 وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ (12).

پیش  از  قرآن‌،  كتاب  موسی  (‌تورات‌)  پیشوا  و  رحمت  بوده‌،  و  (‌هم  اینک‌)  این  (‌قرآن‌)  کتاب  (‌دین  و  شریعت‌)  است  که  تصدیق‌کننده‌ي  (‌تورات  و  سائر  کتابهای  آسمانی‌)  وبـه  زبان  عربی  است  تا  وسیله‌ي  بیم  دادن  ستمگران  و  مژده  دادن  نیکوکاران  باشد.

قرآن  بارها  اشاره‌ي  به  رابطه  قرآن  وکتابهای  پیش  از  آن  را  تکرارکرده  است‌،  به  ویژه  اشاره‌ي  به  رابطه  قرآن  و  کتاب  موســی  را،  به  اعتبار  این‌که‌کتاب  عیسی  مکمّل  و  ادامه‌دهنده‌ي  کتاب  موسی  است‌.  اصل  قانونگذاری  و  مقررات‌نگاری  و  عقیده  و  اعتقاد  در  تورات  است‌.  بدین لحاظ‌کتاب  موسی  را  (‌امام‌)  یعنی  پیشوا  و  رحمت  نامیده  است‌.  (‌بدین  معنی  که  تورات  وسیله‌ي  اقتداء  در  دین  و  شریعت‌،  و  مایه  و  سبب  رحمت  برای  مـردمان  بو‌ده  است‌)‌.  و  آن  را  با  صفت  رحمـت  توصیف  فرموده  است‌.  هر  رسالت  آسمانی  رحمت  برای  زمین  وکسانی  است‌که  در  زمین  بسر  می‏‎برند،  رحمت  با  تمام  معانی  و  مفاهیمی ‌که  رحمت  در  دنیا  و  آخرت  دارد.

(وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِيّاً). 

و  (‌هم  اینک‌)  این  (‌قرآن‌)  کتاب  (‌دین  و  شریعت‌)  است  که  تصدیق‌کننده‌ي  (‌تورات  و  سائر  کتابهای  آسمانی‌)  و  به  زبان  عربی  است‌.

تصدیق‌کننده‌ي  اصل  نخستینی  است  که  آئینهای  آسمانی  همه  بر  آن  استوار  و  برقرار  می‌کردند،  و  اصل  برنامه  الهی  است‌،  برنامه‌ای  که  همه‌ي  آئینهای  آسـمانی  آن  را  دارند  و  بر  آن  می‌روند،  و  اصل  رویکرد  اصیلی  است‌که  انسانها  بدان  رو  می‌کنند  تا  با  پروردگار  یگانه  بزرگوار  خود  پيوند  و  تماس  پیداکنند.

اشاره‌ای‌که  به  عربی  بودن  قرآن  می‌رود،  فضل  و  فیضی  در  حق  عربها  است‌.  تذکری  به  نعمت  یزدان  است‌که  بدیشان  روا  دیده  است  و  بدانان  بخشیده  است‌.  بیانگر  رعایت  و  عنایتی  است‌که  شامل  عربهاگردیده  است  و  ایشان  را  دربرگرفته  است‌.  نماد  چنین  نعمت  و  رعایت  و  عنایتی  این  است‌که  عربها  برای  همچون  رسالتی  برگزیده  شده‌اند،  و  زبان  ایشان  زبان  این  قرآن  بزرگو‌ار  گردیده  است  و  مندرجات  و  محتویات  آن  را  در  خود  گنجانده  است‌.

آنگاه  سرشت  این  رسالت‌،  و  وظیفه‌ي  آن  بیان  می‌شود:

(لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ). 

تا  وسیله‌ي  بیم  دادن  ستمگران  و  مژده  دادن  نیکوکاران  باشـد.

*
در  پایان  این  مرحله‌ي  نخستین  سزا  و  جزای  نیکو‌کاران  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  برای  ایشان  مژده‌ای  را  توضیح  می‌دهدکه  قرآن  مجید  آن  را  با  خود  برمی‏دارد،  با  

رعایت  شرطی‌که  این  مژده  می‏طلبد،  و  آن  اعتراف  به  ربوبیت  و  خداوندگاری  یزدان  یگانه‌،  و  استقامت  و  ماندگاری  بر  این  اعتقاد  و  بر  مقتضیات  آن  است‌:

 (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13) أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (14)‏.

کسانی  که  می‌گویند:  پروردگار  ما  تنها  یزدان  است‌،  سپس  (‌بر  این  توحید  و  یکتاپرستی‌)  ماندگار  می‌مانند،  نه  ترسی  برآنان  است  ونه  غمـگین  می‌گردند.  آنان  بـه  پاداش  کارهائی  که  می‏‎کنند،  ساکنان  بهشت  بوده  و  جاودانه  در  آن  می‌مانند.

