ند  و  رضا  و  خشنودی  خدا  را  می‏‎طلبند.  دودمان  خوب  و  فرزندان  صالح‌،  آرزو  و  امید  هر  بنده  خوب  و  صالحی  است‌.  دودمان  خوب  و  فرزندان  صالح‌،  به  عقیده‌ي  او  از گنجها  و  خزینه‌ها  برتر  و  برگزیده‌تر  است‌،  و  برای  دلش  آرام ‌بخش‌تر  و  خوشایندتر  از  هرگونه  زر  و  زیور  و  زیب  و  زینت  زندگی  است‌.  دعا  و  فریاد  پدر  و  مادر  برای  فرزندان  و  نوادگانشان  برمی‏خیزد  و  بلند  می‌گردد  تا  به  گوش  نسلهای  آینده  برسد،  نسلهائی‌که  پیاپی  می‌آیند  و  به  طاعت  و  عبادت  خدا  می‌پر‌دازند.

چیزی  راکه  در  پیشگاه  پروردگارش  واسطه  قرار  می‌دهد،  همان  واسطه‌ای  است  که  در  میان  این  دعای  خالصانه  و  درخواست  صادقانه  قرار  دارد،  و  آن  توبه  و  بازگشت  به  سوی  یزدان‌،  و  تسلیم  شدن  فرمان  ایزد  سبحان  است‌:

(إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (15).

من  توبه  می‌کنم  و  به  سوی  تو  برمیگردم،  و من  از  زمره‌ي مسلمانان  و  تسلیم ‌شدگان  فرمان  یزدانم‌.

این  کار  بنده  خوب  و  صالح  است‌،  بندهای  که  دارای  فطرت  صالح  و  سالم  و  راست  و  درست  با  پروردگارش  می‏‎باشد.  و  امّا کار  پروردگارش  با  او  چگونه  است‌؟  این  قرآن  پرده  از  آن  برداشته  است‌:

( أُوْلَئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَن سَيِّئَاتِهِمْ فِي أَصْحَابِ الْجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كَانُوا يُوعَدُونَ (16).

آنان  کسانیند  که  کارهای  خوبشان  را  می‌پذیریم  و  کلیه‌ي  اعمال  نیکشان  را  همسان  نیک‌ترین  آنـها  میگیریم،  و  همچون  سایر  بهشتیان  از  بدیها  و  گناهانشان  درمی‌گذ‌ریم‌.  ایـن  وعده‌ي  راستینی  است  که  پیوسته  بدیشان  داده  شده  است‌.

خداوند  از  روی  لطف‌،  خوب  و  خوبتر  و  خوب‏ترین  اعمال  چنین  بندگانی  را  به  حساب  خوبترین‌ کردارشان  می‌گیرد  و  پاداش  می‌دهد.  و  بدیها  و گناهانشان  را  می‌بخشاید  و  از  آنها  صرف  نظر  می‌فرماید!  فرجام‌ کارشان  ورود  بـه  بهشت  همـراه  با  بهشتیان  اصیل  است‌.  این  هم  وفای  به  وعده‌ي  راست  و  درستی  است  که  در  دنیا  بدیشان  داده  شده  است‌.  خداوند  هرگز  خلاف  وعده  نمی‌کند  و  بلکه  قطعاً  به  وعده‌ي  خود  وفا  می‌کند  .  .  .  این  پاداش  و  جزائی  است‌که  از  دریای  پرفیض  و کرم  خداوند کریم  و  رحیم  برمی‌جوشد  و  از  لطف  و  مرحمت  فراوان  یزدان  سبحان  سرچشمه  می‌گیرد.

هم  اینک  نمونه‌ي  دیگری  از  فرزندان  به  میان  می‌آید که  نماد  انحراف  و کجروی  و  فسق  و  فجور  و گمراهی  و ضلالت  است‌:

(وَالَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَّكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي؟...). 

کسی  که  به  پدر  و  مادرش  (‌که  او  را  دعوت  بـه  ایمان  و  باور  بـه  آخرت  می‌کنند)  می‌گوید:  وای  بر  شما!  آیا  به  من  خبر  می‌دهید  که  من  (‌زنده  گردانده  می‌شوم  و  از  گور)  بیرون  آورده  می‌شوم‌؟  در  حالی  که  پیش  از  من  اقوام  و  ملتهائی  از  جهان  رفته‌اند  (‌و  هرگز  زنده  نشده‌اند  و  به  زندگی  دوباره  برنگشته‌اند)...  .

پدر  و  مادر  او  مومن  هستند.  این  پسر  ناخلف  هم  نافرمان  است‌.  نخستین  چیزی  راکه  انکار  می‌کند خوبـ‌ـی  پدر  و  مادر  در  حق  او  است‌.  پدر  و  مادرش  را  مخاطب  قرار  می‌دهـد  و  با  وای  به  حالتان‌گفتن  تند  و  خشن  و  زشت  و  پلشت‌،  سخن  را  مـی‌آغازد  و  بیشرمانه  بدیشان  می‌گویـد:

(أُفٍّ لَّكُمَا...).     وای‌برشما!.  ..

