)  .

نوجوانانی‌،  همیشه  نوجوان  (‌برای  خدمت  بـدیشان‌،  پیرامونشان  درآمد  و  رفت  هستند  و باده  را)  برای‌آنان  می‏‎گرداند.زمان  بر  همچو‌ن  نوجوانانی  نمی‌گذرد،  و  بسان  نوجوانان  کره  زمین‌،  سن  و  سال  در  جوانی  و زیبانی  ایشان  تاثیری  ندارد.  برای  بهشتیان  به ‌گردش  در می‌آورند:

)  بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِنْ مَعِينٍ)  ٠

قدحها  وکوزه‌ها  وجام‌هائی  از  رودبار  روان  شراب  را.  به‌گردش  درمی‌آورند  شراب  صاف  و  پالوده  و  خوشمـزه  وگوارا  را.

)لا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلا يُنْزِفُونَ(.

از  نوشیدن  آن‌،  نه  سردرد  می‏‎گیرند،  و  نه  عقل  و  شعور  خود  را  از  دست  می‌دهند.

نه  آنان  از  آن  جدا  می‌شوند،  و  نه  آن  از  جلو  دستهایشان  برچیده  می‌شود  و  به  اتمام  می‌رسد.  چه  همه  چیز  در    آنجا  بر  دوام  و  در  امان  است  و  همیشگی  و  ماندگار  است‌.

) وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ .وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ)  .

  (‌نوجوانان  بهشتی  بـرای  آنان  می‌گردانند)  هرنوع  میوه‌ای‌راکه  برگزینند،‌وگوشت  پرنده‌ای‌که  بـخواهند  و آرزو  کنند.

در  اینجا که  بهشت  است  هیچ  چیزی  ممنوع  نیست‌،  و  هيچ  چیزی  وجـود  ندارد  مگر ‌آنچه‌که  بهشتیان  سعادتمند  سرمدی  بخواهند  و  آرزو کنند.

(وَحُورٌ عِينٌ .كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ)

و  حوریان چشم درشت  بـهشتی  دارند  که‌همسان  مروارید  میان  صدفند.

«اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ »‌:  مروارید  پنهان  در  میان  صدف  است‌،  مرواریدی‌که  دست  بدان  نخو‌رده  است  و  چشمی  آن  را  ندیده  است‌.  دستی  آن  را  سوراخ  نکرده  است  و  چشمی  آن  را  خدشه‌دار  ننموده  است‌!..  در  این  فرموده‌ها کنایه  نهفته  است‌،‌کنایه‌هائی  از  مفاهیم  ملمـوس  و  محسوس‌،  و  از  معانی  نفسانی  و  روانی  لطیف  و  ظریفی‌که  در  این  حـوریان  درشت  چشم  موجود  است‌.  همه  اینها  هم‌: 

 (  جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ)  .

 (‌بدیشان  داده  می‌شود)  به  پاداش  کارهائی  که  می‌کرده‌اند.

اینها  پاداش‌کارهائی  است‌که  در  سرای‌کار  می‌کرده‌اند.  اینها  مکافاتی  است‌که  در  سرای  فنا  و  نیستی‌کم  و  کاستی  داشت  با  هر  نعمتی‌که  داده  می‌شد.  چرا که  دنیا  سرای  مکافات  جزئی  بو‌د،  ولی  آخرت  سرای  مکافات  کلی  و پایان‌ناپذیر  است  ... گذشته  از  اینها  بهشتیان  در  آسایش‌ و آرامش  بسرمی‌برند.  والامقام  و بزرگوار  زندگی  می‌کنند،  و  از  سخنان  پو‌چ  و  هیچ  درگفتارشان  پرهيز می‌کنند،  و  از  هرگو‌نه  جد‌ال  و  ستیزی  و  همدیگر  را  مواخذه‌کردن  و  مقصر  دانستنی  دوری  می‌نمایند. 

(لا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلا تَأْثِيمًا .إِلا قِيلا سَلامًا سَلامًا ).

در  میان  باغهای  بهشت‌،  نه  سخن  یاوه  می‌شنوند،  و  نـه  سخن‌ گناه‌آلود  ...   مگر  سخن  سلام‌! سلام‌! را.

زندگانی  آنان  همه  پر  از  سلامت  است‌،  و  بر زندگانیشان  درود  در  پرواز  است‌،  و در  آن  درود  شائع  و  پخش  است‌.  فرشتگان  به  آنان  درآن  فضای  خو‌شایند  و  پر  امن  وامان ‌درود  می‏‎گویند،  و  یکـی  بردیگری‌ درود  می‏‎گوید.  فرشتگان  درود  و  رحمت  خدا  را  بدیشان  ابلاغ  می‌دارند.  فضا  سراسر آن  سلام  است‌و  سلام  ... 

