نَ (10) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كَانَ خَيْراً مَّا سَبَقُونَا إِلَيْهِ وَإِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هَذَا إِفْكٌ قَدِيمٌ (11) وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَاماً وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُّصَدِّقٌ لِّسَاناً عَرَبِيّاً لِّيُنذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ (12).

هنگامی  که  آیه‌های  روشن  ما  بر  آنان  خوانده  می‌شود،  کافران  به  محض  این  که  حق  و  حقیقت  بدیشان  می‌رسد  فوراً  در  باره‌ي  آن  می‌گویند:  این  جادوی  آشکاری  است‌.  آیا  آنان  می‌گویند  که‌:  (‌محمّد)  قرآن  را  از  پیش  خـود  ساخته  است  (‌و  به  دروغ  آن  را  به  خدا  نسبت  داده  است‌؟  بدیشان‌)  بگو:  اگر  من  قرآن  را  از  پیش  خود  ساخته  باشم  و  آن  را  به  دروغ  به  خدا  نسبت  داده  باشم‌،  (‌قطعاً  خدا  مرا  به  مجازات  می‌رساند  و)  شما  نمی‌توانید کم‌ترین  کاری  در  برابر  خدا  برایم  بکنید  (‌و  مرا  از  عذاب  و  عقاب  او  برهانید.  پس  چگونه  من  چنین  کاری  رامی‌کنم  و  بدین  وسیله  خویشتن  را  برای  شما  درمعرض  عذاب  الهی  قرار  می‌دهم‌؟‌!)‌.  خداوند  از  هرکس  دیگری  بهتر  می‌داند  که  به  چه  سخنانی  (‌برای  رخنه  گرفتن  از  قرآن‌)  فـرو  می‌روید  (‌و  گاهی  آن  را  شعر،  و  زمانی  ساخته  و  بافته‌ي  بشر  می‌نامید،  و  بدان  نسبتهای  ناروای  دیگری  می‌دهید)‌.  همین  بس  که  خداوند  میان  من  و  شما  گواه  باشد.  (‌خدا  صدق  دعوت  و  تلاش  در  ابلاغ  رسالت  مرا  می‌داند،  و  کارشکنیها  و  دروغ‌پردازیهای  شما  را  نیز  می‌بیند،  و  همین  برای  من  و  شما  کافی  است  از  این  کارها  دست  بکشید  و  بـه  سوی  خدا  برگردید.  خدا  توبه‌کاران  را  می‌بخشد،  و  آنان  را  مشمول  رحمت  واسعه‌ي  خود  می‌سازد.  چرا  که‌)  او  بخشاینده  و  مهربان  است‌.  بگو:  من  نوبر  پیغمبران  و  نخستین  فرد  ایشان  نیستم  (‌و  چیزی  را  با  خود  نیاورده‌ام  که  کسی  پیش  از  من  آن  را  نیاورده  باشد.  بلکه  پیغمبران  بیشماری  پیش  از  من  آمده‌اند  و  توحید  و  مکارم  اخلاق  را  به  انسانها  رسانده‌اند  و  من  آخرین  فرد  آنـان  و  ادامه‌دهنده‌ي  خـط  

سیر  ایشانم‌)  و  نمی‌دانم  (‌در  دنیا)  خداوند  با  من  چه  می‌کند،  و  با  شما  چه  خواهد  کرد.  (‌آیا  سرنوشت  من  و  شما  در  همین  دنیا  چگونه  خواهد  بود؟  زندگی  چگونه  خواهد  گذ‌شت‌؟  من  پیش  از  شما  و  یا  شما  پـیش  از  من  می‌میرید؟  من  ایمان  آوردن  همه‌ي  شما  و  یا  اکثر  شما  را  می‌بینم  و  یا  نمی‌بینم‌؟  لحظه‌ها  و  روزهـا  و  هفته‌ها  و  ماه‌ها  و  سالهای  آینده  غیب  است  و  من  غیب  نمی‌دانم‌)‌.  من  جز  از  چیزی  که  به  من  وحی  می‌شود  پیروی  نمی‌کنم‌،  و  من  جز  بیم‌دهنده‌ي  آشکاری  نیستم  بگو:  به  من  خبر  دهید  اگر  این  قرآن  از  سوی  خدا  باشد  و  شما  بدان  ایمان  نیاورید،  و  کسانی  از  بنی‌اسرائیل  بر  همچون  کتابی  گواهی  دهند  و  ایمان  بیاورند،  وشما  تکبر  بورزید  (‌و  خویشتن  را  بزرگتر  از  این  بدانید  که  از  آن  پیروی  کنید،  آیا  شما  به  خود  ظلم  نمی‌کنید؟‌)‌.  بی‏گمان  خداوند  ظالمان  را  (‌به  سوی  خیر  و  به  راه  سعادت‌)  رهنمود  نمی‌سازد.  (‌ظالمانی  که  راستای  راه  حق  را  می‌بییند  و  آن  را  در  پیش  نمی‌گیرند)‌.  کافران  (‌تمسخرکنان‌)  می‌گویند:  اگر  (‌قرآن  که  برنامه‌ي  اسلام  است‌)  چیز  خوبی  بود،  هرگز  آنان  برای  رسیدن  به  آن  از  ما  پیشی  نمی‌گرفتند  (‌و  ما  قبل  از  ایشان  به  اسلام  می‌گرویدیم  و  به  قرآن  ایمان  می‌آوردیم‌.  چرا  که  ما  سران  بوده  و  از  عقل  برتری  و  خردمندی  بیشتری  برخورداریم‌)‌.  چون  خودشان  به  وسیله‌ي  آن  هدایت  و  راهیاب  نشده‌اند،  می‌گویند:  این  همان  دروغهای  قـدیمی  است  (‌و  از  افسانه‌های  کهن  فراهم  آمده  است‌)‌.  پیش  از  قرآن‌،  کتاب  موسی  (‌تورات‌)  پیشوا  و  رحمت  بوده‌،  و  (‌هم  اینک‌)  ایـن  (‌قرآن‌)  کتاب  (‌دین  و  شریعت‌)  است  که  تصدیق‌کننده‌ي  (‌تورات  و  سائر  کتابهای  آسمانی‌)  و  به  زبان  عربی  است  تا  وسیله‌ي  بیم  دادن  ستمگران  و  مژده  دادن  نیکوکاران  باشد.