آنگاه  با  دلیل  و  برهان  سست  و  نادرستـی‌،  آخرت  را  انکارمی‌کند:

(أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَقَدْ خَلَتْ الْقُرُونُ مِن قَبْلِي؟...). 

آیا  به  من  خبرمی‌دهیدکه  من  (‌‌زنده گردانده ‌می‌شوم  و  از گور)  بیرون ‌آورده  می‌شوم‌؟  در  حالی  که  پیش  ازمن  اقوام  و ملتهائی  از  جهان  رفته‌اند(‌و هرگز زنده  نشده‌اند  و  به  زندگی  دوباره  بر نگشته‌اند) ...  .

یعنی  از  جهان  رفته‌اند  و کسی  از  ایشان  به  جهان  برنگشته  است  .  .  .  فرارسیدن  قیامت  مقدر  و  معین  گردیده  است  و در  زمان  مشخص  خود  فرا می‌رسد.  رستاخیز  مردگان،  یکباره  صورت  می‌پذیرد،  در  آن  زمانی‌که  مدت  زمان  زندگی  دنیا  به  پایان  برسد  و  همگان  بمیرند  و  سر  خود گیرند.کسی  نـگفته  است‌که  رستاخیز  مردگان  جدا  جدا  صورت  می‌پذیرد،  و  مردمان  یکی  یکی  در  طی  روزگاران  زنده  می‌شوند.  مثلا گفته  نشده  است‌:  نسیه  مرده‌اند  در  روزگار  نسلی  زند‌ه  می‌گردندکه  پای  به  جهان  می‏‎گذارند.  زنده گرداند‌ن  مردمان  شوخی  و  بازیچه  نیست‌.  حساب  و کتابی  دارد.  رستاخیز  مردگان  پس  از  پایان‌ گرفتن ‌کوچ  همگان  صورت  می‌پذیرد،  و  پاداش  و  پادافره  و  سزا  و  جزا  به  دنبال  دارد.

پدر  و  مادر  این  پسر  ناخلف‌،  انکار  او  را  می‏بینند  وکفر  او  را  مـی‌شنوند.  از  آنچه  پسر  سرکش  از  فرمان  پروردگارش  و  سرکش  از  رهنمود  ایشان  می‌گوید  به جزع  و  نزع  می‌پردازند،  و  از  این  تاخت  و  تاز  و  گردنکشی  و  نافرمانی‌،  بر  خود  می‌لرزند،  و  پروردگار  جهان  را  به‌کمک  می‏‎طلبند  و  به  فریاد  می خو‌انند:

(وَهُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ).

آنان  پیوسته  خدا را  به  یاری  می‌خوانند  (‌وبه  سبب  گناهان  زیاد  و  سخنان  کفرآمیزش‌،  خدایا  خدایا  می‌کنند،  و  فرزندشان  را  به  ایمان  دعوت  می‌نمایید  و  می‌گویند:‌)  وای  بر  تو!  وعده‌ي  خدا  حق  است‌،  ایمان  بیاور.

از  نقل  قول  ایشان  پیدا  است  چه  اندازه  از  شنیدن  چیزی  که  می‌شنوند  به  هراس  افتاده‌اند  و  به  جزع  و  فزع  نشسته‌اند.  در  صورتی‌که  پـسرشان  برکفر  و  الحاد  پافشاری  می‌کند  و  به  انکار  خـود  ادامه  می‌دهد  و  در  آن  غوطه‌ور  می‌گردد:

 (فَيَقُولُ مَا هَذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ (17).

او  می‌گوید:  این  سخنها  چیزی  جز  افسانه‌های  پیشینیان نیست‌.  

در  اینجا  خداوند  سرنوشت  قطعی  او  و  چنین ‌کسانی  را هرچه  زودتر  اعلام  می‌فرماید:

 (اُوْلَئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنَّهُمْ كَانُوا خَاسِرِينَ (18).

   آنان  کسانیندکه  فرمان  عذاب ‌الهی‌ راجع  بدیشان ‌و همه‌ي  ملتهای  انسان  و  پری  پیش  از  ایشان  صادر  شده  است‌.  واقعاً  آنان  زیانمندند.  (‌چرا  که  آخرت  را  باخته‌اند)‌.

  گفتاری‌که  بر  این  پسر و  امثال  او  واجب  و  لازم ‌الاجراء  گردیده  است‌،  عقاب  و  عذابی  است‌ که گریبانگیر  منکران  تکذیب‌کننده  می‏‎گردد.  آنان  هم  بسیارند.  نسلها  و  ملتهای  فراوانی  از  انسانها  و  پریها  در  طـی  قرون  و  اعصارند.  عقاب  و  عذاب  بدنشان  می‌رسد  برابر  وعده‌ي  صادقانه‌ای‌که  خدا  داده  است‌،  وعده‌ای‌که  خلاف  آن  نمی‌شود  و  تخلف‌ناپذیر  است‌.

( 