ی‌توان  در  آن  دید  و  بدانها  نگریست  و  در  باره  آنها  اندیشید.  آیات  و  معجزاتی‌ که  پایان  نمی‌پذیرند،  و  از  میان  نمی‌روند،  و  پنهان  ونهان  نمی‌شوند.  جهان  هستی  خودش  آیه  و  معجزه  است‌،  و  هر  چیزکوچکی  و  هر  چیز  بزرگی‌که  در  آن  است  آیه  و  معجزه  است‌.  دل  انسانها  در  هر  لحظه‌ای  برای  دیدن  خوارق  عادات  و  معجزات  موجود  و  پیوسته  آماده‌،  دعوت  می‌گردد،  و  دل  انسانها  فراخوانده  می‌شود  که  بیاید  وگو‌اهی  قاطعانه  و  جداساز  حق  و  باطل  را  از  آن  خـوارق  عادات  و  معجزات  بشنود،  و  همچنین  عجائب  لذت‌بخش  نوآفرینی  و  زیبانگاری  را  ببيند،  و  مشاهده  کندکه  چگو‌نه  در  آن  عجائب  و  غرائب‌،  جمال  پایمال  می‌آمیزد،  و  اثر  وحشت  و  حیرت  با  پدیده  ایمان  و  باور  آرام  و  ژرف‌،  آمیزه  یکدیگر  می‌شود.

در  سرآغاز  این  سوره،  چنین  اشاره‌ای  به  نزدیک  بودن  قیامت‌،  و  دو  نیم  شدن  ماه‌،  می‌شود  با  آهنگی‌که  دل  انسان  را  سخت  به  لرزه  و  تکان  می‌اندازد.  انسان  قیامتی  را  انتظار  می‌کشد  که  نزدیک  گردیده  است‌،  و  در  باره  معجزه‌ای  می‌اندیشدکه  روی  داده  است‌،  و  رخدادهای  قیامت  را  در  سایه  این  رخداد  بزرگ  جهانی‌که  مخاطبان  آن  را  با  چنین  آهنگ  برانگیزنده‌ای  دیده‌اند  به  تصـور  درمی‌آورد و پیش  چشم  می‌دارد.

در  باره  موضوع  نزدیک  شدن  قیامت‌،  امام  احمد  روایت  کرده  است  وگفته  است‌:  حسین  از  محمّد  پسر  مطوق،  و  او  از  ابوحازم،  و  ابوحازم  از  سهل  پسـر  سعد،  روایت  نموده  است  وگفته  است‌:  از  پیغمبر  خدا  (ص)  شنیدم  می‌گفت:

(‌بُعثتُ  أنا  و  السّاعة  هکَذا)‌. [2]

«‌من  و  قیامت  این‌گونه  برانگیخته  شده‌ایم‌«‌.

به  انگشت  شهادت  و  میانه  خود  اشاره  فرمو‌د. [3]

با  وجود  نزدیک  بودن  موعد  هراس‌انگیز،  و  با  وجود  روی  دادن  رخداد  جهانی  اعجاب‌انگيز،  و  وجود  آیات  و  معجزاتی‌که  آنها  را  به  شـكلهای‌گو‌ناگون  می‌دیدند،  آن  گونه  دلها  به  سرکشی  وستیزه‌گری  ادامه  می‌دادند،  و  بر  گمـراهی  پافشاری  ميکردند،  و  از  تهدید  و  بیم  قـیامت  نمی‌ترسیدند  و  متاثر  نمی‌شدند،  همـان‌ط‌ور  از  وقوع  آیات  و  معجزات  زیاد  وکافی  برای  پندگرفتن  و  دست  کشیدن  از  تکذیب‌کردن  نیز  متاثر  نـمی‌شدند  و  متحول  نمی‌گردیدند:

( وَإِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ .وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ .وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الأنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ .حِكْمَةٌ بَالِغَةٌ فَمَا تُغْنِي النُّذُرُ ).

و  اگر  مشرکان  معجزه بزرگی  را  ببینند  ازآن  رویگردان  می‌گردند (‌و  بدان ایمان نمی‌آورند) و  می‌گویند:  جادوی  گذرا  و  ناپایداری  است‌.  آنان  تکذیب  می‏‎کنند  و  به  دنبال  هواهای  خویش می‌روند. هر  کاری  هم  ثابت  و  ماندگار  می‌ماند  (‌و  هیچ  چیز  در  جهان  از  میان  نمی‌رود،  و  انسان جزا  و  سزای  کردار  بد  و  نیک  خود  را  می‌بیند)‌.  اخباری  که  بتوانند  موجب  بیزاری  (‌و  دوری  ایشان  از  گناه‌ها  و  بدیها)  شود  به  اندازه  کافی  برای  آنان  آمده  است‌.  (‌ای آیات‌)  عبرتهای بسنده و اندرزهای  رسائی  هستند  (‌که  می‌تواند  در  روح  و  جـان  شنوندگان  و  بینندگانی  که  آماده  پذیرش  حق  و  حقیقت  باشند،  اثر  بگذارند)  امّا  برحذر  داشتنها  و بیم  دادنهای‌(‌  قرآنی  برای  افراد  لجوج  بیفائده  است  وبه  حال‌ آنان‌)‌ سودی  ندارد.

