َحْزَنُونَ (13) . 

  نه  ترسی  برآنان  است  ونه  غمگین  می‌گردند.

چرا  ترسی  باشد  و  چرا  غمی  باشد؟  برنامه  به  مقصود  .    منتهی  می‌گردد  و  به  هدف  واصل  می‌شود.  استقامت  و   ماندگاری  بر  راستای  این  برنامه،  ضامن  وصول  به  

منظور و  مراد  است‌.

(أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (14)‏.

آنان  به  پاداش  کارهائی  که  می‏‎کنند،  ساکنان  بهشت بوده  و  جاودانه  در  آن  می‌مانند.

واژه‌ي ( َیعْمَلُونَ )‌:  کار  می‌کنند)  معنی  (‌ربنا  الله:  پروردگار  ما  خدا  است‌) را،  و  معنی  استقامت  و  ماندگاری  بر  این  برنامه  در  زندگی  را  روشن  می‌کند.  این  واژه  اشاره  می کند  به  این‌که‌کارکردن  پاداش  آن  جاودانه  در  بهشت  بسر  بردن  است‌،‌کارکردنی‌که  از  این  برنامه  سرچشمه  بگیرد  و  برابر  آن  باشد،  برنامه‌ای‌که ‌(‌ربنا  الله:  پروردگار  ما  خدا  است)‌،  و  استقامت  و  ماندگاری  بر  آن‌،  و  استمرار  و  ادامه‌ي  آن  و  ثبات  و  استقرار  بر  آن  در  طول  زندگی‌است‌.

بدین  خاطر  متوجه  می‌شویم‌که  واژه‌های  اعتقادی  در  این  آئین  فقط  واژه‌هائی  نیستندکه  با  زبان گفته  شوند  و  بس.  چه گواهــی‌:  لااله‌الاالله )[1]  فقط  جمله‌ای  نیست  و  بس.  بلکه  برنامه  است  و  باید  این  برنامه  را  تحقق  بخشید  و  در  زندی  پیاده‌کرد.  زمانی‌که  لااله‌الاالله  تنها  جمله‌ای گردد  و  بس،  دیگر  (‌رکنی)  از  ارکان  اسلام  نیست‌،  ارکانی‌که  در  اسلام  محدود  و  مطلوب  هستند.  بدین  جهت  ارزش  حقیـقی  همچو‌ن ‌گواهــی  و  شهادتی  را  درک  و  فهم  می‌کنیم‌،‌گواهی  و  شهادتی‌که  امروزه  میلیونها  نفر  زبان  بدان  می‌گشایند  و  آن  را  می‌گویند،  ولیکن  این گواهي  و  شهادت  از  لبهایشان  فراتر  نمی‌رود،  وتاثیری  در  زندگیشان  به  دنبال  خود  نمی‌آورد!  زیراکه  آنان  بر  جاده‌ي  برنامه  همگون  بت‌پرستی  قرار  دارند  و مطابق  با  برنامه‌ای  زندگی  را  بسر  می‌برندکه  همسان  بت‌پرستی  است‌،  هرچندکه  لبهایشان  این  جمله  را  بدون  معنی  و  محتوا  زمزمه  می‌کند!

(لا اله الا الله).  .  .  یا  (ربنـا  الله)‌.  .  .  بـرنامه‌ي  زندگی  است  .  .  .  این  امر  باید  در  دلها  و  درونها  مستقر  و  جایگزین  شود،  تا  دلها  و  درونها  برنامه‌ کاملی  را  بجویند  و  دنبال‌کنند  که  چنین  جمله‌ها  و  عبارتهائی  بدان  اشاره  دارند  و  آن  را  برمی‌گزینند.
-------------------------------------------------
[1] -جز خدا خدائی نیست.
ما  آن  را وسیله  یادآوری  آتش  آخرت  نموده‌ایم  ...   همچنین  ما  آن  را  وسیله  بهره‏مندی  مسافران‌کرده‌ایم‌: 

 (  وَمَتَاعًا لِلْمُقْوِينَ ؟  )‌.

وسیله  زندگی  اقویاء  و  فقراء  نموده‌ایم‌.

این  اشاره  تاثیر  ژرف  خود  را  در  دل  و  درون  مخاطبان  داشت‌.  چرا که  مدلول  و  مفهو‌م  زنده  و  آماده‌ای  در  واقعیت  زندگانیشان  داشت  و  آن  را  در  امور  زند‌گانی  خو‌د  لمس  می‌کردند  و  می‌دیدند.

*

هنگامی‏‎که  روند  قرآنی  بدین  حد  و  مرز  بیان این حقائق و اسرار می‌رسد، حقـائق و  اسراری ‌که  بیانگر  دلائل  ایمان  بوده  و  ساده  و  آسان  راه  خـود  را  به  دلها  و  درونها  و ذهنها  و  شعورها  بـازمی‌کنند،  به  حقیقتی  روی  می‌نمایدکه  این  حقائق  همه  بدان  منتهی  می‌شوند.  این  حقیقت‌،  حقیقت  وجود  و  عظمت  و  ربوبیت  خدا  است‌.  این  حقیقت‌،  حقیقتی  است‌که  با  قدرت  و  قوت  و سلطه  و  شوکت‌،  با  فطرت  رویاروی  می‌شود.  بر  سر  پیغمبر  (ص) ‌فریاد  می‌کشدکه  این  حقیقت  را  زنده  بدارد  و  حق  آن  را  اداء‌کند،  و  دلها  را  با  آن  در  وقت  مناسب  خـود  لمس  نماید  و  بپساید:

« فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ »  .

