دنها  و  بـرحذر داشتنها  افزودند  و  بدانها  باور  نکردند  و  بیراهه  رفتند.  با  پیغمبرشان  در  این  باره  ستیز  ورزیدند  و  به  جدال  پرداختند.  فسق  و  فجور  و  بیشرمی  انان  بدانجا  رسیدکه  با  خود  او  در  باره  تحویل  مهمانانش  بـدیشان  سخن‌گفتند.  مهمانان  لوط  فرشتگان  بودند.  قوم  لوط  ایشان  را  نوجوانان  زيبا‌ئی‌ گمان  برده  بودند.  این  بود  آتش  همـجنس‌بازی‌ کثیف  و  پلید  ایشان  شعله‌ور گردید! به  سوی  لوط  تاختند  و  بر  او  پریدند.  مي‌خواستند  بـه  مهمانانش  تعدی  و  تجاوزکنند.  ديگر  نه  بزرگمنشی  کردند  و  نه  خجالت  کشیدند.  بیباک  از  این  بودند  که  حرمت  پیغمـبرشان  را  نـمی‌گیرند،  پیغمبري‌،‌که  ایشان  را  از  عاقبت  این  همـجنس‌بازی‌ کثیف  و  پلید  و  ناسالم  و  نادرست  برحذر  داشته  بود  و  بیم  داده  بود).

در  این  هنگام  دست  قدرت  دخـالت‌ کــرد،  و  فــرشتگان  برای  انجام  وظیفه‌ای‌که  بدیشان  واگذار  شده  بود  و  به  خاطر  آن  آمده  بودند،  به  حرکت  درآمدند.:

(‌ فَطَمَسْنَا أَعْيُنَهُمْ).

ما  چشمانشان  را  کور  کردیم‌.

دیگر  نه‌کســی  را  و  نه  چیزی  را  دیدند،  و  نتوانستند  بر  لوط  بتازند  و  ببرند  و  مهمـانان  او  را  نگاه  دارند! اشاره  کردن  به‌کورکردن  چشمان  ایشان‌،  جز  (‌در  این  مورد  و  آن  هم  اینگونه  آشکار  و  روشن  نیامده  است‌.  در  جای  دیگر  آمده  است‌:

(قالوا:يا لوط إنا رسل ربك لن يصلوا إليك). 

 (‌فرشتگان  بعد  از  اطلاع  از  پریشانـي‌»  لوط  و  اصرار  بزهکاران‌،  به  لوط‌)  گفتند:  ای  لوط‌! مـا  فرستادگان  پروردگارت  هستیم‌.  (‌این  زشتکاران‌)  دستشان  به  تو  نمی‌رسد  (‌و  نمی‌توانند  کوچک‌ترین  بلا  و  کم‌ترین  زیانی  به تو برسانند)....      (‌هود/1 ٨)  

در  اینجا  ذکـر  حالتی  را  افزوده  است  که  ایشان  را  بازداشته  است  از  این‌که  بتوانند  به  لوط  دسترسی  پیدا  کنند  و  زیان  و  ضرری بـرسانند.  این  حالت‌،‌کور  شدن  چشـمها  است!

در  همان  حال‌که  روند  قرآنی  راه  خود  را  در  داستانسرائی  ادامه  می‌دهد،  ناگهان  به  چیزی  می‌پردازد  که  انگار  حاضر  و  آماده  و  در  جلو  دیدگان  است‌.  ناگهان  خطاب  به  عذاب‌دیدگان  و  شکنجه‌شوندگان  رو  می‌کند  و  می‌گوید:

(  فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُرِ).

پس  بچشید  عذاب  و  عقاب  مرا،  و  بیم  دادنها  و  برحذرداشتنهای  مرا.

این  همان  عذاب  و  عقابی  است‌که  از  آن  برحذر  داشته  می‌شدید،  و  این  همان  بیم  دادنها  و  حذرداشتنهائی  است‌که  در  باره‌اش  به  ستیز  و  جدال  می‌پرداختید! کور  شدن  چشمها  در  شب  بوده  است  ...   شب  را  به  انتظار  بامدادی  بسـر  برده‌اندکه  خدا  در  آن  مقدر  و  مقرر  فرموده  بود  همگی  آنان‌گرفتار  آیند:

)  وَلَقَدْ صَبَّحَهُمْ بُكْرَةً عَذَابٌ مُسْتَقِرٌّ(.

بامدادان  عذاب  پپاپی  و  کوبنده  و  پایدار  به  سراغ  ایشان  آمد.

این  همان  عذابی  است‌که  در  روند  قرآنی  با  شتاب  از  آن  سخن  رفته  است‌.  همان  تندبادی  است‌که  ریگها  را  به  حرکت  درآورده  است  و  زمین  را  از  لوث  و  از  فساد  آنان  پاک  گردانده  است‌.

باز  هم  شیوه  بیان  و  عرضه‌کردن  تغییر  می‌کند،  ،  صحنه  را  حاضر  می‌آورد،  آن‌گونه‌که  گوئی  همین  لحظه  روی  داده  است‌.  عذاب  شوندگان  فریاد  زده  ميشوند  در  حالی  که  دارند  عذاب  می‌بینند:

(فَذُوقُوا عَذَابِي وَنُذُر ِ(  .

