وضاع  و  احوال  زمین  و  با  ظو‌اهر  و  پدیده‌های  آن‌گرفته‌ایم‌،  و  نیز  به  خاطر  موقعیت  و  جایگاهی‌که  در  زمین  پیدا کرده‌ایم  و  بر  آن  رفته‌ایم‌،  ما  به  خاطر  همه  این  چیزها  نزدیک  است  دست  قدرتی  را  احساس  نکنیم‌که  این زمین را برای زندگی انسانها «‌آفریده  است‌»‌،  و استـقرار و  ماندگاری  ما  را  برآن  ممکن  و  ساده  نموده  است‌،  تا  بدانجاکه  ما  نزدیک  است  این  استقرار  و  ماندگاری  را  احساس  نکنیم‌،  و  متوجه  عظمت  معنی  استقرار  و  ماندگاری  خودمان  بر  آن  نشویم‌،  و  بزرگی  نعمت  خدا  بر  خـود  را  فراموش‌کنیم‌،  مگر گاه‌گاهی‌که  یک  آتش‌فشانی  فوران  می‌کند،  یا  زلزله‌ای  به  راه  می‌افتد،  واین  زمین  پر امن  و  امان  زیر  ما  را  مـی‌آورد  و  می‏‎برد  و  به این  سو  و  آن  سو  تاب  می‌دهد.  آن  وقت  است‌که  زمین  نابسامان  می‌شود  وبه  تکان  و  حرکت  درمی‌آید.  بدین  هنگام  است‌که  معنی  استقراری  را  به  یاد  می‌آوریم‌که  ازآن  در پرتو لطف  خدا  بر روی  این  زمین  برخـورداریم  و استفاده  می‌کنیم‌.  سزاوار  انسانها  است‌که  این  حقیقت  را  در  هر  لحـظه‌ای  به  یاد  آورند.  این  حقيقت  را  هم  وقتی  به  یاد  می‌آورند  که‌گو‌ش  دل  خود  را  به  زمینی  فرا دارند که  روی  آن  زندگی  می‌کنند  و  بدان‌ تکیه  می‌ورزند،  و  بدانند  این  زمین  جز  ذره  خاکی  نیست ‌که  در فضـای  فراخ  یزدان  شناور  است‌،  و  در  این  فضای  فراخ  بی‌انتهاء  می‌گردد  و  می‌چرخد.  دور  خـود  با  سرعت  حدود  هزار  مایل  در  ساعت  می‌گردد  و  می‌چرخد.گذشته  از  این‌،  زمین  به  دور  خورشید  با  سرعت  شصت  هزار  مایل  در  ساعت  می‌گردد  و می‌چرخد.  همچنین  زمین  و  خورشید  و  منظومه  شـمسی  همه  با  هم  در  این  فضای‌گسترده  با  سرعت  هزار  مایل  در  ساعت  به  سوی  جهتی  از  آسمان  به  نام  برج  الجبار  رهسپارند!

بلی  اگر  مردمان  دل  جان  را  فرادارند  به  این‌که  آنان  سوار  بر  این  ذره  خاک  شناور  در  فضـا  با  این  سرعت  هستند،  ذره  خاکی‌که‌ گستره  فضا  را  پیاپی  طی  می‌کند  و  بدون  هیچگونه  تکیه‌گاهی  در  با  آویزان  و کرانه‌های  آن  را  با چیزی  جز قدرت  خدا  طی ‌نمی‌کند،  همیشه ‌دلها  و  چشمهای  ایشان  دوخته  به  درگاه  خدا  می‌ماند،  و  جانهایشان  و  بندهای  اندامشان  ترسان  از  یزدان  می‏‎گردد،  و  به‌کسی  و  به  چیزی  جز  واحد  قهاری  تکیه  نمی‌کنند که  این  زمین  را  برای  مردمان  تهیه  دیده  است  و  گسترانیده  است‌،  و  اینگونه  ایشان  را  بر  روی  زمین  استقرار  بخشیده  است  و  ماندگار  فرموده  است‌!

یزدان  مهربان  زندگی  را  برای  مردمان  در  این  زمین  میسر  و  ممکن‌ کرده  است‌،  در  حالی ‌که  زمین  ایشان  را  پیرامون  خود  و  پیرامون  خورشید  می‏‎گرداند  و  می‌چرخاند،  و  با  خورشید  و  منظومه  شمسی  با  همچون  سرعت  هراس‌انگيزی  در  تک  و  پو  است‌.  یزدان  سبحان  در  زمین  اقوات  لازم  را  مقدر  و  مقرر  داشته  است‌که  از  آن  اقو‌ات  میوه  را  در  اینجا  ذکر  می‌کند،  به  ویژه  از  خرما  سخن  می‌راندکه  داخل  غلافها  است‌.  «اَکمام‌»  جمع  «‌کم‌»  است‌.  «‌کم‌»  غلاف  خو‌شه  خرما  است‌.  خرما  در  داخل  آن  پرورش  می‏‎یابد.  تا  به  زیبائی  سیمای  درخت  خرما،  گذشته  از  فائده  میوه  آن  اشاره‌ای  بكند.  از  جمله  اقوات  دانه  را  ذکر  می‌نماید،  دانه‌ای‌که  برگ  و  ساقه  دارد،  و  درو  می‏‎گردد  و  خوراک  چهارپایان  می‌شود.  از  جمله  اقوات  ازگیاهان  خوشبو  سخن  مـی‌رود  ... گیاهان  خوشبو  دارای  اقسام  و  انواع  مختلفی  در  زمین  است‌.  از  جمله  آنها  برخیها  خوراک  انسانها  است‌،  و  بـرخیها  خو‌راک  حیوانها  است‌،  و  بخشی  هم  وسیله  خوشی  و  لذت  ایشان  است‌.