حال  که  چنین  است‌،  نام  پروردگار  بزرگ  خود  را  ورد  زبان  ساز  (‌و  سپاسگزار  نعمتهای  فراوان  او  باش‌،  و  به  ستایش  وی  بپرداز)‌.

*
سپس  روند  قرآنی‌،  دیگر  باره  به  تکذیب‌کنندگان  این  قرآن  رو  می‌کند،  و  میان  قرآن  و  میان  این  جهان،  با  سوگندی  از  سوی  پروردگار  جهانیان،  پیوند  برقرار  می‌سازد: 

 ( فَلا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ - وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ - إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ . تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ).

سوگند  به  جایگاه‌های  ستاره‌ها،  و  محل  طلوع  و  غروب  آنها! و  این  قطعاً‌ سوگند  بسیار بزرگی  است‌،  اگر(‌درباره  مفهوم ‌آن  بیندیشید،‌و از علم  نجوم‌ و  ستاره‌شناسی‌،  چيزی‌)  بدانید.  هرآینه  این  (‌چیزی  را  که  محمد  با  خود  آورده  است‌)  قرآن  گرانقدر و  ارزشمـند  است‌.  در  کتابی  پنهان  (‌از  دیدگان  و  دور  از  دسترس  شیطان‌،  که  لوح  محفوظ  است‌)  قرار  دارد.  جز  پاکان  (‌یعنی  فرشتگان  یزدان‌)  بدان  دسترسی  ندارند.  از سوی  پروردگار  جهانیان  نازل  شده  است‌.

آن  روز  مخاطبان  جز  اند‌کی  از  جایگاه‌های  ستاره‌ها  نمی‌دانستند.  چیزی‌که  می‌دانستند  هـمـان  چیزی  بودکه  با  چشمـان  غیر  مسلح  خـود  می‌دیدند  و  درک  می‌کردند.  

بدین  خاطر  است‌که  یزدان  سبحان  بدیشان  فرموده  است‌:

(  وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ - لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ )  ٠

و  این  قطعاً  سوگند  بسیار بزرگی  است‌،  اگر(‌درباره  مفهوم  آن  بیندیشید،  و  از  علم  نجوم  و  ستاره‌شناسی‌،  چیزی‌)  بدانید.

ول  ما  امروز  از  روی  عظمـت  این  سوگندی‌ که  بر  آن  جایگاه‌ها  یاد  شده  است  بسیار  بیشتر  از  آنان  می‌دانیم  و  بهره  زیادتری  از  ایشان  داریـم‌،  هرچندکه  ما  هم  جز  اندکی  از  عظمت  جایگاه‌های  ستارگان  نمی‌دانیم  ...   این  مقدار  اندکی‌که  به  کمک  رصدخانه‌های  کو‌چکی‌که  دارای  دوربینهای  محدودند  بدان  نائل  آمده‌ایم  به  ما  می‌گوید:  یک  مجموعه  از  این  مجـموعه‌های  ستارگانی  که  در  فضای‌ هولناک  بدون  حدود  و  ثغو‌ر و  ابتدا و انتها  پخـش  و  پراکنده‌اند که‌ کهکشان  راه  شیری  است  و  منظو‌مه  شـمسی  جـزو آن  است‌،  ستارگان  این  مجموعه  به  هزار  میلیون  ستاره  می‌رسد!

«‌ستاره‌شناسان  می‏‎گویند  ستارگان  و  سیارگانی‌که  تعداد  آنها  بیش  از  بیلیونها  است‌،  برخیها  با  چشم  غیر  مسلح  دیده  می‌شود،  و  برخیها  جز  با دوربینها  و  دستگاه‌ها  دیده  نمی‌شوند،  و  بعضي دستگاه‌ها  آنها  را  احساس  می‌کنند  ولی  آنها  را  نمی‏بینند.  همه  آنها  هم  در  فضای‌گسترده  و  ناشناخته‌ای  شناورند.  هیچ‌گونه  احتمالی  هم  نمی‌رودکه  میدان  جاذبه  ستاره‌ای  به  میدان  جاذبه  ستاره  دیگری  نزدیک  بشود،  و  یا  ستاره‌ای  با  ستاره  دیگری  تصادف  و  برخورد  بکند.  احتمال  تصادف و  برخورد  دو  ستاره  از  این  همه  ستاره‌،  بسان  احتمال  تـصادف  و  برخورد  دو  کشتی  است‌که  یکی  در  دریای  مدیترانه  حرکت  بکند و  دیگری  در  اقیانوس  آرام‌.  هر  دو  هم  به  یک  جهت  حرکت  بکنند،  و  با  یک 