رشود  هستی  انسان  را  خرد  و  تکه  و  پاره  می‌کند.  چه  این  جهان  هستی  با کلمه‌ای  پدید  آمده  است‌،  تنها  یک ‌کلمه  و  بس!

(‌کُن  فَیکوُن  ؟)‌.

بشو،  و  می‌شود.       (‌بقره‌/117...)

  خراب  و  ویران‌کردن  جهان  نیز  نیازی  به  چیزی  ندارد:  

(‌الا  واحدة ‌کلمح  بالصبر )  .

جز  یک  کلمه‌،  (‌سریع‌)  بسان  یک  لحظه  و چشم  به  هم زدن.    (‌قمر‌/ 50)  

حال  انسانها  و  پریها  چگونه  خـواهد  بو‌د،  وقتی‌که  خدا  همه  چیز  راکنار  می‏‎گذارد  و  تنها  بدیشان  می‌پردازد  تا  از  آنان  انتقام  بگیرد؟‌!

در  سایه  این  هول  و  هراس  وحشت‌انگیز،  خدا  از  انسانها  و  پریهای  مسکین  مـی‌پرسد:

( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  )  .

پس  کدامین‌نعمت  ازنعمتهای  پروردگارتان‌را  تکذیب  می‌کنید  وانکار  می‌نمائید؟‌!.

آنگاه  به  آهنگ  ترسناک  و تکان‌دهنده  ادامه  می‌دهد،  و  انسانها  و  پریها  را  به  مبارزه  میخواند  و  از  ایشان  مـی‌خواهد  از  نواحي  آسمانها  و  زمین  بگذرند:  

(يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ فَانْفُذُوا) .

ای  گروه  پریها  و  انسانها ! اگر  می‌توانید  از  نواحی  آسمانها  و  زمین  بگذرید،  بگذرید. [9]

چگونه  بگذرند؟  وکجا  بروند؟

(لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ).

ولیکن  نمی‌توانید  بگذرید  مگر  با  قدرت  عظیم  (‌مادی  و  معنوی‌).

سلطه  و  قدرت  را  نیز  ندارد  مگر صاحب  سلطه  وقدرت  جهان،  یزدان  سبحان  ... 

بار  دیگر  انسانها  و  پریها  را  با  هـمان  پرسش  رویاروی  مي‌گرداند:

( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  )  .

پس  کدامین  نعمت  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  می‌کنید  وانکار می‌نمائید؟‌!.

آیا  در  وجـودشان  چیزی‌که  به  تکذیب  بپردازد  یا  اصلاً  قصد  نطق  و  بیان  داشته  باشد،  باقی  مانده  است‌؟‌! امّا  یورش  خردکننده  تا  آخرخود،  دوام  پیدا  می‌کند،  و  تهدید  هولناک  انسانها  و  پریها  را  دنبال  می‌نماید،  و  سرنوشت  هلاک‌کننده  برایشان  به  تصویر  درمی‌آید:  « يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلا تَنْتَصِرَانِ » ٠

آتش  بی‌دود و مـس گداخته  به‌سوی ‌شما  روانه  می‏‎گردد  و برسر شما  ریخته  می‌شود،  و شما  همدیگر  را نمی‌توانید  یاری  بدهید.

( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  )  .

پس  کدامین  نعمت  ازنعمتهای  پروردگارتان  را  تكذیب  می‌کنید  و  انکار  می‌نمائید؟‌!.

این  شکل  ازهو‌ل  و  هراس‌،‌گونه‌ای  از  تـرس  و  خوف  است‌که  فراتر از  عادات و  شناخته‌های  مردمان  است‌.  اصلاً  فراتر  از  عادات  و  شناخته‌های  هر  آفریده‌ای  از  آفریدگان  است‌.  بالاتر از  تصور انسان  و  از  تصـور هر  آفریده ‌دیگری  است‌.

شکل  نادر  و  ناشناخته‌ای  است‌.  نظائر  آن  در  قرآن‌ کم  است‌.  نظائری‌که  بدان  فقط  تشبیه‌ گردد،  نه  این‌که  همسان  و  همگون  آن  شود.  همان‌گونه‌که  یک  بار  آفریدگار  بزرگو‌ار  فرموده ‌است‌:

(‌و  ذَرني  والمكذّبين ‌اولي  النّعمة).

مرا با ثروتمندانی واگذار که (‌تو  را و رسالت آسمانی را دروغ می‌نامند و) تکذیب می‌دارند.  (‌مزمل‌/11)  

همچنین  فرموده  است‌:

(‌ذرني  و من  خلقت  وحیداً  )‌.

مرا  واگذار  با  آن  کسی  که  او را  تک  و  تنها  (‌و  بدون  دارائی  و  اموال  و  اولاد)  آفریده‌ام‌.  (‌مدثر/11)

  باز  هم  این  فرموده  خداوند  بزرگوار:

(سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ)  .

