ـانه  سرانجام  در  اغلب  اوقات  و  د‌ر  نزد  بیشتر  اشخاص‌،  به  شعائر  و  مراسم  و  آداب  و  رسوم  دینی  خالی  از  روح  تبديل گردید،  و  بسیاری  از  مردمان  چنین  شعائر  و  مراسم  و آداب  و  رسوم  دینی  بی‏جان  را  نماد  عاری  از  حقیقت ‌کردند،  و  بر وظائف  و  تکالیف  این  رهبانیت  جزگروه  اندکی  شکیبائی  نکردند  و  بر  آنها  استقامت  نورزیدند:

(فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ ).

امّا  آنان  چنان  که  باید  آن  را  مراعـات  نکردند.  ما  به  کسانی  که  از  ایشان  (‌به  محمد)  ایمان  آوردنـد  پاداش  درخورشان  را  دادیم‌،  ولی  بیشترشان  (‌از  راه  راست  منحرف  و)  خارج  شدند  (‌و سزای  اعمال  بـد  خود  را  دبدند).

خدا  با  نمادها  و سیماهای  ظاهری‌،  و  با  آداب  و  مراسم  آئینی  و  پشمینه‌پوشیها  و  ژنده‌پوشیـا،  به  حساب  مردمان  نمی‌رسد.  بلکه  حساب  وکتاب  خدا  با  مردمان  بر  اساس  عمل  و  نیت‌،  و  بر  پایه  حقـیقت  فهم  و  شعو‌ر  و  روش  و  منش  است‌.  خدا  خـودش  از  نـهانیهای  دلها  و  پنهانیهای  سینه‌ها  مطلع  و  آگاه  است‌.

*
بعد  از  این  نـيـایش  تند  و  سریع‌،  واپسین  ندا  در مي‌رسد  و  مو‌منان  را  فریاد  می‌دارد.  مخاطبان  این  ندا  واپسین  حلقه  از  زنجیره  مومنان  به  رسالت  خدا  درتاریخ  دور و  دراز  رسالت‌،  و  وارثان  آن  هستند.کسانیندکه  این  رسالت  را  به  ارث  برده‌اند  و  تا  روز  سزا  و  جزای  قیامت  آن  را  پاس  می‌دارند:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . لِئَلا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ).

ای  کسـانی  که  (‌ازاهل  کتاب  بشمارید  و  به  خدا  و  پیغمبران  الهی  و  کتابهای  تورات  و  انجیل‌)  ایمان  آورده‌اید! از  خدا  بترسید  و  به  پیغمبر  او  (‌محمّدابن  عبدالله‌،  خاتم‌الانبیاء‌،  هم‌)  ایمان  بیاورید،  تا  خداوند  دو  پاداش  از  رحمت  خود  را  به  شما  دهد  (‌یکی  پا‌داش  ایمان  به  عیسی‌،  و  دیگری  پاداش  ایمان  به  محمّد)‌،  و  نیز  برای  شما  نوری  را  پدیدار  گرداند  که  در  پرتو  آن  حرکت  کنید،  و  شما  را  ببخشاید،  چرا  که  خدا  بسـیار  بخشاینده  و  مهربان  است‌.  تا  اهل  کتاب  بدانند  که  (‌اگر  به  محمّد  ایمان  نیاورند)  هیچ  سهمی  از  فضل  و  عطاء  الهی  ندارند،  و  این  که  فضل  و  عطاء  در  دست  خدا  است‌،  و  آن  را  به  هرکس  که  بخواهد  مرحمت  می‌کند،  و  خداونـد  دارای  فضل  و  عطاء  فراوان  و  بزرگ  است‌.

این  گو‌نه نداء  داده  می‌شوند:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا)  ٠

ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید!.

پسوده  ویژه‌ای  در  این  ند‌اء  برای  دلهایشان  است‌.  درخـواست  شرم  و  حیاکردن‌،  از  ایمان  است‌.  رعایت  و  عنایت  خدا  را  باید  پاس  داشت  و  سپاس‌گفت‌.  پیوند  و  تماسی  به  جوش  و  خروش  درآورده  می‌شودکه  ایشان  را  با  پروردگارشان  ارتباط  می‌دهد،  خدائی‌که  ایشان  را  با  این  نداء  بزرگوارانه  و  مهربانانه  فریاد  می‌دارد.  به  نام  این  پیوند  و تماس‌،  ایشان  را  به  ترس  و  هراس  از  خدا،  و  ایمان  آوردن  به  پیغمبرش،  دعوت  بکند.  ایمان  مطلوب  در  معنی  خاصی  جلوه‌گر  می‌آید،  معنـی  حقيـقت  ایمان  و  آثاری‌که  از  ایمان  سرچشمه  می‏‎گیرد  و  حاصل  ميگردد. 

