 فرعون  و  فرعونیان  به  عذاب  خداوند  چیره  و  توانا  و  شکوهمند!

شرح  و  بسط  نفرموده  است  چگـونه  قیامت  بلای  عظیم‌تر  و  تلخ‌تری  است‌.  در  صحنه  خشنی  از  صحنه‌های  قیامت  این  امر  را  تا  اندازه‌ای  بازگو کرده  است‌:

( إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ . يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ )‌.    قطعاً  گناهکاران،  گمراه  و  دیوانه  و  گرفتار  آتشند.  روزی  داخل  آتش‌،  بر  رخساره  روی  زمین  کشیده  می‌شوند  (‌و  بدیشان  گفته  می‌شود ‌)  بـچشید  لمس  و  پسوده دوزخ  را .  

درگمراهی  و  ضلالتی  خواهند  بودکه  مـزدها  و  جانها  را  عذاب  می‌دهد.  در  آتش  سراپا  شعلـه‌ای  خواهند  بـود  که  پوستها  و  بدنها  را  داغ  می‌کند  ...   این  عذاب  مقابل  چیزی  است‌که  ایشان  و  امثال  ایـشان  قبلاً  می‌گفتند: 

 ( أبشرا منا واحدا نتبعه ؟ إنا إذا لفي ضلال وسعر )  ٠

آیا  از  انسانی  از  خودمان  پیروی  کنیم  كه  تنها  (‌و  بدون  قوم  و  عشیره‌)  هم  هست‌؟  در  صورت  پیروی  از  او،  ما  گمراه  و  دیوانه  خواهیم  بود.

تا  بدانند گمراهی‌کجا  خواهد  بود  و  آتـش  سراپا  شعله  کجا  خـواهد  بود. [6]

آنان  در  آتش  با  درشتی  و  تحقیر  بر  رخساره  کشیده  می‌شوند.  این  هم  مقابل  افتخار  به  قوت  و  قدرتی  است  که  داشته‌اند  و  تکبری  است‌که  می ورزيده‌اند.  با  شکنجه  روانی  بر  عذابشان  افزوده  می‌شود،  عذابی‌که  انگار  همین  لحظه  آماده  است  و گوشها  آن  را  می‌شنوند  و  چشمها  آن  را  می‌بینند:

( ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ )‌.    

بچشید  لمس  و  پسوده  دوزخ  را.

*

قرآن  مجید  در  سایه  این  صحنه  هراس‌انگیز  تکان‌دهنده‌،  روی  سخن  را  به  جملگی  مردمان  به  طور  عام  و  بدان  قوم  به  طور  خاص‌،  می‌کند،  تا  حقیقت  با  و  قدر  یزدان  و  حکمت  و  تدبیر  او  را  به  دلهایشان  بیندازد  و  استوار  و  پایدارش  سازد.

این‌گرفتار  کردن  در  دنیا  است‌،  و  این  عذاب  در  آخرت  است‌.  رسالتهائی‌که  بتش  از  اینها  بوده  است  و  بیدارباشها  و  هوشدار باشهائی  که  شده  است‌،  قرآن  و  همه ‌کتابهای  آسمانی‌،  و  هر  چیزی‌که  پیرامون  همه  اینها  بوده  است‌،  از  قبیل‌:  آفریدن  و  هستی  یافتن  و  اداره  جهان  هستی‌،  همه  اینها،  و  هر  چیزکوچک  و  بزرگی‌که  با  قضا  و  قدر  یزدان  آفریده  شده  است‌.  با  قصد  و  هدف  اداره  می‌شود،  و  با  حکمت  و كار به جائی  رو  به  راه  می‌گردد.  هیچ  چیزی  ناسنجیده  نیست‌.  هیچ  چیزی  بیهوده  نیست‌.  هیچ  چـیزی  از  روی  تصادف  سر  از گریبان  عـدم  برنیاورده  است‌.  هیچ  چیزی  ناگهـانی  برنجوشیده  است  و  پدیدار  نگردیده  است‌:

( إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ)  ٠

ما  هر  چیزی  را  به  اندازه  لازم  و  از  روی  حساب  و  نظام  آفریده‌ایم‌.

هرچیزی  را  ...   هرچیزکوچکی  و  هر  چیز  بزرگی  را.  هر  چیزگویائی  و  هر  چیز ساکتی  را.  هر  چیز  متحرکی  و  هر  چیز  ساکنی  را.  هر  چیزگذشته‌ای  و  هر  چیز  حاضری  را.  هر  معلومی  و  هر  مجهولی  را.  همه  چیز  را  ...   به  اندازه  لازم  آفریده‌ایم  ... 

هر  چیزی  را  به  اندازه لازم  آفریده‌ایم‌،  اندازه‌ای  که  حقیقت  آن  چیز  را  مشخص  می‌دارد،  صفت  آن  چیز  را  معین  می‌کند،  مقدار  آن  را  مشخص  می‌سازد،  زمان  آن  را  معین  مـی‌دارد،  مکـان  آن  را  مشـخص  مـی‌نماید،  ارتباط  آن  را  با  سـائر  چیزهای  پـیرامـون  آن  معین  می‌سازد،  و  تاثیر  آن  را  در  هستی  این  جـهان  معلوم  می‌نـماید.

