تند،  حیاتی  که  با  طلوع‌کردن  پدیدارو  نمودار  میآ‌ید،  و  به  غروب  کردن  نیز  نیاز  دارد.  اگر  یکی  از  طلوع‌کردن  و  غروب  نمودن‌،  و  یا  هر  دو  تای  آنـها  مختل‌گردد،  اسباب  و  وسائل  حیات  ازکار  می‌افتد  و  از  میان  رخت  برمی‌بندد...  

*  
روند  قرآنی  از  این  شناوری  ژرف  در آفاق  و کرانه‌ها  به  زمین  برمی‏گردد،  و  از  آبی  سخن  می‌گویدکه  در  آن  است‌.  آبی‌که  خدا  آن  را  به  اندازه  آفریده  است‌،  و  نوع  آب  را  نیز  به  اندازه  لازم  خلـق‌کرده  است‌،  وکاربرد  آن  را  نیز  به  اندازه  لازم  تـعيین  فرموده  است‌،  و  استفاده  و  بهره‌وری  از آن  را  هم  مشخص  نموده  است‌:

( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ .بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لا يَبْغِيَانِ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ .يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ . فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ .وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأعْلامِ .فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ).

دو  دریای  (‌مختلـف  شیرین  و  شور،  و  گرم  و  سرد)  را  در  کنار  هم  روان  کرده  است  و  مجاور  یکدیگر  قرار  داده  است‌.  امّا  در  میان  آن  دو  حاجز  و  مانعی  است  که  نمی‏گذارد  یکی  با  دیگری  بیامیزد  و  سرکشی  کند.  پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌! خدا  کشتیهائی  ساخته  و  پرداخته  (‌آفریدگان  خود  به  نام  انسانها)  در  دریاها  دارد  که  همسان  کوه‌ها  هسـتند.  پس  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  می‌کنید  و  انکار  می‌نمائید؟‌!.

دو  دریائی‌که  بدانها  اشاره  شده  است  دریای  شور  و  دریای  شیرین  است‌.  اولی  شامل  دریاها  و  اقیانوسها  می‌گردد،  و  دومی شامل رودخانه‌ها و جویبارها می‌شود.« مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ »‌:  دو  دریا  را  حرکت  داده  است  و  به  سوی  همدیگر روان‌کرده  است تا با  یکدیگر برخورد  کنند.  امّا  با  یکدیگر  نمی‌آمیزند  و  بر  همدیگر  سرکشی  نمی‌کنند،  و  هیچ  یک  از  آن  دو  از  حد و  مرز  مقرر تجاوز  نمی‌کند،  و  از  وظیفه  معین  خود  درنمی‌گذرد.  میان  آن  دو  حاجز  و  مانعی  از  سرشت  خودشان  است‌که  صنع  و  ساختار  یزدان  است‌.

تقسیم  آب  بدین  نحو  و  بدین  شیوه  درکره  زمین  تصادفی  و  خـود  به  خود  و ناسنجیده  و  هـمـین  جوری  نیست‌.  بلکه  آب  بر  مبنای  اندازه‌گیری  عجیبی  و  مقدار  دقیقی  خلق ‌گردیده  است‌.  آب  شور  حد‌ود  سه  چهارم  سطح  زمین  را  فراگرفته  است‌،  و  بخشی  از  آن  با  بخش  دیگر  متصل‌ گردیده  است‌.  خشکی  یک  چهارم  زمین  را  فراگرفته  است‌.  این  مقدار زیاد  آب  شور،  مقدار  لازمی  است  و  با  دقت  برای  پاک ‌کردن  فضای  زمین  و  محافظت  از  آن  تا  همــیشه  شایسته  زندگی  بماند  تهیه  دیده  شده  است‌.

«‌با  وجود  فوران‌ گازها  از  زمین  در  طول  روزگاران  دور  و  دراز  - ‌اغلب  آنها  هم  سمّی  است  -‌ هوا  در واقع  بدون  آلودگی  باقی  مانده  است‌،  و  نسبت‏های  لازم  و  هماهنگ  هوا  برای  وجود  انسان  به  هم  نخورده  است  ...   چیزی‌که  چرخه  مهم ‌این‌کار  را  برقرار  می‌دارد  و  چرخ  ارابه  موازنه  و  هماهنگی  را  به  پیش  می‌راند،  توده  بزرگ  و  گستره  سترگ  آب  است‌که  اقیانوس  نام  دارد»‌. [5]

از  این  توده  ستبر  فراخ‌،  به  وسیله  حرارته  خورشید  بخارها  تولید  و  به  هوا  متصاعد  می‌شود.  این  بخارها  است‌که  برمی‏گردد  و  به  شکل  بارانها  به  زمین  می‌افتد  و  آب  شیرین  به  شکلهای‌گوناگون  از  آن  به  وجود  می‌آید.  بزرگ‌ترین  شکل  از  این  اشکال‌،  رودخانه‌ها  و  رودبارها  است‌.  هماهنگی  موجو‌د  در  میان  فراخـی  اقیانوس  و  حرارت  خورشید  و  سردی  طبقات  بالای  فضا،  و  عوامل  فلکی  دیگر  است‌که  باران  از  آن  حاصل  می‌گردد  و  پدیدار  می‌آید،  بارانی‌که  از  آن‌،  توده  آب  شیرین  تولید  می‌شود،  و  در  سایه  همین  آب  شیرین‌،  حیات‌گیاه  و  حیوان  و  انسان  برقرار  و  استوار  می‌ماند  ... 

