ها  دست  بکشد‌.  هـمچنین  در  همه  اینها  حکمت  وکاربجائی  یزدان  است‌،  حکمت  وکاربجائی‌ای  که  دلها  را  به  تدبیر  و  تقدیر  حکیمانه  یزدان  رهنمود  و  آشنا  می‌گرداند.  ولیکن  دلهای‌کور  و  بی‌نور  برای  دیدن  آیات  و  معجزات  بازنمی‌گردد،  و  از  خبرها  سود  نمی‏برد،  و  در  برابر  صدای  بیم‌دهندگان  پیاپی  بیدار  و  هوشیار  نمی‌شود:

) حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِي النُّذُرُ)  .

)‌این  آیات‌)  عبرتهای  بسنده  و  اندرزهای  رسائی  هستند  (‌که  می‌توانند  در  روح  و  جان  شنوندگان  و  بینندگانی  که  آماده  پذیرش  حق  و  حقیقت  باشند،  اثـر  بگذارند)  اما  برحذر  داشتنها  و  بیم  دادنهای  (‌قرآنی  برای  افراد  لجوج  بیفائده  است  و  به  حال  آنان‌)  سودی  ندارد.

ایمان  است‌که  عطیه  یزدان  برای  دلی  است‌که  جهت  پذیرش  ایمان  آمادگی  داشته  باشد،  و  سزاوار  و  لائق  همچون  عطاء  و  خلعتی  باشد.

در  این  حد  و  مرز  تصویر  روی‌گردانی  ایشان  از  حق  و  حقیقت‌،  و  پافشاری  آنان  بر  یاوه‌سرائی  و  باطل گرائی‌،  و  استفاده  نکردن  و  سود  نبردن  از  اخبار،  و  فائده  چندانی  نداشتن  پندها  و  اندرزها  با  این  چنین  افرادی‌،  به  پیغمبر  خدا  (ص) رو  می‌شود  و  خطاب  می‌گرددکـه  از  آنـان  روی  بگرداند،  و  ایشان  را  به  حال  خود  رهاگرداند  تا  می‌رسند  به  روزی‌که‌گوش  به  بیم  دادن  از  نزدیک  شدن  آن  فرانمی‌دارند،  و  در  حالی‌که  ماه  دو  نیم ‌گردیده  است  و  خبر  از  فرارسیدن  آن  روز  می‌دهد،  گوششان  بدان  بدهکار  نیست‌:

(فَتَوَلَّ عَنْهُمْ يَوْمَ يَدْعُو الدَّاعِ إِلَى شَيْءٍ نُكُرٍ .خُشَّعًا أَبْصَارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الأجْدَاثِ كَأَنَّهُمْ جَرَادٌ مُنْتَشِرٌ . مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ يَقُولُ الْكَافِرُونَ هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ ).

بنا  بـر  این  از  ایشان  روی  بگردان.  آن  روزی  (‌را  خاطرنشان  ساز)  که  فراخواننده  (‌الهی  برای  گرد  آمدن  مردمان  در  محل  حساب  و  کتاب  قیامت  ایشان  را)  بـه  سوی  چیز  ناخوش ‌آیندی  فرا می‌خواند.  با  چشمانی  فروهشته  و  به  زیر  انداخته  (‌از  شرمساری  و  خواری‌)  از  گورها  بیرون  می‌آیند  (‌و  به  هر  سو  می‌روند  و  می‌دوند)  انگار  آنان  ملخهای  پراکنده‌اند  (‌که  در  دسته‌ها  و  گروههای  نامنظم  و  بی‌هدف‌،  راهی  اینجا  و  آنجا  می‌شوند)‌.  شتابان  بـه  سوی  فراخواننده  (‌الهی‌،  اسـرافیل‌)  می‌روند  (‌و  بدو  می‏نگرند  و  چشم  از  او  برنمی‌دارنـد)‌.  کـافران  می‌گویند:  امروز  روز  بسیار  سخت  و  هراس‌انگیزی  است‌.

این  صحنه‌ای  از  صحنه‌های  آن  روز  است‌.  هول  و  هراس  و  سختی  و  شدت  آن  با  سایه ‌روشنهای  سراسر  این  سوره  سازگار  است‌،  و  هماهنگ  است  با  هوشیار باش  و  بیدار باش‌ که  قیامت  نزدیک  است‌.  این  صحنه‌گذشته  از  اینها  با  خبر  دادن  از  دو  نیم  شدن  ماه‌،  و  با  آهنگ  موسیقی  موجود  در  سراسر  این  سوره‌،  همراه  است‌.