(‌بدیشان  گفتم‌:‌)  پس  بچشید  عذاب  و  عقاب  مرا،  و  بیم  دادنها  و  برحذرداشتنهای  مرا.

آن‌گاه  پیرو  مشهور  و  معهود،  به  دنبال  صحنه  خشن  و  ناگوار،  درمی‌رسد:

«وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟  »  ٠  

ما  قزآن  را  (‌برای  یادگیری‌)  ساده  و  آسان  نموده‌ایم‌،  آیا  پندپذیری  و  عبرت‌گیری  هست‌؟‌.

*

این  حلقه‌ها  با  حلقه‌ای‌که  مربوط  به  خارج  از  جزیرةالعرب  است‌،  و  با  نابودگاه  و  نقش  زمین  شدنی  از  نابودگاه‌ها  و  نقش  زمین  شدنهای  مشهور  و  مذکور،  به  پایان  می‌آید.  این  صحنه  با  اشاره  سریع  وگذرائـی  خاتمه  می‌پذیرد:

(وَلَقَدْ جَاءَ آلَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ . كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا كُلِّهَا فَأَخَذْنَاهُمْ أَخْذَ عَزِيزٍ مُقْتَدِرٍ ).

بیدارباشها  و  هوشدارها  (‌یکی  پس  از  دیگری‌)  به  سراغ  فرعونیان  آمد.  آنان  همه  آیات  ما  را  تکذیب  کردند،  و  ما  هم  ایشان  را  گرفتار  کردیم  و  کیفر  دادیم  بسان  گرفتار  ساختن  و  کیفر  دادن  خدائی  چیره  و  پیروز  و  قدرتمند  و  زبردست‌.  

این‌گونه  داستان  فرعون  و  فرعو‌نیان  از  دو  سو  مختصر  و  کوتاه  می‌شود:  به  سراغ  فرعون  و  فرعونیان  آمدن  بیدارباشها  و  هوشدارهای  پیاپی‌،  و  تکذیب  کردن  آنان  آن  بیدارباشها  و  هوشدارها  و  آیـاتی  که  پیغمبرشان  برایشان  آورده  بود  وگرفتار  شدن  آنان  بعد  از  آن  در  دست  خداوند  چیره  و  پیروز  و  قدرتمند  و  زبردست  ...   اشاره  به  عزت  و  اقتدار  یزدان  دادار،  سایه  روشنهای  شدت  و  حدت  خود  را  در گرفتار  ساختن  و  بـه‌کیفر  رساندن  را  دارد.  در  آن  اشاره‌ای  هم  به  اعتزاز  و  اقتدار  فرعون  بر  ظلم‌ کردن  و  ستم  ورزیدن  است‌.  عزت  باطل‌،  ضائع  گردیده  است  و  هدر  رفته  است‌،  و  اقتدار  خیالی  سقوط  کرده  است  و  فرو  افتاده  است‌.  خداوند  او  را  و  فرعونیان  را  گرفته  است  و  به  کیفرشان  رسانده  است‌،  خداوندی‌که  واقعا  با  عزت  و  با  اقتدار  است  و  عزت  او  برقرار  و  قدرت  او  پایدار  است‌.  خداوند  فرعون  و  فرعونیان  را  سخت  فروگرفت‌،  فروگرفتن  شدیدی‌که  مناسبت  داشت  با  ظلم  و  ستم  و  قدرت‌نمائی  و  تاخت  و  تاز  و  بگیر  و  ببندی‌که  به  راه  انداخته  بود.

بر  این  حلقه  واپسین‌،  بر  بالای  نابودگاه  و  نقش  زمین  شدن  فرعون  قلدر  و  زورگو،  پرده  فرو  می‌افتد  ...

*
اینک‌که  پرده  فرو  افتاده  است  بر  روی  واپسین  صحنه  از  صحنه‌های  عذاب  و  عقاب  و  تنبیه‌کردن  وکیفر  دادن‌،  و  تکذیب‌کنندگان  حاضرند  و  میبینند  و  صـدای  این  صحنه‌ها  را  احساس  می‌کنند  ...   اينک‌که  نقش  زمین  شدنها  و  نابودگاه‌ها  بر  صفحه  خیال  ایشان  پیاپی  حاضر  و  ظاهر  می‌شود،  و  بر  احساس  و  شعورشان  فشار  وارد  می‌آورد  ...  اینک  خطاب  را  متوجه  ایشان  می‌کند،  و  آنان  را  از  این‌گونه  نقش  زمین  شدنها  و  نابودگاه‌ها  برحذر  می‌دارد،  و  ایشان  را  از  چیزی  ميترساندکه  بدتر  سخت‌تر  از  اینها  است‌:

(أَكُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولَئِكُمْ؟ أَمْ لَكُمْ بَرَاءَةٌ فِي الزُّبُرِ ؟أَمْ يَقُولُونَ: نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ؟سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ .بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَى وَأَمَرُّ .إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ .يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلَى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ .إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ .وَمَا أَمْرُنَا إِلا وَاحِد