ای  پریها  و  انسانها! به  حساب  شما  خواهیم  پرداخت‌.  شدیدتر  و  قوی‌تر  و  خوفناک‌تر  و  دارای  بلای  عظیم‌تر  است  ... 

*
از  اینجا  تا  پایان  این  سوره‌،  صحنه‌های  روز  قیامت  می‌آغازد،  صحنه  انقلاب  جـهانی  در  روز  قیامت‌،  و  چیزهائی‌که  به  دنبال  آن  می‌آید.  از  قبیل‌:  صحنه‌های  حساب  وکتاب‌،  و  صحنه‌های  عذاب  و  ثواب.

نشان  دادن  این  صحنه‌ها  با  یک  صحنه جهانی  می‌آغازد،  صحنه‌ای‌که  با  اوائل  این  سوره  و  جولانگاه  جهانی  آن‌،  تناسب  و  همخوانی  دارد:

(  فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ)‌. 

 بدان  گاه  که  آسمان  شکافته  شود،  و  گلگون  گردد  همچون  روغن  گداخته  (‌حوادث  هولناکی  رخ  می‌دهد  که  به  گفتار  درنمی‌آید).

«‌وردة»‌:  سرخ  مایعي  مثل  روغن  داغ  ...   مجموعه  آیاتی‌که  در  باره  صفت  جهان  در  روز  قیامت  آ‌مده  است‌،  همه  و  همه  به  وقوع  نابودی‌کامل  افلاک  وکواکب  اشاره  دارند،  نابودی  به  تمام  وکمالی‌که  به  دنبال  این  هماهنگی  و  همآوائی  موجود،  و  هم  اینک  حاکم  بر وجود  است‌،  و  میان  مدارات  و  حرکات  افلاک  وکواکب  همنوائی  و  همخوانی  را  برقرار  می‌سازد،  رخ  می‌دهد.  از  جمله  آنها  این  آیه‌،  و  این  آیات  است‌:

(إذا رجت الأرض رجا , و بست الجبال بسا , فكانت هباء منبثا). 

این  در  هنگامی  است  که  زمین  سخت  به  تکان  و  لرزه  انداخته  می‌شود،  و  کوه‌ها  سخت  درهم  کوبیده  می‌شوند  و  ریزه  ریزه  می‌کردند،  و  به  صورت  گرد  و  غبار  پراکنده  درمی‌آیند.   (و‌اقعه‌/4-6) 

 (فإذا برق البصر , وخسف القمر , وجمع الشمس والقمر).

هنگامی  که  چشمها  (‌از  شدت  هول  و  هراس‌)  سراسیمه  و  آشفته  می‌شود،  و  ماه  بی‌نور  و  روشنائی  می‏‎گردد،  و  خورشید  و  ماه  گردآوری  می‏‎گردد  ...  . (قيامت‌/7-9) 

(إذا الشمس كورت , وإذا النجوم انكدرت , وإذا الجبال سيرت . وإذا العشار عطلت . وإذا الوحوش حشرت . وإذا البحار سجرت).

هنگامی  که  خورشید  درهم  پیچیده  می‌شود  (‌و  نظام  جهان  درهم  می‌ریزد)‌،  و  هنگامی  که  ستارگان  تیره  و  تار  میگردند  و  فرو  می‌افتند،  و  هنگامی  که  کوه‌ها  (‌از  جای خود برکنده  می‌شوند  و  به  این  سو  و  آن  سو)  رانده  می‌شوند،  و  هنگامی  که  (‌با  ارزش‌ترین  اموال‌،  از  جمله‌)  شتران  آبستنی  که  ده  ماه  از  حمل  آنها  گذشته  است  به  دست  فراموشی  سپرده  می‌شوند، و  هنگامی  که  ددان  و  جانداران  گرد  آورده  می‌شوند  (‌و  خوی  درندگی  و  رمندگی  را از ترس فراموش  می‌کنند،  و  برای  کاستن  از  وحشت  در  کنار  هم  قرار  می‏‎گیرند و به هم  می‌آمیزند)‌،  و  هنگامی  که  دریاها  سراسر  برافروخته  می‌گردند  (‌و  گدازه‌ها  و  گازهای  درون  زمین  طوفانهای  آتشین  و  انفجارهای  هولناکی  پدید  می‌آورند...)‌.     (‌تکویر/  1-6) 

(إذا السماء انفطرت , وإذا الكواكب انتثرت . وإذا البحار فجرت...).

هنگامی  که  آسمان  شکافته  می‏‎گردد،  و  هنگامی  که  ستارگان  از  هم  می‌پاشند  و  پخش  و  پراکنده  می‌شوند،  و  هنگامی  که  دریـاها  شکاف  برمی‌دارند  و  به  هم  می‌پیوندند....  (‌انفطار/1-3)  

(إذا السماء انشقت , وأذنت لربها وحقت . وإذا الأرض مدت , وألقت ما فيها وتخلت , وأذنت لربها وحقت).

هنگامی  كه  آسمان  می‌شکافد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حق  هم  همین  است‌،  و  هنگامی  که  زمین