ِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ (18).

واقعا ً‌آنان  زیانمند  و زیانبارند.

آخر  چه  زیانی  بزرگتر  از  زیان  از  دست  دادن  ایمان  و یقین  در  دنیا  است‌؟‌گذشته  از  این‌،  چه  زیانی  بزرگتر  از  زیان  از  دست  دادن  خشنودی  یزدان  و  نعمت  آن  جهان  است‌؟  افزون  بر  اینها  چه  زیانی  از  این  بیشترکه  عقاب  و  عذاب  سرمدی‌ گریبانگیر  منکران  و  منحرفان  می‏‎گردد؟

پس  از  بیان  عاقبت  و  ذکر  سزا  و  جزای  راهیابان  و  گمراهان،  به  طور  اجمال‌،  روند  سخن  دقت  حساب  و  کتاب  و  ارزیابی  یکایک  اینان  و  آنان  را  جداگانه  به تصویر  می‌کشد:

(وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (19) . 

همه‌ي  (‌مومنان  و  کافران‌)  دارای  درجاتی  (‌و  درکاتی‌)  هستند  بر  طبق  اعمالی  که  انجام  داده‌اند،  تا  بدین  وسیله  خداوند  جزا  و  سزای  رفتار  و  کردارشان  را  به  تمام  و  کمال  و  بی کم  و  کاست  بدهد  و  هیچ‌گونه  ستمی  بدیشان  نشود.  

هرکسی  مرتبه  والای  خود  را  دارد  یا  به  مرتبه  فرودین  خویش‌ گرفتار  است‌.  هرکسی  آن  درود  عاقبت‌کار که  کشت‌.  هرکسی  درگرو  عمل  خود  است‌.  در  اینجا  به  طور  مختصر  به  سزا  و  جزای  هر گروهی  اشاره  شده  است‌.  گذشته  از  این‌،  اینان  دو  نمونه‌ي  همگانی  در  میان  مردم  هستند،  ولیکن  بدین  شیوه  و  بدین‌گونه  بدانان  اشاره  گردیده  است‌،  به  شیوه  و  به‌گونه‌ای‌که  انگار  مراد  تنها  دو  فرد  ویژه  است‌.  این  امر  بر‌ای  مجسم‌کردن  مثال  و  جان  دادن  بدان  تاثیر  بیشتر  و  شدت  نیرومندتری  دارد.  مثال  را  به گونه‌ای  جان  می‏بخشد  و  به  تصویر  می‌کشد  که  انگار  هم  اینک  در  حال  وقوع  و  رخ  دادن  است‌.

روایتهائی  نیز  وجود  داردکه  مراد  از  هریک  از  این  نوع  انسانها،  شخص  مخصوصی  بوده  است‌.  ولیکن  چيزی  از  این  روایتها  درست  نیست  و  به  صحت  نپیوسته  است‌.  بهتر  این  است  مثال  و  نمونه‌ي  انسانها  مراد  باشد  نه  فرد  و  نه  افراد  ویژه‌ای‌.  ساختار  ادامه‌ي  سخن  هم  بیانگر  این  مطلب  است  و  می‌رساندکه  مقصـود  هرکسی  و  هر  کسانی  است‌که  چنین  بوده  و  باشند.  در  اینجا  مراد  ذکر نمونه  است‌.  مثلا  پیروی‌که  بر  نمونه‌ي  نخستین  می‌آید، این  چنین  است‌:

 (أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ (16).

آنان  کسانیند  که  کارهای  خوبشان  را  می‌پذیریم  و  کلیه‌ي  اعمال  نیکشان  را  همسان  نیک‌ترین  آنـها  میگیریم،  و  همچون  سایر  بهشتیان  از  بدیها  و  گناهانشان  درمی‌گذریم‌.  این  وعده‌ي  راستینی  است  که  پیوسته  بدیشان  داده  شده  است‌.

پیرو گروه  دوم  چنین  است‌:

( أُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ (18).

    آنان  کسانیند  که  فرمان  عذاب  الهی  راجع  بدیشان  و  همه‌ي  ملتهای  انسان  و  پری  پیش  از  ایشان  صادر  شده  است‌.  واقعاً  آنان  زیانمندند.  (‌چـرا  که  آخرت  را  باخته‌اند)‌.  آنگاه  پیرو  عمومی  چنین  در می‌رسد:

(وَلِكُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُوا وَلِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمَالَهُمْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (19).

همه‌ي  (‌مومنان  و  کافران‌)  دارای  درجاتی  (‌و  درکاتی‌)  هستند  بر  طبق  اعمالی  که  انجام  داده‌اند،  تا  بدین  وسیله  خداوند  جزا  و  سزای  رفتار  و  کردارشان  را  به  تـمام  و  کمال  و  بی کم  و  کاست  بدهد  و  هیچ‌گونه  ستمی  بدیشان نشود‌.

