،  نزدیک  و  در  دسترس  است‌.  

میوه‌ها  در دسترس  است  و  چیدن  آنها  زحمتی  ندارد.  امّا  تنها  این  چیزها  نیست‌که  در  این  دو  باغ  از  خوشی  و  رفاه  است‌.  بلکه  نعمتهای  سرورانگیز دیگری ‌نیز د‌ر  آنجاها موجـود  است‌:

(فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ ).

در  باغهای  بهشت ‌زنانی  هستند  که  جز به  همسران  خود  عشق  نمی‌ورزند  و  پیش  ازآنان  کسی  از  انسانها  و  پریها  با  ایشان  نزدیکی  و  مقاربت  نکرده  است‌.

آن  زنان  پاکدامن‌ هستند  و دارای‌ عقل  و  شعو‌ر پاکی  و  دیده‌ها  و  نگاه‏های  پاكی  هستند.  چشمان  خود  را  به  غیر  شوهران  خود نـمی‌دوزند.  دست‌ نخورده‌ و مـصون  و  محفو‌ظند. کسی  از  انسانها  و  پریها  با  ایشان  نزدیکی  و  مقاربت  نکرده  است‌.

آن  زنان‌ گذشته  از  این‌،  تر و  تازه  و  درخشان  و  رخشان  و  زیبا  و  دلبر  و  دلارایند:
(كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ ).
انکار  که  آن  حوریان‌،  یاقوت  و  مرجان  هستند.
این  چیزها  همه  پاداش‌ کسی  است‌که  از  مقام  و  منزلت  پروردگار  خود  بترسد،  و  به ‌گونه‌ای  پروردگارش  را  بپرستد که  انگار  او  را  می‏‎بیند،  و  احساس  بکندکه  خدا  هم  او را  می‏‎بیند.  بدین ‌وسیله  به  مرتبه  احسان  رسیده  باشد،  احسانی‌که  پیغمبر  خدا  (ص)  آن  را  توصیف  فرموده  است‌ [11]  همچون  کسانی  به  پاداش  احسان  از  جانب  یزدان  می‌رسند:
(هَلْ جَزَاءُ الإحْسَانِ إِلا الإحْسَانُ ؟ ).
آیا  پاداش  نیکی  کردن  جز  نیکی  دیدن  خواهد  بود؟‌.  
وقتی‌که  از  نعمت  دادن  و  نیکی‌کردن  و  نیکی  دیدن  سخن  می‌رود،  پس  از  هر  بندی  و  بخشی  چنین  پیروی  میآید:
(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ).
پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌!.
هم  اینک  به  سوی‌گروه  دیگری  می‌رویم‌ که  دارای  دو  باغ  دیگرند:
)وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ).
جدای  از  باغهای  پیشین‌،  باغهای  دیگری  وجود  دارد. 
 اوصاف  آن  دو  باغ‌،‌کم‌تر  از دو  باغ  پیشین  است‌.  این  دو  باغ‌:
(مُدْهَامَّتَانِ(
هر  دو  کاملاً  سرسبز  و  خرم  هستند  (‌و  از  شدت  سبزی  و  شادابی  به  سیاهی  می‌زنند)
یعنی  سرسبز  وخرم  هستند  و به  سبب‌گیاهانی‌ که  در  انها  است  به  سیاهی  مي‌زنند.
(فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ ).
در  آن  باغها  چشمه‌هائی  است  که  قلقل‌کنان  از  زمین  مـی‌جوشند.
آب  آنها  قلقل  می‌زند  و  برمـی‌جوشد.  قلقل  زدن  و  برجـوشیدنی‌که  جریان  پیدا کردن  و  روان  شدن  ندارد! 
(فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ)
درآن  باغها  میوه‌ها  و از جمله  خرما  و انار است‌.  
درآنجاها:
(من كـل فاكهة زوجان ).  [12]
ازهر  میوه‌ای‌،  انواع  و اقسامی  موجود  است‌.
(فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ ).
درمیان  باغهای  بهشت‌،  زنان  خوب ‌و زیباهستند.
  واژه  «‌خیرات‌»  با  سكون  یا  با  تشدید  یاء‌،  صفت  مشبهه  است‌.  تفسیر  خیرات  با  سكون  یا  با  تشدید  یاء  درآیه  بعدی  است‌:
(حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ ).
سیاه‌چشمانی  که ‌هرگز از  خیمه‌ها  بیرون (‌نمی‌شوند و  اینجا  وآنجا  به  دنبال  کارهای ناپسند)‌نمی‌روند. 
 خیمه‌ها سایه‌ صحرانشینی‌ را  می‌اندازد.این  نـعمت‌،  نعمت  صحرانشینی  است‌،  و  یا  این‌که  خواستهای  صحرانشینان  را  به  تصویر  می‌کشد  ...   حوریان  اینجا  «‌ مَقْصُورَاتٌ ‌»‌[13]‌ هستند.  ولي  حوریان  دو  باغ  پیشین  «‌قاصرات  الطرف‌»‌ [14] می‏‎باشند.
(لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ ).

