حطی  به  دست  بگیرد! گذشته  از  این‌،  دیگر  برای  چه‌؟  گذشته  از  آن  برای  این  که  پدر  و  مـادرش  و  برادرانش  را  به  مصر  بیاورد،  و  از  نسل  ایشان  مـلت  بنی‌اسرائیل  پدید  آید،  و  فرعون  آنان  را  اذیت  و  آزار  برساند،  و  موسی  در  میانشان  متولد  شود  و  در  کاخ  فرعون  پرورش  پیدا کند  -  و  تقدیر  و  تدبیری  صورت  بگیردکه  همراه  با  زندگانی  موسی  بوده  است  -‌همچنین  برای  این‌که  مسائل  و  حوادث  و  امواجی  در  فراسـوی  همه  این  کارها  پدیدار  و  نمودار گردد،  که  جهان  امروزه  به  طورکلی  در  آنها  زندگی  بکند،  و  آنها  در  سیر  زندگی  سراسر  جهان  تاثیر  داشته  باشند.

چه  کسی  است  که  بگوید  برای  مثال  ازدواج  ابراهیم  پدربزرگ  یعقوب  با  هاجر  مصری‌،  یک  حادثه  شخصی  و  فردی  نبوده  است‌؟  ازدواج  ابراهیم،  و  حوادثی  که  پیش  از  آن  روی  داده  است  باعث  گردیده  است  ابراهیم  محل  زندگی  خود  در  عراق  را  رهاکند  وگذرش  به  مصر  بیفتد،  تا  هاجر  را  از  مصر  برگيرد  و  او  اسماعیل  را  برایش  بزاید. و  هاجر  و  اسـماعیل  در  جوار  بـیت‌الله  الحرام  سکـونت‌کـنند، تا  بعدها محمّد (ص) از نسل  ابراهیم  (ع)  در  این  جزیره  پرورش  یابد،  جائیکه  خوب‌ترین  و  شایسته‌ترین  مکان  روی  زمین  برای  رسالت  اسلام  است  ...   و  بالاخره  تا  از  همه  این  حوادث‌،  آن  بزرگ‌ترین  رخداد  در  تاریخ  بشری  به  طور  عام  صورت  بگیرد!

این  قضا  و  قدر  خدا  است‌که  در  فراسوی  آن  سر  دور  رشته  هر  حادثه‌ای‌،  و  هر  پیدایشی‌،  و  هر  سرنوشتی‌،  و  پشت  سر  هر  نقطه‌ای‌،  و  هرگامی‌،  و  هر  تبدیل  یا  تغییری‌،  قرار  دارد.

این  قضا  و  قدر  نافذ  و  شامل  و  دقیق  و  عمیق  خدا  است‌.  گاهگاهی  انسانها  سر  نزدیک  رشته  را  می‏بینند،  و  سر  دور  آن  را  نمی‌بینند.گاه‌گاهی  زمان  میان  آغاز  و  انجام‌،  در  عمر کوتاه  انسانها،  به  طول  می‌انجامد،  درنتیجه  حکمت  تدبیر  و  فلسفه  تقدیر  بر  ایشان  پنهان  می‌ماند،  و  شتاب  می‌ورزند  و  می‌خواهند  آنچه  مراد  است  با  شتاب  انجام  بگیرد،  و  پیشنهاد  مـی‌دهند  و  انجام‌ کاری  را  پیشنهاد  می‌کنند.گاهی  هم  خشمگـین  می‌گردند،  یا گردن  می‌افرازند  و  سرکشی  می‌کنند!

خداوند  در  این  قرآن  به  مردمان  یاد  می‌دهد  هر  چیزی  به  اندازه  لازم  است  و  برابر  قضا  و  قدر  صورت  می‌گیرد.  تا  مردمان  کار  را  به  صاحب  کار  واگذارند،  و  دلهایشان  بیارامد  و  اطمینان  پیدا  بکند  و  بیاسایند  و  راحت  باشند،  و  با  قضا  و  قدر  خدا  در  هنگامی  و  هماهنگی  همراه  شوند  و  حرکت‌کنند،  و  با  قضا  و  قدر  در گامهای  مطمئن  و  ثابت  و  مورد  اعتماد  آن‌،  انس  و  الفت  بگیرند.

همراه  با  تقدیر  و  تدبیر،  قدرتی  است‌که  بزرگ‌ترین  واقعه‌ها  را  با  ساده‌ترین  اشاره‌ها  انجام  می‌دهد:

( وَمَا أَمْرُنَا إِلا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ ).

فرمان  ما  فرمانی  بیش  نیست  (‌و  چنان  با  سرعت  انجام  می‏‎گیرد  که  انگار  همسان  با  یک  چشم  برهم  زدن‌،  و)  همانند  یک  نگاه  سریع  و  با  عجله  است‌.

