 مسابقه  کافران  بازنده  شده‌اند  و  شکست  خورده‌اند!  تغابن  و  زیانمند  شدن  این  است‌  که  با  این  معنی  پویا  و  جنبان  به  تصویر  درآمده  است‌!  چیزی  این  معنی  پویا  و  گویا  را  به  تصویر  می‌زند  و  تفسیر  می‌کند  که  بعد  از  آن  قرار  گرفته  است‌:

(وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (٩) وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ خَالِدِينَ فِيهَا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (١٠)

کسانی  که  به  خدا  ایمان  بیاورند  و  کارهای  شایسته  بکنند،  خداوند  بدیهای  ایشان  را  می‌زداید،  و  آنان  را  به  باغهای  بهشتی  داخل  می‏‎گرداند  که  از  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  رودبارها  جاری  است‌،  و  در  آنجا  برای  همیشه  جاودانه  می‌مانند.  این  است  رستگاری  سترگ  و  پیروزی  بزرگ.  و  کسانی  که  کافر  بشوند  و  آیات  ما  را  تکذیب  بکنند،  آنـان  دوزخیانند،  جاودانه  در  آنجا  می‌مانند،  و  چه  سرانجام  و  جایگاه  بدی  (‌که  دارند!).

پیش  از  این  ‌که  فریاد  زدن  ایشان  و  دعوت  به  سوی  ایمان  را  تکمیل  نماید،  قاعده‌ای  از  قواعد  جهان ‌بینی  ایمانی  در بارۀ  قضا  و  قدر،  و  در بارۀ  تأثیر  ایـمان  به  یزدان  در  رهنمود  و  رهنمون  دل  را  بیان  می‌کند:

(مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (١١)

هیـچ  واقعه  و  حادثه‌ای  جز  به  فرمان  و  اجازۀ  خدا  رخ‌،  نمی‌دهد،  و  هر  کس  که  به  خدا  ایمان  داشته  باشد،  خدا  دل  او  را  (‌به  ثبات  و  آرامش‌،  و  خشنودی  به  قضا  و  قدر  الهی  می‌رساند  و)  رهنمود  می‏‎گرداند،  و  خداوند  از  هر  چیزی  کاملاً  آگاه  است‌.

چه  بسا  مناسبت  ذکر  این  حقیقت  در  اینجا  تنها  بیان  این  حقیقت  باشد  در  وقتی  ‌که  حقیقت  ایمان  مطرح  می‌شود،  ایمانی‌  که  در  این  بند  ایشان  را  به  سوی  آن  دعوت  می‌کند.  این  ایمان‌،  ایمانی  است‌  که  هر  چیزی  را  به  خدا  برمی‌گرداند  و  از  خدا  می‌داند.  و  معتقد  است  ‌که  هر  چیزی‌  که  از  خیر  یا  از  شرّ  روی  می‌دهد  با  اجازۀ  خدا  است  و  بس.  این  هم  حقیقتی  است‌  که  بدون  آن  ایمانی  در  میان  نیست‌.  این  حقیقت  پایه  و  اساس  همۀ  بینشهای  ایمانی  در  رویاروئی  زندگی  با  رخدادهای  خیر  یا  شرّ  آن  است‌.  از  دیگر  سو حائز  است  در  وقت  نزول  این  سوره  مناسبت  دیگری  در  واقعیّت  حال  و  احوال  آن  برهه  از  زمان  وجو‌د  داشته  است‌.  یا  این‌  که  این  آیه  از  این  سوره  در  باره  وقائعی  نازل‌  گردیده  است  ‌که  میان  مؤمنان  و  مشرکان  ‌درمی‌گرفت‌.به  هر  حال  این‌  گوشۀ  مهمّی  از  جهان ‌بینی  ایمانی  است‌،  جهان ‌بینی‌ای‌  که  اسلام  آن  را  در  دل  و  درون  مؤ‌من  پدید  می‌آورد.  مؤ‌من  در  پرتوان،  دست  یزدان  را  در  هر  حادثه  و  رخدادی‌،  و  در  هر  حرکت  و  تکانی‌،  مشاهده  می‌کند،  و  دل  او  در  برابر  هر  چه  از   خوشی  و  ناخوشی  و  از  خوبی  ‌و  بدی  ‌روی  دهد،  می‌آرامد  و  می‌آساید.  در  برابر  ناخوشی  و  بدی  شکیبائی  می‌کند  و  صبر  در  پیش  می‌گیرد،  ‌و  در  برابر  خوشی  و  خوبی  شکر  و  سپاسگزاری  می‌کند.  گاهی  به  افقهائی  اوج  می‌گیرد  که  بالاتر  و  فراتر  از  این  است‌.  در  برابر  خوشی  و  ناخوشی  و  خوبی  و  بدی  شکر  می‌کند  و  سپاس  می‌گو‌ید!  زیرا  در  وجود  خوبی  و  بدی،  و  در  وجود  خوشی  و  ناخوشی،  فضل  و  لطف‌  و  رحمت  و  عطوفت  خدا  را  می‏‎بیند.  چه  کار  خدا  را  یا  مایۀ  بیدار باش،  یا  باعث  اندیشه‌،  یا  موحب  بالا  رفتن  شاهین  ترازوی ‌حسنات‌،‌و  یا  در  هر  حال  خود  خیر  و  خوبی  می‌داند.