سخن‌:  ( ربنا  الله)  .  .  ٠  پروردگار  ما  تنها  یزدان  است‌...  فقط  جمله‌ای  نیست‌که‌گفته  می‌شود.  و  تنها  عقیده‌ای  نیست‌که  به  درون  بدود  و  به  دل  برود  و  بس.  بلکه  این  سخن‌،  برنامه کاملی  برای  زندگی  است‌،  و  هرگو‌نه  تلاش  و  هرگونه  رویکردی  و  هرگونه  حرکتی  و  هرگونه  اندیشه‌ای  را  دربر  می‏‎گیرد،  و  ترازوئی  را  می‏‎گذارد  و  نصب  می‌داردکه  برای  اندیشه  و  احساس‌،  مردمان  و  اشیاء‌،  اعمال  و  افعال‌،  واقعه‌ها  و  رخدادها،  رابطه‌ها  و  تماسها،  و  خویشاوندیها  و  پیوندها،  در  سراسر گستره‌ي  این  هستی  به‌کار  می‌رود  و  بدان  سنجیده  و  ارزیابی  می‌شود.

(ربنا  الله ).. .  پروردگار ما  تنها  خدا  است‌:  عبادت  برای  او  است‌،  و  روی‌کردن  تنها  بدو  است‌.  تنها  باید  از  او  ترسید،  و  فقط  باید  بر  او  تکیه‌کرد.

(ربنا  الله): برای  هیچ‌کسی  و  هیچ  چیزی  حساب  و  کتابی  در  میان  نیست  جز  او.  از  هیچ ‌کسی  و  از  هیچ  چیزی  ترسی  در  میان  نیست  جز  از  او.

(ربنا  الله )‌:  هرگونه  تلاش  وکوششی‌،  و  هرگو‌نه  اندیشه  و  تفکری‌،  و  هرگونه  تدبیر  و  تقدیر  و  ارزیابی  و  سنجشی‌،  باید  برای  او  و  رو  بدو  شود،  و  برای  رضا  و  خشنودی  او  انجام  بگیرد  و  بشود.

(ربنا  الله )‌:  قضاوت  و  داوری  به  پیش  کسی  جز  او  برده  نمی‌شود.  هیچ‌گونه  سلطه  و  قدرتی  برای‌کسی  و برای  چیزی  جز  شریعت  او  نیست‌.  هیچ‌گونه  رهنمود  و  رهنمونی  جز  در  پرتو  هدایت  و  توفیق  او  صورت نمی‌پذیرد.

 (ربنا  الله):  هرکسی‌که  وجود  دارد  و  هر  چیزی‌که  وجـود  دارد،  با  ما  انسانها  در  ارتباط  است‌،  و  ما  با  تـماس  و  پيوندی‌که  با  خدا  داریم‌،  با  آن‌کس  و  با  آن  چیز  در  پیشگاه  یزدان  به  یکدیگر  خواهیم  رسید  و  حساب  و  کتاب  پس  خو‌اهیم  داد.

لذا  (‌ ‌ ربنا  الله):  بدین  نحو  و  بدین  شکلی‌که  گذشت،  برنامه‌کاملی  است‌،  نه  این‌که  تنها  سخنی  است‌که  لب‌ها  آن  را  زمزمه  می‌کنند،  ونه  تنها  عقیده‌ي  منفی  دور  از  واقعیات  زندگی  است‌.

(ثُمَّ اسْتَقَامُوا). 

سپس  (‌بر  این  توحید  و  یکتاپرستی‌)  ماندگار  می‌مانند.  این  هم  چيز  دیگری  است‌.  استقامت  و  ماندگاری  و  استمرار  و  دوام  و  ثبات  بر  این  برنامه،  پله ا‌ی  است‌که به  دنبال  پذیرش  همین  برنامه  پیش  می‌آید:  استقامت  و  پابرجائی  و  آرامش  نفس  و  اطمینان  دل  و  استقامت  و  ماندگاری  احساسها  و  اندیشه‌هائی  که  بر  دل  می‏‎گذرد،  اینها  باید  سست  و  لرزان  و  پریـش  و  پـریشان  نگردند،  و  دچار  شک  و  تردید  نشوند،  به  وسیله‌ي  جاذبه‌ها  وکششها  و  انگیزه‌ها  و  تاثیرگذارهائی‌که  بر  سر  راه  این  برنامه  و  پیروان  آن‌،  پدیدار و نمودار می‌گردد،‌و  بسی  دشوار و  سخت  و گوناگون  و  فراوان  هستند.  استقامت  درکردار  و  رفتار  برابر  برنامه  برگزیده  یزدان  دادار  .  .  .  در  این  راه  لغزشگاه‌ها  و  پرتگاه‌ها  و  خارها  و  سدها  و  مانعها  قرار  دارد.  از  اینجا  و  آنجا  نداها  و  فریادهائی  برای  منحرف  کردن  و  به‌کژراهه‌کشاندن  بلند  می‌شود  و  به‌گوش  می‌رسد!

(‌ربناالله‌)‌:  برنامه  است  .  .  .  استقامت  و  ماندگاری  بر  راستای  این  برنامه  پله‌ای  است‌که  بعد  از  شناخت  آن  و  برگزیدن  آن  قرار  دارد  و  پیش  می‌آید.کسانی‌که  خدا  شناخت  و  استقامت  را  بهره  ایشان  می‌سازد،‌گروه  گزیده‌ای  هستند.  چنین  کسانی‌:

(فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ 