  (‌از  دیدگان  مردمان‌)  یاری  می‌کنند.

این  تعبیر:

« وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ »‌.   آهن  را  نازل  کردیم‌.

بسان  تعبیری  است‌که  در  جای  دیگری  آمده  است‌: 

 (وأنزل لكم من الأنعام ثمانية أزواج).

برای  شما  هشت  جفت  چهار پا  نازل  کرد. (‌زمر/6)

  هر دوی  این  نازل‌کردنها  «‌به  معنی  خلق‌کردن  و  در  دسترس  قرار  دادن  است  و)  اشاره  به  اراده  و  خواست  خدا  و  تقدیر  و  تدبیر  او  در  آفریدن  اشیاء  و  حوادث  دارد.  اینها  هم  با  قضا  و  قدر  و  تقدیر  و  تدبیر  خدا گسیل  می‌گردند  و  در  دسترس  قرار  می‌گیرند.گذشته  از  این‌،  در  اینجا  با  فضای  آیه  نیز  هماهنگی  وجود  دارد.  فضائی  که  در  اینجا  حاکم  اسـت  فضای  نازل‌کردن‌ کتاب  و  میزان  است‌.  همچنـین  خدا  هر  چیزی  راکه  آفریده  است‌،  بسان  مقدرکردن‌ کتاب  و  ترازوی  خودش  آن  را  مقدر  فرموده  است‌.

خداوند  آن  را  پدید  آورده  است‌.

(فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ)‌.

در  آهن  نیروی  زیادی  است‌.

نیروئی‌که  در  آن  است  در  جنگ  و  صلح  مورد  استفاده  است‌.  می‌توان‌ گفت  تمدن  امروزی  انسانها  بر  آهن  استوار  و  برقرار  است‌.

(وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ)  .

  هدف  (‌از  ارسال  انبیاء  و  نزول  کتب  آسمانی‌،  و  همچنین  آفرینش  وسائلی  چون  آهن‌)  این  است  که  خداوند  بداند  چـه  کسانی  او  را  و  فرستادگانش  را  بـه  گونه نهان  و  پنهان  (‌از  دیدگان  مردمان‌)  یاری  می‌کنند.

این  بخش  اشاره  به  جهاد  با  اسلحه  است‌.  در  جایگاهی  از  این  سوره  آمده  است‌که  سوره  از  بذل  و  بخشش  مال  و  فداکردن  جان  صحبت  می‌کند.

وقتی‌ که  این  سوره  ازکسانی  سخن  می‌گوید که  خدا  را  و  پیغمبران  او  را  نهانی  و  پنهانی  یاری  می‌دهند  وکمک  می‌کنند،  بر  این  سخن  با  توضیح  معنی  یاری  و کمکشان  به  خدا  و  پيغمبرانش  پیرو  می‌زند.  یاری  وکمک  آنان  به  خدا  و  پیغمبران،  به  معنی  یاری  و کمک‌کردن  برنامه  خدا  و  دعوت  او  است‌.  و  الا  یزدان  سبحان  به  یاری  و  کمک  مردمان  نیازی  ندارد:

(إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ) ٠
خداوند  نیرومند  و  چیره  است‌.

وقتی‌ که  از  بیان  وحدت  رسالت  در  اصل  وکتاب  و  میزان  می‏‎پردازد،  برمی‏گردد  و  وحدت  حاملان  رسالت  را  بیان  می‌دارد.  چه  حاملان  رسالت  از  نژاد  نوح  و  ابراهیم  هستند.

(وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ ).
ما  نوح  و  ابراهیم  را  (‌پیغمبر،  و  به  سوی  مردم‌)  روانه  کردیم‌،  و  در  دودمان  آنان  نبوت  و  کتابها(‌ی  آسمانی‌،  از  جمله  تورات  و  انجیل  و  زبور  و  قرآن‌)  را  قرار  دادیم‌. 

 رسالت  آسمانی  تک‌درخت  بلندی  با  شاخه‌های  سر  درهم  کشیده‌ای  است‌.  در  آن  نبوت  وکتاب  است‌.  این  درخت  از  بامداد  زندگی  انسانها  در  زمان  نوح  تا  رسیده  است  به  ابراهیم  سر  برکشیده  است  و  چـمیده  است  و  بالاتر  و  بالاتر  رفته  است  و  شاخه‌ها  از  آن  پدیدار  آمده  است  و  پیغمبریها  از  شاخه  بزرگ  و  سترگی  از  آن  جوانه  زده  است‌،  شاخه‌ای‌که  تنه  اصلـی‌گردیده  است  و  دراز  و  بلند  شده  است  و  تا  انتهای  رسالتها  امتداد  پیداکرده  است‌.

ولی  نسلهائی‌که  نبوتها  وکتابها  برایشان  آمده  است‌،  یکسان  نبوده‌اند  و  موضع  یکسان  در  برابر  نبوتها  و  کتاب‌ها  نداشته‌اند:

(فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ).