در  حدیثی‌  که  مورد  اتّفاق  است‌،  آمده  است‌:

(عجبا للمؤمن ! لا يقضي الله قضاء إلا كان خيرا له . إن أصابته ضراء صبر فكان خيرا له . وإن أصابته سراء شكر فكان خيرا له . وليس ذلك لأحد إلا للمؤمن).

«‌ کار  مؤمن  مایۀ  شگفت  است‌!  خداوند  هر گو‌نه‌  کاری  را  که  مقدّر  و  مقرّر فرماید  خیر  و  خوبی  مؤمن  را  دربر  دارد.  اگر  زیان  و  ناخوشی‌  گریبانگیر  مؤمن‌ گردد،  صبر  و  شکیبائی  می‌کند،  و  کار  به  خیر  و  صلاح  او  تمام  می‌شود.  اگر  سود  و  خوشی  بدو  برسد،  شکر  می‌کند  و  سپاس  می‌گو‌ید،  باز  هم  به  خیر  و  صلاح  او  می‌انجامد.  این  امر  برای‌  کسی  جز  شخص  مؤمن  فراهم  نمی‌آید».

(وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ).

هر  کس  که  به  خدا  ایمان  داشته  باشد،  خدا  دل  او  را  (‌به  ثبات  و  آرامش‌،  و  خشنودی  به  قضا  و  قدر  الهی  می‌رساند  و)‌ رهنمود  می‌گرداند.

برخی  از  پیشینیان  همچون  هدایتی  را  ایمان  به  قضا  و  قدر  خدا  و  تسلیم  فرمان‌  یزدان  شدن  در  وقت  بلا  و  مصیبت،  تفسیر  و  معنی  ‌کرده‌اند.  از  ابن  عبّاس  روایت  شده  است  که  فرموده  است‌:  مراد  این  است  ‌که  یزدان  دل  مؤمن  را  رهنمود  می‌کند،  رهنمـود  مطلق‌.  و  دریچۀ  دل  او  را  برای  دریافت  حقیقت  پنهان  الهی  باز  می‌کند،  و  دل  او  را  با  اصل  چیزها  و  رخدادها  آشنا  می‌سازد،  و  در  نتیجه  دل  او  سرچشمۀ  چیزها  و  رخدادها،  هدف  و  فرجام  آنها  را  درک  و  فهم  می‌کند.  بدین  حهت  دل  او  می‌آرامد  و  آرامش  پیدا  می‌کند  و  آسوده  می‏‎گردد.  آنگاه  شناخت  کلّی  حاصل  میشود،  شناختی  ‌که  متصّل  به  منبع  اصلی  است‌.  دیگر  از  دیدن  جزئی  بی‏نیاز  بگردد،  دیدنی‌  که  با  اشتباه  و  خطا  و  با  قصور  و  کو‌تاهی  احاطه  می‌شود.  بد  خاطر  همچون ‌پیروی  بر  آن  زده  می‌شود:

(وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ )(١١)

خداوند  از  هر  چیزی  کاملاً  آگاه  است‌.

این  رهنمود،  رهنمون  به  چیزی  از  علم  خدا  است‌.  خدا  مقداری  از  علم  خو‌د  را  به  ‌کسـی  می‌بخشد  که  او  را  هدایت  می‌دهد، زمانی‌  که  ایمانش  درست  می‌گردد  و  سزاوار  کنار  زدن  پرده‌ها  برای  او،  و  مستحق‌  کشف  اسرار  می‌شود ... البتّه  بدان  اند‌ازه  و  مقدار  که  آفریدگار  بخو‌اهد . ...

فرا خواندن  ایشان  را  به  سوی  ایمان  دنبال  می‌کند.  آنان  را  فرامی‌ خو‌اند  به  سوی  اطاعت  از  خدا  و  اطاعت  از  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سّلم می‌فرماید:

(وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ) (12)

از  خدا  و  پیغمبر  اطاعت  کنید.  اگر  رویگردان  شوید،  بـر  فرستادۀ  ما  جز  رساندن  پیام  روشن  و  آشکار  نیست‌.  پیش  از  این‌،  سرنوشت‌  کسانی  بدیشان‌  گوشزد  شده  بود  که  پشت‌  کرده‌اند  و  نافرمانی  نموده‌اند.  در  اینجا  برایشان  بیان  می‌دارد  که  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  مبلّغ  و  پیام‌ رسان  است  و  بس.  هرگاه  فرمان  یزدان  را  بدیشان  ا