جها  و  دشواریهای  همسرش  و  فرزندش  را  نداشته  باشد.  در  نتیجه  بخل  بورزد  و  بترسد  تا  برای  آنان  امن  و  امان  و  قرار  و  آرام  یا  کالا  و  مال  فراهم  سازد.  در  این  صورت  همسران  و  فرزندان  دشمن  او  می‌گردند، زیرا  او  را  از  راه  خیر  و  خوبی  باز  می‌دارند،  و  مانع  پیاده‌  کردن  و  تحقّق  بخشیدن  هدف  والای  وجود  انسانیش  می‌شوند.  همچنین  گاهی  همسران  و  فرزندان  بر  سر  راه  او  می‌ایستند  و  او  را  از  اقدام  به  وظیفه  و  انجام  تـکلیف  خو‌د  بازمی‌دارند،  تا  خویشتن  را  از  بلا  یا  و  مصائبی  محفوظ  دارند  که  به  خاطر  عملکرد  او  متوجّهشان  می‌شود.  گاهی  هم  همسران  و  فرزندان‌  کسی  در  مسیری  هستند  که  جدای  از  مسیر  او  است‌،  و  او  نتواند  میان  خود  و  میان  ایشان  جدائی  بیندازد  و  دربست  از  آن  خدا  شود  ... همۀ  اینها  شکلها  و   گو‌نه‌هائی  از  دشمنانگی  هستند،  دشمنانگی‌ای‌  که  دارای  مراتب  و  درجات  ‌مختلف  و متفاوت  است  ... هم  این  و  هم  آن‌،  در  زندگی  شخص  مسلمان‌،  در  همه  حال  و  همه‌  آن‌،‌  پیش  می‌آید.

بدین  جهت‌،  این  حال  و  وضع  پیچیده  و  درهم  تنیده‌،  بیدار باش  و هو‌شیار باش  و  ترس  و  هراس  از  خدا  را  می‌طلبد،  تا  بدین  وسیله  بیداری  در  دلهای  کسانی  برانگخته  و  بر پا  گردد  که  ایمان  آورده‌اند،  و  خود  را  برحذر  دارند  از  این‌  که  همچو‌ن  احساسها  و  اندیشه‌ها  به  خاطر  گذرد،  و  فشار  این‌  گو‌نه  انگیزه‌ها  انسان  مؤمن  را  از  انجام  وظیفۀ  ایـمانی  باز  دارد.

آنگاه  قرآن  این  تحذیر  و  بیدار باش  و  هوشیار باش  را  در  فتنۀ  اموال  و  اولاد،  تکرار  بکند.  واژةۀ  فتنه  برداشت  دو  معنی  ‌را  دارد:

نخست  این‌  که  خداوند  شما  را  با  اموال  و  اولاد  می‌آزماید  و  امتحان  می‌نماید.  پس  متوجّه  این  باشید،  ‌و  نپائید  و  پیوسته  بیدار  و  هشیار  باشید  تا  پیروزی  و  رستگاری  را  در  این  ‌آزمون  به  دست‌  آورید،  وخالص  و  مخلص  از  آن  خدا  شوید.  همان‌گو‌نه‌  که  زرگر  طلا  را  با  آتش  ذوب  و  امتحان  می‌نماید  تا  آن  را  از  موادّ  آغشته  بپالاید  و  خالص  و  سره  نماید.

دوم  این  ‌که  این  اموال  و  اولاد  فتنه  و  بلای  شما  است  و  شما  را  به  مخالفت  و  معصیّت  می‌اندازد  و  مفتون  و  گرفتارتان  می کند.  پس  از  این  فتنه  و  بلا  خود  را  نپائید  و  برحذر  نمائید،  تا  نکند  سیلاب  آن  شما  را  با  خود  ببرد  و  از  خدا  دورتان  گرداند.

هر   دوی  این  معنیها  بسی  با  واژۀ  فتنه  سازگار  است‌.

امام  احمد  با  سندی  ‌که  دارد  از  عبدالله  پسر  بریده  روایت  کرده  است‌  که ‌گفته  است‌:  از  پد‌رم  بریده  شنیدم‌  که  می‌گفت‌:  پیغمبرخدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  سرگرم  خطبه  بود.  حسن  و  حسین  -‌ رضی‌الله‌عنهما -‌  آمدند.  هر  دو  پیراهن  قرمز  به  تن  داشتند.  راه  می‌رفتند  و  می‌لغزیدند  و  می‌افتادند.  پیغــبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌از  منبر  پائین  آمد  و  آن  دو  را  برداشت،  و  ایشان  را  در  حضور  خود  گذاشت‌.  سپس  فرمود:
(صدق الله ورسوله . إنما أموالكم وأولادكم فتنة . نظرت إلى هذين الصبيين يمشيان ويعثران , فلم أصبر حتى قطعت حديثي ورفعتهما).
« ‌خدا  و  ییغـبرش‌  ‌راست  گفته‌اند.  قطعاً  اموالتان  و  اولادتان‌،  وسیلۀ  آزمایش  شمابند.  بدین  دو  کودک  نگاه  کرد‌م‌.  دیدم  راه  می‌روند  و  می‌لغزند  و  می‌افتند.  نتوانستم  شکیبائی  ‌کنم‌.  تا  بدانجا  که  سخنم  را  قطع‌  کردم  و  آن  دو  را  برداشتم‌».