«‌این  صحنه  دارای  گامهای  نزدیک  و  تند  است‌.  ولی  با  وجود  سرعتی‌که  دارد  ممتاز  و  پویا  است‌.  نشانه‌ها  و  جنبش‏های  کاملی  دارد.  این  دسته‌ها  وگروه‌ها  در  یک  لحظه  از  گورا  سر  برمی‌آورند.  انگار  آنان  ملخهای  پراکنده‌اند  -  صحنه  ملخهای  پراکنده  معروف  و  معلوم  است‌،  و  بـرای  به  تصویرکشیدن  منظره‌ای‌که  نشان  داده  می‌شودکمک  می‌کند  -  این  دسته‌ها  وگروه‌های  سر  برآورده  ازگو‌رها  به  سبب  خواری  و  ترس  چشمانشان  فرو هشته  است‌.  با  سرعت  به  سوی  فراخو‌اننده  سرعت  می‌گیرند،  فراخواننده‌ای  که  ایشان  را  به  سوی  کار  شگفت  و  نـاخوش‌آیند  و  ناپسند  سخت  و  شدیدی  فرامی‌خواند،  کاری‌که  با  آن  آشنائی  و  بدان  اطمینان  ندارند  ...   در  لابلای  این  همایش  وکـرنش  و  شتاب  گرفتن‌،  کافران  می‌گویند:

(هَذَا يَوْمٌ عَسِرٌ)  ٠

امروز  روز  بسیار  سخت  و  هراس‌انگیزی  است‌.

این  سخن  غمزده  درمانده‌ای  است  که  با  کار  دشوار  هراس‌انگیزی  رویاروی  می‌شود!»‌ [4]

این  روزی  است‌که  نزدیک  گردیده  است‌.  روزی‌که  آنان  از  آن  روی  می‌گرداندند،  و  آن  را  تکذیب  می‌کردند  و  دروغ  می‌شمردند.  پس  از  آنـان  روی  بگردان  و  ایشان  را  به  روزی  واگذار که  می‌آید.  ایشان  را  به  سرنوشت  و  فرجامشان  در  آن  بسپار،  آن  سرنوشت  و  فرجامی ‌که  این  چنین  هراس‌انگیز  و  وحشتناک  است‌!

*
پس  از  این  آهنگ  تند  و  سختی‌که  در  سرآغاز  ایـن  سوره  است‌، و بعد از صحنه غم ‌افزائی‌ کـه  تکذیب‌کنندگان  را  در  روز  قیامت  فرامی‌گیرد،  روند  قرآنـی  به  نشان  دادن  صحنه‌های  عذاب  و  عقابی  می‌پردازد  که  عملاً  نسلهای  تکذیب‌کننده قبل  از  ایشان  را فرا گرفته  است‌.  محلهای  نقش  زمین  و  نابودگاه‌های  ملتهائی  را  به  تصویر  می‌کشدکه  پیش  از  اینان  راه  اینان  را  سپرده‌اند  و كار  اینان  را کرده‌اند.  نخست  به  قوم  نوح  می‌پراز‌د:

( كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنَا وَقَالُوا مَجْنُونٌ وَازْدُجِرَ .فَدَعَا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ .فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ .وَفَجَّرْنَا الأرْضَ عُيُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ .وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ .تَجْرِي بِأَعْيُنِنَا جَزَاءً لِمَنْ كَانَ كُفِرَ .وَلَقَدْ تَرَكْنَاهَا آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؟  )  .

پیش  از  ایشان‌،  قوم  نوح‌،  بنده  ما  (‌نوح‌)  را  تکذیب  کردند (‌و  دروغگویش نامیدند) و گفتند:  دیوانـه‌ای  است  و  (‌از  میان  خردمندان‌)  رانده  شده  است‌.  تا  آنجا  که  نوح  پروردگار  خود  را  به  فریاد  خواند  (‌و  عرض  کرد:‌)  پروردگارا! من  شکست  خورده‌ام  پس  مرا  یاری  و  کمک  فرما  (‌و  انتقام  مرا  از  ایشان  بگیر)‌.  پس  درهای  آسمان  را  با  آب  تند  ریزان  و  فراوانی  از  هم  گشودیم.  (‌به  گونه‌ای  که  گوئی  درهای  آسمان  همه  باز  شده  و  هر چه  آب  است  فرو می‌بارد)‌.  و  از  زمین  چشمه‌ساران  زیادی  برجوشاندیم  (‌به  گونه‌ای كه  گوئی  تمام  زمین  یکپارچـه  به  چشمه  تبدیل  شده  است‌)  و  آبها  درهم  آمیختند،  برای  اجرای  فرمانی  که  (‌از  جانب  خدا  صادر  و)  مقدر  شده  بود.  و  نوح  را  بر  کشتی  ساخته  شده  از  تخته‌ها  و  میخها،  سوار  کردیم‌.  این  کشتی  تحت  مراقبت  و  مواظبت  ما  حرکت  می‌کرد،  برای  پاداش  دادن  به  کسی  که  بدو  ایمان  آورده  نشده  بود  و  تصدیق  نگشته  بود  (‌و  نعمت  وجود  او  کفران  شده  بود)‌.  ما  این  داستان  را  (‌که  بیانگر  غرق  شدن  کافران  و  نجات  مومنان  است‌)  به  عنوان  درس  عبرتی  (‌در  میان  ملتها)  باقی  گذاردیم.  آیا  هیچ  پند گیرنده‌ای  هست‌؟  آیا  عذاب  و  عقاب  من‌،  و  بیم  دادنها  و  برحذر داشتنهای  من  چگونه  بوده  است‌؟‌! (‌آیا  واقعیت  داشته  است‌،  و  یا  افسانه  بوده  است‌؟‌).

( كَذَّبَت