آنان  روی‌گرداندند  وگفتند:  جادو  شده‌ایم‌.  ایشان  آیه  و  معجزه  خدا  را  در  دو  نیم  شدن  ماه  می‏بینند.  این  دیدگاه  ایشان  با  آیات  قرآن  است‌.  ایشان‌گفته‌اند:  قرآن  جادوی  تاثیر گذاری  است‌.  این  سخن  ایشان  بوده  است  هر  وقت  آیه‌ای  را  دیده‌اند،  و  هر  زمان‌که  آیات  متوالی  پیاپي گر‌دیده  است‌گـفته‌اند:  قرآن  جادوی  همیشگی  و  مستمری  است  وگسیخته  نمی‌شود.  از  این  روی  گردانده‌اندکه  در  باره  سرشت  آیات  و  حقیقت  آنها  بیندیشند  و  پژوهش‌کنند.  همچنین  از  دلالت  و گو‌اهيهای  آیات  روی  می‏‎گرداند،  و آیات  وگواهیهای  آنـها  را  تکذیب  می‌کنند  و  دروغ  می‌شمارند.  این  تکذیب  و  دروغ  شمردن ‌آیات  به‌ خاطر پیروی  از هواها و  هوسهایشان  است  نه  این‌که  به  حجت  و  برهان  استناد جویند  و  تکیه‌کنند،  و  نه  این‌که  در  باره  حق  ثابت  و  استوار  و  پایداری  بیندیشند  و  پژوهش‌ کنند که  در  همه  چیز  این  هستی  پیرامونشان  است‌.

(وَكُلُّ أَمْرٍ مُسْتَقِرٌّ).

هر  کاری  هم  ثابت  و  ماندگار  می‌ماند  (‌و  هیچ  چیز  در  جهان  از  میان  نمی‌رود،  و  انسان  جزا  و  سزای  کردار  بد  و  نیک  خود  را  می‌بیند).

هر  چیزی  در  سراسر  این  جهان  بزرگ  در  جای  مناسب  خود  قرار  دارد.  هرکاری  در  مکان  ثابت  خود  است‌،  مکان  ثابتی‌ که  تزلزل  نـمی‌پذیرد  و  نابسامان  نمی‌گردد.  کار  و  بار  این  جهان  هستی  برثبات  و  استقرار  استوار  است‌،  نه  بر  هوا  و  هو‌س  متغیر  و  متحول‌،  و  نه  بر  مزاج  تغییرپذیر  و  دگرگون ‌شونده‌،  یا  بر  تصادف‌گذرا  و  ناگهانی  روی  دهنده  ...   هر  چیزی  درجهان‌،  در  جای  خو‌د  و در زمان  خو‌د  است‌.ثبات  و استقرار  بر هر چیزی  که  در  پیرامون  آنان  است  حاکم  و  فرمانروا  است‌،  وثبات  و  استقرار  در  هر  چیزی  جلوه گر  می‌آید:  درگردش  کرات‌،  سنن  و  قوانین  حیات‌،  احـوال  و  اوضاع‌گیاهان  و  جانداران،  و  در  ظواهر  ثابت  اشیاء  و  مواد ...نه  تنها  در  اینها،  بلکه  ثبات  و  استقرار  حاکم  و  فرمانروا  است  بر  نظم  و  نظام  وظائف  اجسام  و  اعضاء  ایشان‌،  اجسام  و  اعضائی‌که  هيچ‌گونه  سلطه  و  قدرتی  برآنها  ندارند،  و  از  هواها  و  هوسهایشان  پیروی  نمی‌کنند! در  همان  زمان  که  این‌ثبات  و استقرار مـحيط  برایشان  و مسلط  بر هر  چیزی  در  پیرامونشان  است‌،  و  پدیدار  و  نمودار  د‌ر  هر  چیزی  است‌که  از  آنها  اطلاع  دارند  یا  ندارند،  ناگهان  می‌بینیم‌که  تنها  آنانندکه  پریشانند  و  هواها  و  هوسها  آنان  را  جلب  و  جذب  می‌کند!

(وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنَ الأنْبَاءِ مَا فِيهِ مُزْدَجَرٌ)‌. 

 اخباری  که  بتوانند  موجب  بیزاری  (‌و  دوری  ایشان  از  گناه‌ها  و  بدیها)  شود  به  اندازه  کافی  بـرای  آنان  آمده  است‌.  

مراد  خبرهای  معجزات  جهانی‌ای  است‌که  یزدان  سبحان  آنها  را  در  این  قرآن  برای  ایشان  بیان  داشته  است‌.  و  خبرهای  تکذیب‌کنندگانی  است  که  پیش  از  ایشـان  زیسته‌اند  و  نقش  زمین‌گشته‌اند  و  به  عذابهای‌گوناگون  دچار  آمده‌اند.  و  همچنین  مراد  خبرهای  آخرت  است‌که  قرآن  آنها  را  برای  ایشان  به  تصویرکشیده  است  ...   در  همه  اینها  هم  رادع  و  مانع  دوری‌ گزیدن  و  بیزاری  جستن  ازگناهان  و  بدیها  وجود  دارد  برای  کسی‌که  بخواهد  خویشتن  را  از  نابایستها  و  ناشایستها  به  دور  دارد  و  از  آن