محدثان  این  را  از  زبان  ابن  واقد  روایت  کرده‌اند.  این  پیغمبر  صلّی الله علیه و سلّم  ‌است‌،  و  اینها  پسران  دخترش  هستند  ... در  این  صورت‌،  ‌کار  مهمّ  است  و  دارای  اهمّیّت  است‌.  مسأله  بزرگی  است  و  خطر  در  میان  است‌.  باید  خود  را  برحذر  داشت  و  پائید،  و  در  آن  بیدار  و  هوشیار  بود.  برحذر  و  مواظب  و  بیدار  و  هوشیار  بودن  آن  اندازه  در  این  مسأله  مهمّ  است‌  که  اندازۀ  اهمّیّت  آن  را  کسی  مقرّر  و  معیّن  می‌فرماید  که  دلهای  مردمان  را  آفریده  است‌،  و  این  احساسها  و  اندیشه‌ها  را  در  آنها  به  ودیعت  نهاده  است‌،  تا  خویشتن  را  از  سرکشی  و  از  زیاده‌روی  بازدارند،  و  بدانند  که  این  پیوندها  و  رابطه‌ها  و  نزدیکیها  و  خویشاوندیها  گاهی‌  کاری  می‌کنند  که  دشمنان  در  حقّ  انسان  می‌کنند،  و  مردمان  را  به  جائی  و  فرجامی  می‌کشانند  که  حیله‌ها  و  نیرنگهای  دشمنان  انسانها  را  بدانجا  و  بدان  فرجام  می‌کشانند!

بدین  خاطر  بعد  از  برحذر  داشتن  و  بیدار باش  و  هو‌شیار باش  دادن  در بارۀ  آزمون  و  بلای  اموال  و  اولاد،    وذکر  دشمنانگی  نهان  در  وجود  برخی  از  فرزندان  و  همسران‌،  به  چیزی  اشاره  می‌نماید  که  برای  مؤمنان  در  پیشگاه  یزدان  حاضر  و  آماده  است‌:

(وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ) (١٥)

اجر  و  پاداش  بزرگی  در  پیشگاه  خدا  است‌.

مؤمنان  را  فریاد  می‌دارد  که  در  حدود  تاب  و  توان  از  خدا  بترسند  و  تقوا  و  پرهیزگاری  داشته  باشند،  و  از  خدا  فرمان  ببرند  و  اطاعت  بکنند:

(فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا).

پس  آن  قدر  که  در  توان  دارید  از  خذا  بـهراسید  و  پرهیزکاری  کنید،  و  (‌درسها  و  اندرزهای  آسمانی  را)  بشنوید  و  بپذیرید،  و  (‌از  قوانین  و  فرمانهای  خدا)  اطاعت  کنید.

در  این  قید‌: «مَا اسْتَطَعْتُمْ»  آن  قدر  که  در  توان  دارید.  لطف  یزدان  در  حقّ  بندگانش،  و  اطّلاع  او  از  اندازۀ  توانشان  در  پرهیزگاری  و  اطاعت  از  او،  جلوه‌گر  می‌شود  و  پدیدار  می‌آید.  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم    فرموده  است‌:  

(إذا أمرتكم بأمر فأتوا منه ما استطعتم وما نهيتكم عنه فاجتنبوه).[3]

« ‌هرگاه  شما  را  بهیاری  دستور  دادم‌،  بدان  اند‌ازه‌  که  می‌توانید  آن  را  انجام  دهید.  و  هرگاه  شما  را  از  کاری  نهی  ‌کردم  و  بازداشتم‌،  از  آن  دوری‌  گزینید  «‌و  یکسره  به  ترک  آن  بگو‌ئید)».

اطاعت  در  کاری  حدود  و  ثغو‌ر  ندارد.  بدین  خاطر  به  اندازۀ  توان  پذیرفته  و  انجام  می‌گیرد.  ولی  چیزی  ‌که  از  آن  نهی  می‌شود،  تقسیم  نمی‌گردد  و  بخش  بخش  نـی‌شود.  بلکه  به  تمام  و  کمال  و  بدونیم  و  کاست  باید  آن  را  رهاکرد  و  به  ترک  آن  ‌گفت‌.

آن‌گاه  به  مؤمنان  نهیب  می‌زند  و  فریادشان  می‌دارد:  
(وَأَنْفِقُوا خَيْرًا لأنْفُسِكُمْ).
و  (‌در  راه  خدا،  صدقه  و  احسان  و)  بذل  و  بخشش  کنید،  

)‌انجام  این  کارها)  به  سود  شما  خواهد  بود.

چه  آنان  برای  خود  بذل  و  بخشش  می‌کنند.  خدا  بدیشان  دستور  می‌دهد  از  اموال  و  دارائی  خود  ببخشند  این  ‌کار  برایشان  خو‌ب  خواـ  بود.  انگار  خرج  و  هـزینه‌ای‌  که  می‌کنند  مستقیماً  برای  خودشان  خرج  و هزینه  می‌کنند،  و  بعد  از  آن  ‌که  نفقه  ‌کردند  و  بذل  و  بخشش  نمودند،  خیر  و  خوبی  آن  به  خودشان 