تقریباً  همه  رودخانه‌ها  به  دریاها  می‌ریزند.  رودخانه‌ها  املاح  و  نمکهای  زمین  را  با  خود  می‏‎برند  و  به  دریاها  منتقل  می‌کنند.  امّا  طبیعت  دریاها  را  تغییر  نمی‌دهند  و  بر  دریا  چیره  نمی‌گردند.  سطح  رودخانه‌ها  بالاتر  از  سطح  دریاها  است‌.  بدین  خاطر  دریاها  بر  رودخانه‌هائی  که  بدانها  می‌ریزند  چیره  نمی‌گردند،  و  مسیرهای  آنها  را  با  آب  شور  نمي‌بندند  تا  رودخانه‌ها  را  ازکار  خود  بازدارند  و  برطبیعت  آنها  چیره‌گردند! میان  دریاها  و  رودخانه‌ها  همیشه  چنین  برزخ  و  مانعی  وجود  داردکه  ساخت  یزدان  دادار  است‌،  و  این  است‌که  بر  همدیگر  چیره  نمی‌شوند  و  غالب  نمی‌آیند.

دیگر  جای  شگفت  نیست  این‌که  دو  دریا  و  برزخ  و  مانع  میان  آنها  را  در  جولانگاه  یاد  نعمتها  ذکر  می‌کند. 

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ).

 (‌ای  گروه  پریها  و  انسانها!)  کـدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌.

سپـس  نعمتهای  خدا  در  دریاها  را  ذکر  می‌کند،  آن  بخش  از  نعمتها که  در  زندگی  مردمان  ملمو‌س  و  خیلی  به  زندگی  ایشان  مربوط  است‌:

(يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ).

از  آن  دو،  مروارید  و  مرجان  بیرون  می‌آید.

«‌لولو»  یا  صدف  مروارید،  در  اصل  خود  جانوری  است‌.  «‌شاید  لولو  شگفت‌انگیزترین  چیزی  باشدکه  در  دریاها  است‌.  لولو  به  ژرفاها  می‌رود.  لولو  داخل  صدفی  است  که  از  مواد  آهکي  ساخته  شده  است‌.  صدف  لولو  را  از  خطرها  حفظ  می‌کند.  این  جانور  با  جانوران  زنده  در  ترکیب‌بند  و  نحوه  زندگی  فرق  می‌کند.  این  جانور  تور  نازک  و  ظریفی  داردکه  بسان  تور  شکارش  است‌.  بافت  شگرفی  دارد.  همانند  صافی  است‌.  اجازه  می‌دهد  آب  و  هوا  و  غذا  به  درونش  بیاید،  ولی  نمی‌گذارد  شنها  و  سنگریزه‌ها  و  چیزهای  دیگر  وارد  شود.  زیر  تور،  دهانهای  این  جانور  است‌.  هر  دهانی  چهار  لب  دارد.  هرگاه  ذره  شنی‌،  یا  تکه  سنگریزه‌ای‌،  و  یا  جاندار  مضری  با  زور  به  داخل  صدف  برود،  لولو  شروع  به  ترشح  ماده  لزج  وچسبناکی  می‌کند  و  با  آن  دور  و  بر  آن  چیز  را  می‌پوشاند.  ماده  لزج  و  چسبناک  منجمد  و  سفت  می‌شود  و  تبدیل  به  مروارید  می‏‎گردد! برحسب  آن  ذره  یا  چیزی  که  نفوذ کرده  است  حجم  مروارید  فرق  پیدا  مـی‌کند و کوچک یا  بزرگ می‌شود»‌ [6]

«‌مرجان  از  جمله  عجائب  و  غرائب  آفریده‌های  یـزدان  است‌.  در دریاها  زندگی  می‌کند  در  عمق  میان  پنج  متر  تا  سیصد  متر.  طرف  پائین  بدن  خود  را  به  صخره‌ای  یا  به  سنگی  و  یا گیاهی  می‌چسباند  و  خود  را  نگاه  می‌دارد:  دهانه  دهان  مرجان  در  بالای  جسـمش  قرار  دارد.  چند  زائده‌ای  به  نام  تارک  در  اطراف  دهان  است  و  آنها  را  برای  به  دست  آوردن  غذا  به‌کار  می‏‎برد.  هرگاه  