يزی  است‌،  وگرداننده‌ي  امور  هر  چیزی‌،  و  مقرر کننده  و  ارزیابی‌کننده‌ي  هر  چيزی  است‌.کتاب  زنده‌ي  هستی‌،‌گویای  خود  این  حقیقت  است‌.  چه  نظم  و  نظام  و  هماهنگی  و  همآوائی  آن‌،  همه  و  همه  گواه  بر  وحدانیت  و  یگانگی  سازنده  و  مقرر  و  مقدرکننده  و  مدبر  و گرداننده‌ي  جهان  است‌.  آن  خدائی‌که  با  علم  و  دانش  می‌آفریند  و  می‌سازد،  و  با  شناخت  و  آگاهی،  زیبانگاری  و  نوآفرینی  می‌کند،  و  قالب  ساخت  و  ساختار  در  هر  آنچه  می‌سازد  و  می‌آفریند  و  زیبانگاری  و  نوآفرینی  می‌نماید  یکتا  و  یگانه  است‌.  پس  چرا  باید  مردمان  جز  خدا  معبودها  و  خدگونه‌هائی  برگیرند؟  آخر  این گونه  معبودها  و  خداگونه‌ها  چه  چیز  را  ساخته‌اند  و  آفریده‌اند؟

(قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (4).

 بگو:  آیا  دقت  کرده‌اید  در  باره‌ي  چیزهائی  که  بجز  خدا  به  فریاد  می‌خوانید  و  می‌پرستید؟  به  من  نشان  دهید  چه  چیزی  از  زمین  را  آفریده‌اند؟  یا  اصلا  در  (‌آفرینش  و  گردش  و  چرخش‌)  آسمانها  مشارکتی  داشته‌اند؟  (‌اگر  فرضاً  میگوئید  بلی  آنها  شرکت  داشته‌اند)  کتابی  (‌از  کتاب‌های  آسمانی‌)  پیش  از  این  (‌قرآن  که  گفتار  شما  را  تصدیق  کند)  یا  یک  اثر  علمی  (‌و  باستانی  از  علمای  گذ‌شته  که  گواهی  دهد  بر  راستی  چنین  ادعائی‌)  برای  من  بیاورید،  اگر  راست  میگوئید.

این  درسی  است‌که  یزدان  سبحان  به  پیغمبرش صلی الله علیه و سلم    می‌آموزد  تا گواهی کتاب  باز  و گشوده‌ي  جـهان  را  با  ایشان  بازگو کند  و  رو  در  رو  بگو‌ید،‌کتابی‌که  برای  جدال  و  غلط‌اندازی  جـائی  باقی  نمی‌گذارد.  بعد  از  گواهی  جهان  هرچـه  انسان  بگوید  ستیزه‌جوئی  و  نیرنگبازی  است‌.کتاب  جهان‌کتابی  است‌که  فطرت  را  با  منطق  فطرت  مخاطب  قرار  می‌دهد،  آن  منطـقی‌که  میان  جهان  و  میان  فطرتها  است‌،  و  نهان  در  پیوند  ذاتی  و  پنهان  است‌،  و  چیره  شدن  بر  آن  و  غلط‌اندازی  با  آن  مشکل  و  دشوار  است‌.

(أَرُونِي مَاذَا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ).
به  من‌ نشان  دهید  چه  چیزی ‌از زمین  را  آفریده‌اند؟‌.

  هیچ  انسانی  نـمـی‌تواند گمان  بردکه  این  معبودها  -‌چه  سنگها،  یا  درختها،  یا  پریها،  یا  فرشته‌ها،  و  یا  چیزهای  دیگری  باشند  -‌چیزی  از  زمین  را  آفریده‌اند،  یا  چیزی  در  زمین  را  پـدید  آورده‌اند.  منطق  فطرت  منطق  واقعی  است‌.  رو  در  روی  هر  ادعائی  از  این  قبیل  فریاد  می‌دارد  و  بر  آن  می‌تازد.

(أَمْ لَهُمْ شِرْكٌ فِي السَّمَاوَاتِ).

یا  اصلا  در(‌آفرینش  و  گردش  وچرخش‌)‌آسمانها مشارکتی  داشته‌اند؟‌.

همچنین  هیچ  انسانی  نمی‌تواندگمان  بردکه  این  معبودها  در  آفرینش  آسمانها  و  زمین  یا  در  مالکیت  آسمانها  و  زمین  مشارکتی  داشته‌اند.  نگاهـی  به  آسمانها  انداختن  احساس  عظمت  آفریدگار را  به  دل  می‌اندازد،  ودل  را  با  یگانگی  خدا  آشنا  می‌سازد،  و  انحرافها  وکجرویها  و  بیهودگیها  و  یاوه‌ها  را  از  دل  می‌زداید  .  .  .  خداکه  نازل‌کننده‌ي  این  قرآن  است  تاثیر  نگاه  انداختن  به  جهان در  دلهای  انسانها  را  می‌داند‌.  بدین  خاطر  است‌که  مردمان  را  به‌کتاب  جهان‌رهنمود  می‌کند  تا  آن  را  ورانداز و وارســی‌کنند  و در  باره‌اش  بیندیشند  و  آن  را  در  پیشگاه  بینش  خو‌د  حاضر آورند  و آهنگها  و  نواهای  مستقیم  و  بدون  واسطه‌اش  را  بشنوندکه  بر  تارهای  دلها  می‌نوازند.