سخن  از  مساله‌ي  وحی  آغاز  می‏‎گردد  با  یاوه  شمردن  سخنانشان  در  باره  وحی،  و  استقبال  زشتشان  از  آن‌.  در  صورتی‌که  وحی به  شکل  آیه‌های (‌روشن  و  آشکار)  شرف  نزول  پیداکرده  است‌.  هیچ‌گونه  شک  و  شبهه‌ای‌،  و  هیچ‌گونه  پیچیدگی  وگمانی  در  آن  نیست‌.گذشته  از  این، (‌حق‌)  است‌، حقی که  شک  و  تردیدی  در  آن  نیست‌.  آنان  بدین  آیات  و  بدین  حق  می‌گویند:

 (هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ (7)  

این  جادوی  آشکاری  است‌.

میان  حق  و  سحر  فاصله  و  فرق  بسیاری  است‌.  حق  و  سحر  آمیزه‌ي  یکدیگر  نمی‌گردند  و  با  همدیگر  مشتبه  نمی‌شوند.

بدین  منوال  از  همان  سرآغاز،  برگفتار  ستمگرانه  و  بر  ادعای  زشتشان  هجوم  می‌گردد  و  تاخت  می‌رود،  گفتار  ستمگرانه  و  ادعای  زشتی‌که  نه  مستند  به  شبهه‌ای  است  و  نه  متکی  برکوچک‌ترین  دلیلی‌.

آن‌گاه  به  رد  سخن  زشت  دیگرشان  می‌پردازدکه  می‌گفتند:

(افْتَرَاهُ). 

آن  را  از  پیش  خود  ساخته  است  (‌و  به  دروغ  آن  را  به  خدا نسبت  داده  است‌).

سخن  ایشان  را  به  صو‌رت  خبری  بازگو  نمی‌کند،  بلکه  آن  را  به  صورت  پرسش  بیان  می‌دارد.  انگار  همچون  سخنی‌-‌ممکن  نیست‌گفته  شود.  بعید  است  مطرح‌ گردد: 

  (أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ)

آیا آنان  می‏‎گویند  کـه‌:  (‌محمّد)  قرآن  را  از  پیش  خود  ساخته  است  (‌وبه  دروغ  آن  را  بـه  خدا  نسبـت  داده  است‌؟‌.

گردنکشی  ایشان  را  به  جائی‌کشانده  است‌که  همچون  سخنی  را  بگویند،  سخنی‌که  بر  دلی  نمی‌گذرد؟‌!

خداوند  به  پیغمبر  صلی الله علیه و سلم    می‌آموزد که  با  ادب  نبوت  بدیشان  پاسخ  دهد،  ادب  نبوتی‌که  بیانگر  حقیقت  احساس  و  شعو‌ر  در  باره  پروردگارش،  و  احساس  و  شعو‌ر  در  باره  وظیفه  وکارش‌،  و  احساس  و  شعور  در  باره  حقیقت  نیروها  و  ارزشهائی  است‌که  در  سراسر  گستره  این  جهان  هستی  است‌:

(قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلَا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِمَا تُفِيضُونَ فِيهِ كَفَى بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (8). 

بگو:  اگر من  قرآن  را  از  پیش  خود  ساخته  باشم  و آن  را  به  دروغ  به  خدا  نسبت  داده  باشم‌،  (‌قطعاً  خدا  مرا  بـه  مجازات  می‌رساند  و)  شما  نمی‌توانید  کم‌ترین  کاری  در  برابر  خدا  برایم  بکنید  (‌و  مرا  از  عذاب  و  عقاب  او  برهانید.  پس  چگونه  من  چنین  کاری  را  می‌کنم  و  بدین  وسیله  خویشتن  را  برای  شما  در  معرض  عذاب  الهـی  قرار  می‌دهم‌؟‌!)‌.  خداوند  از  هرکس  دیگری  بهتر  می‌داند  که  به  چه  سخنانی  (‌برای  رخنه  گرفتن  از  قرآن‌)  فرو  می‌روید  (‌و  گاهی  آن  را  شعر،  و  زمانی  ساخته  و  بافته‌ي