وقتی‌که  روند  قرآنی  بدین  بند  می‌رسد  و  نعمتهای  خدا  را  برمی‌شمارد:  تعلیم  قرآن‌،  آفرینش  انسان‌،  یاد  دادن  نطق  و  بیان  به  انسان‌،  هماهنگی  خورشید  و  ماه  برابر  حساب  و کتاب‌،  برافراشتن  آسمان‌،  وضع  قوانین  و  ضوابط‌،  مهیاکردن  و  آماده  ساختن  زمین  برای  مردمان‌،  قرار  دادن  آنچه  در  زمین  از  میوه  و  خرما  و  دانه  و  گیاهان  خوشبو  ...   پریها  و  انسانها  را  فریاد  می‌دارد  رو  در  روی  جهان  و  جهانیان‌:

(فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ).

(‌ای  گروه  پریها  و  انسانها!)  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌کنید؟‌.

این  پرسشی  برای  مسجل‌کردن  وگو‌اه  نمودن  است‌.  چه  در  همچون  مقامی  نه  انسانها  و  نه  پریها  نمی‌توانند  نعمتهای  خداوند  مهربان  را  تکذیب‌کنند  و  انکار  نمایند.

*
سپس  روند  قرآنی  از  منت  نهادن  بر  آنان‌،  و  در  حق  ایشان  بزرگو‌اری‌کردن  با  نــعمتهای  خدا  در  جهان‌،  می‌پردازد  به  منت  نهادن  بر  آنان  و  در حق ایشان با نعمتهای وجود خودشان‌،  و  به  ویژه  آفریدن  آنان  و  هستی  بخشیدن  ایشان‌:

(خَلَقَ الإنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ .وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ ...فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ؟ )  . 

 خدا  انسان  را  ازگل  خشکیده‌ای  همـچـون  سفال  آفریده  است‌.  و  جن  را  از  زبانه  شعله‌ور آتش  خلق  نموده  است‌.  (‌ای  گروه  پریها  و  انسانها!)  کدام  یک  از  نعمتهای  پروردگارتان  را  تکذیب  و  انکار  می‌نمائید؟‌.

نعمت  آفریدن  و  پدید  آوردن‌،  اصل  نعمــتها  است‌.  پیش  از  هر  چیز  فاصله  میان  بودن  و  نبودن  با  هیچ  مقیاس  و  معیاری  از  مقیاسها  و  معيـارهائی‌که  انسانها  می‌شناسند  قابل  اندازه‌گیری  و  محاسبه  نیست‌.  زیرا  همه  مقیاسها  و  معیارهائی‌که  در  دسترس  انسانها  است  یا  عقل  و  خرد  انسانها  به  فهم  و  درک  آنها  نائل  می‏‎گردد،  مقیاسها  و  معیارهائی  هستندکه  با  آنها  می‌توان  موجودی  و  موجودی  را  با  یکدیگر  سنـجيد  و  فرق  آن  دو  را  تشخیص  داد  وگفت‌.  ولی  فهم  و  درک  بشری  هیچ  وقت  و  به  هیچ  وجه  نمی‌تواند  فاصله  موجو‌د  و غیرموجود  را  تشخیص  دهد  و  اندازه‌گیری‌کند.  چنین  می‌دانیم‌که  پریها  هم  بدین  سان  و  در  این  پایه  و  مایه‌اند.  پریها  هم  آفریده‌هائی  بیش  نیـستند،  و  معیارها  و  مـقیاسهایشان  معیارها  و  مقیاسهای  مخلوقات  و  آفریده‌ها  است‌!

زمانی‌که  یزدان  سبحان  بر  پریها  و  انسانها  با  نعمت  آفریدن  و  پدید  آوردن  منت  می‌نهد،  در  حقیقت  بر آنان  با  نعمتی  منت  می‌نهدکه  بالاتر  و  والاتر  از  درک  و  فهم  است‌.

بعد  از  آن‌،  خداوندگار  حق  سبحان،  ماده  آفرینش  انسانها  و  پریها  را  بیان  می‌فرماید.  آن  ماده  هم  آفریده  ایزد  منان  است‌.  «‌صـلصال‌»‌:‌گلی  را  می‌گویندکه  خشک  شود  و  وقتی‌که  بدان  تلنگر  زده  شود  صدا  و  طنین  داشته  باشد.  چه  بسا  این  امر  حلقه‌ای  از  حلقه‌های  زنجیره  آفرینش  از  گل  یا  از خاک  باشد.  همچنین  یادی  هم  از  حقیقت  وحدت  ماده  انسان  و  ماده  زمین  در  ع