برخی  از  آنان  راهیاب  شدند، و بسیاری از ایشان (‌از راه راست خداشناسی‌، منحرف  و)  خارج  شدند.

این  چکیده ‌کوتاهـی  از  آن  خط  سیر  دراز  و  طولانی  است‌.  نزدیک  به  نهایت  این  خط  سیر  عیسی  پسر  مریم  می آید:

(ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ)  ٠

سپس  به  دنبال  نوح  و ابراهیم ‌(‌و  انبیاء  پپشین  و هم عصر  با  ایشان‌)  پیغمبرانی  را  روانه  کردیم  و  به  دنبال  همه  آنان‌،  عیسی  پسر  مریم  را  فرستادیم‌.

یعنی  به  دنبال  نسل  پیشین  نوح  و  ابراهیم،  عیسی پسر  مریم  را  فرستادیم‌.  رسالت  آسمانی  ادامه  پیداکرد،  و  یکی  پس  از  دیگری  پرچم  رسالت  را  بر  دوش كشيد،  تا  نوبت  به  عیسی  پسر مریم  رسید.

در  اینجا  صفت  جسته‌ای  از  صفات‌کسانی  ذکر  مـی‌شود  که  از  عیسی  پسر  مریم  پیروی  و  متابعت‌ کرده‌اند:

(  جَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً ).  

در  دل  پیروان  عیسی‌،  مهر  و  عطوفت  (‌مسلمانان‌)  را  قرار  دادیم‌.

پیروان  عیسی  ثمره دعوت  مسیح (ع) ‌وحاصل  جان  بزرگوار  این  دعوت‌،  و  نتیجه  پاکی  روان  آن  بودند.  آنان  که  به  رسالت  عیسی (ع) واقعاً  ‌آیمان  آوردند  و  از او  پسندیده  و  زیبا  پیروی ‌کردند،  شفا‌فیت  درخشان  و  مهر  فراوان  و  رحمت  نمایان  این  دعوت  را  در  دل  داشتند،  و  بی‌پرده  و  آشکار  با  مسلمانان  دوستی  ورزید‌ند  و  عطو‌فت  نمودند.  آیات  دیگری  در  قرآن  مجید  بدین  محبت  و  مرحمت  اشاره  ميکنند.  همـان‌گونه‌ که  تاریخ  شكلـها  و  صورتهائی  را  بـه  یاد  دارد،  تـصویرهائی  و  شـكلهائی‌که  راویان  از  نجاشی  و  از گروه  اعزامی  نجران‌،  و  از  دیگر کسانی  نشان  مـی‌دهند  و  روایت  می‌کنندکه  به  سرزمین  اسلام  بعد  از  ظهور آن  آمدند  و  مشتاقانه  اسلام  را  پذیرفتند،  چون  حق  و  حقیقت  بـه  دلهایشان  خـزیده  بود  و  جایگزین‌گردیده  بو‌د،  از  همان  زمان‌ که  واقعاً‌ پیرو  عیسی  پسرمریم  شده  بودند.

هـچنین  این  نص  در  اینجا  پدیده  دیگری  را  ذکر  می‌کند  که  در تاریخ پیروان  عیسی  مسیح  پسر مریم  معلوم ‌و  مشهور  است‌:

(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ)  .

پیروان  او  رهبانیت  سختی  را  پدید  آوردند  که  ما  آن  را  بر  آنان  واجب  نکرده  بودیم‌،  ولیکن  خودشان  آن  را  برای‌به  دست‌آوردن  خشنودی‌ خدا  پدیدآورده  بودند)  ‌و  بر  خویشتن  نذر و  واجب  نموده  بودند).

ارحح  اقوال  در  تفسیر  این  آیـه  این  است‌که  چنین  رهبا‌نیتی‌که  تاریخ  مسیحیت  به  خـود  دیده  است  از  سوی بر خی  از پیروان  عیس  (ع)  گزیده  شده  است‌.  آن  را  از  پیش  خود  برای ‌کسب  رضای  خدا  و  دوری‌کردن  از  آلودگیها  و  پلشتیهای  زندگی‌،  پدیدار کردند  و  ساختند.  خداوند  بزرگوار  آن  را  پیش  از  آن  بر  ایشان  واجب فرموده  بود.  بلکه  انان  خو‌دشان  رهبانیت  را  انتخاب  و  بر  خـویشتن  واجب‌کرد‌ه  بودند.  بدین  وسیله  در  برابر  خدا  مسـوول  بودند  وظائف  و  تکالیف  آن  را  مراعات  دارند،  و مقتضیات  آن  را  از قبیل  پاکی  و والائی  و  قناعت  و  عفت  و ذکر  و  عبادت،  محافظت  نمایند  ...   چیزهائی‌ که  در آنان‌ حقيقت  خلـوصی  را  تحقق  بخشد و  پیاده‌ کندکه  با  این  رهبانیت  خـود ساخته  قصد  ان‌ کرد‌ه  بودند  و  نیت  ان  را  داشتند.

ولی  این  رهبانیت  مخلص