ه  بکنند،  خداوند  بدیهای  ایشان  را  می‌زداید،  و  آنان  را  به  باغهای  بهشتی  داخل  می‏‎گرداند  که  از  زیر  (‌کاخها  و  درختان‌)  آن  رودبارها  جاری  است‌،  و  در  آنجا  برای  همیشه  جـاودانه  می‌مانند.  این  است  رستگاری  سترگ  و  پیروزی  بزرگ.  و  کسانی  که  کافر  بشوند  و  آیات  ما  را  تکذیب  بکنند،  آنان  دوزخیانند،  جاودانه  در  آنجا  می‌مانند،  و  چه  سرانجام  و  جایگاه  بدی  (‌که  دارند!)‌.  هیچ  واقعه  و  حادثه‌ای  جز  به  فرمان  و  اجازۀ  خدا  رخ  نمی‌دهد،  و  هر کس  که  به  خدا  ایمان  داشته  باشد،  خدا  دل  او  را  (‌به  ثبات  و  آرامش‌،  و  خشنودی  به  قضا  و  قدر  الهی  می‌رساند  و)  رهنمود  می‏‎گرداند،  و  خداوند  از  هر  چیزی  کاملاً  آگاه  است‌.  از  خـدا  و  پیغمبر  اطاعت  کنید.  اگر  رویگردان  شوید،  بر  فرستادۀ  ما  جز  رساندن  پیام  روشن  و  آشکار  نیست‌.  جز  خدا  معبودی  نیست‌.  پس  مؤمنان  باید  بر  خدا  توکّل  کنند  و  بس‌.

از  همان  سرآغاز،  یزدان  سبحان  سخن‌  کافران  را  در  بارۀ  نبودن  رستاخیز،‌ گمان  می‌نامد،  و  این  عدم  اعتقاد  به  زندگی  دوباره  را  در  نخستین  واژگان  نقل  ‌گفتارشان‌،  دروغ  قلمداد  می‌فرماید.  سپس  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  را  رهنـود  می‌کند  که  فرا  رسیدن  رستاخیز  را  با  استوارترین  تأکیدها  مؤکّد  سازد.  بدین‌ گونه  ‌که  در  این  راستا  به  پروردگارش  سوگند  بخورد!  بالاتر  از  سوگند  یاد  کردن  پیغمبر  صلّی الله علیه و اله و سلّم  به  پروردگارش،  تأکیدی  وجود  ندارد:

(قُلْ: بَلَى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ).

بگو:  چنین  نیست  که  می‌پندارید.  به  پروردگارم  سوگند!  زنده  و  برانگیخته  خواهید  شد.

(ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ(.

سپس  از  آن  چیزهائی  که  می‌کرده‌اید  باخبرتان  خواهند  کرد.

چیزی  از  کارهائی‌که  کرده‌اید  رها  نمی‏گردد  و  ترک  نـی‌شود.  خدا  داناتر  و  آگاه‌تر  از  خودشان  نسبت  به  کارشان  است‌،  و  خدا  در  روز  قیامت  بدانان  از  اعمال  و  افعالشان  خبر  خواهد  داد!

(وَذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ) (7)

و  این  کار  برای  خدا  ساده  و  آسان  است‌.

زیرا  خدا  آگاه  از  هر  آن  چیزی  است‌  که  در  آسـانها  و  زمین  است.  خدا  آشکار  و  نهان  را  می‌داند.  او  آگاه‌  از  رازها  و  رمزهائی  است‌  که  در  سینه‌ها  است‌.  او  بر  هر  چیزی  توانا  است‌،  همان ‌گونه  ‌که  در  سرآغاز  این  سوره  به  عنوان  دیباچۀ  این  سخن‌،  آمده  است  و  بیان  گردیده  است‌.

یزدان  سبحان  در  سایۀ  این  تأکید  محکم  و  استوار،  ایشان  را  دعوت  می‌کند  به  خدا  و  پیغمبرش  و  نوری‌  که  همراه  پیغمبرش  به  ارمغان  فرستاده  است  ایمان  بیاورند.  این  نور،  این  قرآن  است‌.  و  قرآن  این  دینی  است‌ که  قرآن  بدان  مژده  می‌دهد.  قرآن  در  حقیقت  خود  نور  است‌،  زیرا  از  سوی  خدا  نازل‌ گردیده  است‌،  و  خدا  نور  آسمانها  و  زمین  است‌.  قرآن  در  آثار  خودش  نور  است‌.  زیرا  دل  را  منوّر  می‌سازد‌،  و  دل  هم  درخشان  می‌شود  و  حقیقت  نهفته  در  ذات  خود  را  می‏‎بیند.

آنگاه  بر  دعوت  ایشان  به  سوی  ایمان‌،  پیرو  می‌زند  با  چیزی‌  که  بدانان  می‌فهماند  آنان  در  برابر  دیدگان  یزدان‌،  آشکار  و  بی‌پرده  قرار  دارند،  و  چیزی  از  کارهایشان  بر  یزدان  پنهان  و  نهان  نمی‌گردد:

(وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) (8)

خداوند  کاملاً  آگاه  از  هر  آن  چیزی  است  که  انجام  می‌دهید. 