تنها  با  یک  اشاره‌،  یا  با  یک‌ کلمه‌،  هرکاری  صورت  می‌پذیرد،  چه  بزرگ  و  چه‌ کوچک  آن‌.  اصلا  در  برابر  اشاره یزدان‌،  بزرگ  وکوچکی  وجود  ندارد.  این  بزرگ  است  و  آن‌کوچک‌،  مقیاس  بشری  برای  سنجش  اشیاء  است‌.  نه  زمانی  برای‌کار  خدا  لازم  است‌،  و  نه  چیزی  بسان  چشم  به  هم  زدن  در  میان  است‌.  بلکه  این  تشبیهی  برای  نزدیک‌گرداندن  عملکرد  به  حس  و  شعو‌ر  انسان  است‌.  چه  زمان  چیزی  جز  تصور  بشری  ازگردش  زمین  کوچک  آنان  نیست‌.  این  تصورهای  محدود  اصلاً  در  حساب  مطلق  خدا  وجود  ندارند!

تنها  اشاره‌ای  است‌که  این  جهان  هستی  هولناک  را  پدید  می‌آورد.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  در  این  جـهان  هستی  هولناک‌،  تغییر  و  تبدیل  به  وجود  می‌آورد.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  جهان  را  آن‌گو‌نه‌که  بخواهد  از  میان  می‏‎برد.  تنها  اشاره‌ای  است  که  به  هر  موجود  زنده‌ای  حیات  می‏بخشد.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  انسان  را  بدینجا  و  بدانجا  می‏‎برد.  تنها  اشاره‌ای  است  که  انسان  را  می‌میراند.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  انسان  را  دوباره  به  شکلی  از  اشکال  زنده  می‌گرداند.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  جملگي  آفریدگان  را  زندگی  دوباره  می‏بخشد  و  رستاخیز  را  برپا  می‌گرداند.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  مردمان  را  برای  روز  حشر  و  حساب  وکتاب‌گرد  می‌آورد.  تنها  اشاره‌ای  است‌که  نیازی  به  جد  و  جهد،  و  به  زمان  ندارد.  تنها  اشاره‌ای‌که  قدرت  دارد  و  قدرتش  با  تقدیر  و  تدبیر  همراه  است‌.  هرکاری  تنها  با  اشاره‌ای  انجام  می‌پذیرد  و  آسان  است‌.

*

با  اشاره‌ای  هلاک  تکذیب‌کنندگان  در  طول  تاریخ  صورت  پذیرفته  است‌.  در  این  آیه  مشرکان  را  به  سرنوشت  امثالشان  از  تکذیب‌کنندگان  تذکر  می‌دهد  و  یادآور  می‌شود:

(وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا أَشْيَاعَكُمْ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ .وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ .وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ)‌.     

ما  اشخاص  همچون  شما  را  (‌در  روزگاران  پیشین‌)  نابود  و  هلاک  ساخته‌ایم‌،  آیا  پند پذیرنده  و  عبرت  گیرنده‌ای  هست‌؟‌! هر  کاری  را  که  کرده‌اند،  در  کتابها  و  نامه‌های  اعمال  (‌با  دست  فرشتگان  مامور،  ثبت  وضبط  و)  موجود  است‌.  هر  کار  کوچک  و بزرگی  (‌که  در  دنیا  کرده‌اند،  در  دفاتر  مخصوص‌)  نوشته  شده  است‌. 

 این  نابودگاه‌ها  و  محل  نقش  زمین  شدنهای  تکذیب‌کنندگان  بودکه  قبلاً در حلقه‌های  زنجیره  سخن  این  سوره‌گنجانده  شده  است  ... 

(فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟  (.

آیا  پند پذیرنده  و  عبرت‌گیرنده‌ای  هست‌؟‌!.

آیا  پند پذیرنده  و  عبرت‌گیرنده‌ای  هست  تا  متذکرگردد  و  عبرت  بگيرد؟  حساب  وکتاب  تکذیب‌کنندگان  با  هلاک  دردناک‌ ونقش  زمین  شدنهای  سخت ‌و  شدیدشان  به  پایان  نمی‌آید.  چه  در  فراسوی  ایشان  حساب  وکتابی  است‌که‌ هیچ  چیزی  ازآن‌ پنهان  نـمی‌گردد  وبـه  در  نمی‌شود:

(وَكُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ).

هر  کاری  را  كه  کرده‌اند،  در  کتاب‌ها  و  نامه‌های  اعمال  (‌با  دست  فرشتگان  مامور،  ثبت  و ضبط ‌و)  موجود  است‌. 

 درکتابها  و نامه‌ها  نوشته  شده  است  برای  روز  حساب  و  کتاب‌:

(وَكُلُّ صَغِيرٍ وَكَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ)‌.     

هرکارکوچک  وبزرگی  (‌که‌ در دنیا  کرده‌اند،‌در دفاتر  مخصوص‌)  نوشته  شده  است‌.

چیزی  ازکارهایشان  فراموش  نمی‌شود،  و بلکه  در  کتابی  نوشته  شده  است‌!

*

دراین  حدومرز نشان‌دادن  و پیرو زدن‌،  روند  قرآنی  به  صـفحه  دیگری  جدای  از  صفحه  تکذیب‌کنندگان  می‌نگرد،  و  تصویر دیگری  را  درسایه خوش‌آیند  و  ایمنی  نشان  می‌دهد،  و  آن  تصویر ‌متفیان  و پرهیزگاران  است‌:

( إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ . فِي مَقْعَد