لاغ‌  کند  و  برساند،  ادای  امانت  نموده  است‌،  و  وظیفۀ  خود  را  انجام  داده  است‌،  و  اقامۀ  حجّت‌ کرده  است‌.  آنچه  مانده  است  چیزی  است‌  که  در  انتظار  ایشان  است‌ که ‌کیفر  نافرمانی  و  پشت  کردن  است‌،  همان‌  کیفری‌  که  اندکی  پیش  بدان  تذکّر  داده  شده‌اند.

سپس  این  بند  با  بیان  یگانگی  و  وحدانیّتی  ختم  می‌گردد  که  آن  را  نـمی‌پذیرفتند  و  تکذیبش  می‌کردند.  همچنین  از  کسانی  صحبت  می‌کند  که  به  خدا  ایمان  دارند،  و  بیان  می‌دارد  آنان  با  یزدان  چه  رفتار  و  عملکر‌دی  دارند:  

(اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (١٣)

جز  خدا  معبودی  نیست‌،  پس  مؤمنان  باید  بر  خدا  توکّل  کنند  و  بس‌.

حقیقت  توحید  و  یکتاپرستی،  بنیاد  جهان ‌بینی  ایمانی  به  طور  کلّی  است‌.  مقتض  همچون  حقیقتی  این  است  ‌که  تنها  بر  خدا  توکّل  شود  و  بس.  این  تأثیر  جهان ‌بینی  ایمانی  در  دلها  است‌.

با  این  آیه‌،  روند  قرآنی  وارد  مخاطب  قرار  دادن  مؤمنان  می‏‎گردد.  این  آیه‌،  پیوند  دهندۀ  آن  چیزی  است‌  که  از  این  سوره‌  گذشته  است  با  آن  چیزی‌  که  از  این  سوره  مانده  و  خواهد  آمد.

*
در  پایان  این  سوره‌،  روی  سخن  به  مؤمنان  می‌کند،  و  ایشان  را  از  فتنه  و  بلای  همسران  و  فرزندان  و  اموال  می‌ترساند،  و  آنان  را  به  سـوی  تقوا  و  ترس  از  خدا  دعوت  می‌کند،  و  از  ایشان  می‌خواهد  فرمان  یزدان  را  بشنوند  و  بپذیرند  و  اطاعت  و  فرمانبرداری  و  بذل  و  بخشش  بکنند.  همچنین  ایشان  را  از  بخل  درون  برحذر  می‌دارد،  و  در  برابر  آن  بدیشان  رزق  و  روزی  چندین  برابر،  و  آمرزش  و  رستگاری  را  وعده  می‌دهد.  در  آخر  بدانان  تذکّر  می‌دهد که  خدا  آگاه  از  حاضر  و  غائب  است‌،  و  دارای  قوّت  و  قدرت  است‌،  و  بر  هر  چیزی  چیره  و  توانا  است‌،  و  آگاه  و  کاربجا  است‌:

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٤) إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَاللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ (١٥) فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاسْمَعُوا وَأَطِيعُوا وَأَنْفِقُوا خَيْرًا لأنْفُسِكُمْ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (١٦) إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ شَكُورٌ حَلِيمٌ (١٧) عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) (١٨)

ای  مـومنان‌!  قطعاً  بعضی  از  همسران  و  فرزندانتان  دشمنان  شما  هستند.  (‌شما  را  از  راه  خدا  بازمی‌دارند،  و  از  عبادت  و  طاعت  سست  می‌گردانند)  پس  از  ایشان  خویشتن  را  برحذر  دارید.  اگر  عفو  کنید  و  چشم پوشی  نمائید  و  ببخشید  (‌خدا  هم  شما  را  مشمول  عفو  و  مرحمت  و  مغفرت  خود  می‌نماید)  چرا  که  خداونـد  بخشایندۀ  مهربان  است‌.  قطعاً  اموالتان  و  اولادتان‌،  وسیلۀ  آزمایش  شمایند،  و  (‌اگر  در  این  میدان  آزمایش‌،  از  عهده  برآئید،  برای  شما)  اجر  و  پاداش  بزرگی  در  پیشگاه  خدا  است‌.  پس  آن  قدر  که  در  توان  دارید  از  خدا  بهراسید  و  پرهیز کاری  کنید،  و  (‌درسها  و  اندرزهای  آسمانی  را)  بشنوید  و  بپذیرید،  و  (‌از  قوانین  و  فرمانهای  خدا)  اطاعت  کنید،  و  (‌در  راه  خدا،  صدقه  و  احسـان  و)  بذل  و  بخشش  کنید.  (‌انجام  این  کارها)  به  سود  شما  خواهد  بود.  کسانی  که  از  بخل  و  حرص  نفس  خویش‌،  مصون  داشته  شوند،  آنان  قطعاً  رستگارند.  اگر  به  خدا  قرض‌الحسنه‌ای  بدهید،  آن  را  برایتان  چندین  برابر  می‌سازد،  و  شما  را  می‌آمرزد.  خداوند  سپاسگزار  و  بردبار  است  (‌و  او  از  بندگانش  به  وسیلۀ  دادن  پاداشهای  عظیم  تشکّر  مـی‌نماید،  و  در  پرتو  بـردباری  خود،  در  عقوبت  بندگان  تعجیل  نمی‌فرماید،  و  بلکه  گناهانشان  را  می‌بخشاید)‌.  او  آگاه  از  نهان  و  آشکار،  و  چیرۀ  کاربجا  است‌.