پیش  از  شوهرانشان‌،  کسی  از  انسانها  و  پریها  با  ایشان  نزدیکی  و مقاربت‌ نکرده  است‌.

این  حوریان  در  پاکدامنی  و  حفظ  آبرو  بسان  حوریان  آنجا  هستند.  بگذارید. به  ساكنان  این  دو  باغ  بنگریم‌:  

(مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ)‌.  

بهشتیان  بر بالشهای  نگارین‌ گرانبهای  سبزرنگ  تکیه  می‌زنند،  و  بر  فرشهای  منقش  بی‌نظیر  بسیار  زیبا  می‌لمند.

«‌رفرف‌»‌:‌ [15]  بالشها.  انگار  ساخت  «‌عبقر»  هستند.  توصیف  عبقری  برای  نزدیک  گرداندن  این‌گونه  بالشها  به  ذهن  عربها  است‌.  عربها  هرچیز  عجیب  وغریب  و  بی‌نظیری  را  به  «‌عبقر»  نسبت  می‌دادند‌.  عبقر،  به  سرزمین  جنیان ‌گفته  شده  است‌!..  بالشهای  باغهای  قبلی  آسترهای  آنها  از  ابریشم  ستبر  و  ضخیم  بود.  دو  باغ  در  آنجا  بود که  میوه‌هایشان  در  دسترس بود.  پس  این  دو  باغ  با  دو  باغ  پیشین  فرق  دارند‌،  و  دارای  مرتبه  جداگانه‌اند.

در  آنجا  هم  بعد  از  بیان  صفت  باغها  وذکر  نعمت  آنها،  این  چنین  پیروی  آمده  است‌:

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ).

پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌! 

*
در  پایان  این  سوره‌ای‌که  نعمتهای  خدا  را  در  هستی‌،  و  نعمتهای  خدا  را  درآفرینش  و  آفریده‌ها،  و  نعمتهای  خدا  را  درآخـرj‌،  پیـش چشم  می‌دارد  و  برمی‌شمارد،  واپسین  نوا  و  آوا  درمی‌رسدکه  تسبیح  و  تقدیس  یزدان  سبحان  و  ذکر  نام  ایزد  منان  است‌.  خدائی‌که  هر  زنده‌ای  فانی  می‌شود،  ولی  ذات  او  باقی  می‌گردد:

(تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإكْرَامِ)  .  

نام  پروردگار  بزرگوار  و  گرامی  تو،  چه  مبارک  نامی  است‌!.

این  هم  مناسب‌ترین  خاتمه  برای  سوره  الرحمن  است  ...  

*
------------------------------------------------------
[1] ‌  این  سوره  برابر  سخن  جمهور  صحابه‌ و  تابعین  مکی  است‌.گروهی  نیز  از  ابن  عباس (ع)  روایت‌ کرده‌اندکه‌گفته  است‌:  این  سوره  مدنی  است‌،‌و  در  باره‌صلح  حدیبیه  نازل‌گردیده  است‌.  .  .  (‌نگا:  تفسیر  «‌التحریر و  التنویر»  تالیف‌:  ابن  عاشور)‌.  (‌مترجم‌) 
[2] ‌در  مجموع  دو  شش‌،  حدود  سیصد  میلیون‌کیسه  هوائی‌وجود  دارد.  (‌نگا:‌کتاب  زیست‌ شناسی‌،  سال  دوم  نظام  جدید  آموزش ‌متوسطه‌،  سال  1378،  صفحه  84)‌.  (‌مترجم) 
[3] وگا  (‌مترجم‌)
[4] ‌  کتاب‌:  «‌الله  و  العلم  الحـدیث‌»‌.  صفحه  180.   
[5] به  نقل  از  کتاب‌:  «‌الانسان لا یقف وحده‌» تالیف‌: 1.  کرسی  مورسیون‌،  رئیس  آکادمی  علوم  در  نیویورک‌.  ترجمه  محمّد  صالح  فلکی‌،  تحـت  عنوان‌:  «‌العلم  یدعو  الی  الایمان‌». 
[6]‌به  نقل  ازکتاب‌:  «‌الله  و  العلم  الحدیث‌»‌،  صفحه  105. 
[7]مصدر  پیشین‌،  صفحات  ١٠٦  و  107   
[8] یعنی  خدا  دنیا  را  آفریده  است‌ و  آن‌ را به  حال  خود  رها  نساخته  است‌.  بلکه  پیوسته  برآن  نظارت  دارد و  دست‌اندرکار  آفرینش نو و دگرگونی تازه است‌،‌و متصرف در شوون آفریده‌های خود است‌.  (‌مترجم‌) 
[9]‌این  آیه  دارای‌ دو  معنی  عمد‌ه  است:  الف‌- آیه  ناظر  به  دنیا،‌و  اشاره ‌به  مسافرتهای  فضائی  بشر  است‌ که‌ قرآن  شرط  آن  را  داشتن  سلطه  علمی‌و  صنعتی‌و  قدرت  مادی  دانسته  است‌.دراین  صورت  معنی  آیه  چنین  است