 (اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ )  .

از  خدا  بـترسید  و  به  پیغمبر  او(‌محمّدابن  عبدالله‌،  خاتم‌الانبیاء‌)  ایمان  بیاورید،  تا  خداوند  دو  پاداش  از  رحمت  خود  را  به  شما  بدهد  (‌یکی  پاداش  ایمان  بـه  عیسی‌، و دیگری پاداش ایمان به  محمد).

یعنی  دو  بهره  از  رحمت  خـود  را  به  شما  می‌دهد  ...   این  تعبیر شگفتی  است‌.  چه  رحمت  خدا  جزء  جزء  نمی‏گردد.  رحمت  خدا  همین‌که  انسان  را  بپساید  و  لمس  نمـاید،  حقيقت  خود  را  به  انسان  عطاء  مـی‌نماید.  ولیکن  در  این  تعبیر  افزایش  ادامه  رحمت  و  فزونی  فیض  و کرم  پیدا  است‌.

(وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ)‌.

و نیز برای  شما  نوری‌را  پدیدارمی‌گرداند  که‌در  پرتو  آن  حرکت  کنید.

این  هم  یک  عطای  دیگر  الـهی  است‌.  خداوند  این  عطاء  را  به  دلهائی  می‌بخشد که  از  خدا  می‌ترسند  و  پرهیزکاری  می‌کنند،  و  چنان‌که  باید  به  پیغمبرش  ایمان  می‌آورند.  عطائی  است‌که  دلها  را  روشـن  و  منور  می‏‎گرداند،  و  دلها  در  پرتو  نور  آن  عطاء  می‌درخشند  و  تابان  و  رخشان  می‌شوند.  در  نتیجه  حقیقت  را  در  فراسوی  پرده‌ها  و  سدها  و  مانعها  ببینند،  و  از  فراسوی  شکلها  و  نمادها  مشاهده ميکنند.  در  مسیر  راه  بر  دست  و  پا  نمی‌افتند  و  ویلان  و  حیران  نـمیشوند  و  راه  را كج  نمی‌کنند  و منحرف  نمـی‌گردند  ... 

(نُورًا تَمْشُونَ بِهِ) .
نوری  که  در  پرتو آن  حرکت  می‌کنید  و راه  می‌روید. 

 (وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(.
و  شما  را  می‌بخشد.  چرا  که  خدا  بخشاینده  و  مهربان  است‌.

انسان‌،  انسان  است‌.  انسان  قصور  وکوتاهي  می‌کند،  

حتی اگر راه را هم بشناسد. انسان نیازمند آمرزش است تا رحمت  خدا  او را  در بر گیرد  ...

(  وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)  ٠
خدا  بخشاینده  و  مهربان  است‌.

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ)  ٠ 
 ای  کسانی  که  ایمان  آورده‌اید  از  خدا  بترسید  و  به  پیغمبر  او  ایمان  بیاورید.

از  خدا  بترسید  و  به  پیغمبرش  ایمان  بیاورید،  تا  دو  بخش  از  رحمت  خدا  را  به  دست  آورید،  یعنی  دو  پاداش  بگیرید.  و  آن  نوری  بهره  شما  شودکه  در  پرتو  آن  می‌توانید  حرکت  بکنید. و رحمت خدا شامل شما گردد با گذشتی‌که  ازگناهان  وکوتاهیهای  شما  می‌فرماید ...  (لِئَلا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ )‌.

  تا  اهل  کتاب  بدانند  که  (‌اگر  به  محمّد  ایمان  نیاورند)  هیچ  سهمی  از  فضل  و  عطاء  الهی  ندارند،  و  این  که  فضل  و  عطاء  در  دست  خدا  است‌،  و  آن  را  به  هرکس  که  بخواهد  مرحمت  می‌کند.

اهل‌ کتاب‌ گمان  می‌بردند که  ملت  برگزیده  خدا  ایشانند،  و  آنان  پسران  خدا  و  عزیزان  یزدانند:
(وقالوا كونوا هودا أو نصارى تهتدوا). 
می‌گویند:  یهودی  یا  مسیحی  بشوید  تا  (‌به  راه  راست‌)  رهنمود  شوید. (‌بقره/135)  

(وقالوا:لن يدخل الجنة إلا من كان هودا أو نصارى). 
می‌گویند: جز کسی که یهودی یا مسیحی باشد هرگز (‌کس دیکری‌) به بهشت درنمی‌آ