از  ابن  عبّاس  رضی الله عنه  ‌در بارۀ  آیۀ  نخستین  این  روند  قرآنی‌،  روایت  شده  است‌،  بدان  گاه  که  مردی  از  او  راجع  بدین  آیه  پرسش  ‌کرد،‌  گفت‌:  آنان  مردانی  بودند  که  در  مکّه  مسلمان  شده  بودند،  و  خواستند  به  خدمت  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  بیایند.  ولی  همسرانشان  و  فرزندانشان  ایشان  را  رها  نکردند  و  آنان  را  از  این‌  کار  منع‌  کـردند. 

زمانی‌  که  به  خدمت  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌رسیدند  مردمان  را  دیدند  که  در  دین  آگاهی  پیدا  کرده‌اند.  خواستند  که  همسران  و  فرزندان  خود  را  شکنجه  بدهند.  این  بود  یزدان  سبحان  این  آیه  را  نازل  فرمود:

(وَإِنْ تَعْفُوا وَتَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ) (١٤)

اگر  عفو  کنید  و  چشم پوشی  نمائید  و  ببخشید  (‌خدا  هم  شما  را  مشمول  عفو  و  مرحمت  و  مغفرت  خود  می‌نماید)  چرا  که  خداوند  بخشایندۀ  مهربان  است‌.

ترمذی  با  سند  دیگری  آن  را  به  هـمین  شکل‌،  روایت  کرده  است  و  گفته  است‌:  سخن  حسن  صحیـحی  است‌.  عکرمه  بردۀ  آزاد  شدۀ  ابن  عبّاس  هم  این  چنین‌  گفته  است‌.

امّا  نص  قرآنی  فراگیرتر  از  یک  حادثۀ  حزئی  است  و  از  مرز  زمان  و  مکان  محدودی  می‏‎گذرد  و  فراتر  می‌رود.  این  بیدار باش  و  هوشیار باش  در بارۀ  همسران  و  فرزندان  بسان  همان  بیدار باش  و  هوشیار باش  در بارۀ   امو‌ال  و  اولاد  در  آیۀ  بعد  از  آن  است‌:

(إِنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ).

قطعاً  اموالتان  و  اولادتان‌،  وسیلۀ  آزمایش  شمایید.  آگاه  ‌کردن  از  این  است‌  که  در  میان  هسران  و  فرزندان  کسانیند  که  دشمن  هستند .. این  هم  اشاره  دارد  به  حقیقت  ژرفی‌  که  در  زندگی  بشری  است‌،  و  پیوندهای  درهم  تنیده  و  دقیق  و  ظریفی  را  می‌پساید  که  هم  در  ترکیب ‌بند  عاطفی  و  هم  در  شرائط  و  ظروف  زندگی  موعد  است‌.  همسران  و  فرزندان  چه  بسا  وسیلۀ  غفلت  و  سرگرمی  شوند،  و  انسان  را  از  یاد  خدا  غافل  و  بی‏خبر  بکنند.  همان گونه  هم‌  گاهی  همسران  و  فرزندان  انگیزه‌ای  برای  کو‌تاهی‌  کردن  در  مسؤولیتهای  ایمان  می‌شوند. کوتاهی  ‌کردن  برای  پرهیز  از  گرفتاریها  و  دشواریها  و  سختیهائی‌  که  به  هــسران  و  فرزندان  می‌رسد  اگر  مرد  مؤمن  به  ‌وظیفه  و  تکـلیف  خود  برخیزد،  و  بدو  همان  برسد  که  به  مجاهد  در  راه  خدا  می‌رسد!  مجاهد  در  راه  خدا  با  زیان  زیادی  رویاروی  می‌شود،  و  فداکاریها  و  جان‌نثاریهای  زیادی  را  تحمّل  می‌کند.  مجاهد  در  راه  خدا،  و  خانواده‌اش  رنج  و  دشواریها  می‏بینند.  چه  بسا  مجاهد  در  راه  خدا  رنجها  و  دشواریها  را  برای  خود  بپذیرد،  امّا  تاب  و  توان  پذیرش  رن