خ  و  نقمت  ابدی  است‌)‌.  منافقان‌،  مومنان  را  فریاد  می‌دارند،  مگر  ما  (‌در  دنیا)  با  شما  نبودیم‌؟  می‌گویند:  بلی‌! ولیکن  (‌با  نفاق‌)  خویشتن  را  گرفتار  بلا  کردید،  و  چشم  به  راه  (‌مرگ  پیغمبر،  و  نابودی  مسلمانان‌،  و  برچیده  شدن  اسلام‌)  ماندید  و  (‌در  باره  حقانیت  دعوت  پیغمبر  و  قرآن  و  وجود  معاد  و  رستاخیز)  شک  و  تردید  ورزیدید،  و  آرزوها  و  پندارها  شما  را گول  زد  تا  این  که  فرمان  خدا  (‌دائر  بر  مرگتان‌)  در رسید،  و  اهریمن  (‌بدکاره  و  نفس  امّاره‌)  فریبکار،  شما  را  درباره،  خدا  فریب  داد.  پس  امروز،  هم  از  شما،  و  هم  از  كافران‌،  عوضی  و  غرامتی  پـذیرفته  نمی‌شود.  جایگاه  شـماها  آتش  دوزخ  است‌.  دوزخ  سرپرستتان  است  (‌و  پناهگاهی  جز  آن  ندارید)  و  چه  بد  سرنوشتی  و  چه  بد  جایگاهی  است‌!.      (‌حدید/12-15) 

 گذشته  از  این  منافقان‌،  در  جزیرة‌العرب  اهل‌کتاب  یهودی  و  مسیحی  باقی  مانده  بودند.  این  سوره  به  قسمتهائی  از  احوال  و  موضعگیریهای‌گذشته  ایشان  و  حاضر  آن  زمان  آنان  اشاره  می‌کند.  مثل  اشاره‌ای  که  پیش  از  این  به  سنگین‌دلی  ایشان  شد،  در  آن  هنگام  که  مسلمانان  برحذر  می‌گردند  از  این‌که  مثل  اهل‌کتاب  سنگین  دل  باشند.

(  وَلا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الأمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ )  .

و  آنان  همچون  کسانی  نشوند  که  برایشان  قبلاً  کتاب  فرستاده  شده  است  و  سپس  زمان  طولانی  بر  آنان  سپری  گشته  است‌،  و  دلهایشان  سخت  شده  است‌.    (‌حدید/16)  

این  اغلب  اشاره  به  یهودیان  است  ...   همچنان‌که  به  مسیحیان  هم  در  نزدیکی  پایان  این  سوره  در  این  فرموده  خداوند  بزرگوار  اشاره  می‌شود:

(ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِمْ بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الإنْجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ )‌.

سپس  به  دنبال  نوح  و  ابراهیـم  (‌و  انبیاء  پیشین  و هم عصر  با  ایشان‌)  پیغمبرانی  را  روانه  کردیم  و  به  دنبال  همه  آنان‌،  عیسی  پسر  مریم  را  فرستادیم  و  بدو  انجیل  عطاء  نـمودیم‌،  و  در  دل  پیروان  عیسی  مهر  و  عطوفت  (‌مسلمانان‌)  را  قرار  دادیم‌.  پیروان  او  رهبانیت  سختی  را  پدید  آوردند  که  ما  آن  را  بر  آنان  واجب  نکرده  بودیم‌،  ولیکن  خودشان  آن  را  برای  به  دست  آوردن  خشنودی  خدا  پدید  آورده  بودند  (‌و  بر  خویشتن  نذر  و  واجب نموده  بودند)‌.  اما  آنان  چنان  که  باید  آن  را  مراعات  نکردند.  ما  به  کسانی  که  از  ایشان  (‌به  محمد)  ایـمان  آوردند  پاداش  درخورشان  را  دادیم‌،  ولی  بیشترشان  (‌از  راه  راست  منحرف  و)  خارج  شدند  (‌و  سزای  اعمال  بد  خود  را  دیدند)‌.   (حديد/27)‌  

