زنا  و  فحاشی  و  ناسازگاری  طاقت‌فرسا  با  شوهران  یا  اهل  خانواده‌)  انجام  دهند.  (طلاق/1)

حقّ  زن  طلاق  داده  شده  بیان  می‌گردد  و  گفته  می‌شود  که  بعد  از  پایان گرفتن  زمان  عدّه‌،  آن  زن  می‌تواند  بیرون  برود  و  هر  کاری  ‌که  می‌خواهد  نسبت  به  خود  انجام  بدهد،  مگر  این‌  که  شوهر  بدو  رجوع  ‌کـرده  باشد  و  در  دورۀ  عدّه  او  را  به  عنوان  همسر  نگاه  داشته  باشد.  البتّه  اگر  شوهر  این  نگاه  داشتن  را  برای  زیان  رسانیدن  به  همسر  و  اذیّت  و  آزار  او،  و  برای  محروم  کردن  او  از  ازدواج  با  دیگران‌،  انجام  نداده  باشد.  بلکه  این  ‌کار  برای  برگشت  زندگی  زناشوئی  شایسته  و  بایسته  میان  شوهر  و  هـسر  انجام  پذیرفته  باشد:

(فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ).

هنگامی  که  مدت  عدّۀ  آنان  نزدیک  به  پایان  آمد،  یا  ایشان  را  به  طرز  شایسته‌ای  نگاه  دارید،  و  یا  به  طرز  بایسته‌ای  از  ایشان  جدا  شوید.  (طلاق/2)

گذشته  از  این‌،  باید  بر  نگاه  داشتن  یا  جدا  شدن  ‌گواهی  گرفت‌:

(وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ).

و  بر  (‌نگاهداری  و  یا  جدائی‌)  آنان  دو  فرد  عادل  از  میان  خودتان  گواه  کنید.  (‌تا  اگر  در  آینده  اختلافی  روی  دهد،  هیح  یک  از  شوهر  و  همسر  نتوانند  واقعیّت  را  انکار  کنند)‌. (‌طلاق‌/2)  

خدا  در  سورۀ  بقره  مدّت  عدّۀ  مطلقۀ  دارای  عادت  ماهانۀ  حیض  را  بیان  فرموده  است  ‌که  سه  قرء‌،  یعنی  سه  بار  رخ  دادن  عادت  ماهانۀ  حیض  یا  سه  بار  پاک  شدن  از  عادت  ماهانۀ  حیض  است  -  برابر  اختلافات  فقهی  -  در  اینجا  یزدان  سبحان  مدّت  عدّۀ  زنی  را  بیان  می‌فرماید  که  دوران  حیض  او  به  پایان  آمده  است  و  دیگر  عادت  ماهانه  برای  او  مطرح  نیست‌.  همچنین  عدّه  زنی  را  بیان  می‌فرماید  که‌  کوچک  است  و  هنوز  به  حیض  نیفتاده  است  و  عادت  ماهانه  ندیده  است‌:

(وَاللائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللائِي لَمْ يَحِضْنَ).

زنان  شما  وقتی  که  ناامید  از  عادت  ماهانه‌اند،  و  همچنین  زنانی  که  هنوز  عادت  ماهانه  ندیده‌اند،  اگر  (‌در بارۀ  حکم  عدّۀ  ایشان‌)  متردّدید،  بدانید  که  عدّۀ  آنان  سه  ماه  است.  (طلاق/4 )

عدّۀ  حامله  را  نیز  بیان  فرموده  است‌:

(وَأُولاتُ الأحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ).

و  عدّۀ  زنان  باردار،  وضع  حمل  است‌.  (‌طلاق‌/٤)  

آن‌گاه  حکم  منزلی  را  بیان  فرموده  است‌  که  زن  عدّه‌دار  در  آن  سکونت  می‏‎گزیند.  نفقه  و  هزینۀ  زندگی  چنین  زنی‌،  و  مخارج  زندگی  زن  ‌حامله  را  تا  وضع  حمل  تعیین  کرده  است‌:

(أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَلا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِنْ كُنَّ أُولاتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ).

زنان  مطلّقه  را  در  جائی  سکونت  دهید  که  خودتان  در  آنجا  زندگی  می‌کنید  و  در  توان  دارید.  و  بدیشان  زیان  نرسانید  تا  (‌با  زیان  رساندن  خود  بر  آنان  سختگیری  کنید  و)  در  تنگنایشان  قرار  دهید  (‌و  ایشان  مجبور  به  ترک  منزل  شوند)‌.  اگر  آنان  باردار  باشند،  خرج  و  نفقۀ  ایشان  را  بپردازید  تا  زمانی  که  وضع  حمل  می‌کنند.  (‌طلاق‌/6)  

آن‌ گاه  حکم  شیر  دادن  به  فرزند  مطلّقه  پیش  می‌آید،  وقتی‌ که  او  را  به  دنیا  می‌آورد.  از  مزد  مادر  در  برابر  شیر  دادن  سخن  می‌رود،  وقتی‌  که  میان  پدر  و  مادر  توافق  حاصل  می‌گردد  و  هر  دو  مصلحت‌  کودک  را  در  نظر  می‌گیرند.  همچنین  صحبت  می‌شود  از  حالتی‌  که  پیش  می‌آید  و  زن  دیگری  به  جای  مادرش  شیر  دادن  را  به  عهده  گیرد:

(فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى) (٦)

اگر  آنان  (‌حاضر  شدند  بعد  از  جدائی‌،  فرزندان‌)  شما  را  شیر  دهند،  مزدشان  را  به  تمام  و  کمال  بپردازید.  با  یکدیگر  در بارۀ  سرنوشت  فرزندان‌،  زیبا  و  پسندیده  م