 و  هراس‌انگیز  جهان  همه  و  همه  به‌کمک  او  می‏‎شتابد  و  به  خدمت  او  درمـی‌آید  و  برای  پیروزی  او  به‌کار  می‌پردازد.  یزدان  هم  با  جبروت  و  قدرتی  که  دارد  در  پشت  سر  این  نیروها  است  وکمک  و  یاری  می‌فرماید.  روند  قرآنی  درکنار  صحنه  پیروزی  شگفت  و  شگرف  و  کامل‌،  و  مستحق  و  قاطع  و  شامل‌،  به  دلهائی  رو  می‌کند  که  صحنه  را  مشاهده  می‌کرده‌اند  به‌گونه‌ای‌که  انگار  آن  را  می‌دیده‌اند.  با  پسوده پیروی‌،  به  دلها  رو  مـی‌کند،  بدان  امیدکه  دلها  متاثر  شوند  و  پاسخ  مثبت  بدهند:

(وَلَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟  (

ما  این  داستان  را  (‌که  بیانگر  غرق  شدن  کافران  و  نجات  مومنان  است‌)  به  عنوان  درس  عبرتی  (‌در  میان  ملتها)  باقی  گذاردیم.  آیا  هیچ  پندگیرنده‌ای  هست‌؟‌.

این  رخداد  را  همراه  با  شرائط  و  ظروف  معروف  و  مشهور  آن  به  عنوان  آیه  و  معجزه‌ای  بـرای  نسلهای  آینده  برجای  گذاشته‌ایم‌:

(فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟  (

آیا  هیچ  پندگیرنده‌ای  هست‌؟‌.

آیا  هیچ  پندگیرنده‌ای  هست  متذکر  بشود  و  عبرت  بگیرد؟‌..  آن‌گاه  پرسشی  می‌شود  تا  دلها  بیدارگردند  و  متوجه هول  و  هراس  عذاب  و  صداقت  و  راستی  پیغمبر  بیم‌ دهنده ‌باشند:

(فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ؟).

آیا  عذاب  و  عقاب  من‌،  و  بیم  دادنها و برحذر داشتنهای  من  (‌در  باره  مخالفان‌)  چگونه  وبه  چه  منوالی  بوده  است‌؟‌!.

کار  همانگو‌نه  شدکه  قرآن  آن  را  به  تصویرکشیده  است‌.  عذاب  بزرگ  ویرانگری  فرارسید.  بیم  و  تهدیدی  که  بدین  عذاب  داده  شده  بو‌د  راست‌ و درست  درآمد.  قرآن  حاضر  و  آماده  است‌.  در دسترس  است‌.  ساده  می‌توان  آن  را  فهمید.کششی‌ دارد  تا  خوانده  شود  و  وارسی‌گردد،  و  به  تدبر و  تفکرش  بپـردازند.  در  قرآن  کشش  صدق‌ و صداقت‌ و آسانی ‌و سادگی‌،  و  موافقت  با  فطرت‌،‌و به  جـوش‌وخروش  درانداختن  سرشت  است‌.  شگفتیها و ‌شگرفیهای  قرآن  به  پایان  نمی‌آید.  باکـثرت  مطالعه  و  تکرار قرائت  آن‌،‌کهنه  نمی‌شود.  هر  زمان  دل  قرآن  را  بررسی  و  وارسی‌کند  و  به  تدبر و  تفكرش  بپردازد  ازکاری‌که  می‌کند  با  توشه  تازه‌ای  برمی‌گردد.  نفس  انسان ‌هر زمان  با  قرآن ‌انیس‌ و مونس  شود انس  و  الفتش  با  آن‌‌ بیشتر و بیشتر می‌شود:

(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ). 

 ما  قرآن  را  آسان  ساخته‌ایم‌،  آیا  پند پذیرنده  و  عبرت‌ گیرند‌ه‌ای  هست‌؟‌.

این  پیروی  است‌که  تکرار میگردد  وبـه‌دنبال  هر  صحنه‌ای‌که  به  تصویرکشيده  می‌شود  ...  روند  قر‌آنی  دل  بشری  را  درکنار  هـمچون  پیـروی  نگاه  می‌دارد  و  آن  را  آهسته  و  آرام  به  پندگرفتن  و  اند‌یشیدن  فر‌امـیخواند.  ازدل  مـی‌خـواهد  پند بگیرد و بیند‌یشد  هر  زمان‌که  حلقه‌ای  ازحلقه‌های  زنجیره  عذاب ‌دردناکی  را  بدو  نشان  می‌دهد ‌که  بر  سر تکذیب‌کنندگان  آمده  است‌.

*
( كَذَّبَتْ عَادٌ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ .إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ .تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ .فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ.وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟) .

قوم  عاد(‌هم  پيغمبر  خود،  هود  را)  تکذیب‌کردند.  آیا  عذاب  و  عقاب  من‌،  و بیم  دادنها  و  برحذر  داشتنهای  من  به  چه‌منوالی  بوده  است‌؟‌! ما  تندباد  وحشتناک  و  سردی  را  در  یک  روز شومی  که  (‌هفت  شب  و  هشت  روز)‌ادامه  داشت‌،‌برآنان  وزان‌ و روان‌ کردیم‌.  بادی  که  مردمان  را از زمـين  برمی‌داشت‌،  به  گونه‌ای  که  گوئی  تنه‌های  درختان ‌خرمائی ‌هستندکه  از جا  کنده  شده  باشند.آیا  عذاب‌و عقاب  من‌،  و بیم  دادنها  و  برحذر داشتنهای  من  (‌درباره  مخالفان‌)  چگونه  و  به  چه  منوالی  بوده  است‌؟‌! ما  قـرآن  راساده  وآسان  ساخته‌ایم‌،‌آیا  پندپذیر و  عبرت‌گيری  هست‌؟‌.

این  حلقه  دوم‌،  یا  صحنه  دوم  ازصحنه‌های  عذاب  دادن  شدید  است‌.  نابو‌دگاه‌ها  و  نقش  زمین  شدنهائی  است‌ که  روند  قرآنی  بالای  آن  می‌ایستد،  بعد  از  آن‌که  بالای  نابودگاه‌ها  و  نقـش  زمین  شدنهای  قوم  نوح‌،  یعنی  نخستین  هلاک  شوندگان،  ایستاده  بود.

این  صحنه  را  مـی‌آغازد  با  خبردادن  از  تکذیب  قوم  عاد.  پیش  ازاین ‌که  آیه  و  نشانه  قدرت  یزدان  را  به  پایان  برساند  سـوال  شگفت‌انگيزو هراس‌انگیزی  را  مطرح  می‌کند:

(فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ؟).

آیا  عذاب  و  عقاب  من‌،  و بیم  دادنها  و  برحذر داشتنهای  من  (‌درباره  مخالفان‌)  چگونه  و  به  چه  منوالی  بوده  است‌؟‌!.

عذاب‌وعقاب  من  بعد از تکذیب  قوم  عاد  چگونه  بوده  است‌؟  ..  آنگاه  پاسخ  مـی‌دهد  ...  عذاب  وعقاب  آن  گونه  بوده  است‌که  این  وصف سریع  هراس‌انگيز بیانگر  آن ‌است‌:

( إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِيحًا صَرْصَرًا فِي يَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ .تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ) .   

ما  تندباد  وحشتناک  و  سردی  را  در  یک  روز  شومی  که  (‌هفت‌شب  وهشت  روز)‌ادامه  داشت‌،  بر آنان ‌وزان  و  روان  کردیم‌.  بادی  که  مردمان  را  از  زمین  برمی‌داشت‌،  به  گونه‌ای  که  گوئی  تنه‌های  درختان  خرمائی  هستند  که  از  جا  کنده  شده  باشند.

باد  صرصر،  باد  تند  و  سردی  است‌.  طنین  واژگان  نوع  باد  را  به  تصویر  می‌زند.  نحس‌:  شوم‌.  کدام  نحس  و  شومی  اسب‌که‌گریبانگیر  قومی  بشود  و  سخت‌تر  و  بدتر  از  چیزی  باشدکه  به  قوم  عاد  رسیده  است  و  یقه ایشان را گرفته است! باد  ایشـان  را  برمی‌داشت  و  آنان  را  می‌کشید  و  ایشان  را  درهم  می‌شکست‌.  آنـان  را  رها  می‌ساخت‌،  انگار  که  تنه‌های  درختان  خرما  هستند،  تنه‌هائی‌که  از  ریشه  کنده  شده  باشند  و  درهم  شـسته  باشند!

صحنه  وحشتناک  و  هراس‌انگیزی  است‌.  طوفان  شدیدی  است‌.  بادی  که  به  سوی  قوم  عاد  وزان  و  روان‌گردیده  است  «‌این  باد  از  لشکریان  خدا  است‌»‌.  این  باد  نیروئی  از  نیروهای  این  هستی  است‌،  نیروئی  که  یزدان  آن  را  آفریده  است‌.  باد  برابر  قانون  جهانی‌ای  حرکت  می‌کند  که  خدا  آن  را  برگزیده  است‌.  خدا  باد  را  بر  هرکس‌که  بخواهد  چیره  و  مسلط  می‌گرداند.  باد  را‌ه  خود  را  با  آن  قانون  جهانی  و  همـگانی  طی  ميکند،  بدون  این‌که  میان  خط  سیر  جهانی  آن‌،  و  میان  انجام  وظیفه  فردی  آن‌،  برخو‌ردی  پیش  بیاید،  انجام  وظیفه  فردی‌ای  که  بدان  دستور  داده  می‌شود  برابر  مشـیت  و  اراده‌ای  که  خـدا  دارد،  خدائی‌که  صاحب  فرمان  و  صاحب  قانون  جهان  او  است  و  بس‌:

(فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ ؟ ).

آیا  عذاب  و  عقاب  من‌،  و  بیم  دادنها  و  ب