آنگاه  راه  را  می‌بندند  برانحراف  دوری‌که  چه  بسا  به  برخی  از  نفسها  بخزد  و  به  دلهایشان  داخل  شود.گاهی  این  انحراف‌،  نفسها  را  بر  آن  می‌داردکه  این ‌گمان  یا  آن  گمان  را  بدون  هرگونه  دلیل  و  حجتی  ببرند  و کژراهه  بروند.  لذا  سر  راه  نفسها  را  می‌گیرد،  و  از  آنها  دلیل  و  حجت  می‏طلبد.  درعین  حال  بدانها  راه  استدلال  درست  را  نشان  می‌دهد،  و  آنها  را  با  روش  صحیح  و  شیوه‌ي  درست  نگریستن  و  داوری‌کردن  و  سنجیدن  و  ارزیابی  نمـودن ‌آشنا می‌سازد:

(اِئْتُونِي بِكِتَابٍ مِّن قَبْلِ هَذَا أَوْ أَثَارَةٍ مِّنْ عِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (4). 

   كتابی  (‌از  کتابهای  آسمانی‌)  پیش  از  این  (‌قرآن  که  گفتار  شما  را  تصدیق  کند)  یا  یک  اثـر  علمی  (‌و  باستانی  از  علمای  گذشته  که  گواهی  دهد  بر  راستی  چنین  ادعائی‌)  برای  من  بیاورید،  اگر  راست  میگوئید.

یاکتاب  راست  و  درستی  از  سوی  خدا  بیاورید.  یا  باقیمانده‌ای  از  دانش  یقینی  و  ثابتی  را  ارائه  دهید.  همه‌ي  کتابهائی‌که  از  سوی  یزدان  پیش  از  این  قرآن  نازل  گردیده‌اند  بر  وحدانیت  آفریدگار  و  نوآفرین  و  اداره‌کننده  و  اندازه‌گیر  و  ارزیاب  جهان  هستی  گواهی  می‌دهند.  در  میان‌کتابهای  آسمانی‌کتابی  نیست‌که  خرافه‌ي  خداگونه‌های  متعدد  و گو‌ناگون  را  بپذیرد  و  بدان  اعتراف‌کند،  یا  بگو‌ید  این  چنین  خداگونه‌ها  در  زمین  چیزی  را  آفریده‌اند  یا  در  آسمانها  مشارکتی  داشته‌اند.  هیچ‌گونه  علم  و  دانش  درستی  هم  در  میان  نیست‌که  هـمچـون گمان  یاوه‌ای  و  ناروائی  را  تاکید  و  تاییدکند.  بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  قرآن  ایشان  را  باگواهی  و  شهادت  این  جهان  رویاروی  می‌گرداند،‌گواهی  و  شهادتی‌که  حتمی  و  قطعی  است‌،  و  راه  ادعای  بدون  دلیل  ایشان  را  می‌بندد،  و  روش  صحیح  و  شیوه‌ي  درست  سخن‌ گفتن  و  پژوهش‌ کردن  را  بدیشان  یاد  می‌دهد،  در  آیه‌ای‌که  دارای  واژگان  اندک‌،  و  جولانگاه  فـراخ‌،  و  آهنگ  نیرومند،  و  دلیل  قاطع  است‌.

آنگاه  ایشان  را  به  نگرش  موضوعی  در  باره  حقیقت  این  خدا گو‌نه‌های  ادعائی  رهنمود  می‌کند،  و  آنان  را  به  گمراهی  و  ضلالتی  توجه  می‌دهدکه  به  سبب  اعتقاد  به  همچون  خداگونه‌هائی  بدان  درافتاده‌اند،  خداگونه‌هائی  که  بدیشان  پاسخ  نمی‌گویند،  و  از  فریاد  و  پرستش  ایشان  در  دنیا  آگاه  نمی‌گردند،  وگذشته  از  این  در  روز  آخرت  به  دشمنانگی  آنان  برمی‌خیزند،  و  ادعای  به  فریاد  خواندن  و پر ستش ‌کردن  پیروان  خود  را  انکار  می‌کنند:

(وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (5)‏ وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ (6) .   

چه  کسی  گمراه‌تر  از  کسی  است  که  افرادی  را  به  فریاد  بخــواند  و  پرستش  کند  که  (‌اگر)  تا  روز  قیامت  (‌هم  ایشان  را  به  فریاد  بخواند  و  پرستش  کند)  پاسخش  نمی‏‎گویند؟  (‌نه  تنها  پاسخش  را  نمی‌دهند  بلکه  سخنانش  ر