بعد  از  این  دعوت‌،  به  سوی  ‌کامل‌  گرداندن  صحنۀ  رستاخیز  برمی‏گردد،  رستاخیزی‌  که  با  مؤکّدترین  تأکید  آن  را  برایشان  مؤکّد  کرده  است‌:

(يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ).

زمانی‌،  خداوند  شما  را  در  روز  گردهمائی  (‌جملگی  پیشینیان  و  پسینیان‌)  جمع  می‌آورد.  آن  روز،  روز  زیانمندی  (‌کافران‌،  و  سودمندی  مؤمنان‌)  است‌.

آن  زمان‌،  روز  گردهمائی‌  کـه  شده  است  چون  همۀ  آفریدگان  از  هر  نسلی‌ که  بوده‌اند  و  در  هر  دوره‌ای ‌که  زیسته‌اند  در  آن  زنده  می‌گردند  و  برانگیخته  می‌شوند،  و  خود  فرشتگان  نیز  در  آن‌  گرد  می‌آیند.  تعداد  فرشتگان  را  جز  ذات  یزدان  نمی‌داند. و لیکن  چیزی‌  که  در  حدیث  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  ‌ذکر  شده  است  تعداد  آنها  را  تا  اندازه‌ای  به  تصویر  می‌کشد.  ا‌ز  ابوذر  رضی الله عنه  روایت  شده  است‌  که  ‌گفته  است‌:  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و اله و سلّم  فرمود:

إني أرى ما لا ترون , (وأسمع ما لا تسمعون . أطت السماء وحق لها أن تيط , ما فيها موضع أربع أصابع إلا وفيه ملك واضع جبهته لله تعالى ساجدا . والله لو تعلمون ما أعلم لضحكتم قليلا , ولبكيتم كثيرا , ولما تلذذتم بالنساء على الفرش , ولخرجتم إلى الصعدات تجأرون إلى الله تعالى . لوددت أني شجرة تعضد).[2] " 

« ‌من  می‏بینم  چیزی  را  که  شما  نمی‏‎بینید،  و  می‌شنوم  چیزی  را  که  شما  نمی‌شنوید.  آسمان  به  ناله  درآمد‌ه  است‌،  و  حقّ  دارد  که  به  ناله  درآید.  در  آسمان  جائی  به  اندازۀ  جایگاه  چهار  انگشت  وجود  ندارد  مگر  این‌  که  در  آنجا  فرشته‌ای  است  و  پیشانی  خود  را  سجده‌کنان  گذاشته  است‌.  به  خدا  سوگند  اگر  بدانید  آنچه  را  که  من  می‌دانم  کم  می‌خندیدید،  و  زیاد  می‌گریستید،  و  در  رختخواب‏‏ها  با  زنان  لذّت  نمی‌بردید،  و  بیرون  می‌رفتید  و  در  راه‌ها  به  بارگاه  خداوند  بزرگوار  شیون  سر  می‌دادید  و  واویلا  می‌کردید.  من  دوست  می‌دارم  درختی  می‌بودم  که  بریده  می‌شود».

آسمانی‌  که  جای  چهار  انگشتی  در  آن  نیست  مگر،  این  که  فرشته‌ای  در  آنجا  است‌،  این‌  گسترۀ  فراخی  است‌  که  انسان  حدود  و  ثغو‌ر  آن  را  نـی‌داند.  آسمان  این‌  گسترۀ  عظیم  است‌،‌گستره‌ای  ‌که  خورشیدی  مثل  خورشید  ما  در  آن  بسان  ذرّه‌ای  از  گرد  و  غباری  است‌  که  در  فضـا  شناور  و  در  پرواز  است‌.  آیا  این  مثال  از  تعداد  فرشتگان  چیزی  به  تصوّر  انسانها  می‌کشد؟  همۀ  فرشتگان  از  زمرۀ  گرد آمدگانی  هستند  که  در  روز  گردهمآئی  گرد  می‌آیند  و  در  این  همایش  همگانی  شرکت  می‌کنند!

در  صحنه‌ای  از  این  گردهمآئی  و  همایش  همگانی‌،  تغابن،  یعنی‌:  زیانمند  گشتن  ‌گروهی  و  سودمند  شدن  گروـهی‌،  وجود  دارد.  تغابن  یک  عمل  دو جانبه  از  مادۀ  غبن  است‌.  تصویری  است  از  چیزی‌  که  روی  می‌دهد.  و  آن  رستگار  شدن  و  به  نعمت  بهشت  نائل‌  گشتن  مؤمنان‌،  و  محروم  شدن‌  کافران  از  همه  چیز  بهشت  و  به  دوزخ  درافتادن  آنان  است‌.  این  دو  بهره  از  یکدیگر  دور  و  با  یکدیگر  متفاوتند.  انگار  در  دنیا  مسابقه‌ای  برای  رسیدن  به  همه  چیز  بوده  است‌.  هر  گروهی  از  این  دو  دسته  برنده  بشود،‌  گروه  دیگر  را  زیانمند  می‌گرداند!  در  این  مسابقه  مؤمنان  برنده  شده‌اند  و  به  هدف  خود  رسیده‌اند‌،  و  در  این 