لأرض ومن فيهن وإن من شيء إلا يسبح بحمده , ولكن لا تفقهون تسبيحهم). 

آسمانهای  هفت‏گانه  و  زمین  و  کسانی  که  در  آنها  هستند  همگی،  تسبیح  خدا  می‏‎گویند  و  (‌با  تنزیه  و  تقدیسش‌،  رضای  او  می‌جویند.  اصلاً  نه  تنها  آسمانهای  هفت‏گانه  و  زمین‌)  بلکه  هیچ  موجودی  نیست  مگر  این  که  (‌بـه  زبان  حال  یا  قال‌)  حمد  و  ثنای  وی  می‌گویند،  ولی  شما  تسبیح  آنها  را  نمی‌فهمید  (‌چرا  که  زبانشان  را  نمی‌دانید  و  از  ساختار  اسرارآمیز  عالم  هستی  و  نظام  پیچیده  جهان  آفرینش  چندان  مطلع  نیستید.  پس  هماهنگ  با  سراسر  جهان  هستی  به  یکتاپرستی  بـپردازیـد  و  از  راستای  جملگی  کنار  نروید  و  دور  نشوید.  درهای  توبه  و  برگشت  به  سوی  یزدان  جهان  به  روی  همگان  باز  است‌)‌.      (‌اسرا/44)  

همچنین  این  آیه‌:

(ألم تر أن الله يسبح له من في السماوات والأرض والطير صافات . كل قد علم صلاته وتسبيحه). 

(‌ای  پیغمبر!)  مگر  نمی‌دانی  که  همه  کسانی  و  همه  چیزهائی  که  در  آسمانها  و  زمین  بسر  می‌برند،  و  جملگی  پرندگان  در  حالی  که  (‌در  هوا)  بال  گسترده‌اند،  سرگرم  تسبیح  (‌خدا  و  فرمانبر  اوامر)  او  هستند؟‌! همگی  به  نماز  و  تسبیح  خود  آشنایند  (‌و  برابر  فرمان  تکوینی  یا  تشریعی‌،  و  یا  الهام  الهی‌،  به  وظیفه  خویش  در  زندگی  آگاهند،  و  به  زبان  قال  یا  حال  بیانگر  عظمت  و  جبروت  پروردگار  و  نمایان‌گر  قدرت  و  حکمت  آفریدگارند)‌.     (‌نور/41)

درباره  این  حقیقت  بیندیش،  و  جهان  را  در  عبادت  و  تسبیحش  تعقیب  و  وارسی  کن‌.  این  کار  به  دل  انسان  لذت  و  بهره  عجیب  و  غریبی  می‏بخشد.  در  آن  حال‌که  انسان  احساس  می‌کند  هر چه  پیرامون  او  است  زنده  است  و  بدو  عطوفت  و  مهربانی  می‌ورزد،  و  با  او  رو  به  آفریدگارش  می‌کند.  انسان  میان  جانهای  همه  چیزها  ایستاده  است‌.  جانها  در  همه  چیزها  می‌دمد،  و  همه  چیزها  را  برادران  و  یاران  او  می‌گرداند!

این  اشاره‌ای  است  با  ابعاد  و  فواصل  و  اعماقی‌که  دارد...  

(وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِيزَانَ .أَلا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ .وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ)٠

آسمان  را  برافراشت‌،  و  قوانین  و  ضوابطی  را  گذاشت.  هدف  (‌از  ایجاد  قوانین  و  ضوابط  در  عالم  هستی‌)  این  است  که  شما  هم  (‌قوانین  و  ضوابط  را  در  زندگی  فردی  و  اجتماعی  خود  رعایت  کنید  و)  از  (‌حد  و  مرز)  قوانین  و  ضوابط  (‌مقرره‌)  تـجاوز  نکنید.  در  وزن  کردن  و  برکشیدن  (‌کالاها  و  در  متر  کردن  و  اندازه‌گیری  چیزها)  دادگرانه  رفتار  کنید  و  از  ترازو  مکاهید  (‌و  کم  و  کاست  ندهید  و  کم‌فروشی  نکنید).

مراد  از  اشاره  به  آسمان  -  بسان  سائر  اشاره‌های  قرآنی  به  جولانگاه‌های  این  هستی  -  بیدارکردن  دل  غافل‌،  و  نجات  دادن  آن  از  تنبلی  الفت  و  عادت‌گرفتن‌،  و  توجه  دادن  او  به  بزرگی  و  هماهنگي  و  زیبائی  این  جهان‌،  و  آگاه‌کردن  او  از  قدرت  و  قوت  و  شکوه  و  جلال  دستی  است‌که  جهان  را  از  نیستی  به  هستی  آورده  است‌.