این  نص ‌کوتاه  و  اندک  قرآنی‌،  به  حقیقت  بزرگ  و  سترگ  و  فراگیری  اشاره  می‌کند.  مصداق  این  حقیقت‌،  سراسر  این  جهان  هستی  است‌.  حقیقتی  است‌که  دل  آن  را  به  تمام  وکمال  درک  می‌کند  وقتی  با  این  جهان  هستی  روبرو  می‌گردد،  و  با  آن  همآوا  و  همنوا  می‌شود،  و  بدان  پاسخ  می‌گوید،  و  از  آن  دریافت  می‌دارد  و  می‌شنود،  و  احساس  می‌کندکه  این  جهان  هستی  آفریده هماهنگی  است  و  دارای  سنجش  دقيقی  و  ظریفی  است‌.  هر  چیزی  در  این  جهان  هستی  به  اندازه  لازم  است‌،  به  اندازه‌ای‌که  این  هماهنـگی  و  سنجش  مطلق  را  محقق  می‌سازد  و  پیاده  می‌كند.  هماهنگی  و  سنجشی‌ که  پرتو  آن  یکسره  به  دل  می‌افتد  وقتی‌که  با  این  جهان  هستی  روبرو  می‌گردد.  آن‌گـاه  پژوهش  و  دیدن  و  آزمودن‌،  از  درک  و  فهـم  این  حقیقـت‌،  به  اندازه  لازم  هر  چیزی  در  جهان  پی  می‌برد،  آن  اندازه  لازمی  که  وسائل  و  ابزار  بشری  به  کشف  آن  نائل  می‌آید،  و  عقل  و  خرد  آدمي  توان  درک  و  فهم  آن  را  دارد،  و  فطرت  بدان  آگاهی  پیدا  می‌کند،  بدان  اندازه  که  صدای  هماهنگی  جهان  با  سرشت  می‌آميزد،  و  سروش  آن  به‌گوش  جان  آواز  همنوائـی  و  همآوائی  می‌خواند.  خود  فطرت  تکه‌ای  از  این  جـهان  آفریده هماهنگ  است‌،  و  هر  چیزی  در  جهان  به  اندازه  لازم  آفریده  شده  است  و  به  هستی‌ گسیل ‌گردیده  است‌.

دانش  نوین  به  گوشه‌هائی  از  این  حقیقت  دسترسی  پیدا  کرده  است‌،  بدان  اندازه‌ که  با  وسائل  و  ابزاری‌که  دارد  به  درک  و  فهم  این  حقیقت  می‌تواند  دستیابی  پیدا كند  ...   دانش  نوین  از  روی  هماهنگی  میان  فاصله‌های  ستارگان  و  سیارگان  و  حجم  و  توده  و  جاذبه‌ای‌که  میان  آنها  است  به  جائی  رسیده  است  که  دانشمندان  می‌توانند  موقعيت  ستار‌گان  و  سیارگان  را  مشخص‌کنندکه  هنوز  آنها  را  ند‌یده‌اند.  امّا  هماهنگی‌،  مقتضی  بودن  آنها  در  جایگاه‌هائی  است  که  دانشمندان  مشخص  می‌کنند.  همین  وجود  آنها  در  موقعیت  خود  است‌که  ظواهر  معیني را  در  حرکت  سیارگانی‌که  آنها  را  رصد  می‌کنند  و  می‌پایند،  تفسیر  می‌کند  ...   سپس  همان  می‌شودکه  فرض‌کرده‌اند  و  در ‌نظرگرفته‌انـد.  محقق  شدن  فرضیه  و  نظریه  دانشمندان  بیانگر  دقت  بی‌نهایت  در  تقسیم  این  ستارگان  و  ستارگان  درگستره  فراخ  و  شگفت‌انگیز  فضا  است‌،  آن  هم  با  نسبتهای  مقرر  و  معینی‌که  در  میان  آنها  است  و  خلل  نمی‌پذیرد  و  آشفتگی  نمی‌شناسد!

دانش  نوین  تا  بدانجا  هماهنگی  را  در  قرارگرفتن  این  زمينی  که  بر  روی  آن  زندگی  می‌کنیم  تشخیص  داده  است‌،  هماهنگی‌ای  که  باید  باشد  تا  زمین  شایسته  و  بایسته  نوعی  حیات  باشدکه  خدا  در  زمین  مقرر  و  مقدر  فرموده  است‌،‌که  اگر  در  نسبتی  از  نسبتهای  موجودی ‌که  در  میان  ستارگان  و  سیارگان  است‌،  کم‌ترین  خللی  رخ  دهد،  موجب  نابودی  حیات  به  طورکلی  بر  روی  زمین  می‌گردد،  یا  این‌که  اصلاً  اجازه  نمی‌دهد  حیاتی  بر  روی  زمین  شکل  بگیرد  و  پدیدار  بشود.  حجم  این  زمین‌،  توده  آن‌،  دوری  زمین  از  خورشید،  توده  خورشید،  درجه  حرارت  خورشید،  میل  محـوری  زمین  بدین  اندازه‌ای‌که  هست‌،‌گردش  زمین  به  دور  خود  و  به  دور  خـورشید،  دوری  ماه  از  زمین‌،  حجم  ماه‌،  توده  ماه‌،  تقسیم  آب  و  خشکی  در  زمین‌،