  گسترده  می‌شود  (‌و  با  زدوده  شدن  فرازها  و  نشیبها  و  پستیها  و  بلندیهای  آن‌،  صاف  و  هموار  می‌گردد)‌،  و  آنچه  (‌از  خزینه‌ها  و  مرده‌ها)  در  درون  خود  دارد  بیرون  می‌اندازد،  و  (‌از  آنها)  خالی  می‏‎گردد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حق  هم  همین  است  ...  (‌انشقاق‌/1-5)  

این  آیات  و  آیات  دیگری  بدان  حادثه  هو‌لناكی  اشاره  می‌کنندکه  در  سراسر  جهان  هستی  روی  می‌دهد،  و  حقیقت  این  حادثه  را  جز  خدا  نمی‌داند.

(فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ).

 بـدان  گاه  که  آسمان  شکافته  شود،  و  گلگون  گردد  همـچون  روغن  گداخته  (‌حوادث  هولناکی  رخ  می‌دهد  كه  به  گفتار  درنمی‌آید).

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  (  .

پس  کدامین  نعمت  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌!.

بدین  هنگام  نه  تکذیب  نمودنی  و  نه  انکارکردنی  در  میان  است‌.

(فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلا جَانٌّ ).

در  آن  روز  هیچ  پری  و  انسانی  از  گناهش  پرسش  نمی‏گردد  (‌چرا  که  آن  روز  زمان  تخریب  جهان  است‌؛  نه  وقت  سوال  و  پرسش  یزدان‌).

این  وضع  و  حال  در  موقـتی  از  موقـتهای  آن  روز  دیدنی  پیش  می‌آید،  آن  روزی ‌که  موقـتهای‌ گوناگونی  در  آن  خو‌اهد  بود.  موقعیتی  از  آن  موقعیتها  وقتی  است  که  از  بندگان  در  آن  پرسش  می‌گردد،  و  موقعيتی  هم  وجـود  داردکه  در  آن  از  بندگان  در  باره  چیزی  پـرسیده  نـمی‌شود.  موقعیتی  هم  هست‌که  در  آن  هرکسی  از  خـود  به  دفاع  می‌پردازد.  موقعیتی  هم  هست‌که  در  آن  انسان  مسوولیت  را  متوجه  انبارها  و  شریکها  می‌سازد  و  ایشان  را  مـقصر  می‌شمارد.  موقعیتی  هم  هست‌که  درآن  به  کسی  اجازه  داده  نمیشودکه  سخنی  بگوید  و  به  مجادله  و  مخاصمه  بپردازد! روز  قیامت  روز  دور  و  درازی  است‌.  هر  موقعیتی‌  از  موقعـيتهای  آن  هو‌لناک  و  دیدنی  ا‌ست‌.

اینجا  موقـعيتی  است‌:  هیچ  پری  و  انسانی  ازگناهش  پرسش  نمی‏گردد.  این  موقعیت‌،  وقتی  است‌که  خصلت  هر  فردی  و  عمل  او  شناخته  می‌شود.  نشانه‌های  بدبختی  در  چهره‌ها  به  شکل  رنگ  سیاه  نمایان  می‌گردد،  و  نشانه‌های  رستگاری  به  شکل  رنگ  سفید  نـمایان  می‌شود.  این  نشانه‌ها  و  آن  نشانه‌ها  در  ظواهر  چـهره‌ها  پدیدار  می‌آید.  در  چنین  موقعیتی‌  آیا  تکذیب‌کردن  و  انکار  نــمودن  ممكن  است‌؟

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  (  .

پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌!.

(يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالأقْدَامِ (.

گناهکاران  با  قیافه‌هایشان  شناخته  می‌شوند،  و  ایشان  با  سرها  و  پاها  گرفتار  می‌گردند.

این  صحنه  ناگوار  و  نابهنجاری  است‌.  با  این  ناگواری  و  نابهنجاری،  خـواری  و  رسوائی  همراه  است‌.  چراکه  پاها  و  چهره‌ها  با  یکدیگر گرد  آورده  می‌شود،  و  سپس  بزهکاران  با  این  شکل  و  قیافه  به  آتش  افکنده  می‌شوند  ...   آیادر چنین  موقعیتی  و با  همچون‌ وضع  وحالتی‌،  تکذیب‌کردن  و  انکار  نمودن  ممكن  است‌؟

درهمان  حال‌که ‌صحنه  نشان  داده  می‌شود،  و با  چهره‌ها  و  پاها گرفتن  و  به  آتش  انداختن  بر  دوام  و  برقرار  است‌،  روند  سخن  به  مشاهده‌کردن  این  نشان  دادن  می‌گراید  و  روی  می‌نماید.  انگار  بزه كاران  هنگام  تلاوت  این  سوره  حاضرند  و  بدیشان‌گفته  می‌شود:

(هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ).