مراد  از  اشاره  به  آسمان  -  مفهوم  و  مقصود  از  آسمان  هرچه  هست  -‌جلب  توجه  به  والائی  است‌.  چشمها  را  به  بالا  خیره‌کردن‌،  و  بدان  فضای  هراس‌انگیز  و  بلند  دوختن  است‌.  فضائی‌که  حدود  و  ثغو‌ر  آن  ناشناخته  و  ناپیدا  است‌،  و  میلیونها  میلیون  ستاره  بزرگ  در  آن  شناور  است  ولی  دو  تای  آنها  با  یکدیگر  خورد  نمی‌کند،  و  منظومه  شمسی  ما  با  منظومه  دیگری  قصادت  نمی‌نماید ...  گاهی  منظومه‌ای  نزدیک  به  هزار  میلیون  ستاره  دارد،  مثل  منظو‌مه‌های‌کهکشانی‌که  منظومه  شمسی  ما  یکی  از  آنها  است‌.  درکهکشان  ما  خورشیدهائی  وجود  داردکه‌کوچک‌تر  از  خورشید  ما  است‌،  و  خورشیدهائی  وجودکه  هزاران  برابر  از  خورشید  ما  بزرگتر  است‌. قطر خورشید ما (3/1  2)  میلیون‌ کیلومتر  است‌!..  همه  این  ستاره‌ها،  و  همه  این  منظومه‌ها  درگستره  هستی  با  سرعتهای  هراس‌انگیزی  حرکت  می‌کنند،  و  با  وجود  این  که  در  این  فضای  فراخ  هراس‌انگیز،  تکه‌های  شناور  پرتی  است‌،  با  آنها  تصادف  و  برخـورد  نمی‌کنند!

درکنار  این  عظمت  موجود  در  برافراشتن  این  آسمان  هراس‌انگیز  فراخ،  این  مطلب  ذکر  می‌شود:

«وَضَعَ الْمِيزَانَ »  ٠

قوانین  و  ضوابطی  را  گذاشت.

ترازوی  حق  را  قرار  داد.  آن  را  ثابت  و  برقرار  و  استوار  کرد.  آن  را  بر‌ای  ارزیابی  ارزشها  پابرجا  داشت‌،  ارزیابی  ارزشهای  اشخاص  و  رخدادها  و  چیزها.  تا  راستی  و  درستی  ارزشها  مختل‌ نگردد،  و وزن  و  ارج ‌آنها  آشفته  نشود،  و  ارزشها  از  نادانی  وکینه‌توزی  و  هو‌ا  و  هو‌س  پیروی  نکند.

ترازوی  حق  را  درفطرت‌،  و  در  این  برنامه  الهی  پابرجا  و  استوار  داشت‌،  برنامه‌ای‌که  همه رسالتهای  آسمانی  آن  را  با  خـود  به  ارمغان‌آورده‌اند  و  قرآن ‌آن  را  در بر  دارد:

(وَضَعَ الْمِيزَانَ ...أَلا تَطْغَوْا فِي الْمِيزَانِ ).

قوانین  و  ضوابطی  را  گذاشت  ...   هدف  (‌از  ایجاد  قوانین  و  ضوابط ‌در  عالم  هستی‌)  این  است  که  شماهم  (‌قوانین  و  ضوابط  را  در  زندگی  خود  رعایت  کنید  و)  از  (‌حد  و  مرز)  قوانین  و  ضوابط  (‌مقرره‌)  تجاوز  نکنید.

تا  دچار  افراط  وزیاده‌روی  و  تفرط  وکوتاهی  نشوید...

(‌ وَأَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَلا تُخْسِرُوا الْمِيزَانَ )‌.  

در وزن  کردن  و  برکشیدن‌(‌کالاها  ودر متر کردن‌و  اندازه‌گیری  چیزها)  دادگرانه  رفتار  كنید  و  از  تـرازو  مکاهید  (‌وکم  و  کاست  ندهید  و  کم‌فروشی  نکنید)

بدین  خاطر  وزن‌کردن  و  کشیدن‌،  دادگرانه  صورت  می‌پذیرد،  و  افزایشی  وکاهشی  وجود  نـخواهد  داشت‌.  بدین  جهت  حق  در زمین‌،  و  حق  درزندگی  انسانها،  با  ساختار بنیاد  هستی  و  نظم  و  نظام  آن  ارتباط  پیدا  می‌کند.  حق  با  مفهوم  معنوی  آسمان  نیز پیوند  پیدا  می‌نماید.  چراکه  وحي  خدا  وبرنامه  او ازآسمان  نازل  می‏‎گردد.  حق  با  مدلول  منظور  و  مشهود  آسمان  هم  ارتباط  می‏‎یابد.  زیرا  آسمان‌،  بزرگ  هستی  وثبات  آن  را  می‌رساندکه  به  فرمان  یزدان  و  با  قدرت  ایزد  سبحان  برقرار  و  استوار  است  ...   این  دو  مفهوم  و  مدلول‌،  با  آهنگ  و  سایه‌روشنهای  الهامگرانه  خود،  متبادر  به  ذهن  و  شعور  می‌گردد.

(  وَالأرْضَ وَضَعَهَا لِلأنَامِ .فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الأكْمَامِ .وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ).

خداوند  زمین  را  برای  (‌زندگی‌)  انسانها  آفریده  است‌.  در  زمین  میوه‌های  فراوان‌،  و  از  جمله  خرما  است  که  دارای  غلاف  است‌.  و  (‌در  زمین‌)  گیاهان  خوشبو  وجود  دارد،  و  همچنین  دانه‌هائی  است  که  در  میان  پوسته  قرار  دارند.

  ما  به  سبب  طول  ماندگاری  واستقرارمان  بر روی  زمین‌،  و  به  سبب  خوی  و الفتی‌که  با  ا