همه‌ي  این  پیروها  و  آیه‌ها  بیانگر  این  واقعیت  هستندکه  مقصود  نمونه‌ي  مکرر  از  اینان  و  از  آنان  است  نه  فرد  و شخص  مخصوصی‌.  

*
روند  سخن  آن‌گاه  ایشان  را  با  صحنه‌ي  برجسته‏ای  روبرو  می‌گرداندکه  در  روز  حساب  وکتابی  دارند که  آنان  آن  را  انکار  می‌کرده‌اند  و  نمی‌پذیرفته‌اند:
 (وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّبَاتِكُمْ فِي حَيَاتِكُمُ الدُّنْيَا وَاسْتَمْتَعْتُم بِهَا فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ (20)‏.

روزی  (‌را  خاطرنشان  ساز  که  در  آن‌)  کافران  به  آتش  دوزخ  نزدیک  گردانده  مـی‌شوند  و  به  آن  عرضه  می‌گردند.  (‌در  این  وقت  بدیشان  گفته  می‌شود:‌)  شما  لذائذ  و  خـوشیهای  خود  را  در  زندگی  دنیای  خویش  برده‌اید  و  کام  برگرفته‌اید  (‌و  برای  امروز  چیزی  باقی  نگذاشته‌اید.  لذا  حالا  بهره‌ای  از  نعمتها  و  خوشیها  ندارید  و)  امروزه  شما  به  سبب  استکباری  که  به  ناحق  در  زمین  می‌کردید،  و  به  علت  گناهان  و  تمردی  که  می‌ورزیدید،  با  عذاب  خوارکننده ‌و ذلت‌باری  جزا  داده ‌می‌شوید.

در  این  صورت  آنان  از  چيزهای  خوب  و  پاک  بهره‌مند  بوده‌اند،  ولیکن  آنها  را  در  زندگی  دنـیا  به  پایان  آورده‌اند،  و  چیزی  از  آنها  را  برای  آخرت  نیندوخته‌اند  و  ذخیره  نکرده‌اند.  از  آنها  استفاده  کرده‌اند  و  در  آنها  حسابی  برای  آخرت  باز  نکرده‌اند  و  اصلا  آخرت  را  در  نظر  نداشته‌اند،  و  شکر  و  سپاس  نعمتهای  یزدان  را  نگفته‌اند،  و  در  استفاده‌ي  از  آنها  ازگناه  یا  حرام  پرهیز  نکرده‌اند  و  پرهیزگاری  ننموده‌اند.  بدین  جهت  دنیا  را  داشته‌اند  ولی  آخرت  را  نداشته‌اند.  آخرت  سرمدی  و  فراخی  را که  جز  خدا کسی  حدود  و  ثغو‌ر  آن  را  نمی‌داند  به  دنیا  فروخته‌اند،  دنیائی‌که  لحظه‌ي  گذرائی  بر  این ‌کره‌ي  خاکی  است  و   بس!

(فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَفْسُقُونَ (20)‏.

   امروزه  شما  به  سبب  استکباری  که  به  ناحق  در  زمین  می‌کردید،  و  به  علت  گناهان  و  تمردی  که  می‌ورزیدید،  با  عذاب  خوار کننده  و  ذلت‌باری  جزا  داده  می‌شوید.

هر  بنده‌ای‌که  در  زمین  بزرگی  بفروشد  و  تکبر  بورزد،  به  ناحق  بزرگی  نموده  است  و  عظمت  فروخته  است‌.  چه  بزرگی  و  عظمت  تنها  از  آن  یزدان  یگانه  است  و  بس.  بزرگی  و  عظمت  نه کم  و  نه  بیش  متعلق  به  بندگان  نیست  و  ایشان  را  نسزد.  سزای  بزرگی  نمودن  و  عـظمت  فروختن  در  زمین‌،  عذاب  خوارکننده‌ای  است‌،  عذابی‌که  سرهای  سرکشان  را به  زیر  می اندازد  و  جزای  دادگرانه‌ي بزرگی  نمودن  و  عظمت  فروختن  است‌.  زیرا  جزای  بزرگی  نمودن‌،  خوارکردن  است‌.  جزای  خروج  از  برنامه  و  راه  خدا  نیز رسیدن  بدین  خواری  و  رسوائی  است‌.  چه  بزرگی  و  عزت‌،  متعلق  به  خدا  و  پیغمبرش  و  مومنان  است‌.

بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  این  مرحله  از  سوره  با  عرضه‌کردن  