این  همان  دوزخی  است  که  گناهکاران  پیوسته  آن  را  دروغ  می‌نامند  و  تکذیبش  می‌کنند.

این  دوزخ  است‌که  حاضر  است  و  مشاهده‌کردنی  است‌،  همانگونه‌که  دارید  می‏‎بینید.

(يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ ).

گناهکاران  در  میان  آتش  دوزخ  و  آب  بسیار  گرم  و  سوزان  در  رفت  وآمد  خواهند  بود.

آب  بسیار گرم  و  داغی‌که  انگار  خوراک  پخته‌ای  بر  روی  آتش  است‌.  بزهکاران  میان‌دوزخ  ومیان  این  مایع  بسیار گرم  و  داغ  در  رفت  و  آمدند.  بنگرید! همــین  حالا  دارند  میان  دوزخ  و  میان  این  مایع  بسیارگرم  و  داغ  می‌آیند  و  می‌روند!

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  (  .

پس کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکارمی‌کنید؟‌!.

این‌ کناره  عذاب  دردناک  است‌.  هم  اینک  به‌کناره  بهشت  پرنعمت  و  ارزشمند  نزدیک  میشویم‌:

(وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (.

هرکسی  که‌ از مقام  پروردگار  خود  بترسد،  باغهائی  (‌در  بهشت‌)  دارد.

برای  نخستین  بار-‌ در  سوره‌هائی‌که  از  قرآن  تا  اینجا  مطالعه‌کرده‌ایم  - ‌دو  باغ ذکر  می‏‎گردد.  آنچه  به  نظر  می‌رسد این ‌دوباغ  درداخل  بهشت  بزرگ  و مشهور  قرار  دارند.  ولی  ذکر آنها  به  طو‌ر  خاص  دراینجا  بیانگر  مرتبت‌ و منزلت ‌آن‌دو است‌.  درسوره  واقعه  خواهد  آمدکه  بهشتیان  دوگروه  بزرگ  هستند:‌گروهی  پیشتازان  مقرب،  وگروهي  یاران  دست  راستی  نـام  دارند.  هرگروهی  ازآنان  از  نعمت  برخوردارند‌.  در  اینجا  چنین  هم  به  نظر  می‌رسدکه  این‌دو  باغ  متعلق  به  یک‌گروه  عالی  مقام  باشد.  چه  بسا  این‌گروه  والامقام  گروه پیشتازان  مقرب  است‌که‌در  سوره  واقعه  ازآنان  سخن  رفته  است‌.  آنگاه  دو  باغ  ديگر  را  می‌بینیم‌که  پائین‌تر و کم‌ارزش‌تر  ازآن  دو  باغ  پیشین  هستند.  چنین  پیدا  است  این‌دو  باغ  هم  متعلق  به‌گروه  دیگری  باشدکه  درکنارگروه  قبلی  قرار  دارند.  چه  بسا  هم  آنان‌ گروه  یاران  دست  راستی  باشند.

به  هر  حال  بگذار  دو  باغ  نخستین  را  ببينیم،  و  لحظه‌هائی  در  آنها  بسر بریم‌.  آن  دو  باغ‌:

(ذَوَاتَا أَفْنَانٍ)  ٠

دارای  انواع  درختان  پرمیوه‌،  با  شاخه‌های  ترد  و  شاداب  هستند.

( أَفْنَانٍ):  [10]  شاخه‌های  کوچک  ترد  و  شاداب  است‌.  شاخه‌های  درختان  این  دو  باغ  سیراب  وشاداب  هست.  

(فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ).

در  آنجاها  چشمه‌سارانی  جاری  است‌.

آب  آن  دو  باغ  فراوان  است‌،‌و سهل  و  ساده  دردسترس  است‌.

(فِيهِمَا مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ (

در  آنجاها  از  هر  میوه‌ای‌،  انواع  و  اقسامی  موجود  است‌.  

میوه‌های  آن  دو  باغ ‌گو‌ناگون  و  زیاد  و  فراوان  است‌.  باید  حال  و  وضع‌ ساکنان  این  دو  باغ  چگونه  باشد؟  ما  ایشان  رامی‌نگریم‌:

(مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ).

بر  فرشهائی  تکیه  می‌زنند  و می‌لمند  که  (‌چه  رسد  به  رویه‌های  آنها)  آسترهای  آنها  از  ابریشم  ضخیم  است‌. 

 « إِسْتَبْرَقٍ ‌»‌:  ابریشم  پرزدار ستبر  است‌.  اگر  آسترهای  آن  فرشها  چنین  چیزی  باشد،  رویه‌های  آنها  باید  چه  باشد؟‌! 

(وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ).

و  میوه‌های  رسیده  باغهای  بهشت