ؤُ وَالْمَرْجَانُ (٢٢)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٢٣)وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأعْلامِ (٢٤)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٢٥)كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ (٢٦)وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإكْرَامِ (٢٧)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٢٨)يَسْأَلُهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (٢٩)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٣٠)سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَا الثَّقَلانِ (٣١)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٣٢)يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ (٣٣)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٣٤)يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِنْ نَارٍ وَنُحَاسٌ فَلا تَنْتَصِرَانِ (٣٥)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٣٦)فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ (٣٧)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٣٨)فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْأَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَلا جَانٌّ (٣٩)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٠)يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمَاهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِي وَالأقْدَامِ (٤١)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٢)هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ (٤٣)يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ آنٍ (٤٤)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٥)وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ (٤٦)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٧)ذَوَاتَا أَفْنَانٍ (٤٨)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٤٩)فِيهِمَا عَيْنَانِ تَجْرِيَانِ (٥٠)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٥١)فِيهِمَا مِنْ كُلِّ فَاكِهَةٍ زَوْجَانِ (٥٢)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٥٣)مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ (٥٤)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٥٥)فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ (٥٦)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٥٧)كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ (٥٨)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٥٩)هَلْ جَزَاءُ الإحْسَانِ إِلا الإحْسَانُ (٦٠)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٦١)وَمِنْ دُونِهِمَا جَنَّتَانِ (٦٢)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٦٣)مُدْهَامَّتَانِ (٦٤)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٦٥)فِيهِمَا عَيْنَانِ نَضَّاخَتَانِ (٦٦)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٦٧)فِيهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ (٦٨)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٦٩)فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (٧٠)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٧١)حُورٌ مَقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (٧٢)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٧٣)لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلا جَانٌّ (٧٤)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٧٥)مُتَّكِئِينَ عَلَى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ (٧٦)فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (٧٧)تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإكْرَامِ (٧٨)

این  سوره  مکی‌ [1] دارای  شیوه  ویژه  قابل  ملاحظه‌ای  است‌.  اعلان  همگانی  درگستره  جهان  بزرگ  هستی  است‌.  اعلام  نعمتهای  چشمگیر  و  آشکار،  در  ساختار  زیبای‌کردگار،  در  نوآوریها  و  زیبانگاریهای  آفریدگار  در  آفریده‌های  بی‌شمار  دادار،  در  تدبیر  و  تقدیر  یزدان  سبحان  در  اداره  جهان  و  چرخاندن  امور  آن‌،  و  متوجه  ساختن  جملگي  مردمان  به  سوی  ایزد  بزرگوار  منان  است  ...   این  سوره‌ گواه‌ کردن ‌کل  جهان  بر  ثقلین‌،  یعنی  بر  انس  و  جن  است‌،  انس  و  جنی‌که  مخاطبان  این  سوره  به  طور  یکسان  هستند.  این  سوره  انسانها  و  پریها  را  در  گستره  هستی‌،  به  شهادت  هر  موجودی‌،  مخاطب  قرار  می‌دهد،  و  ایشان  را  به  مبارزه  می‏طلبد  و  از  ایشان  می‌خواهد  اگر  می‌توانند  نعمتهای  خدا  را  انکار کنند،  این  گوی  و  این  میدان‌.  این  مبارزه‌طلبی  به  دنبال  بیان  هر  نعمتـی‌که  خدا  آن  را  برمی‌شمرد  و  جدا جدا  پیش  چشم  می‌دارد،  تکرار  می‏‎گردد.  یزدان  سبحان  در  این  سوره  گستره کل  جهان  را  نمایشگاه  نعمتهای  خود  می‌سازد،  و  گستره  جهان  آخرت  را  نیز  همین‌گونه  معرفی  می‌کند.  طنین  اعلان  در  بنیادکل  این  سوره‌،  و  در  آهنگ  فاصله‌های  آن  جلوه‌گر  می‌آید  ...   طنین  اعلان  در  بلند  گرداندن  صدا  بدان  بالا  بالاها،  و  درکشش  صدا  و  رساندن  ندا  بدان  دوردستها  جلوه‌گر  می‌آید.  همـچنین  طنین  اعلان  جلوه‌گر  می‌آید  در  سرآغاز  بیدارکننده  و  هوشدار  دهنده‌ای‌که  مایه  هوشیاری  و  بیداری  و  انتظار  خـبرهائی  مـی‌گرددکه  پس  از  سرآغاز  این  سوره  می‌رسند  و  آگاهی  ميدهند  ...   (‌الرحمن‌)‌ یک‌کلمه  است‌.  مبتدای  مفرد  است‌.  رحمان  واژه‌ای  است  و  بیانگر  معنی  رحمت  است‌.  در  طنین  آن‌،  اعلان  است‌.  این  سوره  گذشته  از  اینها  بیانگر  پسوده‌های  رحمت  و  مهربانی،  و  نمایشگاه  نعمتهای  یزدان  مهربان  است‌.

نمایشگاه  نعمتهای  یزدان  با  تعلیم  قرآن  باز  می‌گردد،  و  در  معرض  د‌ید  همگان  قرار  می‌گیرد.  تعلیم  قرآن  به  عنوان  بزرگ‌ترین  لطف  یزدان  در  حق  انسان  قلمداد  می‌شود.  پیش  از  این‌که  از  آفرینش  انسان  و  تعلیم  سخن  گفتن  بدوسخن  رود،‌ازتعلیم  قـرآن  سخن  بـه‌میان می آید.

پس  از  ذکر  تعلیم  قرآن  به  انسان‌،  از  آفرینش  انسان‌،  و  اعطای  صفت  بزرگ  بشری  بدو،  یعنی  سـخن‌گفتن  و  مفاهیم  و  مقاصد  را  بیان‌کردن‌،  صحبت  می‌شود.

سپس  صـفحات  هستی  را  باز  بکند،  صفحاتی‌که‌گویای  نعمتهای  خد‌ا  است  ...   خورشید،  ماه‌،  درخت‌،  آسمان  بلند،  ترازوئی‌که‌گذاشته  شده  است‌،  زمین  و  چیزهائی  که  در  آن  است‌،  از  قبیل‌:  میوه‌،  درخت  خرما،  دانه‌،‌گیاهان  خـوشبو،  پریها  و  انسانها،  مشرقها  و  مغربها،  دو  دریائی  که  میان  ایشان  سد  و  مانـعی  است  و  با  یکدیگر  نمی‌آمیزند،  آنچه  ازآن  دو  دریا  بیرون  می‌آید  و  حاصل  می‌گردد،  و  آنچه  بدان  دو  دریا  می‌ریزد  و  در  آنها  جاری  می‌گردد  ... 

وقتی‌که  نشان  دادن  این  صفحات  بزرگ  به  پایان  می‌آید،  در  سایه  وجـود  مطلق  ذات  خدای  بزرگو‌ار  و  جاویدان‌،  صحنه  نیستی  و  نابودی  همه  آفریدگان  نشان  داده  می‌شود.  خدائی‌که  جملگی  آفریده‌ها  بدو  رو  می‌کنند  و  روی  می‌آورند  تا  در  باره ‌کار  و  بارشان  آن  گونه‌که  می‌خواهند  تصرف‌کند  