زمانی‌که  سخن  از  آن‌گروه  پیشتاز  پیشگام  برگزیده  به  پایان  می‌آید،  سخن  ازگروه  دیگری  می‌رودکه  پس  از  آنان  هستند،گروه  یاران  دست  راستی‌:

(  وَأَصْحَابُ الْيَمِينِ مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ .فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ .وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ .وَظِلٍّ مَمْدُودٍ .وَمَاءٍ مَسْكُوبٍ .وَفَاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ .لا مَقْطُوعَةٍ وَلا مَمْنُوعَةٍ .وَفُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ .إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً .فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا .عُرُبًا أَتْرَابًا .لأصْحَابِ الْيَمِينِ .ثُلَّةٌ مِنَ الأوَّلِينَ .وَثُلَّةٌ مِنَ الآخِرِينَ ).

سمت  راستیها! چه  سمت  راستیهائی‌؟‌! (‌اوصاف  مواهب  و  نعمتهایشان  در  بیان  نمی‌گنجد)‌.  در  (‌سایه  درخت‌)  سدر  بی‌خار  آرمیده‌اند.  و  در  سایه  درختان  موزی  بسر  می‌برند  که  میوه‌هایشان  رویهم  ردیف  و  چین  چین  افتاده  است‌.  و در میان  سایه‌های  فراوان  وگسترده  و  کشیده  (‌خوش  و  آسوده‌اند)‌.  و  در  کنار  آبشـارها  و  آبهای  روان  (‌بسر  می‌برند  که  زمزمه  آن  گوش  جان  را  نوازش  می‌دهد  و  منظره  آن  چشم  انسان  را  فروغ  می‌بخشد)‌.  و  در  میان  میوه‌های  فراوان  هستند  که  نه  تمام  می‌شود  و  نه  منع  می‏‎گردد.  و  در  بین  همسران  ارجمند  و  گرانقدر  (‌خوش  می‌گذرانند)‌.  ما  آنان  را  (‌در  آغاز  کار،  بدین  شکل  زیبا  و  شمائل  دلربا)  پـدیدار  کرده‌ایم‌.  ایشان  را  دوشیزگانی  ساخته‌ایم  (‌که  پس  از  آمیزش‌،  بکارت  خود  را  بازمی‌یابند!)‌.  شیفتگان  (‌همسر  خود،  و  همه  جوان  و  طناز  و)  همسن  و  سال  هستند.  (‌همه  این  نعمتهای  ششگانه‌)  متعلق  به  سمت  راستیها  است‌.  سمت  راستیها  گروه  زیادی  از  پیشینیان  (‌گروندگان  به  هر  دینی  از  ادیان  آسمانی‌)  هستند.  و  گروه  زیادی  از  پسینیان  (‌گروندگان  به  هر  دینی  از  ادیان  الهی‌)

یاران  دست  راستی‌،  آنان  صاحبان  میمنت  هستند،‌کسانی  که  آن  اشاره  مختصر و  مذکور در اول  سوره  بدیشان  رو  کرده  است‌.  سپس  تـفصيل  نعمتهایشان  را  به  تاخیر  انداخته  است  و  به  موعدی  واگذار  نموده  است‌کـه  در  اینجا  بعد  از  پیشتازان  مقرب  بیان  می‏‎گردد.  روند  سخن  با  این  ساختار،  پرسش  را  در  باره  ایشان  تکرار  می‌کند،  پرسشی‌که  مفید  بزرگداشت  و  بیانگر  عظمت  است‌: 

 « مَا أَصْحَابُ الْيَمِينِ ‌؟  »  .

چه  سمت  راستیهائی‌؟‌! (‌اوصاف  مواهب  و  نعمتهایشان  در  بیان  نمی‌گنجد)‌.

این  اشخاص  که  سـمـت  راستیهایند  دارای  نعمتهای  ملــوس  و  محسوبند.  در  اوصاف  این  نعمتها  تا  اندازه‌ای  خشونت  صحرانشینی  پدیدار  است‌،  و  به  خواستهای  درونی  صحرانشینان  پاسخ  می‌گوید،  بدان‌گونه‌که  فهم  و  درک  ایشان  برای  تصور کردن  انواع  و  اقسام  نعمتها  قد  می‌کشد  و  به  ذهن  آنان  خطـور  می‌کند.  آنان‌:

(فِي سِدْرٍ مَخْضُودٍ (.

در  (‌سایه  درخت‌)  سدر  بی‌خار  آرمیده‌اند.

«‌سدر»‌:  کنار  خاردار  است‌.  ولی  در  اینجا  خارهای  این  درخت  چیده  و  برگرفته  شده  است‌.

(وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ)‌.

و  (‌در  سایه‌)  درختان  موزی  به  سر  می‌برند  که  میوه‌هایشان  رویهم  ردیف  و  چین  چین  افتاده  است‌.  «‌طلح‌»‌ [1]  نوعی  درخت  از  درختان  سرزمین  حجاز  است‌.  از  جمله  درختان  خاردار  است‌.  ولی  در  اینجا  خارها  چیده  و  برگرفته  شده  است  و  آماده  خـوردن  بدون  هرگونه  درد  و  رنجی  است‌.

(وَظِلٍّ مَمْدُودٍ .وَمَاءٍ مَسْكُوبٍ).

و  در  میان  سایه‌های  فراوان  و  گسترده  و  کشیده  (‌خوش  و  آسوده‌اند)‌.  و  در  کنار  آبشارها  و  آبهای  روان  (‌بسر  می‌برند  که  زمزمه  آن  