از  آنجا که  مدار  این  سوره  بر  تحقق  بخشیدن  حقیقت  ایمان  در  دل‌،  استوار  است‌،  و  بیشتر  می‌خواهد  فروتنی  و  پرهیزکاری  و  یکرنگی  و  از  خودگذشتگی  و  بذل  و  بخشش  و  فداکاری  راکه  از  این  حقیقت  برمی‌جوشند،  در  دل  جایگزین  و  مستقر گرداند،  این  سوره  به  راه  خـود  در  استقرار  بخشیدن  این  حقیقت  در  دل  و  درون‌ کسانی  ادامه  می‌دهد که  این  حقیقت  با  آنان  رویاروی  شده  است‌،  -‌ و  این‌گو‌نه‌ کسان  در  همه  جوامع  اسلامی  یافته  می‌شوند  -‌ با  روش  موثری  این  حقیقت  به  دلها  و  درونها  انداخته  می‌شود،  روشی‌ که  بسیار  همگون  با  روش  سوره‌های  مکی  است‌.  لبریز  از  انگیزه‌هائی  است‌که  دارای  آهنگ  دلربا  و  دلچسب  است  و  عـقل  و  خرد  را  می‌رباید  و  احساس  را  برمی‌انگیزد  و  برانگیخته  می‌دارد!

سرآغاز  این  سوره‌،  به  ویـژه  مجـوعه  آهنگهانی‌که  دارای  تاثیر  بسیار  است‌،  با  مجموعه‌ای  از  صفات یزدان  سبحان  با  دل  انسان  روبرو  می‌گردد.  در  این  مجـموعه  خداشناسی  همراه  با  پیام  دادن  به  خلوص  داشتن  با  خدا  است‌،  پیام  دادنی‌که  دلربا  و  دلچسب  است‌،  و  از  پی  بردن  به  الوهیت  یگانه‌،  و  سیطره  مطلق  این  الوهیت  یگانه  بر  هستی‌،  و  برگشت  هر  چیزی  در  پایان‌ گشت  و  گذار  به  سوی  او،  و علم  و  اطلاع  او  از  رازهای  دلها  و  نهانیهای  سینه‌ها،  و  روکردن  هر  چیزی  بدو  با  پرستش  و  تسبیح  و  تقدیس‌،  برمی‏خیزد  و  نشات  می‌گیرد:

( سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ .لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .هُوَ الأوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ .هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ مَا يَلِجُ فِي الأرْضِ وَمَا يَخْرُجُ مِنْهَا وَمَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ وَمَا يَعْرُجُ فِيهَا وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ .لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ .يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَهُوَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ).

هر آنچه  در  آسمانها  و  زمین  است‌،  خدای  را  تسبیح  و  تقدیس  می‌کنند  (‌و  با  کرنش  و  پرستش  رضای  او  را  می‌جویند)  و  خدا  چیره  کاردان  است‌.  مالکیت  و  حاکمیت  آسمانها  و  زمین  از  آن  خدا  است‌،  و  او  زنده  می‏‎گرداند  و  می‌میراند،  و  بر  هر  چیزی  توانا  است‌.  او  پیشین  و  پسین  و  پیدا  و  ناپیدا  است‌،  و  او  آگاه  از  همه  چیز  است‌.  او  است  که  آسمانها  و  زمین  را  در شش دوره  آفرید  و  سپس  بر  تخت  (‌فرمانروائی  کائنات‌)  قرار  گرفت.  و  او  می‌داند  چه  چیز  به زمین نازل و از آن  خارج  می‌شود،  و  چه  چیز  از  آسمان  پائین  می‌آید  و  بدان  بالا  می‌رود.  و  او در هر کجا  که  باشید،  با  شما  است‌.  و  خدا  می‌بیند  هر  چیزی  را  که  می‌کنید.  مالکیت  و  حاکمیت  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است‌،  و  همه  کارها  بدو  برگردانده  می‌شود.  او  شب  را  در  روز،  و  روز  را  در  شب  داخل  می‏‎گرداند  (‌و  گاهی  از  شب  می‌کاهد  و  بر  روز  می‌افزاید،  و  گاهی  از روز می‌کاهد و  بر  شب  می‌افزاید،  و  نور  و  ظلمت  را  به  دنبال  هم  آهسته  و  آرام  روان  می‌دارد)  و  او  از  انسانها  و  رازهای  سینه‌ها  مطلع  و  باخبر  است‌.       (‌حدید/1-6)  

این  سرآغاز  خودش  و  با  آهنگهایش‌،  کافی  است  که  از  یک  سو  دلها  را  سخت  تکان  بدهد،  و  به  دلها  ترس  و  هراس  و  لرزش  و  چندش  بیندازد،  و  از  دیگر  سو  عشق  و 