‌کند  و  می‌پـاید.  او  است‌که  با  بندگان  حساب  وکتاب  می‌کند  و  جزا  و  سزایشان  را  می‌دهد.  او  است‌که  از  افق  بقا  به  میدان  فنا  می‌نگرد  ...   پس  در  این  صورت  از  حقیقت  بقا  است‌که  همه  نعمتها  برمی‌جوشد  و  سر  برمی‌زند.  این  جهان  برنمی‌دمد  و  پدیدار  نمی‌آید،  و كار  و  بار  جهان  راست  و  درست  نمی‌گردد،  مگر  این‌که  در  فراسوی  آن  این  حقیقت  وجود  دارد،  حقیقت  بقا  در  پس  فنا.

*
از  حقـیقت  بقای  دائمی‌که  به  دنبال  آفریده‌های  فانی  است‌،  حقیقت  دیگری  سر  برمی‌زند:  همه  فرزندان  فنا  در  همه  چیزهائی‌که  به  وجودشان  ارتباط  دارد،  رو  می‌کنند  و  می‌گو‌ایند  به  سوی  خدای  یگانه  و  پشتیبان  و  زنده  و  پایدار:

(يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ).

همه  چيز‌ها  وهمه  کسانی  که  در آسمانها  و  زمینند  (‌به  زبان  حال  یا  قال‌،  روزی  و  نیاز  خود  را)  از  خدا  درخواست  می‌کنند.  او  پیوسته  دست  اندر  کاری  است‌.  پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکـذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌!.

همه  چیزها  و  همه‌کسانی‌که  در  آسمانها  و  زمین  هستند  از  خدا  درخواست  می‌کنند.  چه  تنها  خدا  است‌که  باید  از  او  درخواست‌کرد  و  چیزی  خواست‌.  ازکسی  جز  او  درخواست  نمی‌شود،  زیرا  آن‌کس  فانی  است  و  سزاوار  درخواست  چیزی  از او  نیست  ...  از او درخواست  می‌کنند،  و  تنها  او  است  استجابت  می‌کند  و  می‌پذیرد.  آن‌کس‌که  بدو  رو  می‌کند  ناامید  نمی‌شود.  هرکس‌که  به  غیر  او  رو  بکند،  او  از  محل  درخواست  و  از  محل  امید  و  از  محل  جواب،  منحرف‌ گردیده  است  وگمراه  شده  است  ...   آخر  شخص  فانی  برای  شخص  فانی  چه‌کاری  می‌تواند  بکند؟  و  فرد  نیازمند  برای  فرد  نیازمند  چه  چیز  می‌تواند  بکند؟

یزدان  سبحان  پیوسته  دست‌اندرکار کاری  است‌. [8] این  جهان  هستی‌که  حدود  و  ثغور  آن  نـاشناخته  و  ناپیدا  است‌،  همه  و  همه  واگذار  به  قدرت  خدا  است‌،  و  آویزه  مشیت  خدا،  و  برجا  و  برپا  با  تدبیر  و  تقدیر  او  است‌.  این  تدبیر  و  تقدیری‌که‌گستره  سراسر  هستی  را  دربر  می‏‎گیرد،  و  یکایک  افراد  آن  را  جدا  جدا  دربر  می‌گیرد،  و  هر  عضوی  و  هر  سلولی  و  هر  ذره‌ای  را  می‌پاید  و  نظارت  می‌نماید،  و  هر  چیزی  را  خلقت  می‏بخشد،  و  وظیفه  خـود  را  بدان  اعطـاء  می‌کند،  و  آن‌گاه  او  را  در  

حال  انجام  وظیفه‌اش  زیر  نظر  و  تحت  مراقبت  می‌دارد.  این  تدبیر و  تقدیر پیگیری  و  پیجوئی  می‌کند  هرآن  چیزی  راکه  سبز می‌شود  و می‌روید،  و  هر  کی  را که  ازگیاه  و  درختی  می‌افتد،  و  هر  دانه‌ای  راکه  در دل  تار‌يکيهای  زمین  به  درز و  چاله  و  چوله‌ای  سقوط  می‌کند  و نهان  می‏‎گردد،  و هرچیز تـر یا  خشکی  را  می‌پاید  و  نظارت  می‌نماید.  ماهیها  را  در دریاها،‌کرمها  را  در درزها  و  سوراخها،  حشره‌ها را در نهانگاه‌ها و  مخفي‌گاه‌ها،  حیوانات  وحشی  را  در  سوراخ  سنبه‌ها،  پرندگان  را  درآشیانه‌ها،‌هرتخمـی  را،  هرجـوجه‌ای  را،  هر  بالی  را،  هـر  پری  را،  و هر سلولی  را  در  جسم  زنده‌ای‌،  دنبال  می‌کند  و  می‌پاید  و  مراقبت  می‌نماید.  صاحب  این  تدبیر  و  تقدیر  راکاری  ازکاری  غافل  و  بی‏خبر  نمیگرداند،  و  ظاهر و  باطن  و  پیدا  و ناپیدائی  از  دائره  دانش  و آگاهی  او  به  در  نمی‌رود  بدین  خاطر  یزدان  سبحان  انسانها  و پریها  را  با  این  نعمت  رویاروی  می‏‎گرداند،  رویاروی‌ گرداندن  با  ثبت  و  ضبط‌کردن‌،  و  به  گواه  و  شهادت‌ طلبیدن‌:

( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ؟  )  .

پس  کدامین  نعمت  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  می‌کنید  و  انکار  می‌نمائید؟‌!

از  جمله ‌کارهائی ‌که  او  را  از کارهای  دیگری  غافل  و  بی‏خبر  نمی‌گرداند،‌کار  و  بار بندگان  درزمین  است‌»  چه  کار و  بار انسانها  و  چه‌ کار و بار پریها  ... 

با  بیان  این  حقیقت‌کلی  و  حقائقی‌که  ازآن  سرچشمه  می‌گیرد،  نشان  دادن  صحنه‌های  جهانی،  و  رویاروی  کردن  پریها  و  انسانها  با  آن  صحنه‌ها،  پایان  می‏‎یابد،  و  بند  و  بخش  تازه‌ای  می‌آغازد.  در  این  بند  و  بخش  تهدیدکردن  و  بیم  دادن  است‌،  تهدیدی‌ که  هراس‌انگیز  و  ترس‌آور  است‌،  و  بیم  دادنی‌که  انسان  را  به  تب  ولرز  می‌اندازد  و  پریشان  و  نابسامان  می‏‎گرداند.  ایـن  هم  دیباچه‌ای  برای  هول  و  هراس  قیامت  است‌،  هول  و  هراسی‌که  بعد  از  این  در  روند  سوره  انسانها  و  پریها  را  متوجه  خود  می‌گرداند  و به  دیدن  خود  فرامی‌خواند:    

( سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ .يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ .يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلا تَنْتَصِرَانِ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ). 

  ای  پریها  و  انسانها! به  حساب  شما  خواهیم  پـرداخت‌.  پس  کدام یک‌از نعمتهای  پروردگار  خودرا  انکار و  تکـذیب ‌می‌کنید؟‌! ای‌گروه  پریهاو  انسانها!اگر  می‌توانید  از  نواحی  آسمانها  و  زمین  بگذرید،  بگذرید،  ولیکن  نمی‌توانید  بگذرید  مگر  با  قدرت  عظیم  (‌مادی  و  معنوی‌)‌.  پس  کدام  یک از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  وانکار  می‌کنید؟‌! آتش  بی‌دود  و  مس  گداخته  به  سوی  شما  روانه‌می‌گردد  و  بـرسـرشما  ریخته  می‌شود،  و  شما  همدیگر  را  نمی‌توانید  یاری  بدهید.  پس  کدامین  نعمت  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌!. 

 ( سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ ).

ای  پریها  و  انسانها! به  حساب  شما  خواهیم  پرداخت‌. 

 وای  از  این  ترس  و  هراس  به  تب  و  لرز  اندازنده‌ای ‌که  انسانها  و  پریها  تاب  ایستادگی  در  برابر  آن  را  ندارند! و  کوه‌های  محکم  و  استوار  و  ستاره‌ها  و کرات در برابرش  نمی‌توانند  بایستند! خدا  - ‌جل  جلاله  -‌ خدای  قدرتمند  و  توانا،  خدای  قهار  و  جبار  و  والا  و  بزرگوار،  خدای  سبحان  به  حساب  این  دو  آفریده  ناتوان‌ کوچک‌،  یعـنی  پریها و انسانها خواهد  رسید! ایشان  را  بیم  می‌دهد  و  از  انتقام  خود  می‌ترساند!این‌کاری  است‌! این  هول  و  هراس  است‌! کاری  و  هول  و  هراسی  است‌که  فراتر  از  تصور  و  تاب  و  توان  است‌! یزدان  سبحان  به‌ گونه‌ای  سرگرم  امور  نیست‌که  غافل  بشود،  و  بعدها  دستش  خالی‌گردد  و  به  حساب  انسانها  و  پریها  برسد.  این  سخن  برای  نزدیک ‌گرداندن‌ کار  به  ذهن  و  شعو‌ر  انسان  است‌.آهنگ  وعید،  به  شکل  بیهوش‌کننده  و  به  تب  و  لرز  اندازنده‌ای  است‌.  به  شکلی  است  همین‌که  تص